دریاچه نئور به سوباتان - 13 تا 16 خرداد 93

تاریخ برگزاری: 13930313

دریاچه نئور به سوباتان - 13 تا 16 خرداد 93

هماهنگ کننده (مادر خرج):

فاطمه عفتی

شماره همراه:09123720197

پست الکترونیک: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

شماره کارت بانک صادرات :6037694047173574

جانشین:

حسین نصرالهی

سرپرست فنی:

احمد نظری

گزارش نویس:

فاطمه جاوید

امداد و نجات

سیدمحمدحسین آقائی‌پور

مخابرات:

شقایق صنعتگران

پشتیبان:

نسیبه فرهادیان

عکاس:

امیر فتاح‌زاده

مهمانان:

خانم‌ها: آرزو امن‌زاده، راحله دالکوهی

آقایان: حسین همتایی، ابراهیم رادپور، سعید یساقی، احسان مهدی‌زاده، فرهاد پورحمزه، بهرام وطن‌خواه، یونس فقیهی 

نوع برنامه:

کوهپیمایی

سطح برنامه:

متوسط

تاریخ و ساعت تجمع:

سه‌شنبه 13 خرداد 1393 ساعت 21 از تهران

محل تجمع:

ترمینال غرب ـ ساعت 20:30 روبروي تعاوني آرتا سبلان

تاريخ و محل برگشت:

جمعه 16 خرداد 1393 ساعت 22 از هشتپر

اقامت:

چادر

برنامه های جانبی:

آموزش مقدماتی چادر زدن و جهت‌یابی با ستارگان (آقای نظری) - آموزش عکاسی (آقای فتاح‌زاده)

مهلت ثبت نام:

ثبت نام به اتمام رسید
اعضا 150000 تومان و مهمان 180000 تومان

توضیحات و تذکرات:

1-لطفا تقاضای پرداخت وجه را در روز اجرای برنامه به صورت نقدی نفرمایید.

2-همنوردان محترم چنانچه به هر علتی از برنامه انصراف دهند، در صورت صلاحدید سرپرست برنامه، هیچ‌گونه وجهی مسترد نمی‌گردد.

3-ثبت‌نام در برنامه به منزله قبول اطلاع کامل از قوانین گروه و تعهد به رعایت دستورات سرپرست و نیز به منزله انعقاد عقد صلح با سرپرست برنامه می‌باشد. موضوع عقد پرداخت هزینه در قبال اجرای برنامه طبق شرایط اعلام شده است و سرپرست می‌تواند هزینه دریافتی را در هر موردی که صلاح بداند هزینه نماید.

4- سرپرست اختیار دارد با توجه به وضعیت آب و هوا، اعمال سیاستهای ترافیکی، امنیتی، اخلاقی و...از طرف مراجع ذی‌صلاح، وضعیت‌بدنی و فنی همنوردان و یا هر نوع عامل خارج از اختیار سرپرست برنامه را کنسل و یا با برنامه‌ای دیگر در همان منطقه یا منطقه نزدیک به آن جایگزین نماید. در این صورت نیز بازگرداندن تمام یا مقداری از هزینه برنامه با تصمیم سرپرست خواهد بود.

5- همنوردان از طرف گروه تحت هیچ پوشش بیمه‌ای نمی‌باشند. مسئولیت عمل به تعهد در قبال کارت بیمه ورزشی صادره از فدراسیون پزشکی ورزشی به عهده گروه نمی‌باشد.

6- سرپرست در ثبت‌نام همنوردان آزاد می‌باشد و از هیچ آداب و ترتیبی مانند اولویت ثبت‌نام و ... تبعیت نخواهد نمود.

7- اجازه صعود به افراد در هر نقطه از برنامه با صلاحدید سرپرست داده می‌شود و تمامی افراد ملزم به رعایت این نکته می‌باشند.

8- بازدید از وسایل مورد نیاز توسط سرپرست، در طول برنامه انجام خواهد شد.

9- اطلاعات مورد نیاز از قبیل دمای هوا، سرعت باد، بارش و هرگونه اطلاعات دیگر در خصوص منطقه و نحوه صعود را از طریق سایتهای معتبر یا هر طریق دیگر به دست آورید. مسئولیت ملاک قراردادن این اطلاعات با شرکت کنندگان است.

10- هرگونه سؤال یا ابهامی را در مورد برنامه می‌توانید در وقت مقتضی از سرپرست برنامه بپرسید.

اطلاعات برنامه ممکن است تا لحظات آخر ویرایش گردد و ثبت‌نام کنندگان ملزم به چک کردن این اطلاعات می‌باشند. تغییرات 12 ساعت قبل از شروع برنامه از طریق پیامک به اطلاع خواهد رسید.

 


 

تقسیم‌بندی چادر :

جاوید، عفتی (چادر جاوید) - شمالی، خجسته‌پور (چادر عفتی) - صنعتگران، نوری (چادر صنعتگران) - عباس‌زاده، شباهنگ (چادر پورهاشمی) - امن‌زاده، دالکوهی (چادر امن‌زاده) - دهنوی، نصرالهی (چادر نصرالهی) - عاطفه نظری، سعیده سازور(چادر نظری) - نصرآبادی، فقیهی، جباری، صالحان (چادر جباری) - همتایی، یداللهی، فتاح‌زاده (چادر همتایی) - جزایری، پورهاشمی (چادر جزایری) - پورحمزه (چادر پورحمزه) - وطن‌خواه (چادر وطن‌خواه) - رادپور، یساقی، مهدی‌زاده (چادر مهدی‌زاده) - محمدحسين آقایی‌پور، احمد نظری (چادر آقایی‌پور) - طالقانی، نورمحمدی (چادر طالقانی)

 

نکات لازم در مورد چادر :

همنوردان گرامی مطالب مربوط به کمپ و چادر زدن را از لينك‌هاي زير مطالعه بفرمایید.

(مخصوصا دوستانی که تجربه شب مانی در طبیعت را نداشتند) 

لينك1 -لينك2

1.قبل از برنامه چادر خود را چک بفرمایید و از سالم بودن تمامی قسمتهای آن اطمینان حاصل کنید.

2.قبل از کوله چینی حتما قسمتی برای چادر خود در نظر داشته باشید چون تعدادی از دوستان در شروع برنامه چادر را تحویل می‌گیرند.

3. برای آوردن اجاق خوراک پزی، کتری و .. با هم چادری خود هماهنگ یا وسایلی که دارید به بنده اطلاع دهید تا هماهنگ کنم.

4. در ضمن برای حمل چادر و چادر زدن حتما با هم همکاری لازم را داشته باشید.

5. زیرانداز عایق برای کف چادر فراموش نشود.

 


* محل و ساعت تجمع: 

 ساعت 20:30 روز سه‌شنبه 13 خرداد ـ ترمينال غرب ـ روبروي تعاوني آرتا سبلان

 

* زمان بازگشت:

ساعت 22 روز جمعه 16 خرداد ـ هشتپر

 

* همنوردان گرامي خواهشمند است كليه خريدهاي لازم خود مانند نان، آب معدني، باطري و ... را قبل از تجمع در ترمينال مسافري غرب انجام دهند چرا كه تا عصر روز پنج‌شنبه كه به سوباتان مي‌رسيم دسترسي به سوپر ماركت وجود ندارد و امكاني بابت خريد ملزومات در مسير رفت تا سوباتان نخواهيم داشت.

* هر نفر مي‌بايست حداقل 2 ليتر آب همراه خود داشته باشد.

* با توجه به احتمال مواجه شدن با سگ‌هاي گله، به همراه داشتن باتوم الزامي است.

* با توجه به سرمای منطقه در شب ها، زیرانداز مناسب برای کیسه خواب فراموش نشود.

لينك آب و هواي منطقه: 

وضعيت آب و هواي سوباتان

وضعيت آب و هواي هشتپر

* با توجه به وضعيت آب و هواي منطقه، امكان بارندگي وجود دارد لذا كليه همنوردان مي‌بايست حتماً كاپشن گرتكس و پوشاك اضافه همراه داشته باشند. 

* با توجه به اينكه در برنامه بيش از 20 كيلومتر كوهپيمايي با كوله دور روزه داريم لذا استفاده از كفش كوهپيمايي مناسب الزاميست و تأكيد مي‌شود كه به هيچ عنوان با كفش كتاني و يا صندل در برنامه حاضر نشويد. 

* يادآوري مي‌شود كه اين برنامه، يك برنامه‌ي كوهپيمايي دو روزه در قالب گروه كوهنوردي شهيد وركش مي‌باشد و با برنامه‌هاي ديگر گروه‌ها كه به صورت تورهاي گلگشت و طبيعت‌گردي در اين منطقه برگزار مي‌گردد متفاوت مي‌باشد، لذا انتظار مي‌رود همنوردان ضمن توجه به تذكرات فوق، با وظايف خود در يك تيم كوهنوردي آشنا بوده و تمام تلاش خود را جهت اجراي مناسب برنامه به كار بندند. بديهي است كوتاهي هر يك از همنوردان در آوردن تجهيزات لازم و نداشتن آمادگي، ممكن است موجب خلل در برنامه و ايجاد مشكل براي كل گروه نمايد. 

* از اهداف اين برنامه، آموزش و تمرين مواردي چون نظم و كار تيمي، برقراري كمپ، مسيريابي، عكاسي طبيعت و ... است كه اميد است همگي از اين فرصت بهره كافي ببريم. 

* با توجه به تعطيلات آخر هفته و ترافيك سنگين معابر شهر تهران در بعد از ظهر سه‌شنبه، لازم است دوستان تمهيدات لازم را براي رسيدن به موقع به محل تجمع بيانديشند. در اين راستا توصيه مي‌شود حتي‌الامكان از مترو استفاده شود.

* تعاوني آرتا سبلان تقريباً در ميانه سالن ترمينال غرب واقع شده است.

* همنوردان عزيزي كه با وضو و به موقع به ترمينال برسند مي‌توانند از ساعت 20:30 تا 20:45 نماز اول وقت را در مسجد ترمينال به جا آورند.

مختصری از برنامه و زمان بندی تقریبی:

13 خرداد (سه شنبه):

_ ساعت 20 الی 21 حرکت از ترمینال غرب

14 خرداد (چهارشنبه):

_ صبح زود در روستای بودالالو پیاده شده و با نیسان به سمت دریاچه نئور حرکت می‌کنیم.

_ صرف صبحانه در کنار دریاچه و استفاده از طبیعت زیبای آن حداکثر تا ساعت 10 و حرکت

_ حداقل 10 کیلومتر پیمایش داریم و محل شب‌مانی در کنار چشمه خواهد بود.

15 خرداد (پنج شنبه):

 _ روز پنجشنبه ساعت 5:30 صبح بيدارباش و ساعت 7 صبح آغاز حركت. 12 كيلومتر پيمايش داريم و تا عصر به سوباتان مي‌رسيم.

 _ عصر پنج‌شنبه از سوباتان ماشين (نيسان) می‌گيريم به سمت هشتپر كه 2.5 ساعت راه است و انشاا..شب‌مانی و برپایی چادر در ساحل گیسوم (ممكن است با توجه به شرايط شب‌ماني در سوباتان باشد)

16 خرداد( جمعه):

_ صبح جمعه : هركدام از موارد ذيل با نظر دوستان و تصمیم سرپرست:

   كنار ساحل، جنگل گيسوم، سورتمه، قلعه هشتپر، درياچه‌ي سراگاه

_ انشاا.. ساعت 22 حرکت به سمت تهران

نکته:با توجه به شرایط و صلاحدید سرپرست ممکن است تغییراتی درطی برنامه داشته باشیم. 

شرایط و مراحل ثبت نام در برنامه:

1. مطالعه کامل قوانین گروه و توضیحات این برنامه

2. اطمینان از خالی بودن ظرفیت و احراز شرایط شرکت در برنامه از طریق مطالعه سایت یا ارسال پیامک به سرپرست

3. بعد از اطمینان از بند 2، واریز وجه و ارسال پیامک به سرپرست شامل روز و ساعت فیش واریزی و چهار رقم آخر کارت مبدا

4. دریافت پیامک تایید ثبت‌نام از سرپرست یا اضافه شدن اسم شما در لیست همنوردان

بدیهی است چنانچه مراحل فوق به پایان نرسد ثبت نام شما ناموفق می‌باشد.

* لطفا حتی الامکان به صورت پیامکی با سرپرست در تماس باشید.

سایر لوازم مورد نیاز:

کفش و پوشاک مناسب فصل - کوله پشتی 2روزه ـ کیسه خواب - چادر (با هماهنگی سرپرست) - کیف کمک های اولیه - کیت بقاء - باتوم ـ زیرانداز - طناب انفرادی و کارابین پیچ ـ چراغ پیشانی و باتری اضافه ـ کارت بیمه ورزشی سال جاری - غذا (به مدت برنامه) - بطری آب (حداقل 2 ليتر آب) - تنقلات و ..

ره توشه پیشنهادی:

کلاه و عینک آفتابی - دوربین عکاسی - فلاسک چای - یک دست لباس اضافی

توضیحات کاربردی

تذکرات:

 

ثبت‌نام در برنامه و واریز وجه به منزله قبول اطلاع کامل از قوانین گروه و تعهد به رعایت دستورات سرپرست و نیز به منزله انعقاد عقد صلح با سرپرست برنامه می‌باشد. موضوع عقد صلح پرداخت هزینه در قبال اجرای برنامه طبق شرایط اعلام شده است و سرپرست می‌تواند هزینه دریافتی را با هماهنگی مسئول گروه، در هر موردی که صلاح بداند هزینه نماید و از این بابت رضایت طرفین با انعقاد صلح، حاصل میشود.. تمامی نکات ارائه شده‌ی کتبی و شفاهی از طرف سرپرست به عنوان شروط ضمن عقد در نظر گرفته میشود.

سرپرست اختیار دارد با توجه به وضعیت آب و هوا، اعمال سیاستهای ترافیکی، امنیتی، اخلاقی و...از طرف مراجع ذی‌صلاح، هدف آموزشی، وضعیت‌بدنی و فنی همنوردان و یا هر نوع عامل خارج از اختیار سرپرست، برنامه را کنسل و یا با برنامه‌ای دیگر در همان منطقه یا منطقه نزدیک به آن جایگزین نماید. در این صورت نیز بازگرداندن تمام یا مقداری از هزینه برنامه با تصمیم سرپرست خواهد بود.

همنوردان به غیر از کارت بیمه ورزشی فدراسیون پزشکی ورزشی که برای شرکت در هر برنامه الزامی است و می بایست تهیه نمایند، از طرف گروه تحت پوشش هیچ نوع بیمه‌ی دیگری نمی‌باشند. مسئولیت عمل به تعهد در قبال کارت بیمه ورزشی صادره از فدراسیون پزشکی ورزشی به عهده گروه نمی‌باشد.

سرپرست در ثبت‌نام همنوردان ملزم به رعایت نظرات کمیته فنی می باشد و از هیچ آداب و ترتیب دیگری مانند اولویت ثبت‌نام و ... تبعیت نخواهد نمود.

به منظور استفاده در انواع رسانه ها، سایت و فضاهای مجازی دیگر و بعضا در حوزه نشر و ...، در تمامی برنامه ها، فیلم و عکس گرفته میشود. فلذا عزیزانی که تمایل ندارند تصویرشان پخش شود، خودشان دقت نمایند که داخل کادر نباشند و یا با استفاده از دستمال سر و ... صورت خود را بپوشانند. تصویربردار و ... مسئولیتی در این خصوص ندارند.

لطفا تقاضای پرداخت وجه را در روز اجرای برنامه به صورت نقدی نفرمایید.

همنوردان محترم چنانچه به هر علتی از برنامه انصراف دهند، هیچ‌گونه وجهی مسترد نمی‌گردد مگر در شرایط خاص با صلاحدید سرپرست.

حداقل پانزده دقیقه زودتر از زمان اعلام شده در محل قرار حاضر شوید. چنانچه لحظاتی پس از زمان اعلام شده رسیدید، مسئولیت آن به عهده خودتان می باشد و طبیعی است که هیچ وجهی مسترد نمیگردد.

اجازه صعود به افراد در هر نقطه از برنامه با صلاحدید سرپرست داده می‌شود و تمامی افراد ملزم به رعایت این نکته می‌باشند.

درصورت نیاز بازدید از وسایل همنوردان توسط سرپرست، در ابتدای برنامه یا حین برنامه انجام خواهد شد.

اطلاعات مورد نیاز از قبیل دمای هوا، سرعت باد، بارش و هرگونه اطلاعات دیگر در خصوص منطقه و نحوه صعود را از طریق سایتهای معتبر یا هر طریق دیگر به دست آورید و به غیر از لوازم مورد نیاز اعلام شده توسط سرپرست، لوازم متناسب با شرایط برنامه را به همراه داشته باشید. مسئولیت ملاک قراردادن این اطلاعات با شرکت کنندگان است.

هرگونه سؤال یا ابهامی را در مورد برنامه می‌توانید در وقت مقتضی از سرپرست برنامه بپرسید.

اطلاعات برنامه ممکن است تا لحظات آخر ویرایش گردد و ثبت‌نام کنندگان ملزم به چک کردن این اطلاعات می‌باشند. تغییرات 12 ساعت قبل از شروع برنامه از طریق پیامک ارسال می گردد.

 


 

شرایط ثبت نام:

مطالعه کامل قوانین و آیین نامه داخلی گروه و توضیحات این برنامه

 

مراحل ثبت نام:

1- ابتدا می بایست در سایت لاگین نمایید چون پس از وارد کردن نام کاربری و گذرواژه، شماره تماس سرپرست و ... قابل رویت می‌باشد و امکان ارسال کامنت فعال می گردد.
2- احراز شرایط شرکت در برنامه از طریق مطالعه سایت (برای اعضا) و ارسال پیامک حاوی صعودهای شاخص و آخرین صعودهایتان به سرپرست و استعلام نظر ایشان (برای مهمانان).

3- ارسال کامنت در صفحه برنامه (برای اعضا) یا پیامک به سرپرست (برای مهمانان) با محتوای: "قوانین و آیین نامه های گروه و تمامی شرایط برنامه ..... مورخ ..... را مطالعه کرده، قبول دارم و داوطلب شرکت در برنامه هستم."
4- در صورت تایید سرپرست، اسم شما توسط ایشان در لیست داوطلبین برنامه درج خواهد شد.
5- به صفحه لیست اعضاء مراجعه نمایید. (دوستانی که اسامی شان در لیست نیست و مهمانان محترم و همنوردانی که حق عضویت عقب افتاده دارند، می بایست هزینه مهمان پرداخت نمایند)
6- با توجه به توضیحات بالا هزینه مهمان یا اعضاء را به شماره کارت سرپرست واریز نمایید.
7- ارسال پیامک واریز وجه برای سرپرست، شامل مشخصات فیش واریزی و چهار رقم آخر کارت مبدا
8- دریافت پیامک تایید ثبت نام از سرپرست یا اضافه شدن اسم شما در لیست همنوردان یا مهمانان

بدیهی است چنانچه مراحل فوق به پایان نرسد ثبت نام شما ناموفق می‌باشد.

 


اگر در برنامه شب مانی در چادر داشته باشیم:
نکات لازم در مورد چادر :

1- همنوردان گرامی مطالب مربوط به کمپ و چادر زدن را از دو مقاله اصول برقراری کمپ و اصول ابتدایی کمپینگ درکوهستان مطالعه بفرمایید.(مخصوصا دوستانی که تجربه شب مانی در طبیعت را نداشتند): 
2- قبل از برنامه چادر خود را چک بفرمایید و از سالم بودن تمامی قسمتهای آن اطمینان حاصل کنید.
3- قبل از کوله چینی حتما قسمتی برای چادر خود در نظر داشته باشید چون تعدادی از دوستان در شروع برنامه چادر را تحویل می گیرند.
4- برای آوردن اجاق خوراک پزی، کتری و .. با هم چادری خود هماهنگ یا وسایلی که دارید به بنده اطلاع دهید تا هماهنگ کنم.
5- در ضمن برای حمل چادر و چادر زدن حتما با هم همکاری لازم را داشته باشید.
6- زیر انداز عایق برای کف چادر فراموش نشود.

 

در برنامه هایی که بامداد و یا ابتدای روز شروع می شود، پس از صرف صبحانه در محل قرار حاضر شود. به همین ترتیب برنامه هایی که بعد از ظهر و شامگاهان اجرا می شود، نهار و شام را قبل از زمان تجمع میل نمایید.

 در برنامه هایی که پس از اذان آغاز میگردد، بعد از ادای نماز در محل قرار حاضر شوید.

 

 

اگر در برنامه شب مانی در چادر داشته باشیم:

تقسیم بندی چادر :

نکات لازم در مورد چادر :

1-      همنوردان گرامی مطالب مربوط به کمپ و چادر زدن را در این قسمت مطالعه بفرمایید.(مخصوصا دوستانی که تجربه شب مانی در طبیعت را نداشتند): 

2-      قبل از برنامه چادر خود را چک بفرمایید و از سالم بودن تمامی قسمتهای آن اطمینان حاصل کنید.

3-      قبل از کوله چینی حتما قسمتی برای چادر خود در نظر داشته باشید چون تعدادی از دوستان در شروع برنامه چادر را تحویل می گیرند.

4-      برای آوردن اجاق خوراک پزی، کتری و .. با هم چادری خود هماهنگ یا وسایلی که دارید به بنده اطلاع دهید تا هماهنگ کنم.

5-      در ضمن برای حمل چادر و چادر زدن حتما با هم همکاری لازم را داشته باشید.

6-      زیر انداز عایق برای کف چادر فراموش نشود.

خدمات:

_ اتوبوس رفت به اردبیل و برگشت از هشتپر

_ وسیله نقلیه از اردبیل به دریاچه نئور، از سوباتان تا هشتپر

_ وسیله نقلیه در هشتپر

_ هزینه پذیرایی و ...

مشروح گزارش :

بسم الله الرحمن الرحیم

 

هو الذی یسیرکم فی البر و البحر(22یونس)

 

اوست که شما را در خشکی ودریا حرکت میدهد.

 

سفرنامه:از نئور به سوباتان

 

مشخصات و موقعیت جغرافیایی دریاچه نئور:

 

دریاچه نئور در 48 کیلومتری جنوب شرقی اردبیل به طرف شهر خلخال در ارتفاع 2500 متری و در طول جغرافیایی 84،3 و در عرض 38 در یکی از دره های کوهستانی باغرو از سطح دریا قرار گرفته است.
وسعت دریاچه بیش از 220 هکتار و مشتمل بر دو دریاچه کوچک (40 هکتار ) و بزرگ (180 هکتار) که در فصل پر آب ( بهار ) به هم می پیوندند و دریاچه واحد را به وجود می آورند.
بیشترین عمق دریاچه 5،5 متر و میانگین ژرفای آن 5 متر است.وسعت آبریز دریاچه نئور 45 کیلومتر مربع بوده و از مراتع ییلاقی عشایر فندقلو می باشد.نئور از دریاچه های آب شیرین بوده و آب آن از چشمه های متعدد کف دریاچه و اطراف آن و همچنین از نزولات آسمانی تاُمین می گردد.
در حوضه آبریز آن پوشش گیاهی زینت یافته که به طور عمده شامل گیاهان دارویی از جمله : شبدر ، بابونه ، بومادران ، پنج انگشت ، آلاله ، نعناع ، کنگر و خاکشیر است.
منطقه حفاظت شده نئور بخشی از منطقه حفاظت شده لیسار است که به مساحت 420 هکتار بزرگترین دریاچه آب شیرین دائمی استان اردبیل را دارد.این منطقه دارای شرایط جوی بسیار مساعد در فصل تابستان و آب و هوای سرد در زمستان ، یکی از مراکز مهم تحقیقاتی سازمان حفاظت شده محیط زیست در امر آبزیان است.
از دیگر موجودات دریاچه نئور می توان زالو ، صدف های دو کفه ای ، نرم تنان و سخت پوستان را نام بردو بیشترین جمعیت هاکروسکوپیک موجود در این دریاچه نوعی سخت پوست به نام گاماروس است.این سخت پوست فضای مناسبی را برای پرورش ماهی قزل آلای منحصر به فرد با گوشت لذیذ به وجود آورده که طرفداران زیادی در منطقه و کشور دارد.
راه های دسترسی به دریاچه :
1- هشت پر ، ریگ ، کیش دیبی ، شیله ، مریان ، قلعه جوق و عباس آباد
2- خلخال ، کوثر ، فاراب ، قره قشلاق ، خلفو
3- اردبیل ، هیر ، شبلو و هل آباد
روستای سوباتان :

سوباتان نام ییلاقی در غرب لیسار در شهرستان تالش که ییلاق اهالی جوکندان، لیسار و قلعه بین است. در فاصله ۳۲کیلومتری شمال غرب شهرستان تالش و چندکیلومتری جنوب شرقی دریاچه نئور اردبیل قراردارد. این ییلاق روبروی بلندترین اجرگاه تالش (ریشکاجی یا ریشگاسر) قرار دارد. این منطقه دارای جمعیت کمی می باشد که در اواخر ماه اول تابستان از روستاهایی چون قلعه بین در این مکان سکنی میگزیدند و در اواخر آخرین ماه تابستان به خانه های خود بر می گردند.
این مکان از چشمه های بسیار خنک و پر آب و هوای بسیار عالی و خنکی برخوردار می باشد و دارای زمین های سر سبز پوشیده از چمن میباشد. این ییلاق پرجمعیت‌ترین ییلاق دربخش کرگانرود می‌باشد. فاصله این ییلاق تا شهر هشتپر‍‍‍‍ حدود ۳۲ کیلومتر با جاده‌ای کوهستانی که از دل جنگل های تالش می‌گذرد است.این ییلاق دربالای یک طرف دره لیسار واقع است و از اینجا دره لیسار که جنگلی است منظره زیبائی دارد و منظره دیگری که ازاینجا دیده می‌شود و در طرف دیگر دره لیسار واقع است، ییلاق زیبا و تاریخی برزبیل است که ییلاق اهالی خطبه سرا و دو طائفه عشایری تالش بنامان ایشیگ آقاسی و آقاجانی می باشد.
در این ییلاق معدن مس و آثار تاریخی کاروانسرای شاه عباسی و قبرهای ماقبل تاریخ در محلی بنام کندی یا کهنه‌ده ییلاق برزبیل وجود دارد. نقاط دیدنی روستای سوباتان عبارتند از:

۱-چشمه باتمان بولاق (بین سوباتان و اسبومار واقع است.)

۲-منطقه باستانی گنجخانه

۳-سرچشمه اصلی قنات سلسال که سر از قلعه سلسال لیسار در می‌آورده‌است.

 

تاریخ : از ساعت 21 ,سیزده خرداد نود وسه شمسی تا ساعت 30/4 هفده خرداد (حرکت از تعاونی آرتا سبلان ترمینال غرب)

سرپرست: خانم عفتی

جانشین وراهنما: آقای نصراللهی

سرپرست فنی: آقای نظری

مسئول امداد و نجات (وایضا آتش با زی و....): آقای آقایی پور

مسئول مخابرات:خانم صنعتگران

ساعت حرکت بعد از نیم ساعت تاخیر : ساعت 30/21

بعد ازاینکه همسفران تکمیل شدند , با اتوبوسی (صورتی رنگ ) که همه صندلیها ی آن را همنوردان پر کرده بودند به سمت اردبیل سفری دیگر را به حول و قوه الهی آغاز کردیم.

دعای سفر:

 

سبحان الذی سخر لنا هذا و ما کنا له مقرنین (13)وانا الی ربنا لمنقلبون(14)زخرف

 

سفر از خود بریدن وبه او پیوستن است

و گرنه چرندگان و پرندگان و خزندگان و درندگان بیش از آدمی ......

بعداز اینکه در راه بعضی دوستان را از کرج و قزوین سوار کردیم و توقفی نیم ساعته در ترمینال قزوین جهت کمی استراحت داشتیم که در ضمن دوستان سنگنورد گروه را که عازم برنامه غار بودند هم بعضی دوستان ملاقات کرده بودند ,حرکت رابه سمت اردبیل را درآرامش شب با سکوت جانهایی که در ملکوت خویش فرو رفته بودند ،ادامه دادیم.

 

ومن آیاته منا مکم با للیل (23روم)   از آیات اوست خواب شما در شب

 

دربین الطلوعین زیبایی در کنار چند کلبه که با امکانات محدود وسلیل استراحت و نماز مسافران را مهیا کرده بودند برای ادای بندگی (نماز صبح) اتوبوس توقف کرد .

بعد ازحرکت ,در حدود نیم ساعت بعد 35 کیلومتری اردبیل در سه راهی روستای بودالالو مینی بوسهایی را که قبلا هماهنگ شده بود به قصد دریاچه نئور سوار شدیم ، مینی بوس به خاطر اینکه عرض جاده کم است و اتوبوس در پیچهای آن گیر میکند،تا دریاچه 13 کیلومتر جاده پیچ در پیچ با مناظر زیبا است که باید طی شودو سرانجام ساعت 7:20 تقریبا در ضلع غربی دریاچه کنار کلبه های محقری که حکایت از زیستن فصلی(ییلاق) کنار دریاچه میکرد پیاده شدیم تا با تنظیم کوله ها و پوشیدن لباس گرم ،راهپیمایی به سوی سوباتان را آغاز کنیم.

 

 

ازشمال دریاچه که سدی بنا شده بود ،دریاچه را دور زدیم و حرکت رابه سمت شرق که مقصد ما بود یعنی "سوباتان" آغاز کردیم.

دریاچه با آب نقره فامش ،دیده هر بیننده ای را به خود جذب میکرد و با صفا و زلالش،شوق وشعف را به مسافرین خود هدیه میداد،بعد از نیم ساعت حرکت جناب سرقدم(آقای شنجول 1) فرمان توقف دادند.

 

                                                     می اطراقیم

{شنجول معرب شنگول است که در زبان فارسی یعنی :شوخ طبع,ظریف,دارای اطوار

مولانا درمثتوی "عشق"را به شنگ توصیف میکند:

عشق شنگ بی قرار بی سکون****چون درآرد کل تن را در جنون}

 

دوستان مشغول صبحانه شدند وبعد مراسم معارفه با تشریفات خاص (فیلمبرداری جناب جانشین از همه همنوردان)برگذار شد حدود ساعت 9:30 از مسیر جاده ای خاکی که هر از چند گاهی نیسان آبی حامل مسافرین که کوله ها را نه بر پشت خود بلکه بر پشت ماشین بسته بودند و شادمان از تکانهایی که ماشین به آنها میداد ،از کنار ما عبور میکردند وما در حالی که از دورآخرین نگاهها را با دریاچه رد وبدل میکردیم ،دل از دریاچه که حالا از بلندای بیشتر برایمان دلبری میکرد ،بریدیم تا تمرین کنیم مردن را برای سفر ابدی 

چرا که برای ابد خلق شدیم وسیر ابد در پیش داریم.    

قال المولی سلام الله علیه:آه من قله الزاد و طول الطریق و بعد السفر (حکمت 77 نهج البلاغه)

آه از توشه اندک و طولانی بودن راه و دوری منزل

بعداز کمی حرکت جناب سرقدم آقای نظری در بیان تجربیات خویش بر بلندی قرار گرفتند تایکی از قوانین مهم کوهنوردی را که بخصوص در پیمودن مسیر های طولانی خیلی راهگشاست یعنی قانون "گام ,استراحت" توضیح دهند.

این نحوه گام برداری اگر در پیمایش رعایت شود کوهنورد میتواند مسیر طولانی را به راحتی طی کند.

مسیر را بعضی از جاده خاکی وبعضی را از میان دشت ،هماهنگ ومنظم ،گاهی در 2 صف خانمها وآقایان و گاهی در یک صف طولانی طی کردیم ،همراه با استراحتهای کوتاه در فواصل منظم یکساعته ،چرا که بعضی همنوردان اولین سفر 3روزه با کوله سنگین را تجربه میکردندو حکیمان گفته اند:

مبتدی را باید آرام و بتدریج وارد عرصه های سخت کرد تا نفس درجا نزند واز راه در نرود .

رباید دلبر از تو دل ولی آهسته آهسته ***مراد تو شود حاصل ولی آهسته آهسته

تحمل کن که سنگ بی بهایی در دل کوهی***شود لعل بسی قابل ولی آهسته آهسته

بالاخره سرانجام روز اول حمل کوله های سنگین بسر آمد وگروه با خارج شدن از مسیر جاده و سرازیر شدن به طرف رودخانه در پایین دامنه شقایقهای سرخ ،در نزدیکی چشمه(2تا چشمه در دوطرف رودخانه بود) جهت برپا کردن چادر و شب مانی توقف کردیم :

 

ساعت3 بعداز ظهر

 

دامنه کوه که با شقایقهای سرخ نقش زیبایی به خود گرفته بود ،چنان همنوردان را به وجد آورده بود که بعضی غافل از نقش زیبای خود ،در میان شقایقها ،اطوار خود را به قاب دوربین میسپردند تا در فراموشخانه روزگار محو نشود.

 

هیچ محتاج گل گلگونه ای***ترک کن گلگونه,تو گلگونه ای

ای رخ گلگونه ات شمس الضحی***ای گدای رنگ تو گلگونه ها

ای همه دریا چه خواهی کرد ,نم***ای همه هستی چه میجویی عدم

جوهر است انسان و چرخ اورا عرض***جمله فرع و سایه اند و تو غرض(مولوی)

 

دوستان در زیر نم نم باران چادرهارا به پا کردند ،گرچه یکی از چادرها به خاطر واقع شدن نزدیک چشمه و اینکه قبلا بررسی نشده بودند وبعضی چادرهای دیگر هم بنابر مشکلات دیگر ،به خاطر باران شب،آب نفوذ کرده بود لذا بر کوهنورد لازم است قبل از سفر کاملا از سلامت چادر مطمئن باشد و موقع نصب هم نکات ایمنی را رعایت کند.

 

اما با همه این سختیها ،همدلی دوستان و نماز جماعت بر روی زمینهای خیس،آرامش را بر فضای گروه حاکم کرده بود و خداوند هم باران شب را با هوای مطبوع و آفتابی صبح در آمیخت ومانند همه نعمت بیکرانش به ما هدیه داد.

صبح بعد از نماز وصبحانه و جمع کردن چادرها ساعت 8:30 به سمت سوباتان حرکت کردیم.

پس از یک ساعت پیمودن کم کم سوباتان از پشت کوهها نمایان شد.

ساعت 9:30 توقف جهت استراحت و آموزش دوم جناب سرپرست فنی

 

نحوه مواجهه با سگ در کوهستان

 

1/....

2/....

3/....

4/اگر سگ حمله کرد و پای شمارا گرفت ....

و اینجا بود که جناب شنجول 2 لطف کردند به صورت عملی برای دوستان نمایش دادند چون در غیر این صورت اصلا مفهوم نبود.

حرکت وبازهم توقف ساعت 11:30

آموزش فرود از مسیر شن اسکی

بعد از طی مسیری کوتاه ومشورت با همنوردان،بنابر خواسته اکثریت از مسیر جاده ای خارج شدیم و با کمی ارتفاع گرفتن از ارتفاعات مشرف به جاده واز میان شقایقهای سرخ و گلهای سفید و ...دامنه هایی که با گلهای رنگارنگ ،رخ مستور یار را به نمایش گذاشته بودند ،خرامان وسرمست گذشتیم.

 

 

ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم***ای بیخبر زلذت شرب مدام ما

سبحان الله

بعداز توقفی یکساعته جهت نماز و نهار کنار آبشاری در بین راه ،سرانجام ساعت 17:30 در کنار قبرستان قدیمی سوباتان که در ورودی این روستای زیبا و کوچک هست کوله ها را بر زمین گذاشتیم .

روستایی در میان دامنه های سرسبز با خانه هایی ییلاقی که بعضا از مسافران با قیمتهایی قابل توجه پذیرایی میکنند (البته این اگر به نفع رشد اقتصادی روستا باشد ,پذیرفته شده است)

 

اما حکایات   سوباتان :

1)مشرف به روستا بر روی تپه ،زمین بسیار وسیع وصافی گسترده شده است جهت اسب دوانی،که برای چادر زدن و انواع ورزشها و بازیها مناسب است .

دوستان که برای آنتن دهی موبایل به آنجا رفتند با هندوانه هایی که جناب شنجول 3 به امر همایونی ،خریداری کرده بودند والبته در بین راه یکی از آنها بامهارت تمام ذبح شده بود،شتری و اسبی و ... والبته بعضی مدرن و امروزی(قاچ کرده)پذیرایی شدند که ناگهان توپ پلاستیکی بعضی را از هندوانه غافل کرد وزمین اسب دوانی شد زمین فوتبال به همان سادگی زمین فوتبال کوچه پس کوچه های پایین شهر (یه توپ پلاستیکی بدون دروازه توری و....)

راستی به همین سادگی و به همین راحتی میشه هم ورزش کرد و هم شادی

اگر دلها پاک باشند و توقعات کم ،از کمترین امکانات میشه بهترین استفاده را کرد و این هنر کوهنورد است که با کمترین امکانات مدرن امروزی (کوله ای سبک بار از حد اقل ها)گوش ودل به آهنگ طبیعت که سرشار از ذکر حق است میسپارد و آرامش گمشده در شهر را باتمام وجود وجدان میکند.

 

چگونه مرغ حق ناید به حق حق***چو میبیند جمال حسن مطلق

 

2)بندگی شامگاه در تنها مسجد خاموش روستا(البته روستا کلا برق و گاز ندارد و روشنایی آن از طریق موتورهای برق که برای مدت محدودی در شب روشن میشوند ،تامین میشود) وبعد مباحثی در رابطه با بعضی موجودات نامرئی بی آزار (طایفه جن) که نمیدانم این "بشر خلق آزار" چرا هروقت یاد اذیت وآزار می افتد آن را در این طایفه نامرئی جستجو میکند!!!

وعملیات رعب و وحشت توسط یکی از همنوردان جنننننننننن.......

3)کبابی های روستا با همان روش خاص خود یکی از جاذبه های سوباتان و البته منبع درآمدی برای ییلاق نشینان میباشد ،گروه هم به برکت لطف سرپرست از دنده و استخوانهای به سیخ کشیده شده بی نصیب نماند فقط با خوردن استخوان و دنده های کباب شده (ما که گوشت خالص ندیدیم) حال اجدادمان (انسانهای اولیه) را به خوبی فهمیدیم و کلی برای مخترعین چرخ گوشت و قاشق و چنگال دعا کردیم که مارا از چه مشقتی نجات دادند!!!

بگذریم که ظاهرا بعضی با جگر از خودشون پذیرایی کرده بودند!!!

ساعت 10:30 شب بعد از مراسم آتش بازی مسئول امداد و نجات بالاخره همه در خاموشی آسمان،دیده جان را به تماشای ستارگان سپردند تا گفته ها و نگفته ها را در ملکوت جان (خواب) ذخیره سازند.

چراکه هیچ ادراکی در آدمی ازبین نمی رود.

 

ما محصول اندیشه و گفتار و رفتار خودیم و تا ابد با انچه در خود کاشته ایم ،محشوریم .

لیس للانسان الا ما سعی

صبح ساعت 8:10 با 3 دستگاه نیسان به سوی هشتپر(تالش کنونی) حرکت کردیم وساعت 10:30 دقیقه با مینی بوسهای منظور وارد شهر شدیم چون نیسانها تا نزدیکی شهر مسافرین را می آورند.

بعد از گذاشتن کوله ها در تعاونی شهر به قلعه سراگاه که قلعه ای مشزف به شهر ودریاست و مربوط به دوره ساسانی میباشدودر دوره سلجوقیان مرمت شده است وهم اکنون مثل بسیاری از بناهای قدیمی جز دیواری از آن باقی نمانده دیداری کوتاه کردیم.

 

 

وبعد امامزاده ای دلنشین در میان پارک با سرویس بهداشتی مناسب جهت نماز و سپس بهترین رستوران شهر (مجموعه رستورانهای پرویز)بابت نهار

و سرانجام ساحل نسبتا تمیز دریای خزر در شهرستان تالش

و اخرین حکایت :

مراسم شادمانی یکی از دختران بود از اولین ولادتش در کنار دریا (با مراسم کیک خوران)

تا شاید تذکاری باشد برای ولادتهای ثانی و ثالث و....

قال عیسی علیه السلام:لن یلج ملکوت السموات  من لم یولد مرتین/کسی که دوباره زاده نشود هرگز وارد ملکوت آسمانها نخواهد شد(تفسیر قران کریم :صدرالمتالهین)

 

غروب بعد از جماعت مغرب وعشا با همان اتوبوس صورتی ،شبانه عازم تهران شدیم وساعت 5 صبح سفری دیگر از سفر زندگی به سرانجام رسید .

سفر نئور به ساباتان تمام شد اما سفر" ما "هرگز

از سرپرست عزیزو جانشین ها و تمام کسانی که با خوبی خود لحظه های خوشی را برای ما رقم زدند کمال تشکر را دارم.

الحمد لله رب العالمین

فاطمه جاوید 21/4/93

نظرات (70)

  • اعظم یوزباشی

    اعظم یوزباشی

    24 تیر 1393 at 14:00 |
    «اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن»:
    اگر کسی سلام کرد نيكوتر جوابش را بدهید..پس :
    "سلام ِ‌خدا" بر شما خانم جاويد ِعزيزترم :-)))
    *
    خب بايد اهتراف كنم كه زيبايي اين معنا "شنگ "رو تا به اين حد نمي دونستم...
    خاطره بازي :كوچيك تر كه بوديم
    يه كارتوني بود شنگول و منگول و حبه ي انگور ...دوستش مي داشتيم:-)
    اما هيچ وقت فك نمي كرديم "شنگول "‌مي تونه معناي ديگه اي هم داشته باشه
    اميدوارم شنگولان ِ‌فعلي اول:‌ مسماي خوبي باشند براي اين اسم و دوم : پاسبان و حافظ ...
    خدايا !بر شنگولهاي گروهمان بيفزاي ...و نه بر منگولها و حبه هاي انگور ....
    خدايا ! ما از خيلي چيزها فقط معناي ظاهري و مجازي ش را مي دانيم خودت به ما ياد بده معناي حقيقي شان را .الهي آمين :-)
  • عاطفه نظری

    عاطفه نظری

    23 تیر 1393 at 00:51 |
    خانم جاوید جان! خداقوت و دست مریزاد!
    بابت زنده کردن خاطرات،مچکریم!
    خداوند متعال بر درجات شما بیفزاید!
    (خیلی حرف داشتم،بنا بر دلایلی، تصمیم گرفتم دیگه "خیییلی" رسمی کامنت بذارم!!!)
  • اعظم یوزباشی

    اعظم یوزباشی

    22 تیر 1393 at 14:08 |
    ما را سفري فتاد بي ما آنجا دل ما گشاد بي ما ...
    خانم جاويد بسيار خوب شرح دادين براي بنده كه همراه نبودم تصويرسازي خوبي بود .
    اما چند مجهول :

    1 - شنجولان تا قبل از اين 2 نفر بودند .آ ا.ن - آقاي م.ن سومي كيه آقاي س.م ح.الف (خوب رمزگذاري كردم..؟بالاخره پاي آبروي افراد در ميونه )يا آقاي ديگه اي بودن و يا شايدم خانوم بودن كه صدالبته در خانومها هم دوسه پنج تايي شنجولـ‍ه داريم ، مثلا همان ع.ن.آآآآ/م.س.آ. پ .و/..

    2- تغيير ظاهري صيغه ش لازم است چون ديگر دو تا نيستند :شنجولين ...!(يعني دعا كنيم همه شنجول شوند ؟)
    3- مواجهه ي باسگ چرا سه بند اولش نقطه چين است ؟

    4-كاش "تولد " را شرح بيشتري مي دادين هم تولد سوباتان و چند تا نقطه و بيشتر اين تولد ثاني و ثالث را و بخصوص روايت مذكور را .

    5- سپاس از تعبير بسيار شورانگيز "ملكوت جان"... اينطوري به خواب نگاه نكرده بودم
    • فاطمه جاوید

      فاطمه جاوید

      24 تیر 1393 at 13:02 |
      خانم یوزباشی عزیزم سلام

      شنجول که عربی شنگول فارسی است ابتداء برای دو نفر وضع شد به خاطر غلبه صفات شنجولی در این بزرگواران و البته دوستان دیگر هم هستند که روحیات شاد دارند و به دیگران هم شادی میدهند و بازهم البته به استناد روایاتی که از معصومین داریم و مبانی انسان شناسی قرآنی شنجول کامل "آدم مسجود ملائکه" که فرد اتم آن حضرات معصومین سلام الله علیهم است, میباشد که از مشاهده جمال و جلال بینهایت حضرت حق در "ابتهاج بینهایت" هستند و جقدر خوب است ما تلاش کنیم به چنین مقامی برسیم (رزقناالله وایاکم)

      2/دربیان آموزشها گزارش ظرفیت نداشت همه ذکر شود و قصد من از اشاره به آن این بود که بگویم یک برنامه خوبی که درسفر داشتیم آموزشها بود ,امیدوارم برنامه ها و همچنین گفتگوهای ما در سایت علاوه بر مزاح ,آموزنده هم باشد زیرا

      گفت انسان پاره ز انسان بود

      قال المولی علی سلام الله علیه:المرء مخبوء تحت لسانه تکلموا ,تعرفوا(شخص در زیر زبانش {کلامش} مخفی است سخن بگویید تا شناخته شوید)

      3/ شرح تولد ثانی و ثالث فرصتی بیش از یک گزارش میخواهد با مقدمات علمی معرفت نفس که انشاءالله با یاران همسفر معرفت نفس به توضیح آن خواهیم رسید و باشفاعت اهل بیت به حقیقت آن نائل خواهیم شد

      از شما ودوستانی که سفر زمینی را باسفر آسمانی و انشاءالله عرشی گره میزنند بسار متشکرم

      جزاکم الله خیرا کثیرا
  • الهام عباس  زاده

    الهام عباس زاده

    22 تیر 1393 at 09:54 |
    و اینگونه شد که با گزارش بسیار زیبای خانم جاوید سفر نئور به سوباتان برایمان مرور شد :)
    چرا که "هیچ ادراکی در آدمی ازبین نمی رود" ;)
    تشکر برای شرح زیبا و حکایات جالبتون خانم جاوید :)
  • محمدحسن جباری

    محمدحسن جباری

    07 تیر 1393 at 15:56 |
    سلامی مجدد :P
    عارضم خدمت خانم جاوید که فرمودید حقایق را اما بسی نا جوانمردانه:
    معتقدم حضرات شنجولان سرکاران خانم بودند که از گیلاسی که حقیر خریدم حتی یک دانه ی کرم خورده اش قسمتم نشد و آنانی بودند توپ بی صاحبم! را به یغما بردند...
    حالا یک عزیزی کمی کیک خورده اینقدر جو سازی ندارد ;)
    این را می بیند و آن را نه؟
    /
    عجب خانم نظری اگر بنا باشه کسی مجازات بشه اول شمایی به دلایل متعدد که از بیان آن عاجزم :D
    حقیقتا سیب نصف شده ی احمدید!
    /
    دلم واقعا برای برنامه و بچه ها تنگ شد خیلی خوب بود و خیلی خوش گذشت...
    وووو خیلی خوشحالیم که از طرف آقا مهدی هنوز اس ام اس نیموده :v
    ماشالا گرووووووووووه
    • عاطفه نظری

      عاطفه نظری

      08 تیر 1393 at 16:25 |
      جناب جباری مگه اطلاع ندارید این وصله ها ب ما نمیخوره. احتمالا تشابه اسمی ای چیزی شده،اونجا کسی رو با بنده اشتباه گرفتید، من مطمئنم!!
      *****
      بنده تا یک ماه با ترس و وحشت اس ام اس ها رو باز میکردم!! ولی ازونجایی ک خدا همیشه با ماست، الحمدالله مشکلی پیش نیومد!
  • عاطفه نظری

    عاطفه نظری

    04 تیر 1393 at 23:47 |
    سپاس ویژه از عکاسان نئوری، بابت عکسهای بسیار زیبا و بیاد ماندنی.
    خانم سازور، جناب صالحان،جناب فتاح زاده، جناب رادپور و جناب مهدی زاده متشکریم!
    • احسان مهدی‌زاده

      احسان مهدی‌زاده

      05 تیر 1393 at 13:26 |
      حیف که دیر رسیدیم به جلسه و مرور خاطرات موند... :( منم از همه عکاسا و خانم عفتی و آقای نظری و آقای آقایی برای انتقال تصاویر تشکر می کنم...:D

      بسیار بسیار عالی...
  • سعیده سازور

    سعیده سازور

    02 تیر 1393 at 11:52 |
    بازهم سلام به همه نئور به سوباتانی ها...
    متاسفانه برای جلسه احتمالا نتونم بیام یه چندتا عکس هم دست من هست اگه این جلسه نیومدم جلسه آینده انشاا.. میارم، البته بعدا به منم عکسا رو بدین. :(
    مصرف خوراکی غیر طیّب و غیر نیروزا!!!بقایای اون که به کوله ی شما آویزون بود آقای مهدی زاده....!! :D
    • احسان مهدی‌زاده

      احسان مهدی‌زاده

      05 تیر 1393 at 13:29 |
      خانم سازور ممنون که با همه مشکلات به جلسه رسیدید و تصاویر رو رسوندید...
  • عاطفه نظری

    عاطفه نظری

    01 تیر 1393 at 17:32 |
    با عرض سلام و خداقوت!
    ب حول قوه الهی، جلسه سوم تیر با حضور گرم اهالی " از نئور به سوباتان" برگزار خواهد شد. در پایان این جلسه، طبق وقایع رخ داده در طول سفر، از تعدادی از دوستان تجلیل خواهد شد و تعدادی هم محکوم خواهند گردید.
    موارد تجلیل و محکومیت را ب سمع و نظر اهالی محترم می رسانیم:
    تجلیل از:
    - جناب دکتر نصر آبادی و جناب جباری، بخاطر ایفای نقش اول آموزشی الحق ک ب زیبایی تمام این نقش رو ایفا کردند. البته از این حرکت زیبایی ندیدیم، !!
    - جناب مَهدی زاده بخاطر ایفای نقش سرکرده "أجنّه" در مسجد سوباتان. چنین نقشی واقعا برازنده ایشان بود!!!
    - قصابان تازه کار، ک برای سربریدن هندوانه ها، دستورات ذبح شرعی اعم از بسمله، آب دادن، رو ب قبله و...را کاملا رعایت کردند و همچنین ب " شترخواران" آن منطقه توجه ویژه داشتند!! ک
    - تمامی برادران و خواهرانی ک آن شب برای صرف چربی و استخوان،فک هایشان سِرّ شد ولی دم برنیاوردند و در آخر ک دیگر فک ها کارساز نبود آنها را می بلعیدند.
    - " بانوان " بخاطر " سکوت محضشان" در طول مسیر جنگلی سوباتان و آلوده نکردن فضای صوتی!!
    - گارسُن های زحمتکش در رستوران جناب آقای پرویز. جهت حفظ آبروی مؤمن، از نام بردن این 2 گارسن مخلص و جان بر کف،اعراض می کنیم.
    - شهیدان زنده و بدل کاران، جناب دکتر چمران ،حاج ابراهیم همت و حاج احمد متوسلیان!!
    - سرکار خانم عفتی بخاطر سعه صدر و سکوتشان در برابر فتنه های متعدد "فتنه گران"!!

    محکوم کردنِ:

    - سرکار خانم جاوید به خاطر جریان بالای قلعه و درختچه و دریا و غرق شدن یکی از بانوان توسط ایشان.
    - حضرات شنجولان یعنی آقایان نظری و نصر آبادی. بخاطر پوشیدن لباس و شرکت کردن در مراسم جشن تولد در ساحل. البته ما هنوز برادرمون رو لازم داریم. در این جنایت رخ داده یک نفر هم ک مجازات شود مُکفی است. بنابراین برادر نظری ب مناسبت فرارسیدن ماه مبارک رمضان، مشمول عفو میگردد و فقط جناب دکتر ب سزای اعمالشان خواهند رسید.
    - تمامی آقایونی ک در هنگام بارش سنگین باران در ساحل، سوار ماشین شدند و هیچ اطلاعی ندادند ک ماشین برگشته ،لا اقل ما هم سوارش شویم. و ما را زیر باران و تگرگ ب حال خود واگذاشتند. !!
    - جناب فتاح زاده، جهت تک خوری ایشان در خوردن "جگر گوسفند" بعد از بیرون کردن مهمانان از رستوران سوباتان. "بعضی ها" آن شب از ایشان مقداری جگر گوسفند طلب کردند ولی آقای فتاح زاده بی تفاوتانه سیخ جیگر را ب دندان های مبارک می کشیدند و هیچ اعتنایی ب آنها نکردند.اون صحنه دردناک هیچ وقت از یادم نمیرود. آه! یک روز همین آه تو را ( شما را) میگیرد/گاه یک کوه ب یک کاه ب هم میریزد...(شاعر فاضل نظری)
    - جناب نصراللهی بخاطر آمار غلطی ک از تعداد قصابان موجود در بازار سوباتان دادند و کلی از برنامه گروه بخاطر آمار غلط ایشان عقب افتاد!!!
    - جناب آقایی، بخاطر آفتابه ای کردن گیلاس ها، تنها با این نیت ک خانمها از آن میل نکنن و همه ش نصیب خودشان شود. از امام جماعت دیگه انتظار چنین رفتاری رو نداشتیم.(در طول تاریخ بشریت ب این خانمها ظلم شده!!) جرم ایشان در دادگاه روحانیت بررسی خواهد شد.
    - گروهک تروریستی داعش ب سرکردگی " م.ن". اشتباه ما این بود ک همون موقع این گروهک رو منهدم نکردیم تا الان اینطوری واسه ما تو عراق جولان ندهند.اشکالی نداره، جلوی ضرر رو هر وقت بگیریم منفعته.
    -و تمامی افرادی ک هنگام گرفتن عکس خانوادگی، آرامش را سلب کردند!! (عکاسان محترم انشاالله همه عکسارو سه شنبه بیارید ، !!)
    -متهمین گرامی! اگه جرأت دارید در جلسه سوم تیر حضور ب هم رسانید تا ب حساب تک تکتان رسیدگی شود.
    والسلام علی من التبع الهدی
    عاطفه نظری
    امضاء و اثر انگشت!!
    • احسان مهدی‌زاده

      احسان مهدی‌زاده

      01 تیر 1393 at 21:16 |
      با سلام مجدد، یعنی این کتابت شما عالیه...یعنی می خندیماااااا... :D

      خوب بنده ظاهرا این به اون در شدم، چون تو هر دو لیست هستم، البته در هر دو فریب خوردم، در اولی فریب کل جماعت نسوان به خصوص شما و خانم آقای نصراللهی و در دومی هم فریب خانم سازور و البته با نقش کمرنگ شما... :D

      البته در برخی ردیف های دیگه هم به صورت نامحسوس خدمت بودیم، شکر خدا دیده نشده... :)) خلاصه که خدمت میرسیم و از خجالتتون در میایم... :D
      • عاطفه نظری

        عاطفه نظری

        03 تیر 1393 at 09:12 |
        خواهش میکنم!
        این ب اون در نشده. اول از جنابعالی تجلیل ب عمل میاد وبعد ب سزای عملتان خواهید رسید!!
        این است "عدالت" ما!
        • الهام عباس  زاده

          الهام عباس زاده

          03 تیر 1393 at 10:53 |
          سلام خانم نظری
          ضمن تبریک بابت اینکه تونستید این جزئیات رو به خاطر بسپرید و با این نحوه زیبا دسته بندی کنید و ارائه بدید، من مخالفتم رو به عنوان شاکی با عفو برادرتون اعلام میکنم. این عادلانه نیست!
          عدالت هم که زیر سوال بره دیگه وضعیت بقیه بند ها هم مشخصه :))
          [در راستای نقض کردن تمامی محکومیت ها با یک اشاره- خوشحال باشید :) ]
          • عاطفه نظری

            عاطفه نظری

            03 تیر 1393 at 11:55 |
            راستی خانم عباس زاده، یادم رفت بابت حسن نظرتون تشکر کنم.مچکرم، قابل شما رو نداشت!!
          • عاطفه نظری

            عاطفه نظری

            03 تیر 1393 at 11:53 |
            و علیکنّ السلام خدمت خانم عباس زاده!
            بالاخره باید ی فرقی بین برادر و بقیه بچه ها باشه یا نه؟!
            ب نظر بنده اینجوری خدا هم راضیه!!! و خدا ک راضی باشه مهم نیس بنده ش راضی باشه یا نه!!
            مهم کسب رضایت الهی است!
            نشنیدید ک میگن " ایّاک ایّاک بالبرادر"!!!
  • احسان مهدی‌زاده

    احسان مهدی‌زاده

    01 تیر 1393 at 12:50 |
    سلام به همه سوباتانیان...

    دوستان برای جلسه روز سوم تیر عکسها را همراه خواهند داشت انشاالله؟ میخوایم اگر تصویری رسیده برسیم خدمتتون برای تحویل :D
    • فاطمه عفتی

      فاطمه عفتی

      01 تیر 1393 at 16:48 |
      با سلام و کمال تشکر از ابراز محبت شما دوستان گرامی
      لطفا در صورتیکه تمایل به دریافت عکسهای سوباتان ، شاه پیل ، خرسنگ و قله آهنگرک می باشید در جلسه سوم تیر فلش به همراه داشته باشید.
      • احسان مهدی‌زاده

        احسان مهدی‌زاده

        01 تیر 1393 at 21:06 |
        ممنون خانم عفتی... :)
  • حسین همتایی

    حسین همتایی

    01 تیر 1393 at 11:56 |
    سرکار خانم عفتی ، دورود و سپاس
  • سید محمد حسین آقایی

    سید محمد حسین آقایی

    25 خرداد 1393 at 23:28 |
    الحمدلله رب العالمین
    • ملیحه سادات آقایی پور

      ملیحه سادات آقایی پور

      26 خرداد 1393 at 10:33 |
      و به نستعین
  • فاطمه جاوید

    فاطمه جاوید

    22 خرداد 1393 at 11:37 |
    سلام خدمت سوباتانیان(سوباتان:آب فرورونده)

    ایضا حکایتی از حضرات شنجولان

    اندر مهیای جشن یکی از دختران بودیم که یاد تولدش اورا به بذل وبخشش واداشته بود و کیکی تهیه دیده بود تا همنوردان را هم شیرین کام کناد و جناب سرپرست امداد ونجات ,چفیه به سر ,به کمک آمده بودند جهت آتش کردن شمعها ,تا اگر شعله ای افروخته شد بیش از اندازه ,امدادی برسانند اندر خاموشی

    و خانمها کیکها را محاصره کرده بودند به جهت امنیت از دستبرد

    ناگهان جناب حضرات شنجولان(آقایان نظری و نصرآبادی)هجوم آوردند جهت .....

    به ایشان معروض داشته شد که اینجا جمع نسوان است ,آقایان در ردیف دوم در انتظار باشند

    جواب آمد :پس چرا جناب آقایی در میان است؟

    عرضه داشتیم :ایشان روسری(چفیه) به سر کرده اند

    به چشم بر هم زدنی حضرات ,دستمال گردن را به سرکشیدند تا از باب شباهت به بعضی نسوان از معرکه کیکها بی نصیب نمانند

    والحق که بااین شباهت چه یه غایت کیکها راتقسیم کردند و خود جز اندکی نوش جان نکردند

    این حکایت بهر آن گفتم که چه زیبا مثلی است


    آنجا که دوستی است تکلف چه حاجت است


    بین الاحباب تسقط الاداب
    • عاطفه نظری

      عاطفه نظری

      22 خرداد 1393 at 16:30 |
      داستانی بس زیبا بود خانم جاوید!
      فقط ی نکته عرض کنم خانم جاوید! نفر اول از حضرات شنجولان، دست خودش نیس ک این اعمال ازش سر میزنه، از اول در میان جمع نسوان و بووووووق تا خواهر بودن!!!عذرشون موجهه!!
      ولی در مورد جناب دکتر جای بسی تأمل است ک چرا...؟!!
  • عاطفه نظری

    عاطفه نظری

    21 خرداد 1393 at 14:56 |
    راستی این برنامه همه جاش، رنگ و بوی جبهه رو میداد.بخاطر حضور پر رنگ دکتر چمران، ابراهیم همت و حاج احمد متوسلیان!!! واقعا خاطرات جبهه برا "بنده" مجددا زنده شد!
    یاد اون روزهای پر خاطره (و بعضا تلخ و شیرین) بخیر...
  • محمّدرضا پورهاشمی

    محمّدرضا پورهاشمی

    21 خرداد 1393 at 00:22 |
    پس قسمت دوم خاطرات آقاى نصرابادى كو؟!
    پاكش كردن؟!
    • مریم انتظاری

      مریم انتظاری

      21 خرداد 1393 at 22:02 |
      بله اگر مورد اخلاقی داشته باشه پاک می کنن منم یه دفه یکی از شعرای مهد کودکمو نوشتم سانسورش کردن اخه یه کم مثه مسوولین رده بالا روشن فکر باشین بزارین جوون آگاه و فهمیده بره بخونه ببینه بعد اگه تشخیص داد بده دیگه نبینه و نخونه بره یه گوشه بشینه ماستشو بخوره
    • عاطفه نظری

      عاطفه نظری

      21 خرداد 1393 at 14:49 |
      احتمالا!
      شاید ب خاطر نام بردن بعضی حیوون ها بوده!!
      باید شطرنجیش می کردن!!
      • مریم انتظاری

        مریم انتظاری

        21 خرداد 1393 at 22:35 |
        آخ آخ اسم حیوونا مخصوصا بز اگه توی متن باشه دستگاه بطور خودکار سرج می کنه بعد اول 4 تا اسم حیوون به عنوان فحش برای ادب کردن کاربر تحویلش می ده بعد هم متن خودشو و هم متن کاربرو بطور خودکار چون اسم حیوون تو هر دوش هست حذف می کنه
  • احمد نظری

    احمد نظری

    20 خرداد 1393 at 13:18 |
    بسم الله و بحمده
    الحمد والثناء للله الواحد القهار، و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
    سلام علیکم، همت سرکار خانم عفتی در برگزاری برنامه‌های خاص ستودنی است و ان شاالله این همت سرلوحه بنده و دیگر دوستان قرار بگیرد.
    بعد از مدتها در این برنامه از تجربیات یکی از ذخائر پنهان و یکی از اعضای پایدار گروه آقای نصراللهی استفاده کردم. دوستان جدید اگر قابلیت‌های ایشون رو میدونستن به راحتی از کنارشون نمیگذشتن.
    فعالیت برخی دوستان در برنامه ملموس نبود ولی تاثیر گذار بود... حمایت معنوی سرپرست محترم گروه جناب آقای ورکش، پشتیبان برنامه سرکار خانم فرهادیان، مخابرات سرکار خانم صنعتگران، گزارش نویس سرکار خانم جاوید، تک تک دوستان شرکت کننده در برنامه که میتونستن با عدم همکاری در اجرای برنامه از کیفیت برنامه بکاهند ولی با همت و صبر و استقامت و تحمل خودشون باعث بهتر برگزار شدن برنامه شدن. مخصوصا سفر اولیهای عزیز و یا دوستانی که تا به حال سفر دو روزه با شب مانی در طبیعت رو تجربه نداشتن و بالاخص عزیزانی که وسایلشون مناسب نبود. از همه و همه سپاسگزارم
    من هم در راستای لبیک به فراخوان دوست عزیزم اقای نصرآبادی در مورد نقل خاطرات سفر، خاطرات خودم رو در قالب چند نکته فنی بیان میکنم.
    از ترمینال شروع میکنم:
    - هنگام گذاشتن وسایل دوستان در صندوق اتوبوس متوجه این موضوع شدم که برخی از دوستان کوله شون رو خوب نبسته بودن. کوله رو طوری باید ببندید که اگر اون رو از دستگیره کوله با کارابین به پشت اتوبوس ببندید و اتوبوس اون رو بکشونه دنبال خودش، هیچ وسیله ای از کوله نیفته. نه اینکه با یه تکون کیسه خواب یه طرف بیفته و زیر انداز یه طرف و ... حتی الامکان تمامی وسایلی که تا شروع مسیر نیاز ندارید باید در کوله جاسازی بشه و به صورت تکه جدا گانه دست نگیرید. نتیجه عدم توجه به این موضوع جاموندن پوتین های دوستمون در ترمیناله. موارد مشابه این رو در برنامه های زیادی دیدم. یه لحظه در ذهن خودتون به جای پوتینهای کارکرده و به جای مانده از دوران سربازی یک جفت کفش اسکارپای دو میلیونی در نظر بگیرید.
    - در برنامه‌های این گونه ای از قبل وسایلی که احساس می‌کنید در ماشین نیاز میشه در کوله کوچک یا نایلون جداگانه ای بگذارید که با خودتون بالا ببرید. تصور کنید برای بیرون اوردن یک پلار باید سی و اندی کوله پشتی رو از صندوق بیرون بیارید یا کنار بزنید. با این کار هم ممکنه به کوله ها صدمه بزنید، هم خودتون اذیت می‌شید و هم راننده و شاگردش ور به سختی می‌ندازید که مورد سوم تبعات منفیش قطعا به گروه برمی‌گرده.
    - وقتی اطلاع داشتیم که روز اول حد اقل بارونیه خوب بود که صبحانه رو از قبل به صورت لقمه در میاوردیم که هم تو سرمای کنار دریاچه کمتر اذیت می‌شدیم و هم استفاده بیشتر از زمان می‌کردیم. مشاهده شد برخی از دوستان به خاطر سختی خوردن صبحانه از این وعده غذایی مهم در کوهنوردی صرف نظر کردند. این کار اصلا اصولی نیست و کوهنوردی باید صبحانه مفصل میل کند تا توان و انرژی کافی داشته باشد.
    - برخی دوستان مطالب نوشته شده در سایت رو به حساب تشریفات و تعارف معمول در جامعه میذارن. اینکه گفته می‌شه پوشاک مناسب با فصل و آب و هوا هم وضعیت کلیش مشخص می‌شه، نداشتن لباس ضد باد و بارون یا نداشتن زیر انداز عایق برای چادر یا نداشتن لباس گرم هیچ توجیهی نداره. بیشتر دوستان هم لباسهاشون رو تو نایلون به صورت جداگونه قرار نداده بودن.
    - فرصت نشد در خصوص نحوه چادر زدن با هم مباحثه کنیم ولی یه قسمتی تو سایت لینک زده بودن که نحوه برقراری چادر رو توضیح داده بود. تو هوای بارونی بحث جلوگیری از افتاده آب زیر چادر بحث جدیه. از اقدامات اولیه برای جلوگیری از این موضوع داشتن زیرانداز عایق، انتخاب جای مناسب و مخصوصا داشتن ابزار مناسب برای کندن شیار اطراف چادره. همین رو بگم خواست خدا بود که شرایط طوری نبود که همه چادرها نیاز به کندن شیار داشته باشند وگرنه معلوم نبود با یه دونه بیلچه کندن شیار اطراف 15 عدد چادر چه قدر زمان می‌بُرد.
    - هنگام استراحت و هنگام اردو زدن به کرات مشاهده شد که باتون‌ها بدن اینکه بسته شده باشد همین طور زیر دست و پا رها شدند. یکی از موارد شایع در شکستگی و خم شدگی باتون همین مورد است که احتمال رفتن یه آدم 80 کیلولی با کوله بیست کیلویی با کفش سنگین روی باتون زیاده. حالا ببین چی سر باتوم بیچاره میاد. راستی قیمت بدترین باتون رو تو بازار منیریه دارید؟ یه کم بیشتر احتیاط کنیم. اولا در توقفهای طولانی باتون رو ببندیم و به صورت عمودی کنار کوله مون بذاریم و در اطراف کوله جاسازی کنیم. در توقفهای کوچک هم نوک آن را به زمین فرو کنیم تا به صورت عمودی بایستد.
    - مطابق آیه‌ی شریفه‌ی " وارسلنا الریاح" فرستادن باد در ید قدرت الهی است. خدا بهمون رحم کرد که برامون باد نفرستاد. دوستانی که پارسال علم کوه بودن یه لحظه تصور کنن اون باد علم کوه شبونه تو محل شب مانی ما میوزید اون وقت چادری بود که پشت سر هم از جا کنده میشد و یا شل و ول میشد. بعد باید تا صبح ورزش نیمه شب گاهی میکردیم که یخ نزنیم. متاسفانه برخی از چادرها طناب مخصوص یا نخ برای مهار کردن چهار طرف چادر نداشتند. برخی هم داشتند و استفاده نکردند. برخی به اجبار بنده استفاده کردند و برخی‌تر هم که از بیخ نه میخ داشتند و نه طناب و نه زیر انداز. دوستان عزیز همیشه شعبان نمی‌مونه رمضان هم در پیشه.
    - در نحوه آموزش رویارویی با سگ همون طوری که عرض شد در یه قسمت باید وسایل خودتون رو به عنوان قسمتی از بدن به حیوان نشون بدین چون اون فقط میخواد یه چیزی رو گاز بگیره. فرقی نمیکنه پای شما باشه یا کوله‌ی دیوتر یا حتی سری لنز دوربین نیکون مدل aw110 . همین جا از آقای نصرآبادی و آقای جباری تشکر میکنم به خاطر همکاریشون در این قسمت آموزشی.
    - در حین برنامه متوجه شدیم برخی دوستان بیماری قبلی داشتن و تو برنامه هم دارو مصرف میکردن. یادآوری میکنیم خدای ناکرده هر عارضه ای که افراد دارند یا در برنامه پیدا می‌کنن اولین کسی که باید مطلع بشه سرپرست برنامه است.
    - یکی از تمرینهایی که در کوهنوردی باید انجام بدیم تمرین صبر و تحمله. از این که این تمرین رو به خوبی انجام دادین و عرایض بنده رو تحمل کردین بهتون تبریک میگم.
    و اما خدمت خانم نظری عرض کنم که مفهوم مخالف همه جا قابل استناد نیست. وقتی در ترکیبی مفهوم وصفی داشته باشیم و اون وصف مختص به موصوف باشه مفهوم مخالف صدق پیدا نمیکنه. اون دوستمون گفته بوده "از حجاب خانمها متوجه شدم که این گروه شهید ورکشه". در اینجا محجبه بودن صفت خانمها است و به خانمها هم اختصاص داره. محجبه بودن رو به معنای خاص نمیشه برای آقایون در نظر گرفت. پس از مفهوم مخالف این جمله نمیتونیم استفاده کنیم. البته حتما این قاعده رو هم شنیدید که " اثبات شیء نفی ما ادا نمیکنه" یعنی درسته حجاب خانمها یکی از شاخصه‌های گروهه (اثبات شیء) ولی به این معنا نیست که متانت و مناعت طبع آقایون هم شاخصه نباشه(نفی ما ادا). از طرفی حالا باید در مورد نقش آرم بزرگ گروه کوهنوردی شهید ورکش بر روی لباس بنده و آقای آقایی پور هم صحبت کنیم که نشانه خوبی برای تشخیص گروهه.
    • عاطفه نظری

      عاطفه نظری

      20 خرداد 1393 at 18:10 |
      خدمت آقای نظری عارضم که ،خودتون دارین می فرمایین اگ وصفی "مختص" موصوف باشد، مفهوم مخالف صدق پیدا نمیکنه، حالا کی گفته حجاب مختص زن است؟! اتفاقاً هم حجاب و هم عفاف شامل هر دو جنس می شود. هم خانم ها و هم آقایون. منتها در جامعه تصور ذهنی ایجاد شده که در این بحث، بلافاصله ذهن ها به سمت خانم ها می رود( من باب تبادر). امّا حجب و حیا هم برای خانم لازم است و هم آقا. پس وقتی حجاب، مختص زن نیست، دیگه عرض(!!) شما... و فرمایش(!!) بنده صحیح می باشد.
      و اتفاقاً میخاستم ب راوی داستان عرض کنم اینجا ی قاعده ای ب کار میره ک میتونن جواب بنده رو بدن، ب شرطی ک از آقای نظری کمک بگیرن. دقیقا همین قاعده "اثبات شیء..." بود ک بد پشیمون شدم و پاکش کردم. چون می دونستم اگ بخونیش همین قاعده رو در جواب من میگی. (من اخوی رو بهتر از خودش میشناسم!)
      آقای نظری حالا این هفته تشریف میارید خونه،ب حسابتان خواهم رسید!!
      یادم رفت از آقای مَهدی زاده بابت اجراشون داخل مسجد و همکاریشون تشکرکنیم.از طرف تمامی خانما تشکر ویژه دارم. بعدشم اختیار دارید، کی گفته شما بلد نبودید؟!شما خودتون یک پا ....هستید!!!
      ی خاطره هم از خانم جاوید بگم: وقتی بالای قلعه رسیدیم، من و خانم جاوید همراه یکی دو تای دیگه داخل اون فضای سبز شدیم ک درختچه های ی تیغ دار داشت، همه ب راحتی گذشتند نوبت منکه شد، ی طرف چادرم از بالای سر تا پایین ب تیغ ها گیر کرد، شروع کردم ب جنب و جوش و ...، دیدم خانم جاوید روبروم ایستادن وبدون هیچ حرکتی فقط ب بنده می خندن.و من شدیدا در حال دست و پا زدن و نجات یافتن از این درختچه بودم. گفتم خانم جاوید چرا کاری نمی کنید؟ منو از این وضعیت نجات بدید!ایشون فقط لبخند می زدن و گفتن (نقل ب مضمون): ما ک ننونستیم...،مگه اینکه تیغ های درخت حریف تو بشن و ما چند لحظه ای هم ک شده از دست توی آآآآآآ(بقیه شو دیگه نمیگم،اسمی بود ک خانم جاوید، تو این برنامه برای بنده گذاشته بودن!!) آرامش داشته باشیم!! ولی از آنجایی ک همیشه" ان الله معی"، ب اراده خداوند zoroی آبی رنگی(!!!) ما رو از این وضعیت نجات داد.
      • احسان مهدی‌زاده

        احسان مهدی‌زاده

        20 خرداد 1393 at 21:52 |
        خواهش می کنم خانم نظری، انجام وظیفه بود... ;)

        لطفا در ادامه شفاف سازی بفرمایید:

        Zoroی آبی=آقای یساقی یادمه آبی بودن...درسته؟
        • عاطفه نظری

          عاطفه نظری

          20 خرداد 1393 at 23:02 |
          اگ آشوب بود ک خوب بود. ی چیز دیگه هس! تو همین مایه هاست، البته با ی رِنج بالاتر! راهنمایی: تو جیب جا نمیشه!!

          آقای یساقی نبودن، ایشون آبی نداشتن، یا آبی خالص نبودن. یکی بود ک آبی خالص بود!
          هر سوال هفتادو پنج صدم!!
          • محمّدرضا پورهاشمی

            محمّدرضا پورهاشمی

            21 خرداد 1393 at 00:19 |
            آقاى جبارى نبودن احياناً؟!
            • عاطفه نظری

              عاطفه نظری

              21 خرداد 1393 at 14:44 |
              درست فرمودید دکتر چمران!
              شما فتادو پنج صدم از آنِ خود کردید!
              جهت شهادت زود هنگام جناب دکتر چمران، صلوات بلند ختم کنید!!
              اللهم صل علی محمد و آل محمد...
            • عاطفه نظری

              عاطفه نظری

              21 خرداد 1393 at 14:39 |
              درست فرمودید دکتر چمران!
              شما فتادو پنج صدم از آنِ خود کردید!
              جهت شهادت زود هنگام جناب دکتر چمران، صلوات بلند ختم کنید!!
              اللهم صل علی محمد و آل محمد...
            • احسان مهدی‌زاده

              احسان مهدی‌زاده

              21 خرداد 1393 at 10:48 |
              آقای یساقی آبی آسمانی بودن فکر کنم، درسته دکتر، خود خودشه...تبریک می گم...شما با سه چراغ روشن رفتین مرحله بعددددددد... :D
    • احسان مهدی‌زاده

      احسان مهدی‌زاده

      20 خرداد 1393 at 17:14 |
      احمد نظری درود بر تو...

      از این که تو تمام این سالهای تمرین کوهنوردی و کوهپیمایی و طبیعت گردی معلمم بودی خوشحالم و به دوستی و همنوردی با تو نازنین، همیشه افتخار کردم...

      دوستان قدر نظری ها رو بدونین، این واقعا تعریف نیست، تمام نکاتی که احمد میگه در برنامه ها کم و بیش برای هممون اتفاق افتاده و ضمنا این نکته رو هم فراموش نکنیم که تنظیم و تایپ این مطالب چقدر زمانبره و نیاز به وسواس زیادی هم داره...

      شاید برخیشون مثل مورد صبحانه مثلا خیلی چیپ به نظر بیاد، ولی حقیقتا رعایت همین نکات شاید به ظاهر ساده و ابتدایی هستش که می تونه کیفیت اجرای یه برنامه رو از 0 تا 100 جا به جا کنه...

      احمد عزیز خدا سایه ی رفاقت چندین ساله و همینطور همنوردی و شاگردیتو بالای سر من احسان کوچیک حفظ کنه... :)
      • احمد نظری

        احمد نظری

        21 خرداد 1393 at 10:02 |
        ممنون احسان جان
        ما هر چی بلدیم تو همین برنامه ها در معیت شماها یاد گرفتیم. بیشتر غرض از طرح این موضوعات مباحثه است تا یادآوری بشه برای همه مون. ما همه رفیقیم و هم مباحثه ای...
  • الهام عباس  زاده

    الهام عباس زاده

    20 خرداد 1393 at 10:56 |
    سلام به همه دوستان هم نورد
    خوشحالم که میبینم بعد از گذشت ۱ هفته از شروع برنامه هنوز دوستان به یاد «نئور به سوباتان» به اینجا میان و نظر میذارن
    این شدت لذت و پشت صحنه اون زحمت و تلاش سرپرست رو نشون میده.
    یه سوالی داشتم از خانم عفتی عزیز:
    تو قسمت مشروح گزارش نوشتید «قبرهای ماقبل تاریخ» تو سوباتان وجود داشته می خواستم بدونم منظور همون قبرستون دو نبش این ور خیابون و اونور خیابون بود که ما برای استراحت اونجا نشسته بودیم ؟:دی
    یعنی ما به مرزهای قبل تاریخ رسیده بودیم؟ کجا بودیم و خبر نداشتیم :دی
    • امیر فتاح زاده

      امیر فتاح زاده

      20 خرداد 1393 at 12:48 |
      خانم عباس زاده سال های سال تو خواهد کشید تا عمق جایی که رفتیم رو درک کنیم :D
      ابعاد مختلف نئور به سوباتان و سوبانان به نئور در حال کشف شدن هست !
  • عاطفه نظری

    عاطفه نظری

    19 خرداد 1393 at 22:29 |
    اول قرار بود یکی از خانما نقش جن رو ایفا کنه، دیدیم اگ ی خانم بخاد...،خودش زوتر از اون جمع ب ترس و وحشت میفته و کار خراب میشه!! این شد ک جناب مهدی زاده رو اجیر کردیم و قبلش بشون آموزش دادیم و فرستادیمشون ته مسجد ک تو فرصت مناسب چادرسفید رو سرشون کنن و...،چند دقیقه یک بار هم یکی از چراغ های بالا سرشونو برداشتیم تا هوا کاملا تاریک شد. ک آخرشم جناب آقایی با نور موبایلشون نقشه ما رو...
    البته غرض به هم خوردن جمعشون بود ک الحمدالله حاصل شد.
    • احسان مهدی‌زاده

      احسان مهدی‌زاده

      20 خرداد 1393 at 12:57 |
      یعنی من بلد نبودم روح شم؟ بار اولم بود؟؟ دست شما درد نکنه...حالا خوبه شما می گفتین مستقیم بزن به میدون و من نزدم که مشکوک نشن...این من بودم که چادرو قایم کردم و رفتم ته مسجد تا فضا فراهم شه! :D پس جناب آقایی بود که روشنمون کرد؟؟ بذار ببینمش... :))
  • عاطفه نظری

    عاطفه نظری

    19 خرداد 1393 at 18:31 |
    سلام خدمت دوستان.
    آقای نصرآبادی واقعا خوشحال شدیم وقتی جریان 3 تا جوون قدیمی رو گفتید. باعث افتخار ماست ک گروه ورکش در اذهان عمومی اینطور هست. امیدواریم بتونیم طوری رفتار کنیم ک نام مقدس "شهید" رو برا ی گروه حفظ کنیم.
    نکته مهم این داستان: وقتی آقاهه گفته از " خانماتون" فهمیدیم که این گروه، گروه ورکش هست، "مفهوم مخالفش" اینه که آقایون هیچ نقشی (در این تفکر زیبا در اذهان مردم) ندارن!!!
    خدمت جناب جباری هم عرض کنم که جامعه امروزی هنوز به بنده و امثال بنده نیاز مبرم داره وگرنه بنده بیشتر از هر کسی مشتاق شهادت هستم، این افراد " ستمگر"(!!!) هستند که هر زوتر باید این دنیا رو ترک کنند 
    خانم سازور عزیز، خواهش میکنم.قابل شما رو نداشت. ادخال سرور در قلب مؤمن از وظایف مومن است. (قالت النظری!!)
    خانمای گروه ورکش بالقوه شیطنت دارن ولی "یکی" باید اونا رو ب بالفعل تبدیل کنه!! منم از شما و دیگر خانما تشکر میکنم که با بنده نهایت همکاری رو داشتید و ی خاطره زیبا رو خلق کردید
    آقای مهدی زاده ( بر وزن مفعول)! احیانا دلتون برا ی "گلهای شقایق" سوباتانی تنگ نشده؟!!
    • احسان مهدی‌زاده

      احسان مهدی‌زاده

      19 خرداد 1393 at 22:06 |
      یه مَهدی زاده همیشه دلش برای شقایق‌های "نئور به سوباتانی" تنگ میشه... :))

      تا اونجا که لحظاتی پیش عکس دسته جمعی شقایقا رو تو اون شیب قبل کمپ فرستاد برای چاپ تو سرزمین من... :D

      انشاالله اگر مقبول افتاد خبر میدم ببینین... :P
  • محمدحسن جباری

    محمدحسن جباری

    19 خرداد 1393 at 16:49 |
    ماشالا گـــــــــــــــــــــــــــــــروه
  • سعیده سازور

    سعیده سازور

    19 خرداد 1393 at 15:13 |
    سلام به همه ی همنوردان نئور به سوباتانی!!
    تشکر ویژه از سرپرست برنامه بخاطر برنامه خوبشون و تحمل غرغر های بنده واذیت های روز اول ... انشاا.. خدا صبرتون رو همینطور زیاد کنه و خداقوت ...
    تشکر ویژه از آقای نصرآبادی بخاطر کمکشون به یه همنورد انرژی خالی کرده ...
    تشکر از آقای آقایی برای حمل چادر... بماند که چقدر غر زدن به بنده!!!(یکم از اقای نظری یاد بگیرید;) )
    تشکر از همه...اعم از سرقدم، جانشین،عکاس و....


    راستی آقای نصرآبادی یادتون رفت جاموندن کفشتون رو جز خاطرات بیارید!مسیر نئور به سوباتان اونم با صندل ...بعنوان رکورد باید ثبت بشه!

    ویه پیغام ویژه برای دوست عزیزم خانم نظری:
    ممنون به خاطر انرژی ای که در برنامه میذاری و گروه خانم ها رو فعالتر و پر انرژی تر کردی
    خانم نظری عزیز ... در آخر سرود آزادسازی خرمشهر فراموش نشه ;)
  • راضیه خجسته پور

    راضیه خجسته پور

    19 خرداد 1393 at 11:15 |
    سلام و خدا قوت به سرپرست، جانشین، سرقدم، عقب دار، عکاسان و ماشاالله گروه
    از سرپرست برنامه بخاطر سورپرایزای متععدشون تشکر میکنم.
    و به قول دوستان اللهم زد...
    تولد دوستان خردادی رو هم تبریک می گم بویژه خانم عباس زاده که ما رو در شادیشون شریک کردن. تولدت مبارک.
    از همه همسفران که باعث شدند سفر شاد و به یاد ماندنی داشته باشیم تشکر می کنم.
    و در پایان سپاس خدا را بابت این همه زیبایی که دیدیم، امید که این شکر نعمت نعمتمان افزون کند.
  • محمدحسن جباری

    محمدحسن جباری

    19 خرداد 1393 at 10:24 |
    سلام به همه مخصوصا سرپرست محترم، جانشین عزیز و احمد دوست داشتنی...
    .
    اول بگم به نظرم بهترین برنامه ای بود که رفته بودم با گروه...
    دوم اینکه واقعـــــــا اونایی که نبودن از دستشون رفت!
    سوم آقای نصرآبادی سر سفره ی احمد اینا چی بود که مارو پیچوندی ؟؟؟؟
    .
    جا داره به دوتااز شعارهای کوبنده هم اشاره کنم:
    - مرگ بر دیکتاتور چه (نظری) چه دکتر :D
    - (آقایی) حیا کن صندلیُ رها کن!
    :D

    هنــــــــــوز برام سواله آقای آقایی که می خواست بخوابه چرا نصرآبادیُ از ما جدا کرد؟؟؟ :(
    _خانم نظری والا اونطوری که شما تو نیسان فعالیت می کردین شما بر ما برای مقام شهادت اولی هستین :)

    / دلم اسکموووووو می خواد :P
  • شقایق صنعتگران

    شقایق صنعتگران

    19 خرداد 1393 at 01:06 |
    خانم عفتی عزیز خدا قوت.
  • محمد نصرآبادی

    محمد نصرآبادی

    18 خرداد 1393 at 12:47 |
    من تا حدی که یادم میاد لحظات، اتفاقات و جملاتی که رخ داد توی سفر و شادی همه بچه ها رو به همراه داشت مینویسم:
    * اصطلاح شمال = درخت های کنار جاده (مثلا سمت راست جاده شمال بود اما سمت چپش نه)
    * اصطلاح آسمون نئور به سوباتان شده = آسمون ابری و مه شده
    درهمین رابطه: نئور به سوباتان اسم مکان نیست بلکه یه پدیده جویه :-) خخخخخ

    * لحظاتی که بچه ها پشت 3 تا نیسان و با فواصل زیاد از هم با بی سیم مسابقه رادیویی شناسایی آهنگ فیلم گذاشته بودند :-)

    * اون وقتی که آقای نظری نحوه برخورد و رویارویی با سگ رو به صورت کامل اما فقط تئوری توضیح داد و بعد گفت حیف که اینجا سگ نداریم والا به صورت عملی نشون میدادم که چجوری باید برخورد کنید. بعد همینجا بود که من و جباری ..... :-)

    * اون کلیپ فوق العاده باحال که مثل گروه های تروریستی ضبط کردیم!! و هم الذین یعملون اعمال الزشت.... خخخخخخ خودش و همدستاشم کشت :-)

    * مینی بوس کولر داره و با کلاسه و بزرگه شد وسیله حمل و نقل خانم ها اون مینی بوس بی خود شد واسه آقایون.
    به نشانه اعتراض خوابیدم جلوی مینی بوس آقایون، که نهایتا تصمیم بر این شد از روی من عبور کنند :-)

    * بعد از دیدن قلعه و در حرکت به سمت رستوران به آقای نظری گفتم برای انتقام گیری از تبعیض رخ داده پول خوب میدم (300 هزار) مینیبوس خانم ها رو دربست کرایه میکنم و خانم ها باید پیاده شن.
    داشتم سکته میکردم وقتی آقای نظری مینیبوس خانمها رو پیج کرد و گفت بزنه کنار :-)

    * توی اتوبوس برگشت برای اینکه دور هم باشیم نشستم جای آقای آقایی!!! اعتراض کرد که باید از جاش بلند شم.
    شعار دادیم "مزدور برو بیرون"، انگار کمی ناراحت شد، صورتش رو برگردوند، گفتم: " پیس پیس مزدور" یه باره نگاه کرد، گفتم: "اگه مزدور نیستی واسه چی نگاه میکنی" ؟؟؟؟؟ :-)

    * 112- 13 سالش بود، دید خسته تکیه داده ایم یه دیوار یکی از مغازه های سوباتان، گفت از کجا اومدید، تریپ خستگی برداشتیم و گفتیم از دریاچه نئور پیاده تا اینجا.
    گفت: کی راه افتادید گفتیم دیروز صبح ساعت 9 از نئور.
    گفت من این مسیر رو کلا یک ساعته میرم :-) خخخخخ


    *** تو بازارچه سوباتان با گروه در حال قدم زدن بودیم، بازوم رو گرفت کشید تو جمعشون، سه تا جووون بودند اما از جوون های قدیم، پرسید از کجا اومدید، گفتم از تهران، نئور و حالا هم اینجا.
    گفت از بچه های گروه ورکش هستید.
    دهنم باز موند گفتم از کجا فهمیدید؟؟؟؟
    گفت از حجاب خانم هاتون معلومه که مال گروه ورکشید، جای دیگه خانم ها اینجوری نیستند :-)


    من فقط بخشی از اتفاقاتی که خودم دخیل بودم نوشتم شما هم بنویسید، تا خاطراتموم فراموش نشه :-)
    • احسان مهدی‌زاده

      احسان مهدی‌زاده

      18 خرداد 1393 at 14:29 |
      محمد جان عالی بود...دمت گرم...آفرین داری...کلی اتفاقات مرور شد و خندیدیم... :D
  • محمد نصرآبادی

    محمد نصرآبادی

    18 خرداد 1393 at 12:24 |
    با سلام و عرض خداقوت به همه دوستان همنورد
    جا داره بنده هم تشکر کنم از همه زحماتی که دوستان بزرگوار گروه قبل، حین و بعد از برنامه متقبل شدند و تونستند با تلاش و همت خودشون لحظات بسیار زیبایی رو برای همه رقم بزنند.
    پس تشکر ویژه از سرکار خانم عفتی، آقایان احمد نظری و نصراللهی و حتی آقای آقایی :-)
    سایر تشکرات: :-)
    تشکراز خانم جاوید و نصحیت ها و صحبتهای خوبی که داشتیم
    تشکر از دو بزرگواری که تولدشون بود در همین روزها مخصوصا اون خانمی که کنار ساحل تولد گرفتن و 3 تا کیک بزرگ تولد توزیع کردند.
    تشکر از همراهی آقایان جباری، شهید دکتر مصطفی چمران و تا حدی امیر فتاح زاده که در شیطنتها همکاری کردند.
    تشکر از سفر اولی های گروه که به بهترین شکل با برنامه ها و اعضای گروه همراهی کردند!!!

    و صمیمانه طلب حلالیت و عرض پوزش از تک تک همنوردان، و کسایی که شاید از صحبت های ما، شوخی های ما، رنجیدند و به روی ما نیاورند.
    اجرکم عندالله حلال کنید
    • محمّدرضا پورهاشمی

      محمّدرضا پورهاشمی

      19 خرداد 1393 at 22:51 |
      با سلام خدمت دكتر نصرابادى و ديگر دوستان
      باتوجه به اينكه در برنامه هايى كه جناب آقاى دكتر نصرابادى تشريف داشتن هيچ كس به هيچ وجه از دست ايشون ناراحت نشده و بلكه همه از دست ايشون رضايت كامل را داشته اند، بند آخر پيام ايشون رو به حساب شكسته نفسيشون لحاظ بفرماييد.
  • حسین نصراللهی

    حسین نصراللهی

    18 خرداد 1393 at 08:50 |
    تصحيح:
    الهم زد نه ضد
    بل زد به از ضد
  • حسین نصراللهی

    حسین نصراللهی

    18 خرداد 1393 at 08:40 |
    با سلام
    سپاس فروان از خانم عفتي بابت برنامه عالي و زيبايي كه اجرا كردند و خاطره‌اي فراموش نكردني براي ما رقم زدند و با صبوري و مهرباني‌اشان معلم اخلاق در كوهنوردي براي ما بودند.
    اگر دوستان مي‌دانستند كه سرپرست خوبمان چقدر وقت و انرژي براي برگزاري اين برنامه گذاشته‌اند، ديگر بابت آمدن باران در برنامه، كوله‌هاي سنگين پر از خوراكي و عشق به طبيعت، وجود سربالايي و بعضاً سرپاييني در برنامه!!، هندوانه‌هاي كمي تا قسمتي شيرين، كباب بره‌ي نسبتاً چرب، دشت‌هاي پر از خشخاش و گل‌هاي رنگارنگ!!، رنگين كمان خيس كنار ساحل و گيلاس‌هاي آفتابه‌اي و كيك‌هاي تولد و قصاب‌هايي كه بدون هماهنگي مغازه زده بودند!، معترض و معتكف در رستوران پرويز نمي‌شدند كه الهي ضد ... و لاتنقص ...!
    تشكر ويژه از دوستان خوبم آقايان نظري، آقايي‌پور و فتاح‌زاده كه با همت عاليشان برنامه را براي ديگر همنوردان حاضر در برنامه سهل‌تر و شيرين‌تر كردند و درس‌هاي زيادي از مرد كوه بودن، با صفا و با عشق بودن به ما آموختند.
    و نهايتاً تشكر از تمامي همنوردان عزيز كه با سعه صدر و مناعت طبعشون باعث شدند خاطره‌اي فراموش نشدني برايمان رقم بخورد.
    اميدوارم تك تك دوستان با بزرگواري خودشون بنده را حلال بفرمايند و اگر كاستي و نقصان در رفتار و كردارم بود به نيكي ببخشند كه بخشش از بزرگان است.
  • عاطفه نظری

    عاطفه نظری

    17 خرداد 1393 at 20:52 |
    باسلام و ادب!
    از: نئور
    به: سوباتان
    خانم عفتی بسیار مچکریم. برنامه عالی بو.خداقوت!
    همچنین از جانشین محترم، "سرپرست فنی"، امدادگر کوهستان (امام جماعت) و عکاس محترم گروه و دیگر عکاسانی که عکاسی خانوادگی آقای نظری رو بر عهده داشتن(که چقدرهم بچه ها رخصت دادن یک عکس خانوادگی به یادگار داشته باشیم!!)، بسیارسپاسگزاریم.
    از تمامی دوستان خوبمان که در طول سفر، ما را در اجرای برنامه های مختلف اعم از نیسان سواری، ساحل و غیره یاری کردند نهایت تشکر رو دارم!!
    همچنین خداوند رو شاکریم بخاطر مصون ماندن از حملات انتهاری گروهک تروریستی موجود در سفر، به سرکردگی (م.ن)
    انشاءالله خداوندهر چه زودتر شرّ گروهک های تروریستی رو به خودشان برگرداند. آمین!
    لازم به ذکر است که گروه شهید ورکش در طول این سفر،آقایی ، جباری، فتاحی هآ داده!!!
    ( به سبک "سوباتان، سوباتان، ما داریم می آییم" خوانده شود)
    اللهم "زِد"(!!) از این قبیل برنامه های " از به ای"!
    خیلی خوش گذشت. دست همگی درد نکنه، انشاءالله حلال بفرمایید!
    • احسان مهدی‌زاده

      احسان مهدی‌زاده

      17 خرداد 1393 at 22:11 |
      راستی، صدای ما را از رادیو سوباتان می‌شنوید...اون بخشش خیلی خوب بود، وقتشو بیشتر کنین، طول موچ تحت پوشش رادیوتون رو هم ایضا... :D

      به قول خانم نظری، اللهم "زِد"(!!) از این قبیل برنامه های " از به ای"!

      :))
    • احسان مهدی‌زاده

      احسان مهدی‌زاده

      17 خرداد 1393 at 22:08 |
      راستی، صدای ما را از رادیو سوباتان می‌شنوید...اون بخشش خیلی خوب بود، وقتشو بیشتر کنین، طول موچ تحت پوشش رادیوتون رو هم ایضا... :D

      به قول خانم نظری، اللهم "زِد"(!!) از این قبیل برنامه های " از به ای"!

      :))
  • احسان مهدی‌زاده

    احسان مهدی‌زاده

    17 خرداد 1393 at 18:25 |
    سلام بر همه دوستان...

    همگی خسته نباشید، به من و دوستانم که خیلی خوش گذشت، انشاالله رد قدمهایتان در مسیر مشاهده جلوه های زیبای آفرینش و دستیابی به بینش الهی، همینطور استوار بماند...

    خدا قوت به سرپرست محترم سرکار خانم عفتی، جناب آقای نصراللهی، دوست پیگیر و ساعیم احمد نظری عزیز، پسر بااخلاق و پرتلاش آقای آقایی و تک تک دیگر دوستان که با اخلاق و منش و متانت طبعشون باعث خق خاطره ای به واقع زیبا در طی برنامه شدند...

    به امید برنامه های مشابه در آینده...
  • محمّدرضا پورهاشمی

    محمّدرضا پورهاشمی

    17 خرداد 1393 at 18:05 |
    با سلام
    ضمن تشكر از تمامى دستندركاران اجراى اين برنامه از سرپرست گرفته تا جانشين و سرقدمو عقبدارو همنوردان عزيز و تمامى كسانى كه باعث شدن تو اين برنامه اوقات مفرحى برامون خلق بشه از همگى خواهشمندم اگر بنده باعث ناراحتى، اذيت و دلخوريشون شدم بنده را عفو بفرمايند.
  • الهام عباس  زاده

    الهام عباس زاده

    17 خرداد 1393 at 17:22 |
    سلام
    و «نئور به سوباتان» اتفاق افتاد و همونطور که انتظار می رفت برنامه دوست داشتنی بود. ثبت شد برای مدت های مدید، تا ابدیت. دریاچه، دشت گل زرد، باران، دشت گل شقایق، خاطره اولین شبمانی برای من، جاده های قشنگ، و عبور و مرور کوهنوردان نیسان سوار! :)‌ و عبور از کنار سگ ها! و کباب و هندوانه و دشت بی انتها، منظره جنگل و دریا
    خانم عفتی عزیز ممنونم.
    آقایان نصراللهی، نظری، آقایی پور تشکر
    و الحمدلله برای این حضور
  • امیر فتاح زاده

    امیر فتاح زاده

    17 خرداد 1393 at 17:02 |
    سلام
    یکی از بهترین برنامه های گروه به نظر بنده رقم خورد و جا داره تشکر ویژه ای از تمامی تیم برگزار کننده ، خانم عفتی ، احمد نظری ، حسین نصراللهی و ... داشته باشم که برای برگزاری هر چه بهتر این برنامه سنگ تمام گذاشتن .
    و همچنین هم نورد های دوست داشتنی این برنامه که باعث خلق خاطره ای به این زیبایی برامون شدن .
  • زهرا عبدالملکی

    زهرا عبدالملکی

    08 خرداد 1393 at 22:13 |
    سلام به همه دوستان ورکشی
    فاطمه جان چه کردی!!!!!!!!!!!!!

    چه خبره اینجا، انشالله با اتوبوس میرید دیگه. جای من هم پر کنید. بهتون خوش بگذره.
  • نسیبه فرهادیان

    نسیبه فرهادیان

    21 ارديبهشت 1393 at 08:37 |
    سلام
    دخترم چقدر برنامه هات خوشکله!!!!

    خوشبحال همه اونایی که با شــمـا میان(:
  • یداله رحمانی

    یداله رحمانی

    20 ارديبهشت 1393 at 18:23 |
    سلام
    سر كار خانم عفتي احتراما پيشنهاد ميشود جهت كوتاه كردن مدت برنامه پيمايش يكروزه انجام شود به نظر ميرسد 22 كيلومتر در يك روز زياد نباشد.مشتاق حضور در برنامه ارادتمند رحماني
  • امیر فتاح زاده

    امیر فتاح زاده

    15 فروردين 1393 at 17:31 |
    این برنامه ای بود که همیشه جاش تو گروه ورکش خالی بود من انشالله اگر عمری باشه و تا اون موقع بتونم برنامه هام رو جمع و جور کنم خدمت میرسم .
    فقط جزیئات برنامه رو هم اگر اطلاع بدین ممنون میشم.
  • الهام عباس  زاده

    الهام عباس زاده

    06 فروردين 1393 at 23:10 |
    سلام
    شرکت تو این برنامه دوست داشتنیه! قسمت بشه الهی D:

نظر بدهید

لطفا عضو سایت شوید تا بتوانید نظر بدهید.