گلابگیری، نیاسر. ویدوج و ویدجا 18 و 19 اردیبهشت 93

تاریخ برگزاری: 13930218

گلابگیری، نیاسر. ویدوج و ویدجا 18 و 19 اردیبهشت 93

هماهنگ کننده (مادر خرج):

سید محمد حسین آقایی پور

شماره همراه: 09192191485

پست الکترونیک: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

شماره کارت بانک تجارت: 0414-5040-8310-5859

جانشین:

فاطمه جاوید

گزارش نویس:

الهام عباس زاده

مخابرات:

فاطمه جاوید

پشتیبان:

نسیبه فرهادیان

عکاس:

مهری کبیری

نوع برنامه:

طبیعت گردی

سطح برنامه:

سبک

تاریخ و ساعت تجمع:

پنجشنبه ظهر ساعت 13:30

محل تجمع:

ایستگاه مترو ترمینال جنوب

تاريخ و محل برگشت:

جمعه شب

اقامت:

خانه روستایی

برنامه های جانبی:

دیدن هستی های زیبا
اعضاء: 45000 ، مهمان 60000 تومان

توضیحات و تذکرات:

1- لطفا تقاضای پرداخت وجه را در روز اجرای برنامه به صورت نقدی نفرمایید.

2- همنوردان محترم چنانچه به هر علتی بعد از مهلت ثبت نام از برنامه انصراف دهند، در صورت صلاحدید سرپرست برنامه، هیچ گونه وجهی مسترد نمی گردد.

3- ثبت نام در برنامه به منزله قبول اطلاع کامل از قوانین گروه و تعهد به رعایت دستورات سرپرست و نیز به منزله انعقاد عقد صلح با سرپرست برنامه میباشد. موضوع عقد پرداخت هزینه در قبال اجرای برنامه طبق شرایط اعلام شده است و سرپرست میتواند هزینه دریافتی را در هر موردی که صلاح بداند هزینه نماید.

4- سرپرست اختیار دارد با توجه به وضعیت آب و هوا، اعمال سیاستهای ترافیکی، امنیتی، اخلاقی و...از طرف مراجع ذیصلاح، وضعیت بدنی و فنی همنوردان و یا هر نوع عامل خارج از اختیار سرپرست برنامه را کنسل و یا با برنامه ای دیگر در همان منطقه یا منطقه نزدیک به آن جایگزین نماید. در این صورت نیز بازگرداندن تمام یا مقداری از هزینه برنامه با تصمیم سرپرست خواهد بود. 

5- اجازه صعود به افراد در هر نقطه از برنامه با صلاحدید سرپرست داده میشود و تمامی افراد ملزم به رعایت این نکته میباشند.

6- سرپرست مخیر است هر زمان در طول برنامه، از وسایل مورد نیاز بازدید بعمل آورد.

7- اطلاعات مورد نیاز از قبیل دمای هوا، سرعت باد، بارش و هر گونه اطلاعات دیگر در خصوص منطقه و نحوه صعود را از طریق سایتهای معتبر یا هر طریق دیگر به دست آورید. مسئولیت ملاک قراردادن این اطلاعات با شرکت کنندگان است.

مختصری از برنامه و زمان بندی تقریبی:

پنجشنبه:

حرکت بسمت کاشان - زیارت مشهد اردهال - شبمانی در خانه روستایی نیاسر

جمعه:

بازدید از گلابگیری و آبشار و تالار نیاسر - حرکت بسمت ویدوج و ویدجا - صرف ناهار - بازگشت

شرایط و مراحل ثبت نام در برنامه:

1. مطالعه کامل قوانین گروه و توضیحات این برنامه

2. اطمینان از خالی بودن ظرفیت و احراز شرایط شرکت در برنامه از طریق مطالعه سایت یا ارسال پیامک به سرپرست

3. بعد از اطمینان از بند 2، واریز وجه و ارسال پیامک به سرپرست شامل روز و ساعت فیش واریزی

4. دریافت پیامک تایید ثبت نام از سرپرست یا اضافه شدن اسم شما در لیست همنوردان

بدیهی است چنانچه مراحل فوق به پایان نرسد ثبت نام شما ناموفق می باشد.

همنوردان محترم چنانچه به هر علتی از برنامه انصراف دهند، تا قبل از پایان مهلت ثبت نام پنجاه درصد از هزینه برنامه عودت داده می شود و پس از آن هیچ گونه وجهی مسترد نمی گردد.

سایر لوازم مورد نیاز:

کارت بیمه ورزشی سال جاری - کفش و پوشاک مناسب ـ زیرانداز - غذا به مدت برنامه - بطری آب - تنقلات و... - لباس گرم

ره توشه پیشنهادی:

دوربین عکاسی

توضیحات کاربردی

تذکرات:

 

ثبت‌نام در برنامه و واریز وجه به منزله قبول اطلاع کامل از قوانین گروه و تعهد به رعایت دستورات سرپرست و نیز به منزله انعقاد عقد صلح با سرپرست برنامه می‌باشد. موضوع عقد صلح پرداخت هزینه در قبال اجرای برنامه طبق شرایط اعلام شده است و سرپرست می‌تواند هزینه دریافتی را با هماهنگی مسئول گروه، در هر موردی که صلاح بداند هزینه نماید و از این بابت رضایت طرفین با انعقاد صلح، حاصل میشود.. تمامی نکات ارائه شده‌ی کتبی و شفاهی از طرف سرپرست به عنوان شروط ضمن عقد در نظر گرفته میشود.

سرپرست اختیار دارد با توجه به وضعیت آب و هوا، اعمال سیاستهای ترافیکی، امنیتی، اخلاقی و...از طرف مراجع ذی‌صلاح، هدف آموزشی، وضعیت‌بدنی و فنی همنوردان و یا هر نوع عامل خارج از اختیار سرپرست، برنامه را کنسل و یا با برنامه‌ای دیگر در همان منطقه یا منطقه نزدیک به آن جایگزین نماید. در این صورت نیز بازگرداندن تمام یا مقداری از هزینه برنامه با تصمیم سرپرست خواهد بود.

همنوردان به غیر از کارت بیمه ورزشی فدراسیون پزشکی ورزشی که برای شرکت در هر برنامه الزامی است و می بایست تهیه نمایند، از طرف گروه تحت پوشش هیچ نوع بیمه‌ی دیگری نمی‌باشند. مسئولیت عمل به تعهد در قبال کارت بیمه ورزشی صادره از فدراسیون پزشکی ورزشی به عهده گروه نمی‌باشد.

سرپرست در ثبت‌نام همنوردان ملزم به رعایت نظرات کمیته فنی می باشد و از هیچ آداب و ترتیب دیگری مانند اولویت ثبت‌نام و ... تبعیت نخواهد نمود.

به منظور استفاده در انواع رسانه ها، سایت و فضاهای مجازی دیگر و بعضا در حوزه نشر و ...، در تمامی برنامه ها، فیلم و عکس گرفته میشود. فلذا عزیزانی که تمایل ندارند تصویرشان پخش شود، خودشان دقت نمایند که داخل کادر نباشند و یا با استفاده از دستمال سر و ... صورت خود را بپوشانند. تصویربردار و ... مسئولیتی در این خصوص ندارند.

لطفا تقاضای پرداخت وجه را در روز اجرای برنامه به صورت نقدی نفرمایید.

همنوردان محترم چنانچه به هر علتی از برنامه انصراف دهند، هیچ‌گونه وجهی مسترد نمی‌گردد مگر در شرایط خاص با صلاحدید سرپرست.

حداقل پانزده دقیقه زودتر از زمان اعلام شده در محل قرار حاضر شوید. چنانچه لحظاتی پس از زمان اعلام شده رسیدید، مسئولیت آن به عهده خودتان می باشد و طبیعی است که هیچ وجهی مسترد نمیگردد.

اجازه صعود به افراد در هر نقطه از برنامه با صلاحدید سرپرست داده می‌شود و تمامی افراد ملزم به رعایت این نکته می‌باشند.

درصورت نیاز بازدید از وسایل همنوردان توسط سرپرست، در ابتدای برنامه یا حین برنامه انجام خواهد شد.

اطلاعات مورد نیاز از قبیل دمای هوا، سرعت باد، بارش و هرگونه اطلاعات دیگر در خصوص منطقه و نحوه صعود را از طریق سایتهای معتبر یا هر طریق دیگر به دست آورید و به غیر از لوازم مورد نیاز اعلام شده توسط سرپرست، لوازم متناسب با شرایط برنامه را به همراه داشته باشید. مسئولیت ملاک قراردادن این اطلاعات با شرکت کنندگان است.

هرگونه سؤال یا ابهامی را در مورد برنامه می‌توانید در وقت مقتضی از سرپرست برنامه بپرسید.

اطلاعات برنامه ممکن است تا لحظات آخر ویرایش گردد و ثبت‌نام کنندگان ملزم به چک کردن این اطلاعات می‌باشند. تغییرات 12 ساعت قبل از شروع برنامه از طریق پیامک ارسال می گردد.

 


 

شرایط ثبت نام:

مطالعه کامل قوانین و آیین نامه داخلی گروه و توضیحات این برنامه

 

مراحل ثبت نام:

2- احراز شرایط شرکت در برنامه از طریق مطالعه سایت و ارسال پیامک حاوی صعودهای شاخص و آخرین صعودهایتان به سرپرست و استعلام نظر ایشان.

3- ارسال کامنت در صفحه برنامه (برای اعضا) یا پیامک به سرپرست (برای مهمانان) با محتوای: "قوانین و آیین نامه های گروه و تمامی شرایط برنامه ..... مورخ ..... را مطالعه کرده، قبول دارم و داوطلب شرکت در برنامه هستم."
4- در صورت تایید سرپرست، اسم شما توسط ایشان در لیست داوطلبین برنامه درج خواهد شد.
6- قسمت هزینه برنامه را مطالعه نموده و با توجه به آن، هزینه را به شماره کارت سرپرست واریز نمایید.
7- ارسال پیامک واریز وجه برای سرپرست، شامل مشخصات فیش واریزی و چهار رقم آخر کارت مبدا.
8- دریافت پیامک تایید ثبت نام از سرپرست یا اضافه شدن اسم شما در لیست همنوردان یا مهمانان.

بدیهی است چنانچه مراحل فوق به پایان نرسد ثبت نام شما ناموفق می‌باشد.

 


اگر در برنامه شب مانی در چادر داشته باشیم:
نکات لازم در مورد چادر :

1- همنوردان گرامی مطالب مربوط به کمپ و چادر زدن را از دو مقاله اصول برقراری کمپ و اصول ابتدایی کمپینگ درکوهستان مطالعه بفرمایید.(مخصوصا دوستانی که تجربه شب مانی در طبیعت را نداشتند): 
2- قبل از برنامه چادر خود را چک بفرمایید و از سالم بودن تمامی قسمتهای آن اطمینان حاصل کنید.
3- قبل از کوله چینی حتما قسمتی برای چادر خود در نظر داشته باشید چون تعدادی از دوستان در شروع برنامه چادر را تحویل می گیرند.
4- برای آوردن اجاق خوراک پزی، کتری و .. با هم چادری خود هماهنگ یا وسایلی که دارید به بنده اطلاع دهید تا هماهنگ کنم.
5- در ضمن برای حمل چادر و چادر زدن حتما با هم همکاری لازم را داشته باشید.
6- زیر انداز عایق برای کف چادر فراموش نشود.

 

در برنامه هایی که بامداد و یا ابتدای روز شروع می شود، پس از صرف صبحانه در محل قرار حاضر شود. به همین ترتیب برنامه هایی که بعد از ظهر و شامگاهان اجرا می شود، نهار و شام را قبل از زمان تجمع میل نمایید.

 در برنامه هایی که پس از اذان آغاز میگردد، بعد از ادای نماز در محل قرار حاضر شوید.

 

 

اگر در برنامه شب مانی در چادر داشته باشیم:

تقسیم بندی چادر :

نکات لازم در مورد چادر :

1-      همنوردان گرامی مطالب مربوط به کمپ و چادر زدن را در این قسمت مطالعه بفرمایید.(مخصوصا دوستانی که تجربه شب مانی در طبیعت را نداشتند): 

2-      قبل از برنامه چادر خود را چک بفرمایید و از سالم بودن تمامی قسمتهای آن اطمینان حاصل کنید.

3-      قبل از کوله چینی حتما قسمتی برای چادر خود در نظر داشته باشید چون تعدادی از دوستان در شروع برنامه چادر را تحویل می گیرند.

4-      برای آوردن اجاق خوراک پزی، کتری و .. با هم چادری خود هماهنگ یا وسایلی که دارید به بنده اطلاع دهید تا هماهنگ کنم.

5-      در ضمن برای حمل چادر و چادر زدن حتما با هم همکاری لازم را داشته باشید.

6-      زیر انداز عایق برای کف چادر فراموش نشود.

خدمات:

وسیله نقلیه در اختیار

اسکان در خانه روستایی

مشروح گزارش :

بسم الله الرحمن الرحیم

نام برنامه: گلابگیری، نیاسر

تاريخ اجراي برنامه: 18 و 19 اردیبهشت ماه 1393

نام گروه: گروه کوهنوردی شهيد ورکش

سرپرست برنامه: آقای سيد محمد حسين آقایی پور

اسامي همنوردان:

خانمها:سیده کبری خضرایی- فاطمه جاوید- الهام عباس زاده- شقایق موحدیان - محبوبه علمیه- لیلا موحدیان- سرور فرید کیان- سها شباهنگ- مهری کبیری - مرضیه بنیادی- معصومه سادات حسینی

آقایان:تایماز موسی زاده- مصطفی صابری نجار- قاسم دریغ- مرتضی رجبی- مصطفی زروندی

نوع و سطح برنامه: طبيعت‌گردی سبک

مبدأ شروع برنامه: ایستگاه مترو ترمينال جنوب تهران

وضعيت آب و هوايي هنگام اجراي برنامه: صاف و آفتابی

هزينه هاي برنامه: 45 هزار تومان اعضا، مهمان 60 هزار تومان

شرح برنامه:

مــا ندانـیم که دلـبسته اوئیـم همـه        مست و سرگشته‌ی آن روی نکوئیم همه

فارغ از هر دو جهانیم و ندانیم که ما        در پـی غــمـــزه او بــادیــه پــوئــیــم هــمه

18/2/93

13:30: دیدار اول در نمازخانه ایستگاه مترو ترمینال جنوب اتفاق می‌افتد و دوستانی چند را می‌بینیم. قرار است همسفر هم باشیم. با هم نزد ون می‌رویم. جایی که دوستان دیگری که از ما زودتر رسیده بودند به علت شدت آفتاب، درون ماشین نشسته بودند و خانم جانشین که در زیر تشعشعات آفتاب به کمک سایه دست و تلفن همراهشون دوستان را یکی یکی پیدا می‌کردند.و تعجب دوستان از دیدنِ داخل ون که برایش "به به چه دمی عجب سری عجب پایی" می‌خواندند و برخی هم صندلی‌هایش را به VIP تشبیه می‌کردند. البته برای شخص بنده که برای اولین بار توفیق درکِ ونِ گروه را داشتم، درک احساساتشون دشوار بود. علاوه بر ون ماشین شخصی آقای موسی زاده هم به جز همسرشون سه همسفر داشت.

حرکت ساعت 14:10 بعد از ظهر! خب همیشه هستند کسانی که دیرتر بیایند، داستان باربند را هم که اضافه کنی می‌شود همین دیگر :D

نمی‌دانم نخوردن ناهار (حال خودم) یا خوردن ناهار (حال دیگر دوستان) یا خستگی طول هفته (حال خودم) یا گرمی هوا (شاید حال دیگر دوستان) و خیلی احتمالات و حالات دیگر سبب شده بود سکوتی بر فضای ماشین حکمفرما باشد و اگر نبود مادرانه های مادران گروه از تعارف به چای و لقمه، سکوت بود و سکوت.

ساعت 15:52 عوارضی قم: السلام علیک یا فاطمه المعصومه (سلام الله علیها)

کاشان 90 کیلومتر

در همین فضای سنگینِ سکوت که گویا عده‌ای را خواب سنگین ربوده بود( شاید دیگران خسته‌تر از من بودند) و تمام پرده‌های ون کشیده بود و من خودکار به دست هستیِ زیبای بیرون را نظاره می‌کردم؛ ناگاه ماشین همسفرانِ همراه دیده شد که تمامی آنها حتی آقای راننده با در دست داشتن خوراکی‌ها و قابلمه‌ها! با سرپرست که کنار دست راننده ون نشسته بودند به فرایندی که نمی‌دانم اسمش را چه بگذارم پرداختند. بعدها دوستی از ماشین دیگر گفت: "نیتمان خیر! بوده" و من تنها نظاره‌‌گر بودم. به هر حال وظیفه خطیر گزارش‌نویسی بر عهده‌ام بود و نمی‌گذاشت! خواب چشمانم را ببندد. با گذر از کنار مزارع زیبایی‌های بصری و زشتی‌های بویایی را درک کردیم.

کاشان 75 کیلومتر: سکوت

کاشان 50 کیلومتر: سکوت

کاشان 45 کیلومتر:!

چشمانم را که باز کردم به اردهال رسیده بودیم. ساعت 17:30 را نشان می‌داد. به پیشنهاد سرپرست زیر سایه درختان ایستادیم تا جلسه معارفه‌ای با همسفران داشته باشیم. سرپرست توضیحاتی درباره شخص بزرگی که در این مکان دفن است، می‌دهند: "به مشهد اردهال کربلای ایران می‌گویند. باب اجابت است و محل دعا. کریم است و از اولاد کریم. سلطانعلی (ع) است و از اولاد علی(ع)" و شاید من اینگونه شنیدم...

گنبد کاشی‌کاری شده‌ی زرد رنگش چشم‌ها را سوی خود می‌برد، دل را می‌گشاید و برای من نمی‌دانم چرا لبخندی بر لب. روبروی این مکان مقدس کوه‌هایی دیده می‌شوند که گویا به احترام ایستاده‌اند بر سر پای تا ابد. بعد از تعیین زمانِ آزاد از سوی سرپرست که 17:45 تا 18:40 اعلام می‌شود با دوستان به سمت قبر مطهر حرکت می‌کنیم. محل پر رفت و آمدی است.

 

Gonbad

 

دقیقا هنگام رسیدن ما به ورودی مرقد حضرت سلطان مراسمی آیینی در حال برگزاری بود. گل‌های محمدی شهر دخترکان کوچک، نیاسر را میگویم، سبد سبد گل محمدی آورده بودند برای گل ریزان این نواده محمد (صلی الله علیه و اله) و پدرانشان شیشه های مصفای گلاب در دست، اولین محصول امسال خود را به نزد آقایشان اورده بودند، با این امید که مقبول آن آستان افتد.

هر آمدی رفتنی دارد. چشم بر هم می‌زنیم و با اندکی انتظار حرکتمان را به سمت نیاسر ادامه می‌دهیم. سرپرست متذکر می‌شوند که این مکان 15 کیلومتر جلوتر از نیاسر است و دوستانی که در خواب بودند بدانند که ما 15 کیلومتر برمی‌گردیم.

ورودی این شهر جاده‌ای زیبا در بین کوه‌ها دارد. کوه‌ها را که بپیچی، به پشت آن که برسی، شهری بناست که به آبشارش شهرت دارد. 19:30 به نیاسر می‌رسیم. بارهای سفرمان را از دوش ون بر‌می‌داریم و از کوچه‌های سربالاییِ نیاسر به سمت خانه روستایی که تلفنی رزرو شده است، می‌رویم. از دربی که بر روی بنری کنار آن نوشته شده: "نمایشگاه گلابگیری سنتی" و "بازدید رایگان" داخل می‌شویم. دوستان با دیدن دیگ‌های گلابگیری به تفسیر فرایند آن می‌پردازند.

فرایندی که مرا به فکر واداشت! عصاره‌ی وجود گل بسیار خوشبوی محمدی! در بوته‌ی آزمایشش می‌گذارند. در دیگِ حوادث می‌جوشانندش، وجودش که به غلیان افتاد پر می‌کشد، بویِ خوش گل از گل. رها نشده! فقط به فضای دیگری انتقال داده می‌شود برای تکامل، سرد که شد هستیِ بی رنگِ خوشبویی می‌بینی که همان بوی گل را می‌دهد اما از رنگ خبری نیست. بی‌رنگ و خوشبو.

از کجا آمده؟ در کجای گل بود؟ بو چگونه به مایعی بی‌رنگ تبدیل شده‌؟ گل چه شد؟ از گل تفاله‌ای بد رنگ به جا مانده که حتی عابر از بوی بد آن بینی می‌گیرد! دیگر حتی کسی به جانب تفاله نگاهی نمی‌اندازد. اگر بیندازد گذراست.

و تو تعجب می‌کنی! گلِ صورتی رنگِ لطیفِ خوشبو به تفاله‌ای بد بو و عصاره‌ای خوشبو تبدیل شده! رنگ صورتی این میان چه شده؟

معلوم می‌شود گلاب وجود برتر از گل محمدی است. عصاره‌ی وجود اوست و بی آن گل، گل نیست. از جانبی دیگر! تنها گلی است که در این فرایند انتخاب می‌شود. غنچه‌هایش بوی خوش شدیدی دارند. به نحوی که فضای سینه را از بوی خوش آن می‌توان آکند. چرا از بین تمام گل‌ها فقط گل محمدی را در دیگِ حوادث می‌ریزند؟ به وجود خوشبویشان بستگی دارد.

بعد از مدت کمی سرپرست محل اقامتمان را که از کوچه‌ای در همان حیاط نمایشگاه قرار دارد نشان می‌دهدکوچه‌ای تنگ که کمی جلوتر خانه‌ای با پله‌های تنگ و زیاد وجود دارد که ایوانش را از دید نامحرمانِ زیبایی حفظ کرده است. از دیدن خانه همه ذوق می‌کنیم. خانه‌ای که فاصله چندانی با آبشار ندارد.

خانه، خانه شهید بود. در طاقچه قدیمی آن تابلویی قاب شده که عکس شهید در آن دیده می‌شد. و تابلویی که گویا از طرف سپاه به این خانواده تقدیم شده بود که سخنرانی امام (ره) در تاریخ 18/2/61 (درست 32 سال پیش) بر روی آن چاپ شده بود: «رحمت خداوند بر شهیدان بزرگی که با خون پاک خود درخت پربرکت اسلام عزیز را آبیاری و بارور نمودند».

19/2/93

با شنیدن گلبانگ اذان جنب و جوش در محل اسکان دیده می‌شود. و بعد از خواندنِ نماز، همسفران برای دیدن باغِ گل آماده می‌شوند. خروس‌ها، این موجوداتِ سحرخیز صدای آشنایشان را در فضا منعکس می‌کنند و چنان صدا می‌زنند که گویا دوست ندارند کسی در خواب بماند.

راه باریک است و تاریک. سرپرست جلوتر از همه در حال حرکت است. راهنمایی از راه دور (تلفنی) داریم که نمی‌دانم چگونه این راه‌های باریک نام‌گذاری نشده را می‌شناسد. 2 بار به 2راهی می‌رسیم و هر بار از سمت راست حرکت می‌کنیم. صدای آب و پرنده‌ها به گوش می‌رسد. از انواع صداها مشخص است پرنده های متفاوتی در آنجا هستند. هرچند هوا تاریک است اما با صدای زیبایشان به ما می‌گویند که هستند.

 

 18  19  3 20140525 1304380045

 

کم‌کم بوته‌های گل را می‌بینیم و هوا رو به روشنی می‌رود. همسفران با بوئیدن گل‌ها ذکر صلوات می‌فرستند و می‌شنوم که می‌گوید: «گل حقیقی پیامبر گرامی و ائمه اطهار هستند».

سرپرست می‌گوید: «مقایسه کن! گلی باز شده و آفتاب خورده و غنچه‌ای در سایه و حجاب. تفاوتشان در چیست؟!»

مشامم را با نفس عمیقی از هر دو تازه می‌کنم اما، گل آفتاب خورده به خوشبوییِ غنچه نیست. هم رنگ آن رفته و هم از شدت بویش کم شده و من می فهمم راز چیدنِ گل‌های زیر سایه و در غلاف غنچه را.

 

بعد از ثبت لحظات حضور از مسیری در ادامه همان مسیر قبلی به دشت شقایق می‌رسیم. آفتاب دیگر کامل از افق در آمده و مثل همیشه می‌ درخشد.

 

 

Tolooe

 

ساعت 7 صبح از باغ گل خارج می‌شویم. در مسیر خروج بانویِ گل‌چینی با روی خوش سلاممان می‌کند و علاوه بر آموزش چیدنِ گل، با هدیه دادنِ گلی به هر کداممان راهی‌مان می‌کند.

7:30 به محل خرید می‌رسیم با وجودی که تنها گلاب و عرقیات در مغازه وجود دارد حدود یک ساعت! خریدمان طول می‌کشد. در مغازه نام گلاب دو آتشه را می‌شنوم:

خوشبوتر است، گرانقیمت‌تر است، عصاره‌ای خوشبوتر، چرا؟ به دلیل همنشینی با بوی خوش. گلابی است که از کنار هم قرار گرفتنِ گل و گلاب در دیگ حاصل می‌شود. گویا با دیدن وجودِ برتر! با رضایت بیشتری در دیگ می‌جوشد و از همنشینی با گلاب، گلابی می‌شود ارزشمندتر.

با شکم‌های خالی هنوز قرار است که به بازدید ادامه دهیم و دریافت کنیم چیزهایی از جنس دیگر را. لذتِ دیدن را می‌گویم.

8:40 از پله‌ های بالای آبشار شروع می‌کنیم. آبی از دل کوه می‌جوشد و مسیر خود را صیقل می‌دهد و انسان‌های زیادی را دور خود جمع کرده است؛ از کسانی که آنجا را محل مناسبی برای دود کردن تنباکو می‌دانستند یا پیک‌نیک تا کسانی که با دیدنِ این شگفت‌کننده، این شوریده‌حالِ جنبنده، نوای الله اکبر می‌گرفتند.

همه سرگشته‌ی آن زلف چلیپای ویند   در غم هجر رخش این همه شور و غوغاست

کم‌کم از پله‌ها که پایین بیایی عظمت این جوشش را بیشتر می‌بینی و دیگر با خودت، هر چه که می‌دانی و به یاد می‌آوری!

 

Abshar

 

بالاخره ساعت 9:20 توجهی هم به دیگ معده می‌شود و بعد از طراوت و نشاط حاصل از طبیعت، صبحانه کریمانه دوستان و نان تازه محلی می‌چسبد.

10:30 محل را به قصد مکان دیگری ترک می‌کنیم اما بار زدن وسایل و حرکت و خروج از سیل آدم‌ها و ماشین‌ها حدود 11 است که از نیاسر خارج می‌شویم.

12:03 توقفی در پمپ بنزین داریم تا ماشین هم دلی از عزا در بیاورد اما نمیدانیم که این توقف مقدمه‌ای می‌شود برای توقفی نسبتا طولانی! بله ساعت 12:15 می‌شود که به دلیل سرفه‌های ماشین توقف می‌کنیم. غذای نامناسب هرچند کوتاه مدت سیرمان کند اما بالاخره اثر سوء خود را نشان خواهد داد و در جایی که فکرش را نمی‌کنیم در راهمان می‌گذارد. ماشین هم از این قاعده مستثنی نیست.

12:58 و هنر دستان طبیب انتظار برای حرکتمان را تمام می‌کند و با تلاشِ دوستانِ راننده که زبان ماشین را می‌فهمند حرکت دوباره آغاز می‌شود.

 Tabib

 

10 دقیقه دیگر جلوی امام‌زاده ای در شهر برزک برای نماز ایستادیم. تا دوستان اقامه نماز کنند؛ سرپرست، آقای موسی زاده و همراهانشان را برای رفتن به باغی که قرار است دیگ آش در آن بار شود، می‌برند.

بعد از زیارت و نماز بقیه دوستان نیز حرکت می‌کنیم و به مغازه آقای اسمعیلی-صاحب باغ- می‌رویم. خانم‌ها هستند و مغازه و پول. طبیعتا خانم‌ها خرید می‌کنند. باغ فاصله چندانی با مغازه ندارد. بعضی پای پیاده و بعضی سواره خودشان را به باغ می‌رسانند. باغی پردرخت، درختانی که بلندی آنها سخاوتمندانه سایه‌ای روشن را در اختیار مهمان‌ها گذاشته است.رقص علف‌های بلند و صدای پرنده‌های روی شاخه‌ها. از طرفی که بنگری بلندای کوه است و از طرفی دیگر درخت است و درخت.

و حالا دیگ آش و آشپزِ آن جلب توجه می‌کند. بچه‌ها روی زیرانداز نارنجی رنگِ پهن شده می‌نشینند، گپ و گفت می‌کنند.

سرپرست تازه از کارها فراغت یافته، گوشه‌ای برای نماز خلوت می‌کند. ظرف دلمه‌ای بین دوستان می‌گردد و چه خوشمزه است اولین دلمه!

ظرف‌های آش به نوبت می‌گردد و دست به دست می‌چرخد و چه لذیذ است اولین آش!

از ظرف‌های هیئتی! که به سمت آشپز می‌رود و برکت آش و صدای کریمانه آشپز که باز هم هست! :O

تا صدای خنده‌ای که با خوردن ملاغه به ته دیگ بلند می‌شود و دعای سرپرست:

الهی که این سفره مأمور باد

همیشه پر از نعمت و نور باد

گزند زمانه، بلیات دهر

از این سفره و صاحبش دور باد

 

ساعت 15:50 این باغ زیبا را نیز همانند همه زیبایی‌هایی که خواه ناخواه باید ترک می‌کردیم، ترک کردیم.

18:05 در عوارضی قم با جریمه‌ای خنک که دوستانِ متاخِّر زحمت آن را کشیدند، توقفی داشتیم.

19:52 عوارضی تهران

و حالا به مقصد برگشتیم که مبدا ما بود. اما هیچ‌کدام از ما همانی نیستیم که از مبدا حرکت کردیم. برگشتیم به همان جای که اول بودیم. با کلی کوله‌بار خاطره که جز درک و لذت و تجربه نیست و کمال است و کمال است و کمال.

و سوغات! برای نرفتگان سوغاتی آورده‌ایم. حاصل سفر نیست، نشان سفر است و دعوتی است برای رفتن و سفر کردن دیگران.

از وطن رخت ببستم که تورا باز بیابم           هـر چه حیرت زده گشتم به نوائی نرسیدم

گفتم از خود برهم تا رخِ مـاه تو ببینم          چـه کنـم من که از ایـن قیـد منیـت نـرهیـدم

والسلام

نظرات (15)

  • لیلا موحدیان

    لیلا موحدیان

    06 خرداد 1393 at 18:07 |
    آبجی جان شما چرا تعریفهایی که دیگران از من میکنند رو به خودتون نسبت میدید؟؟
    هم منظور خانم عباس زاده و هم آقای موسی زاده من بودم و دست پخت من بود ولی شما از این نام خانوادگی مشترک دارید سوء استفاده میکنید!!!
  • امیر فتاح زاده

    امیر فتاح زاده

    03 خرداد 1393 at 22:53 |
    گزارش بسیار زیبا و قشنگی بود .
    فقط متوجه نشدم روز دوم اون باغ کجا بود و چه ویژگی هایی نسبت با باغ نیاسر داشت .
    • الهام عباس  زاده

      الهام عباس زاده

      05 خرداد 1393 at 23:20 |
      سلام
      ممنونم، نظر لطفتونه
      باغ گل نیاسر بود و باغ دوم تو شهر برزک
      الان که عکس ها آپلود شده فکر کنم براتون واضح بشه
  • الهام عباس  زاده

    الهام عباس زاده

    03 خرداد 1393 at 22:30 |
    سلام
    آقای ورکش: بنده هم از شما و هم از تمامی دوستانی که با حضور خودشون فرصت دیدن و لذت بودن رو برامون مهیا کردند تشکر میکنم.
    خانم یوزباشی عزیز: ممنونم. انشالله قسمتت شه. بسیار باصفاست.
  • مهدی ورکش

    مهدی ورکش

    03 خرداد 1393 at 19:22 |
    سلام
    به تعداد کلمات این گزارش از سرپرست، جانشین، کاتب و همنوردان تشکر میکنم و خداراشاکرم.
    و به اندازه ی یک خط گزارش پمپ بنزین پیشنهاد میکنم:
    در شرایطی که امکان داشته باشد و سرپرست صلاح بدانند، می شود مدتی قبل از حرکت باک ماشین را پر کرد.
  • اعظم یوزباشی

    اعظم یوزباشی

    31 ارديبهشت 1393 at 21:17 |
    الهام عزيزم ممنون از گزارش زيبات. چقدر دوست داشتم توي اين سفر همراهتون مي بودم . انشالله گلاب گيري هاي بعد
  • لیلا موحدیان

    لیلا موحدیان

    28 ارديبهشت 1393 at 21:30 |
    برنامه بسیار خوبی بود.تجربه آشنایی با افراد جدید و با صفا.2 روز بسیار شیرین و منطقه ای بسیار دیدنی.باغ پیمایی بعد از نماز صبح عالیترین قسمت برنامه بود.صدای پرنده هایی سرصبح،تاریک و روشن هوا،بوی عطر گل محمدی و سایر گیاهان معطر و.....
    از آقای سرپرست(آقای آقایی پور) سپاسگذارم.بابت زحمات خالصانه و صمیمیت با اعضای جدید الورود.(اصلا احساس غریبه بودن نکردم،انگار که مدتهاست با این گروه آشنا بودم!!!)
    بازم ممنون.خوش گذشت.
  • زهرا شیردلی

    زهرا شیردلی

    24 ارديبهشت 1393 at 15:54 |
    خوشبحالتان
    کاش منم بودم
  • شقایق موحدیان

    شقایق موحدیان

    20 ارديبهشت 1393 at 10:46 |
    جمع با صفای بچه ها، مشهداردهال، خانه روستایی پای آبشار، بوی عطر گل محمدی، باغ گل ساعت 5 صبح،صدای آواز بلبلان همراه با موسیقی دلنشین آب،چاغاله زردآلو و سیب، باغهای سرسبز و زیبا، دشت شقایق و عظمت آبشار،طبخ آش رشته وسط باغ رؤیایی،بنزین خالص برزک لیتری هزار تومان.مهندسی ون وسط جاده و ذکر صلوات ، بوی عطر عرقیات، شربت گل محمدی و شربت نارنج و...

    جای همه دوستان واقعا خالی. درود بر سرپرست محترم.
    • تایماز موسی زاده

      تایماز موسی زاده

      05 خرداد 1393 at 15:07 |
      خانم موحديان ماكاروني داخل ماشين رو يادتون رفت به ليستتون اضافه كنيد.مخصوصاً دست پخت خودتون انصافاً خوشمزه تر بود...روم نشد اونجا بگم!!!!
      • الهام عباس  زاده

        الهام عباس زاده

        05 خرداد 1393 at 23:29 |
        همون قابلمه هایی که تو ماشین نشون میدادید بعد ما ظرف های خالیش رو دیدیم پس محتواش ماکارونی خوشمزه بوده !! سفر بعدی من کنار خانم موحدیان میشینم :)
      • لیلا موحدیان

        لیلا موحدیان

        05 خرداد 1393 at 21:17 |
        واقعا اینو جدی گفتید آقای موسی زاده؟
        میخواید منو و خواهرم رو به جون هم بندازید؟؟
        عجب!!!!!!
        حالا سری های بعد یه کاری میکنیم روتون بشه بگید!!
        • تایماز موسی زاده

          تایماز موسی زاده

          05 خرداد 1393 at 22:18 |
          ای بابا،شما کی عضو سایت شدید؟؟؟؟!!!
          آبروم رفت که...
          البته غرض تشویق شقایق خانم بود وگرنه که...
          • لیلا موحدیان

            لیلا موحدیان

            05 خرداد 1393 at 23:58 |
            خوب خوبه پس....
            حالا سفرهای بعدی تشویق رو براتون هجی میکنم!!!
            من که خیلی وقته.خبر نداشتید؟؟؟
            این ماکارونی برای ما داستانی شده ها؟؟؟
            همه مارو به شکل ماکارونی میبینن!!!!
            خانم عباس زاده ام که خواستن سفر بعدی دست پخت ما رو بخورن.!!!!
            • شقایق موحدیان

              شقایق موحدیان

              06 خرداد 1393 at 12:17 |
              عزیزم آبجی،منظور خانم عباس زاده من بودم.
              آقای موسی زاده شما لطف دارید خوشمزه،آش دست دست پخت شما و همسرتون بود که با پیشنهاد و هزینه خودتون شما دو زوج همدل، با مهر و محبت برای همسفران توی اون باغ زیبا تدارک دیده بودید.

نظر بدهید

لطفا عضو سایت شوید تا بتوانید نظر بدهید.