مشهد مقدس ، دره دربادام - 6 تا 10 مرداد 1393

تاریخ برگزاری: 13930506

مشهد مقدس ، دره دربادام - 6 تا 10 مرداد 1393

هماهنگ کننده (مادر خرج):

فاطمه عفتی

شماره همراه:09123720197

پست الکترونیک: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

شماره کارت بانک صادرات :6037694047173574

جانشین:

فاطمه جاوید09384045328

سرپرست فنی:

سید محمد حسین آقایی پور

گزارش نویس:

الهام عباس زاده

امداد و نجات

احمد نظری

مخابرات:

شقایق صنعتگران

پشتیبان:

نسیبه فرهادیان

عکاس:

امیر فتاح زاده - علیرضا صالحان

مهمانان:

خانم ها : سیده کبری خضرائی ، مرضیه کهندل ، مرضیه وثوقی

 آقایان : علی معصومی تبار

نوع برنامه:

طبیعت گردی

سطح برنامه:

متوسط

تاریخ و ساعت تجمع:

عصر روز دو شنبه 6 مرداد ماه ساعت 15:45 با اتوبوس

محل تجمع:

ترمینال جنوب ، جلوی سکوی شماره 5، شرکت جوان سیر ایثار

تاريخ و محل برگشت:

عصر روز جمعه 10 مرداد ماه ساعت 17:00 با اتوبوس

اقامت:

آپارتمان یا منزل مسکونی

برنامه های جانبی:

زیارت علمی امام رضا (ع) ، هم اندیشی درباره حدیث سلسلة الذهب

مهلت ثبت نام:

مهلت ثبت نام به پایان رسید
190000 تومان اعضاو 230000 تومان مهمان

توضیحات و تذکرات:

توجه :

دوستان گرامی : در صورتیکه قصد دارید در پیمایش دره دربادام همراه ما باشید باید در برنامه قله کلک چال ( 2 مرداد) شرکت نمایید.

سرپرست در چینش تیم برای پیمایش دره مخیر است و با توجه به میزان آمادگی و وسایل شرکت کننده میتواند از حضور در پیمایش دره جلوگیری نماید.

پر واضح است که همکاری تمامی دوستان در کارها و برنامه های گروهی یکی از اصول برنامه های کوهنوردی است

 

دوستان خوبم :

 

اتوبوسی که با آن سفر می کنیم دربستی نیست بنابراین سر ساعت تعییین شده (15:45 دقیقه) در محل تجمع : ترمینال جنوب- سکوی شماره 5-شرکت جوان سیر ایثار باشید بدون لحظه ای تأخیر ، چون راننده سر ساعت حرکت خواهد کرد.

 

وسایلی را که در طی مسیر به آن نیاز دارید( افطار- خوراکی- مدارک و.. ) را به صورت جداگانه قرار دهید، چون برداشتن وسایل در طول راه از صندوق اتوبوس امکانپذیر نیست.

 

وسایل شبمانی که با خود به روستای دربادام می بریم در داخل ماشین گذاشته می شود و ما پیمایش دره را با کوله یک روزه و بدون وسایل  شب مانی خواهیم داشت.

 

 

مختصری از برنامه و زمان بندی تقریبی:

93/5/6 روز اول : حرکت از تهران به مشهد به وسیله اتوبوس

93/5/7 روز دوم : ان شاءالله شرکت در نماز عید فطر در حرم مطهر رضوی و زیارت

93/5/8 روزسوم : حرکت به سمت روستای دربادام قوچان ، شب مانی در روستا (نیازی به چادر نیست و کیسه خواب نیز در روستا می ماند)

93/5/9 روز چهارم :  پیمایش دره ( حدود 32 کیلومتر ) و برگشت به مشهد

93/5/10 روز پنجم : زیارت و برگشت به تهران به وسیله اتوبوس

سایر لوازم مورد نیاز:

کفش (کوهپیمایی سبک،کتونی مناسب یا صندل مخصوص کوهنوردی ) - پوشاک مناسب فصل - کوله پشتی یک روزه ـ کیسه خواب - یک دست لباس اضافی سبک - کیف کمک های اولیه - کیت بقاء - باتوم ـ زیرانداز سبک - طناب انفرادی و کارابین پیچ ـ چراغ پیشانی و باتری اضافه ـ کارت بیمه ورزشی سال جاری و کارت شناسایی - غذا  ( افطار روز اول - شام روز جمعه ) -تنقلات و..

ره توشه پیشنهادی:

کلاه و عینک آفتابی - دوربین عکاسی - فلاسک چای - دمپایی - پتو مسافرتی

توضیحات کاربردی

تذکرات:

 

ثبت‌نام در برنامه و واریز وجه به منزله قبول اطلاع کامل از قوانین گروه و تعهد به رعایت دستورات سرپرست و نیز به منزله انعقاد عقد صلح با سرپرست برنامه می‌باشد. موضوع عقد صلح پرداخت هزینه در قبال اجرای برنامه طبق شرایط اعلام شده است و سرپرست می‌تواند هزینه دریافتی را با هماهنگی مسئول گروه، در هر موردی که صلاح بداند هزینه نماید و از این بابت رضایت طرفین با انعقاد صلح، حاصل میشود.. تمامی نکات ارائه شده‌ی کتبی و شفاهی از طرف سرپرست به عنوان شروط ضمن عقد در نظر گرفته میشود.

سرپرست اختیار دارد با توجه به وضعیت آب و هوا، اعمال سیاستهای ترافیکی، امنیتی، اخلاقی و...از طرف مراجع ذی‌صلاح، هدف آموزشی، وضعیت‌بدنی و فنی همنوردان و یا هر نوع عامل خارج از اختیار سرپرست، برنامه را کنسل و یا با برنامه‌ای دیگر در همان منطقه یا منطقه نزدیک به آن جایگزین نماید. در این صورت نیز بازگرداندن تمام یا مقداری از هزینه برنامه با تصمیم سرپرست خواهد بود.

همنوردان به غیر از کارت بیمه ورزشی فدراسیون پزشکی ورزشی که برای شرکت در هر برنامه الزامی است و می بایست تهیه نمایند، از طرف گروه تحت پوشش هیچ نوع بیمه‌ی دیگری نمی‌باشند. مسئولیت عمل به تعهد در قبال کارت بیمه ورزشی صادره از فدراسیون پزشکی ورزشی به عهده گروه نمی‌باشد.

سرپرست در ثبت‌نام همنوردان ملزم به رعایت نظرات کمیته فنی می باشد و از هیچ آداب و ترتیب دیگری مانند اولویت ثبت‌نام و ... تبعیت نخواهد نمود.

به منظور استفاده در انواع رسانه ها، سایت و فضاهای مجازی دیگر و بعضا در حوزه نشر و ...، در تمامی برنامه ها، فیلم و عکس گرفته میشود. فلذا عزیزانی که تمایل ندارند تصویرشان پخش شود، خودشان دقت نمایند که داخل کادر نباشند و یا با استفاده از دستمال سر و ... صورت خود را بپوشانند. تصویربردار و ... مسئولیتی در این خصوص ندارند.

لطفا تقاضای پرداخت وجه را در روز اجرای برنامه به صورت نقدی نفرمایید.

همنوردان محترم چنانچه به هر علتی از برنامه انصراف دهند، هیچ‌گونه وجهی مسترد نمی‌گردد مگر در شرایط خاص با صلاحدید سرپرست.

حداقل پانزده دقیقه زودتر از زمان اعلام شده در محل قرار حاضر شوید. چنانچه لحظاتی پس از زمان اعلام شده رسیدید، مسئولیت آن به عهده خودتان می باشد و طبیعی است که هیچ وجهی مسترد نمیگردد.

اجازه صعود به افراد در هر نقطه از برنامه با صلاحدید سرپرست داده می‌شود و تمامی افراد ملزم به رعایت این نکته می‌باشند.

درصورت نیاز بازدید از وسایل همنوردان توسط سرپرست، در ابتدای برنامه یا حین برنامه انجام خواهد شد.

اطلاعات مورد نیاز از قبیل دمای هوا، سرعت باد، بارش و هرگونه اطلاعات دیگر در خصوص منطقه و نحوه صعود را از طریق سایتهای معتبر یا هر طریق دیگر به دست آورید و به غیر از لوازم مورد نیاز اعلام شده توسط سرپرست، لوازم متناسب با شرایط برنامه را به همراه داشته باشید. مسئولیت ملاک قراردادن این اطلاعات با شرکت کنندگان است.

هرگونه سؤال یا ابهامی را در مورد برنامه می‌توانید در وقت مقتضی از سرپرست برنامه بپرسید.

اطلاعات برنامه ممکن است تا لحظات آخر ویرایش گردد و ثبت‌نام کنندگان ملزم به چک کردن این اطلاعات می‌باشند. تغییرات 12 ساعت قبل از شروع برنامه از طریق پیامک ارسال می گردد.

 


 

شرایط ثبت نام:

مطالعه کامل قوانین و آیین نامه داخلی گروه و توضیحات این برنامه

 

مراحل ثبت نام:

1- ابتدا می بایست در سایت لاگین نمایید چون پس از وارد کردن نام کاربری و گذرواژه، شماره تماس سرپرست و ... قابل رویت می‌باشد و امکان ارسال کامنت فعال می گردد.
2- احراز شرایط شرکت در برنامه از طریق مطالعه سایت (برای اعضا) و ارسال پیامک حاوی صعودهای شاخص و آخرین صعودهایتان به سرپرست و استعلام نظر ایشان (برای مهمانان).

3- ارسال کامنت در صفحه برنامه (برای اعضا) یا پیامک به سرپرست (برای مهمانان) با محتوای: "قوانین و آیین نامه های گروه و تمامی شرایط برنامه ..... مورخ ..... را مطالعه کرده، قبول دارم و داوطلب شرکت در برنامه هستم."
4- در صورت تایید سرپرست، اسم شما توسط ایشان در لیست داوطلبین برنامه درج خواهد شد.
5- به صفحه لیست اعضاء مراجعه نمایید. (دوستانی که اسامی شان در لیست نیست و مهمانان محترم و همنوردانی که حق عضویت عقب افتاده دارند، می بایست هزینه مهمان پرداخت نمایند)
6- با توجه به توضیحات بالا هزینه مهمان یا اعضاء را به شماره کارت سرپرست واریز نمایید.
7- ارسال پیامک واریز وجه برای سرپرست، شامل مشخصات فیش واریزی و چهار رقم آخر کارت مبدا
8- دریافت پیامک تایید ثبت نام از سرپرست یا اضافه شدن اسم شما در لیست همنوردان یا مهمانان

بدیهی است چنانچه مراحل فوق به پایان نرسد ثبت نام شما ناموفق می‌باشد.

 


اگر در برنامه شب مانی در چادر داشته باشیم:
نکات لازم در مورد چادر :

1- همنوردان گرامی مطالب مربوط به کمپ و چادر زدن را از دو مقاله اصول برقراری کمپ و اصول ابتدایی کمپینگ درکوهستان مطالعه بفرمایید.(مخصوصا دوستانی که تجربه شب مانی در طبیعت را نداشتند): 
2- قبل از برنامه چادر خود را چک بفرمایید و از سالم بودن تمامی قسمتهای آن اطمینان حاصل کنید.
3- قبل از کوله چینی حتما قسمتی برای چادر خود در نظر داشته باشید چون تعدادی از دوستان در شروع برنامه چادر را تحویل می گیرند.
4- برای آوردن اجاق خوراک پزی، کتری و .. با هم چادری خود هماهنگ یا وسایلی که دارید به بنده اطلاع دهید تا هماهنگ کنم.
5- در ضمن برای حمل چادر و چادر زدن حتما با هم همکاری لازم را داشته باشید.
6- زیر انداز عایق برای کف چادر فراموش نشود.

 

در برنامه هایی که بامداد و یا ابتدای روز شروع می شود، پس از صرف صبحانه در محل قرار حاضر شود. به همین ترتیب برنامه هایی که بعد از ظهر و شامگاهان اجرا می شود، نهار و شام را قبل از زمان تجمع میل نمایید.

 در برنامه هایی که پس از اذان آغاز میگردد، بعد از ادای نماز در محل قرار حاضر شوید.

 

 

اگر در برنامه شب مانی در چادر داشته باشیم:

تقسیم بندی چادر :

نکات لازم در مورد چادر :

1-      همنوردان گرامی مطالب مربوط به کمپ و چادر زدن را در این قسمت مطالعه بفرمایید.(مخصوصا دوستانی که تجربه شب مانی در طبیعت را نداشتند): 

2-      قبل از برنامه چادر خود را چک بفرمایید و از سالم بودن تمامی قسمتهای آن اطمینان حاصل کنید.

3-      قبل از کوله چینی حتما قسمتی برای چادر خود در نظر داشته باشید چون تعدادی از دوستان در شروع برنامه چادر را تحویل می گیرند.

4-      برای آوردن اجاق خوراک پزی، کتری و .. با هم چادری خود هماهنگ یا وسایلی که دارید به بنده اطلاع دهید تا هماهنگ کنم.

5-      در ضمن برای حمل چادر و چادر زدن حتما با هم همکاری لازم را داشته باشید.

6-      زیر انداز عایق برای کف چادر فراموش نشود.

خدمات:

_ بلیط رفت و برگشت تهران - مشهد

_  اسکان در مشهد 

_  رفت و برگشت مشهد - روستای دربادام قوچان

_ 4 وعده صبحانه ، 4 وعده ناهار ، 3 وعده شام

_  راهنمای محلی ( آقای حسین نژاد )

مشروح گزارش :

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمدلله رب العالمین

و دعا:

رضای او طلب تا زنده گردی                    خداوندی مکن(نفی) تا بنده گردی(اثبات)

خداوندا دلم را بنده گردان                                 بفضلت مرده‌ای را زنده گردان

دلم می‌خواهد از تو یاری تو                               کرامت کن مرا بیداری تو

و کلمه "رضا" در مصرع اول می‌تواند در برنامه ما ایهام داشته باشد چرا که ما در ابتدا به پابوسی مولا علی ابن موسی الرضا رفته بودیم... و رابطه آن با کلمه "زنده" و "بنده" و ...

رضای او طلب:

جلسه ای که عصر روز عید فطر با دوستان قرار گذاشتیم و در صحن آزادی نزدیک ایوان طلا در یکی از حجره‌ها برای هم‌اندیشی درباره حدیث سلسله الذهب داشتیم. هدف از این هم‌اندیشی این بود که با هم گفتگوی علمی داشته باشیم و جمعمان را پر محتوا کنیم، نه فقط در این برنامه که در همه برنامه‌ها اینطور شود، نه فقط مباحث دینی و معرفتی که کلا از همدیگر یاد بگیریم و سطح مطالعاتی‌مان را بالا ببریم که روابط هرچه علمی‌تر باشد، عمیق‌تر می‌شود و از خیلی از مفاسد دورتر

پیرامون حدیث بحث کردیم، بحث که چه بگویم بیشتر برایمان سوال ایجاد شد از اینکه چرا امام اینگونه حدیث را گفته‌اند؟ چرا یکدفعه نگفته‌اند قال رسول الله؟ چرا یکی یکی این سلسله رو نقل می‌کنند؟ اصلا کلمه لا اله الا الله یعنی چه؟ انا من شروطها یعنی چه؟ یعنی چی ولایت شرط توحید است؟ چرا به ما نگفته‌اند بگویید الله الله، گفته‌اند بگویید لا اله الا الله؟ اله یعنی چه ؟و ...

جلسه "توجه به خود" :

آمده‌ایم برای رفتن! و این حرف تمام کسانی است که بعد از جلسه اتمام حجت یا به زبان می‌آورند یا چهره‌شان گویای آن است. مگر در جلسه چه گفته‌اند؟ با جدیت تمام! راه، راهِ برگشت ندارد، هرکه می‌آید باید تا انتها بیاید، محل محک و آزمایش خود نیست، آزموده‌ها بیایند! مگر خط مقدم می‌رویم؟

رویکرد دومی هم وجود دارد، همه بیایند، امدادشان می‌کنیم، خب کدامیک آن را بشنویم؟ بیایم یا نیایم؟ و این سوالی است که برای دوستانی چند پیش آمده و دوستان قدیمی‌تر در جهت برطرف کردن آن و پاسخ دادنش برآمده‌اند.

آنقدرها هم سخت نیست، فقط اتمام حجت است که بدانید تا انتها خودتان باید بیایید

و بیایید :D

در اینکه آن شب چه گذشت و دوستانی اندک مشاوره شدند و در انتها همه آمدند، با عزم راسخ، بگذریم... به حق که چنین جلسه‌ای لازم بود تا همه بدانیم که گلگشت نمی‌رویم و بدانیم که برای هر شروعی به خود توجه کنیم، خودمان را دریابیم و از خود بپرسیم و با خود روراست باشیم.

من نام این جلسه را می‌گذارم جلسه "توجه به خود"

و آغاز:( 8/5/93 چهارشنبه)

به نام آنکه گنج جسم و جان ساخت                       طلسم گنج جان هر دو جهان ساخت

جهانداری که پیدا و نهان است                             نهان در جسم و پیدا در جهان است

14:45 – حرکت از محل اسکان

17:55 تا 18:40 : توقفی در بین راه داشتیم برای لذت بردن از طبیعت موجود داشتیم.

توقفی دیگر نیز برای گرفتن غذای امشب از شهر قوچان داشتیم.

20:50 – اسکان در روستای دربادام

رسیدیم تازه به ابتدا :D از کوچه‌ای نیمه روشن که جوی آبی هم در آن جاری بود به سمت مسجد محل برای اقامت رفتیم. از در مسجد که وارد شدیم درختان بلند قامتی راسته‌ای از حیاط را پوشانده بودند. خانم‌ ها و آقایان در محل‌های مجزایی اسکان می‌کنند. درون مسجد عکس شهید تقی مرادی دربادام روی دیوار است. بعد از خواندن نماز به جماعت اما نه به امامت امام جماعت همیشگی، بنا به گرم کردن غذا و کشیدن آن در ظروف یکبار مصرف می‌کنیم. چه چلوگوشتی!!! وّوّوّه‌ه‌ه‌ه‌!!!! سفره‌ها را یکی در اتاق آقایان و دیگری را در اتاق خانم‌ها پهن می‌کنند.

بعد از صرف غذا نهار و صبحانه‌ای که برای فردا تهیه شده است را بین دوستان تقسیم‌بندی می‌کنیم و در کوله‌هامان جاسازی. فردا قرار است روز پرحرکت و پرهیجانی را داشته باشیم. ساعت 23:00 سرپرست خاموشی می‌دهند که دوستان با آرامش حاصل از خواب فردا روز خوبی را شروع کنند.

راه بی‌بازگشت: (9/5/93 پنج‌شنبه)

2:40 – بیدارباش! کیسه خواب‌ها را جمع می‌کنیم و وسایل اضافه را برای اینکه با اتوبوس به خانه راهنمای محلی، آقای حسین‌نژاد، برده شود، به گوشه‌ای از حیاط انتقال می‌دهیم. تا صف طویل جلوی سرویس بهداشتی هم تمام شود کوله‌ها بر دوش ساعت 3:30 است که در صف منظمی، چراغ‌های پیشانی بر سر، در تاریکی شب، حرکتمان را با نام خدا شروع می‌کنیم. اوایل ماه قمری است، نور ماهِ چنانی در آسمان نیست.

سیاهی و سایه شمایل کوه‌ها، صدای آب رودخانه‌ای که از کنار آن حرکت می‌کردیم اولین ادراکات ما از این مسیر طولانی است. با خودم می‌گویم:"جرأت داری این مسیر رو تنهایی برو! ". این مسیر قطعا بسیار زیباست و حقیقت‌هایی دارد که دیده نمی‌شوند. هر کس به اندازه "نور چراغش" یا حداکثر "نور چراغ اطرافیانش" درک از این حقیقت‌ها دارد.

4:10 – برای اولین بار دل به دریا می‌زنیم و پا در آب می‌گذاریم و از رودخانه رد می‌شویم. پس از خیس شدن، دوستان توقف برای نماز صبح را اعلام می‌کنند! سوال می‌شود برایم که آیا نمی‌شد قبل از خیس شدن، آنطرف رودخانه نماز می‌خواندیم؟!؟!

به هر حال ادای تکلیف می‌کنیم و 4:20 دوباره حرکت می کنیم و حالا دیواره ها حکایت از ابتدای دره دارند و ما پا در مسیر بی‌برگشت می‌گذاریم...

جا دارد به زبان "فریدون مشیری" به کسانی که قدم در این راه‌ها نگذاشته‌اند بگویم:

شما، گذارتان، همیشه، راستای جاده‌هاست!

خطوط فاصل میان شهرها همیشه معبر شماست

وگر میان راه

به زیر سایه درخت، کنار رودخانه‌ای

بساط و بستری بیفکنید

زمین و سبزه و گل و گیاه

همان فضای بیش و کم، همیشه آشناست

شما، به کوره راه خامشی، که از میان سبزه‌ها به انتهای دشت می‌رسد

شما به بیشه‌زارهای در نشیب دره ناپدید

نگاه هم نکرده‌اید

شما به سوی بوته‌های جاودان غریب، گم

شما به دیدن گل "همیشه منتظر"

نرفته‌اید ...

 

کم کم هوا رو به روشنی می‌رود و خط سپید روی کوه نشان از فجر صادق دارد. به دلیل پیچ آ پیچ بودن مسیر که رودخانه نیز به زیبایی خود را با آن هماهنگ کرده بود و هرگاه که دیواره‌ها می‌پیچیدند ناگزیر(از روی قضا) می‌پیچید؛ ما نیز که پا در این مسیر پر خم و پیچ گذاشته بودیم به تبعیت از مسیر، هرگاه میپیچید، می‌پیچیدیم و ناگزیر از آب می‌گذشتیم.

اوایل خیس شدن سخت بود. شاید اگر می‌شد انتخاب کرد( اینها احتمالات درونی خودم با خودم هست) انتخاب می‌کردم که گوشه‌ای بساط کنم و فقط از صدای آب لذت ببرم و خیس نشوم. اگر به خودم بود، اگر همچنان رفتن را دوست می‌داشتم شاید ترجیح می‌دادم مسیر دره صاف و هموار می‌بود و رودخانه‌ای که صاف می‌گذشت و من بی هیچ رد کردن پیچی و خیس شدنی این مسیر را می‌رفتم. اگر می‌شد انتخاب کرد شاید می‌گفتم لذتش بس است، فهمیدم دیگر، و از انشعابی دیگر از مسیر خارج می‌شدم.

و هزاران شاید دیگر. اما انشعابی نبود و محصور در تدبیری بودم که بر این مکان و این حقیقت‌ها حکم می‌کرد و من چاره‌ای جز تسلیم بودن نداشتم، باید خیس می‌شدم، باید پا در مسیر رودخانه می‌گذاشتم، باید از روی سنگ‌های لغزنده درون رودخانه رد می‌شدم و باید پایی می‌پیچید و افتادنی می‌بود و ...

خرده بر من گزارش‌نویس نگیرید! احوالات درونی این روزهای من است با یاد آوری سفر مشهد اینگونه بر کاغذ روایت می‌شود...

کجا بودم؟! هان! اینها را برای این گفتم و شاخه‌هایش در خیالم رشد کرد که یکی از دوستان در تمامی راه مدام مدعی بود که هنوز! خیس نشده است! :D

دره در ابتدای راه بازتر بود و مسیر راحت‌تر. مسیر را که جلوتر می‌رویم رودخانه پهن‌تر می‌شود و خیس شدن‌ها کامل‌تر و حتمی‌تر. کم‌‌کم به صبح نزدیک می‌شویم و روشنایی هوا به کمک نور چراغ‌ها می‌آیند و ساعت 5 صبح چراغ‌ها را خاموش می‌کنیم و در زیباییِ غرق در گرگ و میشِ هوا، قدم‌هایمان را ادامه می‌دهیم.

در طول مسیر از راهنما می‌پرسم و می‌شنوم:" رودی که در مسیر همسفر ماست، حاصل پیوست 12 چشمه است، روستای دربادام در قدیم در دست ازبک ها بوده، بعدها که کردها می‌آیند نام آن را «دربالام» می‌گذارند بعدها نامش به دربادام تغییر می‌کند. فاصله ما در حال حاضر با مرز 12 کیلومتر است و ما به سمت شمال شرقی در حال حرکت هستیم"

5:30 – نرمشی برای گرم کردن بدن در محلی که معروف به «باغ ما» هست، انجام می‌دهیم. این محوطه محل مناسبی برای برپایی چادر می‌باشد. پس از نرمش که به مدت 5 دقیقه به صورت گروهی انجام شد، حرکت کردیم. چه اسم زیبایی دارد این باغ، هر کس که آن را صدا می‌زند حس خودمانی با آن دارد، خوب "باغ ماست دیگر" و چه سخاوتی دارد که برای همه است:D

از باغ رد می‌شویم و به محلی وارد می‌شویم که به آن گوسفندسرای اول گفته می‌شود. کلبه‌ای بعد از باغ وجود دارد که به گفته راهنما گاز پیک‌نیک و امکانات دیگر برای شب‌مانی مسافران در او هست! درب آن که قفل بود و ما به دلیل اینکه همه در حال حرکت بودیم امکان بررسی آن را نداشتیم. در این قسمت از مسیر به تشخیص دوستان درختان سقز و زرشک دیده شدند و البته بوته های گل‌گاو زبان.

ساعت 6 صبح: به گفته راهنما 8 کیلومتر از مسیر را آمده‌ایم و به گوسفندسرای دوم رسیدیم.

 اینجا زیبایی صخره‌ها و دیواره‌ها فوق‌العاده است. باید اینجا باشی و چشم شوی تا ببینی:D

گاه تنها با چشم سر می‌بینیم و لذتی حسی از طبیعت می‌بریم، لذتی که زمانی که از آن محیط خارج شویم تمام می‌شود. و گاهی با چشم عقلمان می‌بینیم و نظام و قانون حاکم بر طبیعت و خلقت، و تدابیر به کار رفته در آن و حرکت‌های همراه با حکمت موجودات برایمان لذت بخش است. قطعا این ادراکی بالاتر است چرا که جانِ حاکم بر موجودات را دیده‌ایم، جانی که سبب حرکت آن‌ها شده، این لذت هیجان‌بر انگیزتر و سرورآفرین‌تر است.

گاه نیز به دنبال جانِ جانان می‌گردیم که این جان‌ها را، این تدابیر را، این حرکت‌ها را چه کسی سبب است؟

و گرچه این رود پرخروش و این دیواره‌ها و سنگ‌ها و درختان سخنی نگفتند ولی:

سخن گرچه نگفت او، نیک دانم                که می‌گفت او که سر تا پا زبانم

اینان همانند گیاه عَشَقِه( به فارسی پیچک)، هم به نوعی نشان‌اند و معشوق را می‌نمایانند و هم حجابند و چهره معشوق را پوشانده‌اند...

برو در عشق جانان راهِ جان گیر                 به عشقی زنده شو ترک جهان گیر

اگر یک دم دهد در عشق دستت               بسی خوشتر بود از هر چه هستت

حالا آیا ما نیز نشان از جانِ جانان داریم؟ او را می‌نمایانیم؟ یا بهتر بگویم در ترازوی خلقت بیشتر نشان‌ایم یا بیشتر حجاب؟!؟!؟

6:50 – اولین پایی که پیج خورد

7:23 – اولین استراحت به مدت 10 دقیقه

8:11 افتادنِ خانمِ ... کـــبـــیــــری در آب ( به شیوه مجریان مسابقه بخونید)

8:20 – کیلومتر 12 ایم به گفته راهنما

8:33 – افتادن خانم مرشدی. و سرپرست نیز برای همدلی افتادند( این رو یادداشت کرده بودم ولی در حال حاضر یادم نیست، شما یادتونه؟)

از همین حدودهاست که بوته‌های غریب و پرسخاوت دره دربادام با میوه خوشمزه تمشک به دوستان خوشامد می‌گویند.

فکر کن! از الان دست‌هامون روی بوته‌ها بود برای چیدن تمشک تا ... انتها، وای دلم برای تمشک‌هایی که نکندم تنگ شد.

8:45 – توقف برای صبحانه

9:22 – ادامه حرکت

9:36 – چند دقیقه بعد کنار چشمه سنگی که بهترین آب منطقه را دارد هستیم. روبروی چشمه قسمتی از رودخانه تا حدود خوبی عمق پیدا کرده که در دوستان هوای پرش در آب را ایجاد می‌کند.

از آقایان : آقای حسین‌نژاد، صالحان، شرفی و جباری آب‌بازی می‌کنند. برخی شیرجه می‌زنند و روی آب شناور می‌مانند برخی به نیمه خیس شدن رضایت می‌دهند. سرپرست که حرکت را اعلام می‌کنند، با پیشنهاد یکی از دوستان به سرپرست و پذیرش آن‌، آقایان از این محل فاصله می‌گیرند تا خانم‌هایی هم که دوست دارند در آب خنک و زلال رودخانه آب‌تنی کنند نبز بهره ببرند. آقایان که از پیچ گذشتند ما بودیم و پرش و صدای جیغ و ...

از حکایات این قسمت می‌گذریم که خود گزارش مفصلی می‌شود.

11:20 – در کیلومتر 16( به اعتبار گفته‌های راهنما) استراحتی داریم. تا به اینجای مسیر هر سه مصدوم آماده هستند علاوه بر اینکه کفش یکی از دوستان هم دچار مشکل شد و بند آن پاره شد و چه کسی چه چاره‌ای کرد یادم نمی‌‌آید.

از این نقطه به بعد بیشتر یادم می‌آید که نه تنها عرض رودخانه را به خاطر پیچش که بارها به خاطر بوته‌های تمشک طی کردیم. دیگر اگر خیس نمی‌شدیم تعجب می‌کردیم ;) آدمیزاد است دیگر، خو می‌گیرد.

در همین ساعت بود که من شیء با ارزشی را کنار رودخانه، درون آب، پیدا کردم. یکی از یادگاری‌های این برنامه:

شاید شاعر در وصف آن گفته است:

سرگشته‌ای به ساحل دریا

نزدیک یک صدف، سنگی فتاده دید و گمان برد گوهر است!

گوهر نبود-اگرچه – ولی در نهاد او، چیزی نهفته بود که می‌گفت، از سنگ بهتر است!

جان مایه‌ای به روشنی نور، عشق، شعر، از سنگ می دمید!

انگار دل بود! می‌تپید!

 

11:41 – باز به حرکت خود ادامه دادیم و داستان به همین منوال ادامه داشت...

بگذریم که بارها در آب افتادن‌ها و کامل خیس شدن‌ها و هیجانات و ... را نمی توان در قالب کلمات، لحظه به لحظه‌ی آن را بیان کرد.

13:00 – کیلومتر 23

13:30 – استراحت کوتاه 10 دقیقه‌ای

14:00 – اطراق برای نار و نماز

15:45 – حرکت

17:10 – به آبشار سوم رسیدیم، چشمه‌ای که در این نقطه وجود داشت خشک شده بود.

18:15 – کیلومتر 29 کلبه تیرزاد و دیواره تیرزاد رسیدیم.

19:00 – انتهای دره

تمام شد، مسیرِ 32 کیلومتریِ پرهیجانِ زیبا

هرچند مسیر یکسان بود، ولی برای افراد مختلف به گونه‌های مختلفی تمام شد. عده‌ای عمده راه را با درد ناشی از پا طی کردند، عده‌ای با تمام توانشان، و عده‌ای نیز به قول خودشان مسیر سنگین نبوده و راحت طی کرده‌اند. و برای سرپرست به نظر بنده قطعا پر دغدغه بوده.

عده‌ای از دوستان که از راه می‌رسند آتش به پا می‌کنند که قطعا گرمی آتش برای خشک کردن پاها و گرم شدن لازم بود. عده‌ای نیز دور از آتش زیر درختان استراحت را بر هر حرکتی ترجیح می‌دهند.

با تاریک شدن هوا نمازمان را به صورت همیشگی جماعت ادا می‌کنیم و کمی بعد اتوبوس حدود ساعت 20:30 تا 20:45 برای بردن این فاتحانِ پیمایشِ دره می‌آید.

درون اتوبوس دوستان با شعر فکاهی زیبایی لحظاتی را که مدت زمان زیادی نیست به خاطره تبدیل شده‌اند را دوباره به یاد دوستان می‌آورند و صدای خنده است که در اتوبوس پیچیده...

22:30 به منزل آقای حسین‌نژاد می‌رسیم و ایشان و خانواده محترمشان با رویی گشاده مهمانان نه چندان تمیز دره را به خانه می‌برند و در آنجا شام خوشمزه قرمه سبزی که قبلا از تهران و از طریق آقای راهنما با رستوران هماهنگ شده بود، را صرف می کنیم.

24:00 حرکت از منزل آقای حسین‌نژاد

و ساعت 2:30 بامداد این برنامه دوست‌داشتنی به پایان می‌رسد.

 

پ.ن 1 : فقط 60 بار من شمردم که از رودخانه رد شدیم. از ساعت 10 صبح به بعد که دیگر نشمردم :D

پ.ن 2 : ابتدا از سرپرست عزیز و سپس از تمامی همراهان برای دیر شدن گزارش عذرخواهی می‌کنم.

 

و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

نظرات (178)

  • محمداسمعیل شرفی

    محمداسمعیل شرفی

    20 آبان 1393 at 06:45 |
    سلام
    گزارش برنامه عالی بود
    ولی چرا انقدر دیر ؟
    بیشتر از 110 روز گذشته!
  • ملیحه سادات آقایی پور

    ملیحه سادات آقایی پور

    04 شهریور 1393 at 23:35 |
    با ما چه کرده است وجودت که سال هاست
    تهران به مشهد است بلیت قطارمان ...
  • امیر فتاح زاده

    امیر فتاح زاده

    26 مرداد 1393 at 17:56 |
    سلام
    با توجه به نکات زیر:
    1. هدف از کامنت هایی که گذاشتیم تنها انتقاد سازنده و اصلاح و تقویت درونی گروه بود
    2. همون جوری که اکثر دوستان میدونند سایت گروه شهید ورکش جزو پربازدیدترین سایت های کوهنوردی کشور و در جست و جو های گوگل با خیلی از کلید واژه ها در مکان اول قرار داره
    3. شاید بتوان گفت تنها برنامه ی جدی دره دربادم که عکس و گزارش مناسب ازش هست مربوط به گروه ما هست و احتمالا طی ماه های آینده این صفحه از سایت بازدید قابل توجهی توسط کاربران خارج از گروه خواهد داشت .
    4. هدف دوستان خوانده شدن انتقادات توسط افراد مورد نظرشون بود که به نظر میرسه مخاطبین کامنت ها کامنت ها را خوانده اند در این مدت .

    نتیجه : باتوجه به نکاتی که عرض کردم از آقای ورکش درخواست دارم کامنت های بنده و دوستانی که پایین این کامنتم موافقتشون رو اعلام میکنند رو پاک بفرمایند تا دوستانی که عضو گروه نیستند و کامنت های این صفحه رو میخونند به صورت ناقص در مورد گروه قضاوت نکنند .
    • تایماز موسی زاده

      تایماز موسی زاده

      27 مرداد 1393 at 09:46 |
      سلام آقاي فتاح زاده
      بهتر بود اجازه مي داديد نوشتار آقاي شكاري به عنوان آخرين نوشتار باقي مي ماند!
      گروه بر اساس قضاوت ديگران فعاليت نمي كند.
      • امیر فتاح زاده

        امیر فتاح زاده

        27 مرداد 1393 at 10:03 |
        فکر کنم بعد از پاک شدن کامنت های بنده آخرین کامنت ، کامنت دوست خوبم آقای امیرشکاری خواهد بود .
        در مورد قضاوت دیگران هم بحث خیلی زیاده که میترسم دوباره طولانی بشه :)
    • تایماز موسی زاده

      تایماز موسی زاده

      27 مرداد 1393 at 09:46 |
      سلام آقاي فتاح زاده
      بهتر بود اجازه مي داديد نوشتار آقاي شكاري به عنوان آخرين نوشتار باقي مي ماند!
  • امیر شکاری

    امیر شکاری

    21 مرداد 1393 at 19:02 |
    بسم الله الرحمن الرحیم
    وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ.
    هنگامی كه سخن می‏گوييد عدالت را رعايت كنيد حتی اگر در مورد نزديكان‌تان بوده باشد و به عهد خدا وفا كنيد. اين چيزی است كه خداوند شما را به آن سفارش می‏كند تا متذكر شويد. سوره انعام، آیه ۱۵۲


    با سلام خدمت همنوردان گرامی
    با توجه به نکات مورد اشاره توسط تعدادی از دوستان ابهامات موجود، _گرچه به نظر اینجانب برای انتقاد سازنده فرصت های بسیار بهتری مانند وسیله نقلیه مسیر برگشت و یا جلسه گروه همواره وجود دارد_ تصمیم بر آن شد تا توضیحاتی در ارتباط با این مسایل ارائه کنم.
    قبل از هر چیز ذکر این نکته ضروری است که این نوشتار با مفروضات زیر تهیه شده است:
    1-گروه شهید ورکش یک گروه کوهنوردی بوده و بر این اساس دارای اهداف، الزامات و چشم اندازهای یک گروه ورزشی کوهنوردی و نه یک گروه ایرانگردی تجاری می باشد.
    2-این گروه در چارچوب قوانین و هنجارهای حاکم بر فدراسیون کوهنوردی فعالیت می نماید.
    3-فارغ از اعتقادات و باورهای فردی، برنامه های پیشنهادی و اجرا شده در قالب چارچوب های مشخص شده در طرح درس ها و مستندات فدراسیون کوهنوردی فدراسیون کوهنوردی قابل ارزیابی و نقد می باشد.
    4-تمامی دوستان منتقد و تایید کننده، از مباحث کارآموزی کوهپیمایی آگاهی دارند.
    بنابر این اصول:
    الف- پیرو چارچوب های مصوب و مطابق صفحات 60 الی 66 طرح درس کارآموزی کوهپیمایی (ویژه مربی) نسخه خرداد ماه 1390 و مطابق صفحات 80 الی 98 طرح درس مربیگری درجه 3 کوهپیمایی (ویژه مربی) نسخه خرداد ماه 1390، تعریف، خصوصیات و وظایف سرپرست شرح داده است.
    در پنج بازه زمانی و در 18 بند کلیه وظایف سرپرست برای اجرای یک برنامه مطلوب به صورت چک لیست تهیه شده و شایسته است نقد سرپرست در چارچوب این لیست انجام شود (طرح درس مربیگری درجه 3 کوهپیمایی (ویژه مربی) صص 98-97).
    پیرو نظرات دوستان قسمت اعظم انتقادات (با کلیه استدلالات و حواشی منطقی برای خود دوستان) مانند تغییر در برنامه، اجرای پیش برنامه، جلسه توجیهی شب برنامه و ...) در چارچوب این چک لیست قابل توجیه بوده و کیفیت اجرای آنها از طرف تیم سرپرستی کاملا از نظرکمیته فنی گروه قابل قبول می باشد.
    تنها نقطه قابل تامل شیوه انتخاب برخی از افراد برای حضور در این برنامه می تواند باشد که سرپرست محترم با اجرای پیش برنامه ( برای بهبود آمادگی جسمانی، شناخت بهتر نفرات و ...) سعی در حضور با کیفیت طیف وسیع تری از دوستان را داشتند که متاسفانه به نظر می رسد از طرف برخی دوستان حمل بر بی برنامگی و ضعف تیم سرپرستی شد.

    ب- مطابق مطالب ارائه شده در دوره کارآموزی کوهپیمایی، وظایف افراد در یک برنامه کوهنوردی بسته به اینکه افراد حاضر در برنامه در قالب تیم، گروه و یا دسته اجرا کننده برنامه باشند با حفظ چارچوب های کلی قابل تعریف بوده وتنها از جانب سرپرست قابل اصلاح و یا تعدیل برای یک برنامه خاص می باشند. کلیه همنوردان می بایست نسبت به وظایف افرادی از قبیل سرقدم، جلودار، سرپرست فنی، سرپرست امداد، پشتیبان و ... آگاهی داشته باشند تا بتوانند سرپرست _ که می بایست برای اجرای برنامه بر شرح وظایف اعضا تسلط داشته باشد_ را در اجرای ایمن تر و با کیفیت تر برنامه یاری نمایند.
    با هم وظایف سرپرست فنی را مرور می نماییم:
    1-ارائه لیست تجیزات فنی مورد نیاز (گروهی و انفرادی) به سرپرست پیش از برنامه
    2-ارائه نقطه نظرات و پیشنهادات فنی بر مبنای گذر ایمن از مسیر عبوری
    3-بازرسی تجهیزات گروهی پیش از برنامه
    4-بازرسی تجهیزات انفرادی افراد در پیش برنامه و یا در حین انجام برنامه
    5-تشخیص برپایی کارگاه
    6-نظارت بر عملکرد ایمن افراد در نقاط نیازمند فعالیت فنی
    7-جمع آوری کارگاه
    در تمامی موارد فوق نهایتا نظر سرپرست برنامه قابل اجرا بوده و سرپرست فنی تنها از طریق سرپرست توانایی اجرای پیشنهادات خود را داراست.
    بنابراین شخصا نمیدانم قصور سرپرست فنی در چارچوب کدام یک از بندهای بالا توجیح پذیر است؟

    ج- آمادگی جسمانی در کوهنوردی مبحث وسیعی است که گرم کردن و سرد کردن قسمت کوچکی از آن می باشد. به علاوه گرم یا سرد کردن تنها و فقط شامل اجرای حرکات کششی نیست. همچنین با توجه به آنچه در بالا به آن اشاره شد وظیفه سرپرست فنی گرم یا سرد کردن افراد نیست.
    آمادگی جسمانی مبحثی انفرادی است و سرپرست در قبال ایجاد آمادگی جسمانی اعضا مسئولیتی ندارد. لازم است هر کوهنورد تمرینات منظم انفرادی خود را برای بهبود آمادگی جسمانی انجام دهد. در حین این تمرینات فرد شناخت کافی از توانایی های جسمی خویش پیدا کرده و بر حسب اطلاعات برنامه نسبت به حضور در برنامه اعلام آمادگی می نماید.
    عدم آمادگی جسمانی برای یک کوهنورد نامطلوب بوده و عدم آگاهی نسبت به این ناآمادگی می تواند خطر ساز بوده و بستر مصدومیت و حتی در شدید ترین حالت ها تاثیر گذاری بر کلیت اجرای برنامه را موجب شود. اشاره به نکاتی مانند ضعف ناشی از ماه مبارک رمضان و غیره در همین چارچوب قابل ارزیابی و پاسخ گویی می باشد.
    روش گرم کردن و سرد کردن نیز بنابر سطح آمادگی جسمانی افراد متفاوت است مثلا برخی به حرکات کششی می پردازند و برخی در 20 دقیقه اول برنامه با گام برداری اصولی فرآیند گرم شدن را طی می کنند. با توجه به اعلام ساعت حرکت توسط سرپرست قصور اصلی متوجه شخص کوهنورد در گرم کردن است چرا که کوهنورد می تواند یک ربع زودتر آماده شده و تا زمان حرکت گروه به گرم کردن بدن خود بپردازد.

    نکات:
    1-دوباره تاکید می کنیم که این گروه یک گروه کوهنوردی است که بر مبنای رشد و تعالی اعضا در زمینه کوهنوردی بنا شده است و انتفاع مالی از برنامه ها مد نظر سرپرستان نیست.
    2-جلسات گروه فرصت مناسبی برای پرسش ها و پاسخ ها و انتفادات ماست که عموما دارای بار آموزشی نیز می باشد. با حضور دائم و به موقع در جلسات بسیاری از این نکات قابل پیگیری بهتر و شایسته تر بود. فرصتی که شاید برای این برنامه از دست رفت.
    3-توصیه می شود همنوردان و علی الخصوص سرپرستان گرامی مصوبات و مستندات فدراسیون کوهنوردی و صعود های ورزشی را مکررا مورد مطالعه قرار دهند.همچنین پیشنهاد می شود سرپرستان عزیز علاوه بر مستندات مذکور کتاب "مبانی پیمایش و راهبری" دکتر ابوالفضل جوادی را به طور کامل مورد مطالعه قرار دهند.
    4-بخش های " توضیحات کاربردی" و " توضیحات و تذکرات" کپی شده از برنامه های پیشین و سمبلیک نیست. آنها را با دقت مورد مطالعه قرار داده و پاسخ سوالات و ابهامات خود را در بازه ثبت نام از مسئول ثبت نام و یا به صورت حضوری از سرپرست محترم در جلسه گروه_ ماقبل تاریخ اجرای برنامه_ جویا شوید.
    5-بحث آمادگی جسمانی را فارغ از دید کوهنوردی همواره جدی بگیرید. یک راهنمای خوب در این زمینه کتاب "آمادگی جسمانی" تالیف آقایان دکتر عباسعلی گائینی و دکتر حمید رجبی است.
    6-ان شاالله از فصل پاییز چارچوب پیشنهاد برنامه ها از طرف سرپرستان و پذیرش افراد جهت حضور در برنامه های گروه دستخوش تغییرات محسوسی خواهد شد.
    7-فارغ از چارچوب های فنی؛ انتقاد در دین مبین اسلام و برپایه سیره و احادیث ائمه معصومین (ع) دارای آداب و اصول اخلاقی می باشد که می توان به :
    •شروع از خود، گام اول انتقاد
    •انتقاد با نیت خیر خواهی و به قصد اصلاح و ارشاد و فارغ از غرض ورزی
    • مشفقانه بودن لحن انتقاد
    •انتقاد در خلوت و بدون آبرو ریزی
    •انتقاد فقط از رفتار و کار خطا
    •انجام انتقاد بدون توهین و تحریک عصبی.
    •دادن فرصتی برای جبران به انتقادشونده از طرف انتقادگر.
    •انتقاد همراه با ذکر کارها و اوصاف مثبت انتقادشونده.
    •تسلط انتقادگر بر احساسات خود در حین انتقاد.
    •روش انتقادگر مبتنی برعیب پوشی و راز داری نه افشاگری
    اشاره نمود. بد نیست گاهی خود را با محک و ترازوی سیره ائمه معصومین بسنجیم و دقت کنیم انتقادات ما و ناآگاهی برخی محمل و بهانه ای برای ایجاد کدورت نگردد.

    گرچه سعی شد این نوشته پاسخگوی شبهات برخی از دوستان باشد اما جهت پاسخگویی سوالات، طبق روال همیشگی جلسات، نماینده ای از کمیته فنی در جلسه آتی گروه پذیرای انتقادات و پیشنهادات تمامی همنوردان می باشد.

    در پناه حق
    امیر شکاری
    مسئول کمیته فنی گروه کوهنوردی شهید ورکش
    • امیر فتاح زاده

      امیر فتاح زاده

      21 مرداد 1393 at 20:10 |
      ممنون از کامنت خوبت و با این که خیلی سرت شلوغه وقت گذاشتی و تجربیاتت رو در اختیار ما گذاشتی.
      همیشه صحبت ها و نظراتت باعث آرامش بنده میشه .
      مخصوصا اون نکته ی شماره هفتت در مورد انتقاد ، تذکر خیلی بجایی برای بنده بود.
  • الهام عباس  زاده

    الهام عباس زاده

    20 مرداد 1393 at 20:45 |
    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام دوباره خدمت هم نوردان
    من پیگیر کامنت ها بودم، سوالی برام به وجود اومده، نکته ای هم به ذهنم رسیده که می خوام خدمت دوستان عرض کنم.
    ابتدا نکته: بنده متوجه شدم که توجه بیشتری به قسمت «توضیحات کاربردی» و «توضیحات و تذکرات» داشته باشم، چون گویا جواب هر انتقادی در اینجا گنجانده شده. البته در این قسمت ها برای من ابهاماتی وجود داره. اما به طور کلی اگر ابهامی برای من وجود داره در این قسمت ها پاسخ داده میشه و اگر انتقاد به حق دارم این قسمت ها نیاز به تکمیل و بازبینی داره
    و اما سوال و تصور من:
    با توجه به اعتراضات و صحبت های دوستان، برداشت من از بعضی از صحبت ها این بود که دوستان به ارتباط بین سرپرست ها و مسئولین یک برنامه دقت نمی کنند. من خودم شخصا اگر انتقادی دارم و یا داشتم به روند برنامه است نه به شخص. چون اینطور فکر می کنم که روند اجرای برنامه، توسط سرپرست با هم فکری سایر مسئولین(مثل جانشین و مسئول فنی) و دوستان قدیمی البته باز در انتها تایید سرپرست اجرا میشود. من گسستگی بین مسئولین نمی بینم و فکر می کنم مسئولین هر برنامه در ارتباط با یکدیگر برنامه رو اجرا می کنند و همگی زیر نظر سرپرست کارهایی رو انجام می دهند که سرپرست می گوید یا تایید می کند. پس بحث خانم عفتی و آقای آقایی پور و خانم جاوید و آقای نظری نیست.
    پس بیایید در مورد نحوه اجرای برنامه صحبت کنیم. من در کامنت قبلی هم گفتم: یکی از انتقادات من در مورد نحوه اجرای برنامه به صورت یک روزه بود. با وجودی که قبل از آن از طریق سایت خبردار شدم که برنامه ۲روزه به یک روزه تبدیل شده و با صحبتی که با خانم عفتی داشتم این تغییر منطقی بود ولی بعد از پیمایش که تبعات خستگی (بیش از توانم)‌رو حس کردم گفتم "پس اگر ۲روزه می بود، اگر میشد در همان جایی که برای ناهار خوردن ایستادیم چادر می زدیم و شب استراحت می کردیم و فردای آن دوباره حرکت می کردیم بهتر بود"
    در مورد پیمایش هم همینطور، اگر درست است که هیچ ولی اگر اشتباه است یا برای تعدادی از ما درست بودنش زیر سوال است به همه مسئولین(سرپرست، جانشین و مسئول فنی)‌ و بالاتر از همه به سرپرست برمی گرده.
    این حرف خانم جاوید رو هم قبول دارم که این برنامه بی نظیر بود، ما شرکت کنندگان هم از برنامه لذت بردیم(هر چند دوستانی مسیر را با درد پا طی کردند)‌ولی سوال من و بقیه دوستان این است که آیا بهتر نمی شد؟ یا چه کنیم بهتر شود؟ این میشه حرف ما در این کامنت ها
    باز حرفم رو به نوعی دیگه تکرار می کنم: این گروه و برنامه هاش و انسجام و تداومش برای همه ما مهم است و قسمتی از زندگی ما رو تشکیل میده. من فکر می کنم هیچ کس اینجا در مقابل دیگری قرار ندارد
    چون ما ورکشی هستیم ;-) :-)
    • سها شباهنگ

      سها شباهنگ

      20 مرداد 1393 at 21:38 |
      سلام به همه، خیلی هم سخت نبودا!!!

      بهرحال هممون ریسک کردیم و البته خستگی و پادرد آخرش به احساس لذت ناشی از فتح می ارزید. حتی به نظرم اون تهدیدایی که شدیم تو جلسه هیجان آخر دره رو بیشتر کرد. :-)
      • محمد نصرآبادی

        محمد نصرآبادی

        20 مرداد 1393 at 22:36 |
        مسیر دره اصلا مسیر سختی نبود، فک نمیکنم برنامه به عنوان یه برنامه سنگین مطرح باشه!
        هنوزم شرط میبندم روی طی مسیر توی مدت 4 ساعت، اما این بار با قدرت بیشتر :-)
        • سها شباهنگ

          سها شباهنگ

          20 مرداد 1393 at 22:42 |
          این دفعه اگر رفتین سعی کنین مثل دفعه قبل بازم اصلا خیس نشین.
  • فاطمه جاوید

    فاطمه جاوید

    20 مرداد 1393 at 06:11 |
    بسم الله الرحمن الرحیم

    ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم

    جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم

    عیب درویش و توانگر به کم وبیش بداست

    کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم

    تذکری به خودم و دوستانم:

    پیمایش کوه و دشت و دره بهانه است تا ما آیینه هم شویم برای اینکه خودمان را درست بسازیم

    در مباحثه دوستانه ,اصل بر دوستی است و دوستان ایمانی جان هم هستند

    مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم

    هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم

    در مباحثه انتقادی دوستانه , هر فردی با توجه به اصول حاکم فیما بین ,نظرش را میگوید اگر به وحدت نظر رسیدند فبها المطلوب ,خداراشکر

    اگر به وحدت نظر نرسیدند به نظر هم احترام میگذارند

    اما حاشا و کلا که به
    همدیگر الفاظ ناروا(تعصب ,اتهام و...)نسبت دهند

    از خداوند میخواهیم که مارا بر خلق نیکو یاری کند وپیمایش های در طبیعت ما را مقدمه کمال الهی ما قرار دهد.الهی آمین
    • سها شباهنگ

      سها شباهنگ

      20 مرداد 1393 at 22:54 |
      سلام خانم جاوید
      تو معرفت نفس همیشه به ما میگین ما بیشتر نفسیم، بدن ابزارمونه، انتقادایی که اینجا میشه بیشتر جنبه نفس داره تا بدن. قسمت تذکرات برنامه اتمام حجت برای بدن ماست. تو این برنامه احساس میکنم روح ما به یه مقدار لطافت بیشتر از سمت همه سرپرستا رو احتیاج داره.
    • راحله مرشدی

      راحله مرشدی

      20 مرداد 1393 at 13:30 |
  • محمد نصرآبادی

    محمد نصرآبادی

    19 مرداد 1393 at 20:17 |
    در خصوص برنامه و نقدهای وارد به اون - جدای از بحث تشکرها- فک میکنم چند باری فرصت شد که با آقای فتاح زاده و آقای نظری صحبت کنیم. اکثر انتقادات وارده هم درست بود، که آقای نظری شخصا پذیرفتند انتقادات رو! و البته در مورد برخی انتقادها هم توضیحاتی ارائه کردند که به نظرم توضیحات خوبی بود!
    البته جا دارد برخی از جوانب کار که دیده نشد، ولی تجربه و مصلحت اندیشی امثال آقای نظری باعث شد به مشکلات بیشتری دچار نشیم هم دیده بشه و هم گفته بشه، چه بهتر که از زبان خود ایشون و یا سرکار خانم عفتی شنیده بشه!
    یه نمونه خیلی کوچیکش اینه که :
    چون کسی این دره رو از قبل طی نکرده بود غیر از آقای حسین نژاد راهنمای مسیر، خوب صحبت های ایشون تا حدی حرف اول و آخر بود.
    خوبه که دوستان بدونند که پیشنهاد آقای حسین نژاد این بود که به خاطر زیاد بودن مسیر، بهتره بچه ها عصر راه بیفتند توی دره ( با کوله سنگین، کسیه خواب و چادر) و بخشی از مسیر رو دقیقا تا اونجایی که ایستادیم و نرمش کردیم که باغی هم به اسم " باغ ما" بود، پیمایش کنند، و شب رو اونجا بخوابیم و صبح بعد نماز راه بیفتیم!!!
    بعد با پیشنهاد آقای نظری قرار شد کسی کوله سنگین حمل نکنه و بچه ها کیسه خواب و چادر نیارن و کوله سبک ببندند ولی به جاش ساعت 3 صبح راه بیفتیم. که خوب نتیجه اش هم خوب بود!!!
    خوب حالا شما فکر کنید 1% اگه ما قرار بود شب مانی داشته باشیم طی مسیر انوقت با اون کوله سنگین تعداد مصدومین به بیش از 7، 8 نفر میرسید.
    که خوب گاهی بعضی ها به حرکت زود صبح اشاره می کنند واقعا جای بحث نداره.
    اما صحبت آقای فتاح زاده مبنی بر حرکت پر استرس و غیر اصولی صبح واقعا صحیح و حائز اهمیته و البته نکته ای هستش که شخص آقای نظری بهش معترف بودند!!!
    و نکته آخر: اینکه این صحبت هایی که داره اینجا مطرح میشه قطعا مبارک و میمون هست برای گروه، چرا که همه میان نقد ها رو مطالعه می کنند و نوعی یه کلاس آموزش سرپرستی و اصول همنوردی هم هست برای بچه ها فقط اینکه، شاید در کنار صحبت ها توی این فضا بد نبود که تو جلسه گروه هم بحث جدی در این خصوص شکل میگرفت.
    من میشنوم یا میبینم که بعضی دوستان توی جلسه گروه میگن من انتقاد دارم اما الان وقتش نیست و اینجا جاش نیست، یا مثلا حالا انتقاد نکن سرپرست گناه داره!
    اما واقعا بحث این حرفا نیست! اگه توی جلسه جای نقد نیست پس کارکرد جلسه چیه؟؟؟
    دوستان نه چندان قدیمی توی گروه می دونند که قبلا قانونی داشتیم توی گروه که :
    حین اجرای برنامه کسی حق انتقاد و اعتراض نداره، بعد می گفتند اگر اعتراضی هست تشریف بیارید جلسه گروه!!!
    به نظرم جلسه گروه رو دوستان خیلی جدی تر باید بگیرند در باب نفد برنامه ها! مثل این هفته نشه که جمعا ارائه برنامه های برگزار شده و نقدش 5 دقیقا هم طول نکشید اون هم همه برنامه ها!!!
    آقای فتاح زاده زمانی که نقد میکنه به عنوان کسی که خودش سرپرست چند تا برنامه بوده، خوب این نقد خیلی قوی تر و جدی تر و پخته تر از نقد امثال بنده است که هیچ برنامه ای اجرا نکردیم، پس بهتره این نقد ها توی جلسه گروه حتما مطرح بشه که جدای از بحث تقویت اجرای برنامه ها، به آموزش بقیه اعضا در خصوص وظایف سرپرستان و همراهان و بحث های فنی منجر بشه.

    برای همه دوستانم آرزوی سعادت و همنوردی مجدد دارم
    • امیر فتاح زاده

      امیر فتاح زاده

      19 مرداد 1393 at 20:58 |
      بنده لازم دونستم یه اصلاحی بکنم اون کامنت قبلیم رو که متاسفانه به نظر میرسید با ریا هم همراه بود و اینکه عرض کرده بودم چند تا برنامه ی دو روزه رو تو گروه برگزار کردم چون به درستی یکی از اساتید انتقاد کردن و اینکه بنده برنامه ی کوهنوردی سنگینی رو تاحالا برگزار نکردم و در حال شاگردی کردن در کلاس اساتیدی مثل آقایان : ورکش ، نظری ، امیرشکاری و ... هستم و منظورم هم تو کامنت قبلی این بود که در قسمت هماهنگی ها و برنامه ریزی های برنامه های چند روزه یه تجربه ی خیلی کوچک دارم که همین جا اون کامنت قبلیم رو اصلاح میکنم .
      • محمد نصرآبادی

        محمد نصرآبادی

        19 مرداد 1393 at 23:29 |
        امیر جان ما نگفتیم ریاست کسی برداست ریا آلود بودن نکرد، من خیلی جدی گفتم و عقلانی هم هست که :
        نظر کسی مثل شما که سرپرست بودی و به حساسیت های سرپرستی واقفی خیلی قوی تر و پخته تر و سنجیده تر از نظرات ماست :-)
  • راحله مرشدی

    راحله مرشدی

    19 مرداد 1393 at 19:55 |
    سلام؛
    به نظر ما نکاتی که آقای فتاح زاده به آن اشاره کردند درست و منطقیه و قابل تامل می باشد.
    نقد به نحوه اجرای برنامه، تضادی با انتقاد افراد از تصمیمات و عملکرد خودشون نداره....
    اگه از نظر دوستان توضیحات سایت و... کافی بود آیا نیازی بود جلسه‌ای با آن سبک گفتمان یک شب قبل از برنامه برگزار شود؟!!!!!
    بهتر است که جلوی فضای نقد منصفانه و دلسوزانه با حمایت های متعصبانه گرفته نشود.
    آقای فتاح زاده ما از شما می خوایم که این روحیه رو حفظ کرده و مطمئن باشید که تاثیر گذار هست، همچنان که در گذشته بوده...
    مطمئنا دوستان سرپرست دنبال فقط تعریف و تمجید و سپاسگزاری نیستند و از این انتقادها استقبال می کنند، چون باعث بهتر شدن برنامه های آینده گروه میشود.
    و ما باز هم سپاسگزاریم از همه مسئولان و همنوردانی که مسولیتی نداشتند ولی رفتار مسئولانه‌‌شان باعث دلگرمی بود...:):)
    در پناه خداباشید...
    راحله و راضیه مرشدی
    • امیر فتاح زاده

      امیر فتاح زاده

      19 مرداد 1393 at 20:20 |
      ممنون از دلگرمیتون.
      امیدوارم کامنت های بنده ناخواسته با هوای نفس مخلوط نشده باشه و موجب دل شکستن کسی نشده باشه ...
  • محبوبه اسماعیل پور

    محبوبه اسماعیل پور

    19 مرداد 1393 at 14:55 |
    با سلام واحترام خدمت دوستان. بنده هم در اين برنامه شركت نداشتم ولي چون قبلا يك بار سابقه كوهنوردي نسبتا ناموفق داشتم و چنين مشكلاتي را تجربه كردم يك پيشنهاد براي سرپرستان محترم گروه دارم. اينكه در چنين برنامه هايي بر اساس توانايي جسمي افراد شركت كننده در برنامه، براي پيمودن مسير گروه به دو يا سه قسمت با سرعتهاي متفاوت (براساس توان افراد) تقسيم بشه. با اين روش هم كسي از كندي گروه خسته نمي شه و هم افرادي كه امادگي كمتري دارن با شرايط روحي بهتر و تحمل سختي و اسيب كمتري ميتونن مسير را طي كنند و در هر برنامه به مرور توانايي بيشتري كسب كنند. اين طبيعيه كه تقريبا تمام كساني كه هم در حال حاضر داراي امادگي و توان جسمي بالايي هستند در اولين تجربيات دچار مشكلاتي ميشدند و به تدريج با افزايش امادگيشون و البته ورزش مشكلاتشون برطرف يا كمتر شده. فكر ميكنم راه حل بدي نباشه البته بازهم هر طوري كه مسئولين و سرپرستان محترم گروه بر اساس تجربيات صلاح ميدونند.
    • تایماز موسی زاده

      تایماز موسی زاده

      19 مرداد 1393 at 19:51 |
      با سلام،پيشنهاد شما معقول است و در بسياري از برنامه ها هم چنين است ولي در چنين برنامه هاي يك روزه اي كه مبدا و مقصد يكسان نيستند اجرايي نيست.
  • تایماز موسی زاده

    تایماز موسی زاده

    19 مرداد 1393 at 10:26 |
    سلام خدمت دوستان گرامي
    من در اين برنامه شركت نداشتم ولي از آنجا كه در برنامه پيمايش دره شمخال سال گذشته حضور داشته ام و تا حدودي به فضاي برنامه آشنا هستم به خودم اجازه دادم دو نكته رو به آگاهي دوستان برسانم:
    1-در سمت راست صفحه وب اطلاع رساني همه برنامه هاي گروه بخشي وجود دارد به نام توضيحات كاربردي كه ذيل آن اولين بخش تذكرات است كه تقريباً براي تمامي برنامه هاي گروه يكسان نوشته شده است.از آنجا كه احساس كردم جواب بسياري از انتقادات برنامه در اين بخش گنجانده شده است توجهتون رو براي خواندن دوباره اين بخش جلب ميكنم.
    2-گروه كوهنوردي شهيد وركش يك گروه برگزار كننده تورهاي تفريحي گردشگري نيست!
    باز هم تكرار مي كنم در اين برنامه حضور نداشتم و قضاوتي ندارم و فقط اين دو نكته را يادآوري كردم كه دوستان مدنظر داشته باشند.
  • الهام عباس  زاده

    الهام عباس زاده

    17 مرداد 1393 at 00:14 |
    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام مجدد خدمت تمامی همراهان و همنوردان
    ضمن عرض خسته نباشید به همه همسفران گرامی
    من هم می خواستم مسائلی رو دوستانه بیان کنم.
    در اینکه خانم عفتی بسیار زحمت کشیدند و نهایت تلاش خودشون رو کردند شکی نیست. اینکه بدست آوردن بلیط قطار برای 32 نفر همزمان برای عید فطر کار سختی است، برای شخص بنده پذیرفتنی است چرا که از قبل از پیگیری‌هاشون آگاه بودم. از منزل مسکونی بسیار خوبی که گرفته بودند تشکر می‌کنم، از نحوه پذیرایی در محل اسکان و غذاهایی که قبل و بعد پیمایش هماهنگ کرده بودند و الحق بسیار خوب و مقوی بود، از تمامی تلاش هاشون که یا آگاه نشدیم یا متوجه آن نبودیم و تلاش سایر دوستان که قطعا اجرای این برنامه تلاش بی‌وقفه چندین نفر رو برای اجرا در خودش داشت.
    اینکه جلسه شب قبل از حرکت به سمت قوچان در محل اسکان جلسه لازمی بود شکی نیست و اینکه باید دوستان آمادگی ذهنی برای سختی پیمایش پیدا می‌کردند حرف درستی است.
    اینکه نظراتم رو در این قسمت بیان می‌کنم به این دلیل است که علی رغم اینکه دوست داشتم در جلسه گروه شرکت کنم ولی از فرظ خستگی ترجیح دادم در منزل بخوابم.
    چند مورد رو بنده می خواستم بیان کنم:
    1- بنده انتظار دارم دوستان موارد مورد توافق در کامنتی که به آن جواب می‌دهند رو هم بیان کنند تا احساس همدلی که باید باشد ایجاد شود و تنها به قسمتی که به آن نقد دارند پاسخ نگویند.
    2- تمام کامنت آقای طالقانی و جوابیه آقای ورکش رو دوباره خواندم. تمام مواردی که آقای ورکش بیان کرده بودند کاملا درست بود. با این قسمت از حرف‌های آقای طالقانی که با تبدیل شدن برنامه پیمایش 2 روزه به یک روزه برنامه از متوسط به سنگین تغییر کرده هم موافقم و قطعا این تغییر اثر مهمی بر روی سفر گذاشت.
    3- نقدی که آقای فتاح زاده داشتند و من هم موافقم پیمایش غیر اصولی دره بود که آثار اون سرعت پیمایش ابتدای مسیر و 2 ساعت معطلی در انتهای مسیر برای اتوبوس بود.
    4- در نهایت درست است که دره پیموده شد و برای شخص بنده هم مشکلی الحمدلله بوجود نیومد، اما نتیجه اون برای من خستگی یک هفته‌ای بود که حتی تا چند روز بعد برنامه دوست نداشتم در مورد برنامه حرف بزنم!!! و از شنیدن هر چه کلمه "سفر" بود بدم می‌اومد!!!! و می‌دونستم این احساس در نتیجه خستگی مفرطی است که برای من رخ داده که برای من این رو تداعی می‌کنه که پیمایش یک روزه دره باید اشتباه بوده باشه. شاید این رو روز بعد پیمایش هم هنوز متوجه اش نبودم.
    این‌ها هم تقدیر و تشکر و هم بیان آثار سفر و نقد به برنامه بود. همه از گروه ورکش و سرپرستان گرامی آن و نظم و پیگیری و تلاش بر برنامه‌ ریزی دقیق آگاهیم. پس این جملات و گاها انتقادات ایراد وارد کردن برای رد گروه نیست.
    از خداوند متعال برای تمامی سرپرستان و دوستانی که جانانه و از روی عقل و محبت موازی برای گروه تلاش می‌کنند موفقیت روزافزون می‌طلبم.
    و به جد بیان می‌کنم که جمع صمیمی و در عین حال با اخلاق ورکش رو قبول دارم و انشاءالله (البته بعد از مدت مدیدی که از خستگی سفر در اومدم) در برنامه‌ها شرکت خواهم کرد.
    • فاطمه جاوید

      فاطمه جاوید

      17 مرداد 1393 at 20:08 |
      بسم الله الرحمن الرحیم

      دوست و همراه "کوه و دره و... و روح و جان "من:

      1/گرچه این جوابیه را برای شما مینگارم ولی خطاب من همه کسانی است که از کوه ودشت ودره دغدغه ای بالاتر دارند و آن شکوفایی استعدادهای نهان ایشان است.

      2/ این نوشتار نظر به نفی نقد شما وسایر دوستان ندارد(دقت شود) بلکه نقد لازم وبرای استکمال آدمی واجب است پس لطفا با دقت بیندیشید و بادقت نقد کنید

      3/ بنده حرفی بالاتر دارم و آن این است که همراه نقد , نگرش اعلی را غافل نشوید وآن توجه به" لازم بودن شرور ونقایص در نظام احسن هستی "است که بحث تفصیلی آن در مباحث حکمی و قرآنی ما آمده است و این فرصت کوتاه جای شرح آن نیست فقط به عنوان نمونه به یک آیه قرآن شما را توجه میدهم و آن سوره فلق میباشد

      قل اعوذ برب الفلق*من شر ما خلق

      در نظام احسن خالق حکیم ,همه مخلوقات (دقت شود)با شر پیوندی اجتناب ناپذیر دارند که ما ماموریم دایما از آن به رب فلق پناه ببریم بنابراین "گل بی خار خدا نیافریده است" ودر بودن خار حکمتهاست اگر دقت کنیم

      4/شما در تاریخ تلاشهای انبیاء و اولیاء دقت کنید این مهم را می بینید که به همه اهداف خود دست نیافته اند و بازهم در این ناکامی حکمتهای بسیار است که در آیات فرآن به آن اشاره شده(صبوری بردباری اهل حق در راه هدف,آزمودن اهل حق و تمایز ایشان از مدعیان و....)

      5/ در اخر شما را ارجاع میدهم نامه حضرت امام رحمه الله به حوزه های علمیه در 67/12/3 بادقت مطالعه کنید که از قلم مبارک آن عزیز سفرکرده حکمتها دریافت خواهید کرد

      فقط به یک عبارت اساسی ان اشاره میکنم

      همه ما مامور به ادای تکلیف و وظیفه ایم نه مامور به نتیجه,اگر همه انبیاء و معصومین در زمان و مکان خود مامور به نتیجه بودند هرگز نباید ازفضای بیشتر از توانایی عمل خود فراتر بروند وسخن بگویند واز اهداف کلی و بلند مدتی که هرگز در حیات ظاهری آنان جامه عمل نپوشیده است ذکری به میان آورند....(دقت شود)

      در آخر از سرپرست عزیزم و جناب آقایان ورکش ,نظری و آقایی که بخشی از زحمات طاقت فرسای ایشان را در اجرای چنین برنامه بینظیری شاهد بودم تشکر میکنم "اجرکم عند الله "که فقط انگیزه الهی میتواند تحمل چنین زحمت زیاد را باعث شود

      جزاکم الله خیرا کثیرا(الهی آمین بعدد کلماتک)
  • علیرضا طالقانی

    علیرضا طالقانی

    16 مرداد 1393 at 16:29 |
    وقت بخیر خدمت همه ی دوستان:

    ماهم با توجه به مسائل قبل از شروع برنامه تصمیم گرفته بودیم که دیگه نه تو برنامه های این گروه شرکت ای داشته باشیم و نه البته در این مباحث نقد و اظهار نظر...

    الان هم داشتم کار میکردم که اتفاقی پوپ آپ روی جی-میل م رو دیدم که یکی از کامنت های ورکش هست و جذاب شد برام که بخونم و ببینم دوستان در چ حال ای هستند.

    الحمدالله نقد پذیری دوستان اینقدر هم بالاهست که در جواب کامنت سه خطی ما جوابیه ی ایمل نقد خصوص ما رو هم ارائه داشند. اینقدر هم خوب به تفسیر «عقل سلیم» پرداخته بودند که بنده شخصا شرمم شد موضوع رو ادامه بدم...

    شرح نقد ما بدین شرح بود که البته در سی-سی سرکار خانم عفتی هم بودند تا خدای ناکرده جنبه ی غیبت هم پیدا نکند. و مربوط به روزی بود که بر اساس پیامک و بروز رسانی سایت شروع برنامه به دوشنبه صبح اول وقت تغییر پیدا کردم بود...
    رفت و برگشت روزانه و برنامه ی دو روزه در یک روز گنجانیده شده بود::
    ******************************************
    سلام آقای ورکش

    طاعات قبول، شما از برنامه دره دربادام اطلاع دارید و تغییراتی که داشته؟

    اول اینکه یک روز احتمالا کاری به طول برنامه، اون هم یک هفته قبل از اجرا، اضافه شده، ضمن اینکه سظح این برنامه از متوسط به سنگین رسیده.

    اگر نگاهی به شرح این برنامه در قسمت توضیحات داشته باشید چنین عبارتی خواهید دید

    ##################################################################
    توضیحات و تذکرات:

    توجه :

    دوستان گرامی : در صورتیکه قصد دارید در پیمایش دره دربادام همراه ما باشید باید در برنامه قله کلک چال ( 2 مرداد) شرکت نمایید.

    سرپرست در چینش تیم برای پیمایش دره مخیر است و با توجه به میزان امادگی و وسایل شرکت کننده میتواند از حضور در پیمایش دره جلوگیری نماید.

    ####################################################################

    اول اینکه آیا شرط حضور در یک برنامه ای که ثبت نامش نهایی شده میتونه شرکت در یک برنامه دیگه باشه؟

    ضمن اینکه چه طور سرپرست میتونه افراد رو از شرکت در قسمت اصلی برنامه منع کنه، برای زیارت تنها که نیازی به گروه کوهنوردی نیست!

    بعد هم پیمایش دره طبق برنامه قبلی بایست در دو روز انجام می شد ولی الان این قسمت به یک روز رسیده؟ آیا این سطح برنامه رو به کلی عوض نمیکنه؟

    چه طور این همه تغییر از سمت گروه یک هفته مانده به اجرا قابل قبول بوده اما اگر عضوی بخواهد ثبت نام خود را بیست روز مانده به اجرا کنسل کند( در حالی که حتی بلیط هم تهیه نشده)، پذیرفتنی نیست!

    با توجه به فضای خوبی که گروه دارد، ما انتظار بیشتری داشتیم!

    Regards,
    Ali R. Taleghani
    +1(424) 279-4548
    @linkedIn



    ******************************************

    پیش از این فکر میکردیم که شاید ما لیاقت حضور در گروه و بودن با دوستان رو نداشتیم (‌احتمالا به سبب عدم توانان جسمی - یا داشتن عقل سلیم :-) )! میخواستم بنویسم که الان خوشحال هستم! اما دیدم نیستم....

    متاثر شدم از اینکه عادت نکردیم که نسبت برای اعاده حق مون ب موقع اعتراض کنیم...

    بگذریم: امیدوارم از دیکته ی افتضاح بنده هم تا جایی که می تونستید لذت برده باشید... :-)
  • سید احمد موسوی

    سید احمد موسوی

    16 مرداد 1393 at 16:06 |
    با درود و سلام خدمت جمیع زائران حضرت رضا علیه السلام بخصوص دوستان شهید ورکش.
    اولا تشکر و قدردانی از دوستانی که ما را لفظاً و قلباً و سوغاتاً در این سفر یاد کردند :)
    دوما برای اینکه انشالله، از نقد و گلایه ها(که همگی از سر محبت و دلسوزی است) خارج و به همان حال و حوای دوست داشتنی خودمان برگردیم بعد از پاسخ بلند دادن به " ماشالله گروووووه" سه تا صلوات محمدی بفرستید :) :) :)
    یا علی مدد
    • اکرم بیگلری

      اکرم بیگلری

      16 مرداد 1393 at 16:41 |
      آقای موسوی لطفا فارسی را پاس بدار . این همه غلط ویرایشی و املایی چرا در این چند خط وجود دارد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
      • سید احمد موسوی

        سید احمد موسوی

        16 مرداد 1393 at 18:17 |
        بعضیش تعمدی :) و بعضی تصادفی، من باب انبساط خاطر. ولی صحبت شما صحیح و متشکر
  • عاطفه نظری

    عاطفه نظری

    16 مرداد 1393 at 10:35 |
    (صرفا جهت تدابیر شدید امنیتی: )
    سلامعلیکم!
    زیارت قبول!
    خداقوت!
    تشکر فراوان!
    یا علی (ع) مدد!
  • محمدحسن جباری

    محمدحسن جباری

    15 مرداد 1393 at 11:37 |
    سلام به همه
    تصمیماتی داشتم که علی رغمش مجبورم حتما از زحمات سرپرست محترم سرکار خانم عفتی و احمد نظری عزیز تشکر ویژه به عمل بیارم... انصافا با اخلاق خوبشون و لب خندانشون همواره در هر شرایطی خستگی را از تن همنوردان می زدودند... براشون از صمیم قلب ارزوی توفیق روزافزون دارم...
    /
    ماشاالله گرووووه
    • محمد نصرآبادی

      محمد نصرآبادی

      15 مرداد 1393 at 12:33 |
      سلام
      مبارک باشه آقای جباری، چشمتون روشن، شیرینیش رو کی بیایم خدمتتون بگیریم ازتون.
      از این که از تصمیماتتون به خاطر تشکر از سرپرستان سر باز زدید تشکر میکنم :-)
      ماشالله عقب دار یادتون نره :-)
  • راحله مرشدی

    راحله مرشدی

    14 مرداد 1393 at 10:29 |
    عرض سلام و ارادت به دوستان دره نورد
    زیارتی دلنشین و پیمایش دره‌ای به یاد ماندنی سفری پر از خاطره و تجربه برایمان به یادگار گذاشت...
    بسیار سپاسگزاریم از خانم عفتی عزیز و آقای نظری که کمک و همراهیشون در طول مسیر باعث دلگرمی بود،آقایان پرویزی و معصومی،دوستانی که برامون تمشک آوردن،دوستانی که با خداقوت و ماشاا... روحیه دادن،دوستانی که جویای احوال از مسئول امداد و نجات بودن و همه عزیزانی که با لطف و محبتشون ما رو شرمنده کردن.
    و اما نکته اخلاقی این سفر برای ما (من و خواهرم)؛
    با توجه به شرایطیت اگه یک درصد هم احتمال میدی تو برنامه برات مشکلی پیش بیاد بهتره که انصراف بدی حتی اگه یک شب قبل برنامه باشه و رویکرد 2 آقای نظری.... که هم دوستان به زحمت نیفتن و هم خودت دچار عذاب وجدان نشی :)
    و همچنین تشکر از زحمات آقای آقای پور...
    سفر بسیار خوبی بود در کنار دوستان قدیمی و دوستان جدید ممنون از همه مسئولان...؛)
    توفیقات روزافزون را برای همه دوستان از خداوند خواستاریم
    در پناه خدا باشید
    راحله و راضیه مرشدی
    • محمدحسن جباری

      محمدحسن جباری

      15 مرداد 1393 at 11:43 |
      روحیه ی خوب دوستان من رو به ماشاالله گفتن ملزم می کرد...
    • امیر فتاح زاده

      امیر فتاح زاده

      14 مرداد 1393 at 13:01 |
      با سلام خدمت خواهران مرشدی
      جسارتا اگر قرار باشه به نکته ی اخلاقی شما جامه عمل پوشیده بشه تمامی برنامه های کوهنوردی باید تعطیل بشه چون در تمام برنامه ها حتی برنامه های سبک امکان پیش اومدن مشکل خیلی بیشتر از اون درصدهایی که شما فرمودین .

      من که تو برنامه هر وقت نگاه میکردم شما و خواهراتان جلو تر از بقیه بودین .



      و اما نکاتی کلی و مهم :

      ورزش کوهنوردی امروزه به صورت علمی دنبال میشه و ما هم باید با اجرای علمی تر برنامه های کوهنوردی در گروه حوادث رو به حداقل برسونیم .

      برزگترین انتقادی که به قسمت فنی برنامه وارد بود پیمایش غیر اصولی و عجولانه ی چند ساعت اول شروع برنامه بود که باعث آسیب دیدگی حداقل دو نفر از دوستان شد.

      در شرایط عمومی و نرمال این یک اصل هست که سرقدم باید قدم هاش رو با توان بچه ها هماهنگ کنه نه اعضا خودشون رو با سرقدم که متاسفانه این مهم در ساعت های اول که مهترین قسمت برنامه بود رعایت نشد و برعکس باالفاظی مثل برسون خودت رو ، چرا جاموندی ، خیلی کند حرکت میکنی و ... باعث انتقال استرس میشد .

      با اضافه کردن نکات زیر میتوان ضرورت این مهم رو بیشتر درک کرد :
      1. اکثر دوستان بخاطر شرایط ماه رمضان آمادگی جسمانی مناسبی نداشتن
      2. روز قبل در حرکتی اشتباه به بسیاری از خانوم ها این قضیه القا شد که شما نمی توانید مسیر رو طی کنید و باعث خراب شدن برنامه ی دیگران خواهید شد و... بخاطر همین موضوع بعضی از خانم ها برای اثبات اینکه میتوانیم مجبور شدن تمام توان بلکه بیشتر از توان خودشون رو صرف کنند که .....
      • فاطمه جاوید

        فاطمه جاوید

        16 مرداد 1393 at 08:07 |
        بسم الله الرحمن الرحیم

        جناب آقای فتاح زاده,همنورد گرامی:

        حضرت سیدالشهدا سلام الله علیه هنگام خروج از مکه به مقصد عراق برای جمع حاضر خطبه ای ایراد فرمودند و در آخر آن فرمودند:

        من کان باذلا فینا مهجته و موطنا علی لقاء الله نفسه فلیرحل معنا(هرکس حاضر است در راه ما خون قلبش را بذل کند و در لقاء الله جانش را مقام دهد{یعنی به شهادت برسد} پس با ما کوچ کند)لهوف سید بن طاووس

        به نظر شما اعلان اینکه این کاروان به سوی مرگ میرود القاء ناتوانی و عجز به مخاطبین است یا اعلان آمادگی برای مواجهه با مصایب برای اتمام حجت؟, تا کسی بعدا نگوید اگر میگفتید وضعیت چنین است ما همراه نمی شدیم

        برادر گرامی :مسیری را که

        1/کسی پیمایش نکرده است و از زمان پیمایش اطلاعی نبود جز اطلاع راهنما

        2/ باورود در دره و پیمایش نیمی از ان چاره ای نبود جز خروج از آن

        3/ خروج میانبر نداشت ,در وسط راه کسی نمیتوانست بنشیند تا دیگران پیمایش کنند و برگردند

        4/ در تجربه سال گذشته همنوردی که خسته شده بود نشست و گفت من دیکر نمی آیم

        شما اگر سرپرست بودید با همنوردان شرایط را بیان نمی کردید تا همه با آمادگی ذهنی وارد شوند ؟

        آیا بیان شرایط یعنی القاء ناتوانی؟

        ضمن اینکه ما بعد از جلسه مشترک دوباره برای دوستان توضیح دادیم که گفتن شرایط دره برای این است که همه آمادگی لازم ذهنی برای 16 ساعت پیمایش را داشته باشیم و به خود القاء کنیم که " ما میتوانیم" چون بدن فرع اندیشه است

        ای برادر تو همه اندیشه ای

        صادق آل محمد سلام الله علیه:ما ضعف بدن عما قویت علیه النیه (بدن از اجرای نیت و تصور قوی ,ضعیف و ناتوان نمی باشد)

        والحمد لله دیدید که دوستان حتی با آسیب که به هر دلیل پیدا شده بود ,با قدرت روحی مسیر را پیمودند که باید تحملشان را ستود.
        • امیر فتاح زاده

          امیر فتاح زاده

          18 مرداد 1393 at 18:24 |
          با سلام خدمت خانم جاوید

          بنده قصد نداشتم انتقادات برنامه در فضای عمومی سایت بیان شود و انتقاد قبلیم رو هم فقط در جواب خانم مرشدی نوشتم چون دیدم در این برنامه نه تنها کسی مشکلات و انتقادات فنی رو برعهده نمیگیره بلکه برعکس مشکلات گردن خود شرکت کنندگان افتاده با دلایل مختلف مثل نداشتن آمادگی جسمانی ، چرایی حضور در برنامه و ... چون بنده دیدم بعضی از دوستان عذاب وجدان گرفته بودن بخاطر این قضیه مجبور به پاسخگویی در این مکان شدم .

          همچنین امیدوارم خانم عفتی بزرگوار از انتقادات بنده ناراحت نشوند چون شک ندارم ایشان در حد توانشون به بچه ها توی این برنامه خدمت کردند ولی خب چون شما جانشین برنامه بودین و هیچ کدام از انتقادات حقیر رو قبول نداشیتن ، احساس وظیفه کردم نکات رو ادامه دهم.

          1. نکته ای که شما در مورد حادثه کربلا و اتمام حجت و بیان شرایط برنامه فرمودین توش شکی نیست ولی " کجا و کی" ؟!؟!؟ این موارد و حتی دقیقترش باید قبل از ثبت نام بچه ها به صورت دقیق بیان میشد نه زمانی که بچه ها با کلی امید از تهران هزار کیلومتر مسیر رو اومدن به امید پیمایش دره ناگهان شب برنامه متوجه می شن که برنامه خیلی با ذهنیتشون متفاوته و دلایل مختلف باعث شد تقریبا هیچ کدوم از بچه ها نظرش برای حضور رو تغییر نده ولی به این قیمت که برنامه رو با استرس و شرایط روحی سخت طی بکنه و با شرایط جسمی بد به پایان برسونند ...
          (البته اکثر دوستان هدفشون از این برنامه ، زیارت و پیمایش بود ولی همه میدونیم که اگر هدف فقط زیارت بود شاید خیلی از دوستان ترجیح میدادن به شکل دیگری به زیارت مشرف بشن ...)


          2. شرایطی که از برنامه فرمودین بنده هم در جریان بودم و دقیقا به همون دلایل مهم بود که جوری پیمایش بشه که آسیب دیدگی برای بچه ها پیش نیاد . چون در صورتی که آسیب دیدگی برای بچه ها پیش نیاد بچه ها میتونند مسیر رو هرچند با کمی تاخیر یا حتی دو دسته شدن با نظر سرپرست طی کنند ولی در صورت آسیب دیدگی ناشی از رعایت نکردن گام برداری صحیح مشکلات جدی پیش میاد که متنهی به آسیب دیدگی های جدی میشه .

          3. در مورد جمله ی آخرتون هم به نظرم این قضیه در کوهنوردی و بسیاری از ورزش ها کاملا اشتباه است چون بسیاری از آسیب دیدگی هایی که باعث کنار گذاشتن ورزش کوهنوردی شده ، آسیب دیدگی هایی بوده که شخص به دلایلی مثل : شرایط روحی حاکم در برنامه ، گرم بودن بدن ، استفاده از اسپری های بی حس کننده و مسکن ها و ... موفق به پیمایش کامل مسیر میشه ولی این قضیه منتهی به آسیب دیدگی های طولانی مدت و بعضا دائمی خواهد شد .
          البته امیدوارم در این برنامه شاهد این موارد نباشیم و مسدومان این برنامه به سرعت سلامتی کاملشون رو بدست بیارن .


          موضوع آخر هم اینکه مسئولیت تعهدآور است و بنده از آقای ورکش بارها شنیدم که در زمان اجرای برنامه باید به صحبت های سرپرست و مسئولین برنامه گوش کنیم ولی بعد از برنامه شرکت کنندگان اجازه دارن که نقد کنند و از مسئولین جواب بخوان .

          انتظاری که میرفت این بود که مسئول فنی برنامه دوست خوبمون آقای آقایی پور حداقل جواب انتقادات فنی رو میدادن . بنده که هر وقت به آقای آقایی پور در مورد این برنامه انتقاد کردم فقط شنیدم که این قضیه به من ارتباطی نداره...

          در آخر هم باید تشکر ویژه ای از احمد نظری کنم ، با اینکه در این برنامه جنس مسئولیتش مدیریتی و تصمیم گیری نبود ولی به دون شک اگر ایشان در این برنامه نبودن معلوم نبود برنامه به چه شکلی به پایان میرسید ...
          • امیر فتاح زاده

            امیر فتاح زاده

            19 مرداد 1393 at 20:11 |
            (این کامنت در جواب کامنت آخر خانم جاوید است ولی چون تعداد کامنت های تودرتو تمام شده در اینجا قرار داده میشود)
            انتقاد من فقط نسبت به قسمت فنی برنامه و برخورد بعضی از مسئولین در مواجه با انتقادات بچه هاست .
            به هر حال بنده هم چندتا برنامه ی دو روزه تو گروه ورکش و چندین تا برنامه ی چند روزه توی جاهای دیگه برگزار کردم و کاملا با سختی های برنامه های این چنینی آشنا هستم و اگر هم نگاه کنید فکر کنم اولین نفری که بعد از برنامه از زحمات بی منت و دلسوزانه ی خانم عفتی تشکر کرد من بودم و بی شک این برنامه از لحاظ برگزاری و هماهنگی ها و همچینین هزینه ی کم برنامه یکی از برنامه های بی نظیر گروه هستش.

            حتی چند بار هم قبل از برنامه به خانم عفتی عرض کرده بودم که خیلی خوشحال میشم بتونم خدمتی به زائرین امام رضا بکنم ولی خب مسئولین برنامه صلاح ندوستن و بنده هم توفیق خدمت توی هماهنگی ها و برگزاری برنامه رو نداشتم .

            در کل فکر نکنم انتقاداتی که توسط این جانب و بقیه ی دوستان گفته شد تداخلی با زحمات این بزرگان داشته باشه و تمام این انتقادات برای بهتر شدن برنامه های بعدی است و در مورد مسائل فنی .


            بنده سعی میکنم دیگه انتقاد نکنم چون مطمئن شدم نه تنها فایده ای نداره بلکه هرچی جلوتر بریم بیشتر متهم خواهم شد .

            خانم جاوید ، خیلی برام جالبه که انتقاداتی که عرض کردم رو هیچ کدومش را شما قبول نکردین و آقا سید هم که اصلا جوابگو نیستن نسبت به انتقادات فنی . تو جلسه ی گروه هم وقتی یکی از دوستان انتقاد کرد فقط متهم شدیم به نداشتن آمادگی جسمانی ...

            تا اونجایی که بنده صحبتهای شخصی چند نفر از شرکت کنندگان رو شنیدم ناراحتی ها بخاطر احیانا ضعف ها نیست ناراحتی اصلی تو قبول نکردن انتقادات وشیوه ی جواب دادن به اونهاست و اگر نه گروه شهید ورکش آژانس گردشگری نیست که تعدادی پرسنل داشته باشه و هزینه ی سنگین برای برنامه دریافت کنه که بچه ها بخوان انتظارات زیادی داشته باشن از برنامه ها ....
            با قبول ضعف ها و تلاش برای برطرف کردن ضعفها با کمک خود اعضا هیچ وقت تو گروه مشکلی پیش نخواهد اومد چون به تعداد اعضا ، برطرف کننده مشکل وجود خواهد داشت ...

            امید وارم این کامنت ها باعث تضعیف گروه نشده باشه و اگر آقای ورکش خواستن میتونند این کامنت ها رو بعد از خواندن بچه ها پاک کنند .
            • فاطمه جاوید

              فاطمه جاوید

              20 مرداد 1393 at 00:31 |
              جناب آقای فتاح زاده:

              1/درمباحثات دوستانه باید 2 اصل رعایت شود

              الف/حقیقت جویی

              ب/ احترام به نظر مقابل

              در اصل " حقیقت جویی" یک اصل باید رعایت شود

              رجوع به اصول حاکم فیمابین

              در گروه کوهنوردی ما در "توضیحات کاربردی" هر برنامه نوشته شده است:

              اجازه صعود به افراد در هر نقطه برنامه با صلاحدید سرپرست داده میشود و تمام افراد ملزم به رعایت این نکته هستند


              در این برنامه در پایین باز گفته شده :سرپرست در چینش افراد تیم پیمایش دره اختیار دارد ...(لطفا شما و دوستان منتقد مراجعه کنید)


              آیا شما در انتقادتان به این امر توجه کرده اید؟

              وقتی سرپرست اختیار دارد (با توجه به تجربه و مسئولیتی که دارد از صعود حین برنامه جلوگیری کند,)آیا اختیار ندارد شب برنامه شرایط را بیان کند ؟!

              چرا تعجب میکنید که ایرادتان به شب برنامه را نمی پذیریم؟!

              آیا دوستانی که به سرعت پیمایش معترضند,امادگی جسمانی در حد متوسط را داشتند؟

              مگر آقای نظری نگفتند :دوستان مسیری مثل تهران تا کرج را در سنگ و آب میخواهیم پیمایش کنیم

              در زمانی 16 ساعته ,از 3 صبح تا 9 شب

              وراهنما گفته اگر تند برویم این مقدار طول میکشد

              پس هرکس شرکت کرده میدانسته در چه کاری وارد میشود

              اگر کسی به سرعت پیمایش ایراد دارد نباید می آمده,و اگر آمده وخسته شده یا آسیب دیده باید خود را نقد کند نه دیگران را

              بنده انتقادات شما را وارد نمیدانم بر اساس ظوابط تعیین شده در گروه و آموزشهای کوهنوردی


              البته نظر شما محترم است وشما هم میتوانید نظر خود را داشته باشید و برنامه هایی طبق نظر خود اجرا کنید

              ما اگر آزاد اندیش باشیم نظر خود را میگوییم و به نظرات دیگران هم احترام میگذاریم , خوانندگان نیز آزادند انتخاب کنند

              الله اعلم
          • فاطمه جاوید

            فاطمه جاوید

            18 مرداد 1393 at 19:11 |
            با سلام خدمت برادر گرامی

            1/ وقتی ما قواعد تعریف شده در گروه را جدی نمیگیریم دایره بحثهای دوستانه اما جدی به سایت کشیده میشود

            جلسه گروه برای همین انتقادات و توضیح مسئولین برنامه قرار داده شده ,اما بنده و سایر دوستان باید انتقادات شما را در سایت ببینیم نه در جلسه گروه!!!

            2/برنامه در سایت نوشته شده بود (32 کیلومتر پیمایش در یک برنامه دو روزه که 2/3 آن با کوله سنگین در روز دوم طی شود یعنی روز اول 3 ساعت پیمایش و روز دوم با کوله سنگین 13 ساعت پیمایش,که سرپرست و مسئولین طی چند ساعت بحث و بررسی با راهنما به این نتیجه رسیدند که یک روزه با کوله سبک بهتر است)آیا کسی که در این برنامه ثبت نام میکند نمیداند چه خبره؟ با این حال خانم عفتی موقع ثبت نام دوباره شرایط را به دوستان گفتند که آیا میتوانند پیمایش کنند؟ یک مورد را ازمواردی که به خاطر نداشتن آمادگی جسمانی آسیب دید,خود بنده به او گفتم وایشان با اصرار گفتند بنده آمادگی دارم

            3/ 20 روز قبل از برنامه برنامه کلکچال اعلام شد جهت آشنایی و توضیحات ,خود بنده در سخت ترین شرایط خانوادگی خودم را به این برنامه رساندم اما باز دوستانی کم لطفی کردند و امور دیگر را بر تقاضای سرپرست ترجیح دادند و تشریف نیاوردند ,و اتفاقا بعضا معترض هم هستند

            به نظر شما سرپرست دیگر باید چه کار میکرد؟!!

            آیا راهی غیر از شب برنامه برای اتمام حجت میماند؟

            برادر گرامی :به نظر بنده یک مشکل اساسی وچود دارد که بنده 2سال است دارم تذکر میدهم که به طور کلی (یا وارد کاری نشوید یا آن را درست و کامل انجام دهید واین توصیه دین ماست که امورتان را محکم و متقن اجرا کنید)دوستان که وارد گروه و برنامه ها میشوند باید جلسات و آموزشها را جدی بگیرند تا برای خود و دیگران مشکل ایجاد نکنند واگر به قواعد عمل نکردند خود را نقد کنند نه دیگران را

            4/تا قبل از توقف برای صبحانه ,مسیر را با سرعت پیمایش کردن ظاهرا مسئولین و راهنما با مشورت هم تصمیم گرفته بودند که در باره درست یا غلط بودن آن ,کمیته امور فنی باید قضاوت کند نه بنده

            5/ بنده چون تا حدودی در جریان زحمات این دوستان بودم به طوری که یک بار در جلسه برنامه ریزی اعتراض کردم (فاطمه جان تو چه کارها میکنی ها!)دیدم واقعا دوستان شرکت کننده نمیدانند که چقدر خانم عفتی و آقایان ورکش,نظری و آقایی برای اجرای این برنامه وقت گذاشته اند

            وبه نظر من این برنامه که جدید بود,تعداد داوطلبین زیاد بود ,مسیر پیمایش طولانی بود و... به بهترین صورت ممکن اجراشد و البته این لطف الهی بود و همچنین همت دوستان و مسئولین

            6/ از دوستان شرکت کننده هم بسیار متشکریم که بسیار خوب همراهی کردند و پیمایشی بینظیر را رقم زدند جزاکم الله خیرا کثیرا
          • فاطمه جاوید

            فاطمه جاوید

            18 مرداد 1393 at 19:11 |
            با سلام خدمت برادر گرامی

            ...
            • امیر فتاح زاده

              امیر فتاح زاده

              18 مرداد 1393 at 23:44 |
              انتقاد من فقط نسبت به قسمت فنی برنامه و برخورد بعضی از مسئولین در مواجه با انتقادات بچه هاست .
              به هر حال بنده هم چندتا برنامه ی دو روزه تو گروه ورکش و چندین تا برنامه ی چند روزه توی جاهای دیگه برگزار کردم و کاملا با سختی های برنامه های این چنینی آشنا هستم و اگر هم نگاه کنید فکر کنم اولین نفری که بعد از برنامه از زحمات بی منت و دلسوزانه ی خانم عفتی تشکر کرد من بودم و بی شک این برنامه از لحاظ برگزاری و هماهنگی ها و همچینین هزینه ی کم برنامه یکی از برنامه های بی نظیر گروه هستش.

              حتی چند بار هم قبل از برنامه به خانم عفتی عرض کرده بودم که خیلی خوشحال میشم بتونم خدمتی به زائرین امام رضا بکنم ولی خب مسئولین برنامه صلاح ندوستن و بنده هم توفیق خدمت توی هماهنگی ها و برگزاری برنامه رو نداشتم .

              در کل فکر نکنم انتقاداتی که توسط این جانب و بقیه ی دوستان گفته شد تداخلی با زحمات این بزرگان داشته باشه و تمام این انتقادات برای بهتر شدن برنامه های بعدی است و در مورد مسائل فنی .


              بنده سعی میکنم دیگه انتقاد نکنم چون مطمئن شدم نه تنها فایده ای نداره بلکه هرچی جلوتر بریم بیشتر متهم خواهم شد .

              خانم جاوید ، خیلی برام جالبه که انتقاداتی که عرض کردم رو هیچ کدومش را شما قبول نکردین و آقا سید هم که اصلا جوابگو نیستن نسبت به انتقادات فنی . تو جلسه ی گروه هم وقتی یکی از دوستان انتقاد کرد فقط متهم شدیم به نداشتن آمادگی جسمانی ...

              تا اونجایی که بنده صحبتهای شخصی چند نفر از شرکت کنندگان رو شنیدم ناراحتی ها بخاطر احیانا ضعف ها نیست ناراحتی اصلی تو قبول نکردن انتقادات وشیوه ی جواب دادن به اونهاست و اگر نه گروه شهید ورکش آژانس گردشگری نیست که تعدادی پرسنل داشته باشه و هزینه ی سنگین برای برنامه دریافت کنه که بچه ها بخوان انتظارات زیادی داشته باشن از برنامه ها ....
              با قبول ضعف ها و تلاش برای برطرف کردن ضعفها با کمک خود اعضا هیچ وقت تو گروه مشکلی پیش نخواهد اومد چون به تعداد اعضا ، برطرف کننده مشکل وجود خواهد داشت ...

              امید وارم این کامنت ها باعث تضعیف گروه نشده باشه و اگر آقای ورکش خواستن میتونند این کامنت ها رو بعد از خواندن بچه ها پاک کنند .
    • محمد نصرآبادی

      محمد نصرآبادی

      14 مرداد 1393 at 11:08 |
      سلام خدمت خواهران محترم مرشدی!
      اول اینکه امیدوارم خستگی و مصدومیت سفر هرچه سریعتر به صورت کامل رفع بشه!
      دوم در خصوص نکته اخلاقیتون، نظر شخصی من :
      سفر کوهنوردی و مسیر پیمایی 30 کیلومتر (معادل 13 ساعت راه)اون هم توی گروه ورکش خیلی متفاوته از یه برنامه گلگشت توی تورهایی که برنامه شاد برگزار میکنن.
      به هر حال توی مسیرپیمایی و کوهنوردی هدف فقط قله یا پایان مسیر نیست، بالا رفتن و پایین اومدن از یه قله هم ورزشه، هم آموزش های فنی، هم آموزش های شخصیتی، هم لذت روحی!
      قرار نیست کسی قدرت جسمیش رو توی این دره امتحان کنه اما دقیقا قراره کسایی که قبلا برنامه رفتن، جسارت به خرج دادنشون رو از همچین برنامه ای شروع کنن.
      به هرحال اتفاق و حادثه همیشه وجود داره، جدا از حادثه حضور افراد با توانایی های قوی تر و ضعیف تر همیشه اتفاق می افته، که یکی از قوانین همنوردی هم مدارا و همراهی با کساییه که ضعیف تر حرکت میکنند.
      الحمدلله اعضای گروه ورکش به این درک رسیدند و این درک وجود داره که، گل سفرها اعضایی هستند که برای اولین بار سطح سنگین تری از برنامه رو امتحان می کنند، که باید با همدلی و نشاط همراهیشون کرد!!!
      همه اینها در مورد اعضای ضعیف تر و تازه کار تر بود مصدوم که جای خود داره :-)
  • اکرم بیگلری

    اکرم بیگلری

    14 مرداد 1393 at 00:32 |
    السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا (ع)
    با سلام خدمت همنوردان عزیزم که این سفر را با عشق به امام هشتم انتخاب کردند و در کنارش مسیری بکر و دیدنی از طبیعت را با همدیگر طی کردیم .
    فری زیبا هم زیارتی و هم سیاحتی .
    اول از سرکار خانم عفتی بسیار سپاسگزارم که در طی این دو سال بعد از ماه مبارک رمضان با برنامه ریزی و زحمات زیاد توفیق زیارت را نصیبمان کرد .دست مریزاد دوست عزیز. دوم از کلیه دوستانی که جهت پیش برد برنامه زحمت کشیدند ممنونم.
    برنامه خیلی خوب بود .شب مانی تو روستا و ساعت 3بیدار باش عجب حالی داشت . دوساعت تو تاریکی پیاده روی کردن و اسمان را در تاریکی نظاره کردن . ادم فکر میکرد می تونه ستاره ها را بچینه . دره نسبت به شمخال خشک تر و وحشی تر بود اما خدا را شکر مسیر به خوبی طی شد .انشاا... برنامه های بعدی در خدمت عزیزان باشیم.

    در باغ ولایت گل خوش بو رضاست /سرو و چمن و گلشن مینوست رضا / نومید مشو ز درگه احسانش/ زیرا به جهان ضامن آهوست رضا
  • راضیه خجسته پور

    راضیه خجسته پور

    13 مرداد 1393 at 17:09 |
    سلام به همه همسفران و زائران دعوت شده،
    سلام به هم گروهی هایی که دوست داشتن بیان و نشد که بیان و از دور دلهاشون زائر بود،
    زیارت همه قبول...
    اولین تشکر از امام رضا، که ما رو دعوت کردن...
    بعدم تشکر از سرپرست خوب برنامه خانم عفتی که از قبل از برنامه تا بعد از برنامه صبورانه عهده دار مسئولیت بودند...
    تشکر از خانم جاوید جانشین برنامه که دلسوزانه همراه ما بودند و البته مادر دوست داشتنیشون...
    تشکر از سرپرست محترم فنی و مسئول محترم امداد و نجات بابت تلاش های بسیارشون و زحمات فراوانشون...
    تشکر از عکاسان محترم بخاطر ثبت لحظات بیادماندنی
    تشکر از خانم های محترم گروه که از دره روسفید اومدن بیرون به ویژه دوستان عزیزی که مصدوم شدن و با متانت تمام و شکیبایی بسیار مسیرو به تنهایی طی کردن (و البته آرزوی سلامتی برای خانم نوری عزیز)
    تشکر از همه همسفران که سفر خاطره انگیز دیگه ای رو رقم زدن...
    و تشکر پایانی از خداوند که شکر مخصوص اوست، آنگونه که شایسته ذات اوست...
  • الهام عباس  زاده

    الهام عباس زاده

    13 مرداد 1393 at 14:46 |
    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام خدمت تمامی دوستان و زیارت هاتون قبول
    پیمایش خوبی بود، فقط حیف که عقبدار اجازه خوردن تمشک نمی دادند. بقیه برنامه خوب بود. از مسوولین برنامه تشکر میکنم.خدا قوت
    پی نوشت: خودم می دونم کامنتم خسته س
  • زکیه نظری

    زکیه نظری

    12 مرداد 1393 at 21:26 |
    با سلام!
    زیارت همگی مقبول درگاه حق!
    با تشکر فراوان از مسوولین محترم:خانم عفتی ،آقای آقایی ، آقای نظری و عکاسان محترم.
    تشکر از تک تک دوستان همنورد،مخصوصا آقا و خانم نظری ک با حضورشون لذت برنامه رو برا بنده مضاعف کردن و تشکر ویژه از خودم ک بعنوان کوچکترین عضو گروه، الحمدالله بدون هیچ مشکلی دره را نوردیدم
    (آقای نصرآبادی! خانم نظری گفته بودن ک بعد برنامه دیگه کامنتی گذاشته نمیشه،چون دیگه نظری ای وجود نداره، یادتون رفته؟! و اینکه احیانا شما به زیارت قبله "هشتم" مشرف شدید، نه هفتم. جهت یاد آوری ی بار دیگه امامان معصوم را با هم مرور میکنیم: امام اول علی ع ، امام دوم، حسن ع و...!!!
    بعد خواندن کامنت "مرگ بر اسرائیل" یادتون نره، البته با مشتهای گره کرده:)
    • محمد نصرآبادی

      محمد نصرآبادی

      13 مرداد 1393 at 11:34 |
      حضرت علی‌بن موسی الرضا(ع) را بدین لحاظ قبله هفتم می‌گویند که مردم در روی زمین به هفت موضع توجه دارند یا هفت موضع از زمین، قبله‌گاه مسلمانان است: 1. مکه معظمه 2. مدینه منوره 3. نجف اشرف 4. کربلای معلی 5. مقابر قریش یعنی قبور کاظمین علیهما السلام 6. سامرا و 7. مشهدالرضا(ع). بدین جهت آن بزرگوار را قبله هفتم می‌نامند.

      وجه تسمیه دیگری که برای اطلاق قید «قبله هفتم» برای حضرت رضا(ع) بیان می‌شود، این است: روزی امام موسی‌بن جعفر(ع) در برابر فرزندان خود موقع نماز فرمودند: باید فرزندم علی برای اقامه نماز جماعت باشد تا من به او اقتدا کنم. بنابراین، حضرت رضا(ع) امام جماعت شدند و از آنجا، حضرت را به قبله هفتم (یعنی قبله امام هفتم) ملقب می‌کردند.
      • زکیه نظری

        زکیه نظری

        13 مرداد 1393 at 22:14 |
        لطفا مطالب علمی خود را با ذکر منبع قید بفرمایید!
        منبع:
        مدرس خاتون‌آبادی اصفهانی،مولف کتاب «جنات الخلود» (تألیف شده در سال 1125 هجری)
        به گزارش ایسنا به نقل از بنیاد بین‌المللی امام رضا(ع)
        • محمد نصرآبادی

          محمد نصرآبادی

          13 مرداد 1393 at 22:25 |
          ناصر مکارم شیرازی، استفتایات جدید، ص 512
      • علي معصومي

        علي معصومي

        13 مرداد 1393 at 12:30 |
        احسنتم خیلی جالب بود تا حالا نشنیده بودم.
  • علي معصومي

    علي معصومي

    12 مرداد 1393 at 14:56 |
    سلام و ارادت
    اميدوارم همه دوستان بازيارت مقبول و تن سالم به خونه هاشون برگشته باشند. نميدونم نظر شما چيه ولي به من كه خوش گذشت.
    عجب با صفا بود،صفاي طبيعت گردي در كنار صفاي بي حد حرم امام رئوف ع.
    از همه دوستان كه زحمت سفر رو دوششون بود تشكر مي كنم .خانم عفتي ، آقا سيد و آقاي نظري و ....
    آرزو ميكنم يه بار ديگه انشالله همسفر باشيم و از همه دوستانم به خاطر اينكه روز آخر بدون خداحافظي رفتم عذر خواهي ميكنم.
    با تجديد ارادت
  • شقایق صنعتگران

    شقایق صنعتگران

    12 مرداد 1393 at 14:48 |
    اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی.
    و لا جعله الله آخرالعهد منی لزیارتکم.
    سلام و درود به همه دوستان همنورد و تشکر خاص از همه مسئولین برنامه.
    خدا قوت.
  • محمد نصرآبادی

    محمد نصرآبادی

    12 مرداد 1393 at 11:41 |
    سلام خدا قوت
    یعنی 30 کیلومتر دره نوردی دوستان رو تا این حد خسته کرده که هیچ کس حاضر نیست بیاد اینجا پیام بذاره؟ :-) نه به سیل کامنت های قبل سفر و نه به سکوت الان :-)
    خدا رو شاکرم که در کنار زیارت قبله هفتم در روز عید فطر، سفری به یادماندنی رو تجربه کردیم.
    برگزاری این سفر کم نقص یا بهتر بی نقص رو مدیون:
    - سرپرستی و برنامه ریزی خوب و صبورانه سرکار خانم عفتی
    - تلاش، دلسوزی و انتقال تجربیات آقای نظری
    - پیگیری های آقای آقایی
    - راهنمایی آقای حسین نژاد
    - صحبت ها و هدایت مباحث درون گروهی سرکارخانم جاوید
    - و مخصوصا قدرت درک و تحمل همراهان گروه (مخصوصا خانم ها مرشدی و نوری)
    هستیم.
    لذا از همه دوستان کسب حلالیت میکنم بابت هر صحبت یا رفتاری که شاید اندکی خاطرشان را مکدر یا آزرده کرد.
  • ملیحه سادات آقایی پور

    ملیحه سادات آقایی پور

    12 مرداد 1393 at 10:34 |
    عمریست نقش جان و تنم مشهد الرضاست
    اوج تمام پر زدنم مشهد الرضاست

    هر جا سوال شد که دلت در کجا خوش است
    بی اختیار بر دهنم مشهد الرضاست

    مبعث، غدیر، ماه صفر، باز زائرم
    یعنی تمام پنج تنم مشهد الرضاست

    اینجا مدینه ی دل ما، کربلای ماست
    یعنی حسین و هم حسنم مشهد الرضاست

    من مانده ام نماز شکسته برای چیست؟
    وقتی حقیقتا وطنم
    مشهد الرضاست . . .


    نائب الزیاره بودیم ولی حالا که برگشتیم همچنان خودمان هم دلتنگ مشهدیم !

    خدا قوت تک تک دوستانی که زحمت کشیدند...
  • امیر فتاح زاده

    امیر فتاح زاده

    11 مرداد 1393 at 19:31 |
    این برنامه هم به خوبی برگزار شد و باعث شد برگ جدید و زیبایی در زندگیناممون شکل ایجاد بشه .
    از خانم عفتی تشکر میکنم که جدا نماد صبر و بردباری در سرپرستی هستن .
    از احمد نظری دوست داشتنی تشکر میکنم که تو هر برنامه تنها حضور هم داشته باشه اون برنامه بی نظیر خواهد شد چه برسه به اینکه تو برنامه تجربیات گرانبهاش رو با ابزار بی نظیرش یعنی اخلاق و احترام در سازماندهی برنامه به کار بگیره .
    از دوستای خوبم محمدحسن و دکتر چمران و دکتر نصر و... هم تشکر میکنم که با همراهیشون تو برنامه باعث شدن پرچم آقایون بالا بمونه .
    و تشکر آخر هم از همه ی دوستانی که کمک کردن انقدر تو این چند روز بهمون خوش بگذره .
    من دوست داشتم از همه تک به تک تشکر کنم ولی خب کار سختیه...
  • زهرا شیردلی

    زهرا شیردلی

    08 مرداد 1393 at 17:07 |
    خوشبحالتون شد پس کلی اونم سفر با اتوبوس جای ما که خالی بود ولی دوستان ما رو تو حرم یاد کنند ان شاالله
  • سید احمد موسوی

    سید احمد موسوی

    06 مرداد 1393 at 02:24 |
    عید سعید فطر بر همه دوستان شهید ورکش، بخصوص زائران امام رئوف تبریک و التماس دعا
    • خانم قريشي

      خانم قريشي

      06 مرداد 1393 at 10:06 |
      آتشي بعد كاروان به جا ماند...
      من همان آتشم كه جا ماندم...

      التماس دعا..
    • سید احمد موسوی

      سید احمد موسوی

      06 مرداد 1393 at 02:42 |
      من در به درِپنجره فولادم و دیریست/بین من و آن پنجره دیوار زیاد است...
      نائب الزیاره ی رفقاباشید ان شاءالله ...
  • علیرضا طالقانی

    علیرضا طالقانی

    02 مرداد 1393 at 12:57 |
    سلام خانم عفتی

    برنامه خیلی تغیرات داشته، فقط دو روز تو راهیم با اتوبوس ...
    اگر هم عید سه شنبه باشه که یه روز برنامه که هم ماه رمضونه هم روز کاری ...
    این که برنامه این همه تغییرات داشته باشه بعد از نهایی کردن ثبت نام ....
    • مهدی ورکش

      مهدی ورکش

      05 مرداد 1393 at 22:47 |
      به نام خدا
      ضمن عرض سلام خدمت همه دوستان و تبریک پیشاپیش عید سعید فطر و آرزوی قبولی طاعات و عبادات، مطالبی را راجع به بحث تغییرات در برنامه های اعلامی به طور کلی عرض میکنم
      مسلما هر برنامه میبایستی طوری طراحی شود که کمترین تغییری در آن حاصل شود. هر چه قدر تغییرات برنامه بیشتر باشد به همان میزان از صلابت برنامه کاسته خواهد شد. این تغییرات به دو دسته کلی تقسیم میشوند. اول تغییراتی که ناشی از عدم برنامه ریزی مناسب و عدم توجه همه جانبه ی سرپرست برنامه بوده است و دوم تغییراتی که به علل مختلفی ایجاد شده و خارج از اراده سرپرست بوده است. در مورد دوم هر چند هر عقل سلیمی این تغییرات ناگهانی را میپذیرد و در ذهن خود کسی را مقصر قلمداد نمیکند، اما با این وجود در توضیحات برنامه قبل از ثبت نام این نکته مهم کاملا توضیح داده میشود. از طرفی یکی از شرایط ثبت نام مطالعه توضیحات برنامه است. در قسمت توضیحات برنامه به طور مفصل تکلیف را در هنگام تغییرات ناگهانی روشن نموده است. پس درست است که اصولا تغییر در برنامه آن هم بعد از ثبت نام قطعی کار صحیحی نیست اما زمانی که از حیطه اختیارات سرپرست خارج است کاملا عقلانی و موجه میشود.
      و اما در مورد برنامه مرداد ماه مشهد باید ببینیم چه تغییراتی رخ داده است بعد از این مرحله باید بررسی کنیم که کدام یک از تغییرات در اختیار سرپرست بوده و کدام یک خارج از ید اختیار سرپرست بوده است.
      زمان رفت از ابتدا دو شنبه 6 مرداد و زمان بازگشت از ابتدا جمعه 10 مرداد بوده است. تغییراتی که تا کنون انجام شده (چه تغییراتی که دوستان اطلاع دارند و چه تغییراتی که اطلاع ندارند)، هیچ کدام خارج از این زمان اعلام شده نبوده است.
      وسیله نقلیه از ابتدا در سایت مشخص نشده بود. گرچه سرپرست محترم در اظهارات شفاهی و مذاکرات تلفنی با ثبت نام گنندگان اظهار داشته اند که تلاش خود را برای گرفتن قطار خواهند کرد ولی این تلاش بیش از حد معمول انجام پذیرفته ولی متاسفانه نتیجه ای در بر نداشت و لاجرم وسیله اتوبوس انتخاب شد.
      محل اسکان آپارتمان انتخاب شده بود که برای رفاه حال دوستان تبدیل به منزل مسکونی شد. قطعا هر تغییر که در راستای رفاه شرکت کنندگان صورت پذیرد، قابل ستایش است.
      با وجودی که تا کنون تغییر مذمومی در برنامه انجام نپذیرفته است اما برای تشهیذ ذهن اعضای محترم به گوشه ای از تلاشهای سرپرست محترم و تیم همراه کننده ایشان اشاره میکنم : از همان زمان اعلام برنامه مراجعات متعددی که به آژانسهای فروش بلیط قطار صورت پذیرفت، متوجه شدیم که اقدام برای گرفتن بلیط برای این تعداد از طریق آژانس ممکن نیست. مضافا اینکه از تاریخ 25 تیرماه فروش بلیط در سایت باز میشود و تا قبل از آن نمیتوان اقدام کرد. در این فاصله با افراد و آژانسهای زیادی صحبت و مذاکره شد تا النهایه آژانسی قول مساعدی داد که بلیط را تهیه نماید که البته تعهدی در این زمینه نکرد. بعد از باز شدن فروش بلیط در سایت شرکت رجا، علی الظاهر بلیط تهیه شده بود ولی متاسفانه به علت اشتباه اپراتور تاریخ بلیط رفت و برگشت اشتباه شده بود بلیط تهران – مشهد در تاریخ 10 مرداد و بلیط مشهد – تهران در تاریخ 6 مرداد گرفته شده بود. چاره ای نبود جز کنسل کردن این بلیطها و کلی تماس و مراجعه و تلاش مجدد در خصوص تهیه بلیط قطار که متاسفانه نتیجه بخش نبود. گزینه بعدی اتوبوس بود که با توجه به نزدیک شدن زمان تعطیلات آن هم با مشکلاتی مواجه شد و نهایتا مستقیما از طریق رابطی با شخص راننده تماس برقرار شد و قول دوشنبه صبح برای عزیمت به مشهد از ایشان گرفته شده بود و هماهنگی های لازم با ایشان انجام شده بود. دو روز مانده به برنامه راننده اتوبوس اظهار داشتند که اتوبوس دچار نقص فنی است و کنسل کرده بودند. النهایه با مراجعات متعدد به پایانه های شرق، غرب و جنوب برای دوشنبه بعد از ظهر بلیط هماهنگ شد.
      قطعا تمامی افراد برای آینده خود برنامه ریزی میکنند و طبق آن اقدام به ثبت نام مینمایند و هر تغییری که برنامه شخصی افراد را به هم بزند اصولا شایسته نیست. اما با توجه به مطالب بالا این تغییرات اجتناب ناپذیر بوده است و ان شاءالله با همکاری بیش از پیش دوستان برنامه خوبی اجرا خواهد شد.
      موفقیت روزافزون همه دوستان را از خداوند متعال خواستاریم.
  • فاطمه جاوید

    فاطمه جاوید

    01 مرداد 1393 at 09:58 |
    بسم الله الرحمن الرحیم

    دوستان و یاران همسفرم:

    به قول قول جناب مولوی

    ای برادر تو همه اندیشه ای***مابقی خود استخوان و ریشه ای

    تو همه هوشی وباقی هوش پوش***خویشتن را گم مکن یاوه مکوش

    از آنجا که زیارت حقیقی یعنی زیارت اندیشه متعالی و عرشِی امام وعمل به دستورات الهی آن حضرات سلام الله علیهم , به یاری آن امام همام تصمیم داریم باهم در مورد این کلام امام که از اجداد معصومشان نقل میکنند و روایتی قدسی است ,تامل و گفتگو کنیم لذا تقاضا دارم دوستانی که در جمع ما شرکت میکنند با دقت آن را مطالعه کنند

    اسحاق بن راهویه گفت:چون حضرت علی بن موسی الرضا سلام الله علیه در سفر خراسان به نیشابور رسیدند پس از آنکه اراده کوچ نمودن به سوی مامون نمود محدثین جمع شدند و عرض کردند:

    ای پسر پیغمبر صلوات الله علیه از شهر ما تشریف می برید,برای استفاده ما حدیثی بیان نمی فرمایید ؟

    پس از این تقاضا حضرت سر خود را از عماری بیرون آورده و فرمود:

    شنیدم از پدرم موسی بن جعفر علیه السلام فرمود:

    شنیدم از پدرم جعفر بن محمد علیه السلام فرمود:

    شنیدم از پدرم محمد بن علی علیه السلام فرمود:

    شنیدم از پدرم علی بن الحسین علیه السلام فرمود:

    شنیدم از پدرم حسین بن علی علیه السلام فرمود:

    شنیدم از پدرم علی بن ابیطالب علیه السلام فرمود:

    شنیدم از رسول خدا صلوات الله علیه فرمود:

    شنیدم از جبرئیل گفت:

    شنیدم از پروردگار عز وجل فرمود:

    کلمه لا اله الا الله ديژ و حصار من است پس هر کسی داخل دژ حصار من شود از عذاب من ایمن خواهد بود

    پس هنگامی که مرکب آن حضرت حرکت کرد حضرت با آواز بلند فرمود :

    با شروط آن و من خود یکی از شروط آن میباشم

    (کتاب ثواب الاعمال ص 22)
  • احمد نظری

    احمد نظری

    25 تیر 1393 at 19:30 |
    شعری از علی فردوسی در ضیافت افطار رهبرانقلاب
    دو بیت آخرش فوق العادس... به امید آزادی قدس شریف محو شدن کامل صهیونیسم به رهبری زعیم و رهبرمون

    یک ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺳﺎﺩﻩ ﻣﺮﺍ ﺑﯿﻘﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩ
    ﯾﺎﺑﺪ ﻧﺸﺴﺖ ﻭ ﯾﮏ ﻏﺰﻝ ﺗﺎﺯﻩ ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩ

    ﺩﺭ ﮐﻮﭼﻪ ﻣﯽ ﮔﺬﺷﺘﻢ ﻭ ﭘﺎﯾﻢ ﺑﻪ ﺳﻨﮓ ﺧﻮﺭﺩ
    ﺳﻨﮕﯽ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻭ ﺫﮐﺮ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﺩﭼﺎﺭ ﮐﺮﺩ

    ﺍﺯ ﺫﻫﻦ ﻣﻦ ﮔﺬﺷﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺳﻨﮓ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ
    ﺁﯾﺎ ﭼﻪ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﮐﺮﺩ !

    ﺑﺎ ﺳﻨﮓ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺟﻠﻮﯼ ﺳﯿﻞ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ
    ﻃﻐﯿﺎﻥ ﺭﻭﺩﻫﺎﯼ ﺭﻭﺍﻥ ﺭﺍ ﻣﻬﺎﺭ ﮐﺮﺩ

    ﯾﺎ ﺳﻨﮓ ﺭﻭﯼ ﺳﻨﮓ ﻧﻬﺎﺩ ﻭ ﺍﺗﺎﻕ ﺳﺎﺧﺖ
    ﺑﯽ ﺳﺮﭘﻨﺎﻩ ﻫﺎ ﻫﻤﻪ ﺭﺍ ﺧﺎﻧﻪ ﺩﺍﺭ ﮐﺮﺩ

    ﯾﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﻧﺎﻡ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺁﻥ ﻧﻮﺷﺖ
    ﺑﺎ ﺫﮐﺮ ﭼﻨﺪ ﻓﺎﺗﺤﻪ, ﺳﻨﮓ ﻣﺰﺍﺭ ﮐﺮﺩ

    ﯾﺎ ﻣﺜﻞ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺷﯿﻄﻨﺖ
    ﺯﺩ ﺷﯿﺸﻪ ﺍﯼ ﺷﮑﺴﺖ ﻭ ﺩﻭﯾﺪ ﻭ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩ

    ﺑﺎ ﺳﻨﮓ ﻣﻔﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﺻﻼ ﺑﻪ ﻟﻄﻒ ﺑﺨﺖ
    ﮔﻨﺠﺸﮏ ﻫﺎﯼ ﻣﻔﺖ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺷﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩ

    ﯾﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺳﻨﮓ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻪ ﺯﺩ
    ﺟﺎﻧﺐ ﺍﺯ ﺍﻭ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﺪﺍﻥ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﮐﺮﺩ

    ﯾﺎ ﺳﻨﮓ ﺭﻭﯼ ﯾﺦ ﺷﺪ ﻭ ﺍﻟﻘﺼﻪ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ
    ﺩﺭ ﭘﯿﺶ ﭼﺸﻢ ﻧﺎﮐﺲ ﻭ ﮐﺲ ﺷﺮﻣﺴﺎﺭ ﮐﺮﺩ

    ﻧﺎﮔﺎﻩ ﺑﯽ ﻣﻘﺪﻣﻪ ﺁﻣﺪ ﺑﻪ ﺣﺮﻑ ﺳﻨﮓ
    ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﮔﻔﺖ ﻭ ﺳﺨﺖ ﻣﺮﺍ ﺑﯿﻘﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩ :

    ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺟﻮﺍﻥ ﻓﻠﺴﻄﯿﻨﯽ ﺍﻡ ﺑﺪﻩ
    ﺑﺎ ﻣﻦ ﺑﺒﯿﻦ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺁﻧﮕﻪ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩ!
  • محمدحسن جباری

    محمدحسن جباری

    25 تیر 1393 at 15:33 |
    کامنت "113" به نام من افتاد!
    113 وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران
    .
    .
    .
    با ما تماس بگیرید تا اصلاح شوید
  • اعظم یوزباشی

    اعظم یوزباشی

    24 تیر 1393 at 22:48 |
    سلااااام عليكم !
    يك اعتراض مهم:
    البته قبلش معذرت مي خواهم كه در رابطه با مشهد نيست اما واقعا نمي دونستمكجا بگم كه رسيدگي بشه.
    آقاي وركش توي صفحه "هرچه مي خواهد..." يكي دستكاري كرده ...هرچي مي نويسيم ميره توي نظرات قديمي. آخرين نظر مشهود نظر خانوم عباس زاده س....نكنه .... :-/// دسيسه ؟ تا اينجا؟؟؟؟؟؟؟
    من ديگه حرفي ندارم !
  • الهام عباس  زاده

    الهام عباس زاده

    24 تیر 1393 at 17:15 |
    خب گفتم کامنت ۱۰۰ ام به نام خودم باشه :)

    هر کی نظر بده از مرز ۱۰۰ تا میگذره :)
    خوبه خانم عفتی؟
  • الهام عباس  زاده

    الهام عباس زاده

    24 تیر 1393 at 17:08 |
    نظر شما رو به قسمت برنامه های جانبی جلب میکنم:
    (چه خوشحال کننده: زیارت علمی ِ عالم آل محمد(ص) )
    • اعظم یوزباشی

      اعظم یوزباشی

      24 تیر 1393 at 17:18 |
      101
      خدا رو شكر ...
      نوش جان !
      دوستان فراموش نشوند كه "اين زيارت" ... رفتن داره !
  • محمد نصرآبادی

    محمد نصرآبادی

    24 تیر 1393 at 15:45 |
    فقط یه نکته تذکر میدم به سرپرست برنامه و مسئولین!!!
    برنامه نئور به سوباتان با همه دبدبه و کبکبه ای که داشت و این همه استقبال شد و خاطره گفته شد و رفتیم سفر و اومدیم و بعد گزارشش اومد و برای هر مرحله هم کامنت گذاشتیم، جمعا تا الان 71 کامنت زیرش نوشته شده!!!
    حالا این برنامه مشهد هنوز نرفته و 12-13 روز مونده به سفر 95 تا کامنت خورده!!!
    95 بیشتره یا 71؟؟؟ من دیگه حرفی ندارم (فامیل دور)
    • محمدحسن جباری

      محمدحسن جباری

      25 تیر 1393 at 15:26 |
      اقا طلبیده هااااااا
    • عاطفه نظری

      عاطفه نظری

      25 تیر 1393 at 14:55 |
      بتون قول میدیم بد سفر، کامنتی در کار نباشه!
      چون دیگه" نظری" ای وجود نداره ک بخواد، "نظر" بده!
      (بدلیل شهادت زود هنگام)
    • احسان مهدی‌زاده

      احسان مهدی‌زاده

      24 تیر 1393 at 17:27 |
      البته خانم عباس زاده درست گفتن، ضمن این که محمد جان کامنت های پاک شده نئور رو هم در نظر بگیر...و البته تعداد کاراکترهای هر نظر اونور رو... :D
    • الهام عباس  زاده

      الهام عباس زاده

      24 تیر 1393 at 15:58 |
      بنده هم نکته ای رو خدمت شما عرض کنم آقای نصرآبادی

      دوستانی که اینجا دارن فعالیت می کنند همون "دوستان نئور به سوباتان"ی هستند که به فعلیت رسیدند. قابلیت هاشون تو برنامه "نئور به سوباتان" کشف شد و تو این برنامه دقت کنید داره به فعلیت میرسه :))
      این نشون میده تو برنامه "نئور به سوباتان" خوب استعدادیابی شده اند :)
      و این از ویژگی های خوب سرپرست برنامه است
      بچه ها یه چند تا برنامه از به ای شرکت کنند همگی به مقام شنجول(۱) میرسند

      (۱): برای رسیدن به معنای شنجول لطفا به گزارش خانم جاوید و کامنت ایشون در برنامه "نئور به سوباتان" مراجعه کنید.
  • الهام عباس  زاده

    الهام عباس زاده

    24 تیر 1393 at 14:33 |
    سلام خدمت سرپرست، جانشین، مسوول امداد و نجات و تمامی بزرگوارانی که تو این روزها درگیر برنامه ریزی و تلاش برای اجرای برنامه مشهد هستند
    ضمن تشکر و خسته نباشید
    می خواستم درخواست کنم لطفا مسوولین خرید نان سنگک داغ در روز عید فطر رو هم مشخص کنید.
    خدا قوت :)
    • اعظم یوزباشی

      اعظم یوزباشی

      24 تیر 1393 at 16:35 |
      خانوم عباس زاده ! با توجه به نبود "پشتيبان ِ فني " بنده اين مسئوليت را پذيرفته و نانهاي مورد نياز با پست پيشتاز ارسال خواهد شد اميد كه كار به"قارچ و كپك" نرسد ... و در برابر اين مسئوليت خطير ... "لا اسالكم عليه اجرا - مزدي از شما نمي خواهم "

      اما منوي متفاوت صبحانه عيد فطر :
      سنگك خوران با گوشه ي "روح الارواح" (قابل توجه بعضي سوباتاني ها )
      بربري خوران با گوشه ي "بيات ترك" ...
      دلخواه خوران با گوشه ي "مجلس افروز" (البته اين گزينه ي سوم خاصه ي نورچشمي هاست كه فئه قليله اند- گروه اندكند واما براي ما بسيار :-) ...)
      و در پايان آرزوي
      مختوم به خير شدن سفرتان را دارم .
      خدايا چنان كن سرانجام كار
      تو خشنود باشي و ما رستگار:-)
      • احسان مهدی‌زاده

        احسان مهدی‌زاده

        24 تیر 1393 at 17:24 |
        چه کسی بود صدا زد کو روح؟؟؟ :D
      • الهام عباس  زاده

        الهام عباس زاده

        24 تیر 1393 at 16:43 |
        سلام خانم یوزباشی

        هماهنگی ها انجام شده
        ممنون که اعلام آمادگی کردید ولی نیازی پست پیشتاز نیست.
        هم سرپرست و هم مسوول امداد و نجات این وظیفه خطیر رو به عهده گرفتند.
        پس فکر میکنید چرا نظری ها قابلیت شهادت دارند؟ به خاطر همین ایثارشونه
        • محمدحسن جباری

          محمدحسن جباری

          25 تیر 1393 at 15:12 |
          شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصلشان عند ربهم سنگمک و بربری خوردند...
        • اعظم یوزباشی

          اعظم یوزباشی

          25 تیر 1393 at 01:16 |
          سلام و لبخند ...
          خب خدا رو شكر كه بساط صبحانه تان به راهست ...
          باز هم بحث شيرين شهادت .
          حالا كه قراره نظري ها رحمه الله عليهم اجمعين را به آغوش شهادت بفرستيم از آنجا كه بي مقدمه ، مطلوب حاصل نشود ،قبل سفر يادم باشد دستور خاص شربت شهادت با فرمولاسيون سري را بدهم خدمت يكي از محرمان ... كه مبادا آب زياد قاطي ش كند و كم اثر شود. بهرحال آدم اگر يك راهي را خودش نمي خواهد برود و ميداند كه در آن خير و صلاح است بايد بكوشد كه چند نفري را راهي كند :-)
          به زور هم كه شده ما از نظري ها شهيد مي گيريم .همان يكي شان كه اسم نمي برم و به قاعده 5-6 تاست هم كافيست دوستان ...!
          مابقي را فعلا نگه داريد تا سفرهاي بعد هم دست خالي مانيم انشالله تعالي :-)

          خداوندا !گرچه امثال من خطاكاريم اما ...دوستانمان (فئـه نظري )را به پاي ما نسوزان . ابواب شهادت را باز بفرما كه ما شربتها را آماده كرده ايم ... !
          وَافْعَلْ بى ما اَنْتَ اَهْلُهُ، یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ، اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْء قَدیرٌ-درباره ما آنچه تو شایسته آنى انجام ده اى مهربان ترین مهربانان به یقین تو بر انجام هر کارى توانایى...!
          • اعظم یوزباشی

            اعظم یوزباشی

            25 تیر 1393 at 01:20 |
            اصلاح خط 10: دست خالي "نمانيم" انشالله تعالي :-)
    • امیر فتاح زاده

      امیر فتاح زاده

      24 تیر 1393 at 14:36 |
      من نون بربری میخوام ! سنگک برای خودتون :D
  • محمدحسن جباری

    محمدحسن جباری

    24 تیر 1393 at 13:50 |
    مسیر این 30 کیلومترُ نمی شه به سمت کربلا یا قدس شریف برگزار کنیم که انگیزه ی پیاده رویش به وجود بیاد؟
    برای خودتون می گم من که قوی ام!
    چه بسا 4 تا شهید هم دادیم!؟
    نظریا شهید ندارن تو فامیلشون ضایس خدایی...
    • عاطفه نظری

      عاطفه نظری

      25 تیر 1393 at 14:22 |
      والا شماها 3نفرو تو خونواده ما شهید کردید بازم میگید تو فامیلمون شهید نداریم؟!! تازه " شهیده" داریم ک اجرش از "شهید" هم بیشتره!!!!!
      من یا نباید برنامه مشهدو بیام یا اگ میام با این اوضاع و احوال، حتما توسط أشرار و گروهک تروریستی( ا.ع- م.ج- ا.ف- )شهید میشم،درش شک ندارم.
      با این اوصاف بذارید تصمیم قطعیمو بگیرم شاید بتونم تا اونموقع کسی رو جایگزین خودم کنم تواین سفر!!!!!!
      • محمدحسن جباری

        محمدحسن جباری

        25 تیر 1393 at 15:09 |
        هنوز وعده ی الهی محقق نشده...
        صبور باشین!
        به دست خودمون ان شاء الله...
    • الهام عباس  زاده

      الهام عباس زاده

      24 تیر 1393 at 14:26 |
      آقای جباری اگر ما به مرکز کربلا یا قدس شریف به شعاع ۳۰ کیلومتر فاصله نداشته باشیم هیچ موقع به این دو مکان مقدس نمی رسیم...
      هدف پیاده روی ما خود ِپیمایش هست.
      ما می آيیم...

      تو پرانتز: دقت کنید نظری ها ۳ نفر هستند نه ۴ نفر! حداکثر ۳ تا شهید میتونیم داشته باشیم.
      • محمدحسن جباری

        محمدحسن جباری

        24 تیر 1393 at 15:29 |
        خانم عباس زاده 3 نفرن فقط؟
        همین خانم عاطفه نظری 5 نفر محسوب می شن!
        من حرفی ندارم خانواده ی نظری در حد کوتاه خودشون معرفی کنن :p
        فقط می دونم تا 10و 15 تا جا دارن شهید بدن...
        • عاطفه نظری

          عاطفه نظری

          25 تیر 1393 at 14:36 |
          بله؟!!!!!!
          مــــــاشاالله گــروه شهید نظری!!!
      • امیر فتاح زاده

        امیر فتاح زاده

        24 تیر 1393 at 14:41 |
        قرار نیست که به اونجا برسید بعد شهید محسوب بشید ما به سمت قدس میریم مسلما قبل از سی کیلومتر چند نفری شهید خواهند شد به دست خودمون !
        خب حالا چی میشه خانواده ی نظری سه تا شهید بده ما براشون چهارتا سهمیه بگیریم ؟!!؟
        • محمدحسن جباری

          محمدحسن جباری

          24 تیر 1393 at 15:23 |
          احسنت امیر جون...
          توراه کار تموم می کنیم...
        • محمدحسن جباری

          محمدحسن جباری

          24 تیر 1393 at 15:23 |
          احسنت امیر جون...
          توراه کار تموم می کنیم...
  • امیر فتاح زاده

    امیر فتاح زاده

    23 تیر 1393 at 17:19 |
    شعر زیبایی که آقا علی قنبری در دیدار با رهبری پریشب خوندن را دلم نیومد براتون به اشتراک نذارم:

    هرچند که در شهر تو بازار زیاد است
    باید برسم زود، خریدار زیاد است
    من دربه‌در پنجره‌فولادم و دیری‌ست
    بین من و آن پنجره دیوار زیاد است
    آن‌قدر کریمی که بدهکار تو کم نیست
    آن‌قدر کریمی که طلبکار زیاد است
    پاییز رسیدم به حرم، با همه گفتم
    این‌جا چقدر چادر گل‌دار زیاد است
    با بار گناه آمده‌ام مثل همیشه
    با بار گناه آمدم این بار زیاد است
    گندم به کبوتر بدهم، شعر بگویم
    آخر چه کنم در حرمت؟ کار زیاد است
    نوروز به نوروز، محرم به محرم
    سرمست زیاد است، عزادار زیاد است
    هر گوشه ایران حرم توست که با تو
    همسایه دیوار به دیوار زیاد است
    از دور سلامی تو و از دور جوابی
    این فاصله انگار نه انگار زیاد است
    آن شب که به رؤیای من افتاد مسیرت
    دیدم چقدر لذت دیدار زیاد است
    در خواب، سر سفره اطعام تو گفتی
    هر قدر که می‌خواهی بردار، زیاد است
    • محمدحسن جباری

      محمدحسن جباری

      24 تیر 1393 at 13:52 |
      احسنت امیر جان فضای گروه را معطر کردی داداش
    • عاطفه نظری

      عاطفه نظری

      23 تیر 1393 at 19:32 |
      دست مریزاد آقای فتاح زاده!
      شعرشون عالیه!
      (دو سه بیتشو، تو اخبار شنیدم واقعا لذت بردم ،میخاستم سرچ کنم ک شما زحمت ما رو کم کردید)!
      مچکریم!
  • شقایق موحدیان

    شقایق موحدیان

    23 تیر 1393 at 11:11 |
    مریض آمده اما شفا نمی خواهد
    قسم به جان شما جز شما نمی خواهد

    برای پیش تو بودن بهانه ای کافیست
    بهشت لطف کریمان بها نمی خواهد

    دلیل ناله ی من یک نگاه محبوب است
    وگرنه درد غلامان دوا نمی خواهد

    فقیر آمدم و دلشکسته پرسیدم:
    مگر که شاه خراسان گدا نمی خواهد؟

    دلم به عشق تو تا آسمان هشتم رفت
    نماز در حَرَمت «إهدِنا» نمی خواهد

    همین قدر که غباری بر آستان باشد
    رواست حاجت عاشق، دعا نمی خواهد

    تو آشنای خدایی، کدام رهگذری
    در این جهان غریب آشنا نمی خواهد؟

    ببین به گوشه ی صحنت پناه آوردم
    مگر کبوتر آواره جا نمی خواهد؟

    به حکم آنکه «عَلیکَ الرَّفیق ثُمَّ طَریق»
    دلم بدون رضا کربلا نمی خواهد

    خدا مرا به طواف تو مبتلا کرده ست
    طواف کعبه بخواهم، خدا نمی خواهد
    خوش به سعادتتون. هنوز نرفته اید دلم بهانه می گیرد.
    اگر که محرم شده اید از حالا تا به وقت طواف،
    برای من جا مانده ام دعا بفرمایید
  • احمد نظری

    احمد نظری

    23 تیر 1393 at 10:55 |
    دوستان عزیز!
    تا وقت داریم یه کمی هم رو خودمون کار کنیم که بتونیم از پس دره نوردی حدود سی کیلومتری اون هم با کوله سنگین بر بیایم... ورزش و نرمش یادتون نره... زیبایی دره ما رو از توشه جسمی که باید فراهم کنیم غافل نکنه! برای اینکه عمق فاجعه رو درک کنید از دوستانی که سال قبل دره شمخال رو بودند بپرسید که لحظات آخر چه حالی داشتند. شاید اگر ماشین 200 متر جلوتر پارک شد بود به راحتی نمیتونستن خودشون رو برسونن. با دو تا تفاوت عمده که دره دربادام هم طولانی تره هم اینکه قراره با کوله سنگین (چادر، کیسه خواب، وسایل شب مانی)این برنامه رو اجرا کنیم. حالا که خدا رو شکر بحث دعوت تموم شد یه کمی هم به فکر اون دو روز باشیم که تو طبیعت هستیم...
    • احسان مهدی‌زاده

      احسان مهدی‌زاده

      23 تیر 1393 at 12:46 |
      بلههههههههه؟؟؟ 30کیلومتر بعد از 30 روز روزه داری؟؟؟ بی خیالللللللللل :D
      • الهام عباس  زاده

        الهام عباس زاده

        23 تیر 1393 at 13:43 |
        سلام آقای مهدی زاده

        عزم بچه ها رو سست نکنید! :)
        آقای نظری فرمودند که ورزش و نرمش یادمون نره نه خوردن
        تازه دوستان بعد ماه رمضون انگار که یه دوره تمرینی سخت رو گذرونده باشند آماده هر گونه سختی هستند.انشالله

        بعدشم صبحانه عید فطر هم کلی انرژی زاست :)‌)

        بعد این دوستان "نئور به سوباتان" دیده اند و دوره آمادگیشون رو گذرونده اند و وقتی سرپرست "نئور به سوباتان" تاییدشون کرده و ثبت نامشون کرده یعنی دوره آمادگی رو سربلند بیرون اومدند.

        ما بی خیال نمیشویم‌:دی
        • احسان مهدی‌زاده

          احسان مهدی‌زاده

          23 تیر 1393 at 15:29 |
          سلام از بنده س خانم عباس زاده

          فکر کنم اینو میخواستین بگین:
          آقای نظری فرمودند که ورزش و نرمش یادمون نره نه نخوردن...
          یعنی می تونین بخورین حسابی بعد افطار و قبل سحر... :D

          ضمن این که اون صبحانه عید فطر جبران 30 روز صبحانه نخوردنو نمی کنه...البته به من باشه که کل سالو صبحانه نمی خورم، واسه خاطر دوستان میگم... :))

          ضمن این که نئور به سوباتان تهش 18 کیلومتر برآورد کرده بودن...و اینقدر مست طبیعت و مهر و محبت دوستان بودیم که نفهمیدیم چی شد اصلا... :D

          درستشم همونه که بی خیال نشین، آفرین، من شوخی می کنم...انشاالله با همین فرمول سفر خاطره انگیزی خواهد شد...باز هم میگم جای ما رو حسابی خالی کنین... ;)
        • محمد نصرآبادی

          محمد نصرآبادی

          23 تیر 1393 at 13:56 |
          شخصا حاضرم شرط بندی کنم، مسیر برنامه رو با 3 ساعت دوندگی طی میکنم :-)
          • احسان مهدی‌زاده

            احسان مهدی‌زاده

            23 تیر 1393 at 15:31 |
            حتما با صندل TeveA...؟؟!!! :))

            lollllllllll
          • مرضیه کشاورز

            مرضیه کشاورز

            23 تیر 1393 at 14:43 |
            شرط بندی فعل حرامه آقای نصرآبادی :D
    • عاطفه نظری

      عاطفه نظری

      23 تیر 1393 at 11:27 |
      چشم آقای نظری!
      اگ اینارو زوتر گفته بودید، بنده زوتر انصراف می دادم!!آخه برنامه سنگین، بعد 30 روز غَش و ضعف و...؟!!
      برادر نظری حالا ک انقداصرار دارید بیام، میام ولی شرط داره؛ و قرار گرفتن تمامی وسایل سنگین کوله مَن،داخل کوله شما، مِن شروطها!!
      • زکیه نظری

        زکیه نظری

        23 تیر 1393 at 15:44 |
        خانم نظری ببخشیدا من این سوالو میپرسم اونوقت وسایل شما رو آقای نظری میاره وسایل منو کی میاره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟صد دفعه گفتم برنامه هارو جدا جدا بریم که این مشکلات پیش نیاد....گفتن تو هر برنامه دوتا نظری کافیه الان سه تا نظری شدیم ببین دردسر شده من وسایلم رو هواست...
      • احسان مهدی‌زاده

        احسان مهدی‌زاده

        23 تیر 1393 at 15:35 |
        آقای نظری قبول کن به نفعته، باور کن، چهار تا بسته غذایی کودک (همون پفک نمکی معروف نئور به سوباتان!! :D )، آینه و کرم ضد آفتاب و عینک و اینا که دیگه وزنی نداره...

        در عوض بیلچه و طناب انفرادی و چادر و کیسه خوابو بده همشیره بیاره... :))

        آخ بخندیم خانم نظری... =))
        • عاطفه نظری

          عاطفه نظری

          23 تیر 1393 at 19:21 |
          جناب مهدی زاده توجه ننمودید دیگه!
          بنده گفتم وسایل "سنگین" کوله ام رو...
          آقای مهدی زاده آخرش لو دادید ک اون خوراکی غیر طیب برا کی بوده؟!! نتونستید ی راز رو پیش خودتون نگه دارید؟!!
          قرار بود در برنامه های بعدی نقش بهتر از "جن" و درجه بالاتری رو بتون بدم ک با این کارتون(لو دادن پفک نمکی و..)دیگه منصرف شدم!!!!
          به جرم افشاء راز:
          بخشش لازم نیست، اعدامش کنید!!
          (یاد درس ویرگول یا همون کاما در زبان فارسی بخیر، تنها جمله ای ک اهمیت ویرگول رو نشون میداد همین بود!!)
          • احسان مهدی‌زاده

            احسان مهدی‌زاده

            24 تیر 1393 at 13:57 |
            اتفاقا توجه نمودم و سنگین ترین وسایل موجود در کوله و کیف یک خانم محترم رو عرض کردم...

            اااااا راستی مگه شما پفک دوست دارین؟؟ :))

            در مورد اهمیت ویرگول کاملا موافقم باهاتون... =)) یادش به خیر...
  • اعظم یوزباشی

    اعظم یوزباشی

    19 تیر 1393 at 02:30 |
    آتش ! بس....
    الحمدلله براي وعده اي كه خود امام رضاجان داده اند:
    هروى گويد: امام رضا(ع) وارد بارگاهى شد كه هارون را آن جا در خاك نهاده بودند، در كنار گور او با دست خويش خطى بر زمين كشيد و فرمود: اين تربت من است كه در آن دفن مى شوم و خدا اين جا را محل آمدوشد پيروان و دوستداران من خواهد ساخت. "هر زائرى كه به ديدار من آيد*" و "هر مسلمانى كه بر من سلام دهد،****" با شفاعت ما اهل بيت، بخشش و رحمت خداوندى را از آن خود خواهد كرد.

    صلي الله عليك يابن اميرالمومنين ... علي بن موسي الرضا ...ادركني ولا تهلكني ....
  • محمدحسن جباری

    محمدحسن جباری

    18 تیر 1393 at 12:26 |
    عالی بود :D
    دقیقا گاهی 10 دقیقه تا حرم فاصله هست و توفیق زیارت نیست...
    خانم کشاورز حدیث معتبری وجود داره از معصوم که وارد بقعه ی مبارکه ای نمی شوید مگر آنکه دعوت شده باشید...
    در کلمه ی دعوت معانی ای نهفته و البته در کلمه وارد شدن!
    بعضی ها مثل من همانی که بودند بر می گردند و بعضی ها که دعوت نامه گرفته اند تو فیق ورود پیدا می کنند و مورد عنایت معصوم قرار می گیرند...
    خیلی ها 30 سال است مکه می روند!
    اما می فرماید: اولئک کالانعام بل هم اضل واُ‌ولئک هم الغافلون!
    ان شاء الله غفلت نکنیم و پایان رمضانمان را با دعوتنامه ی علی ابن موسی الرضا به خوبی به پایان برسانیم...
    • مرضیه کشاورز

      مرضیه کشاورز

      18 تیر 1393 at 17:32 |
      بازم من فکر نمیکنم دعوتی باشه :D
      به هرحال من ناراحت نیستم که اگه حرف شما درست هم باشه من دعوت نشدم!
      دلمم نمیسوزهههه :D
      • عاطفه نظری

        عاطفه نظری

        18 تیر 1393 at 23:50 |
        در تأیید صحبت دوستان:
        حدیثی داریم با این مضمون که می فرمایند: "سلام شما به ما، در واقع پاسخ سلام و نظری هست که اول از سمت ما بوده".
        آیا این به معنای "دعوت" شدن از طرف حضرات معصومین(علیهم السلام)نیست؟
        • مرضیه کشاورز

          مرضیه کشاورز

          19 تیر 1393 at 19:58 |
          سلام خانم نظری!
          مگه شما عید دیدنی میرین وامیسین دعوتتون می کنن؟؟ :D
          یا وقتی جایی میخواین برین سر زده نرفتین تاحالا؟ یا مهمون سر زده نداشتین؟ :)
          دعوتی نیست...
          این قصه سر دراز دارد...
          • عاطفه نظری

            عاطفه نظری

            20 تیر 1393 at 19:32 |
            ما در مورد "قاعده" صحبت میکنیم، نه "استثنائاتِ" قاعده!
            عید دیدنی جز استثنائات می باشد.
            ما سر زده جایی نمیریم، حتی شده با ی پیامک...،اک میزبان گف تشریف بیارید ک مشرف میشیم و این میشه همون "دعوت" شدنه،اگرم گف تشریف نیارید ک مشرف نمیشیم، و این میشه همون دعوت نشدنه. بالاخره هر جور حساب کنید این "دعوتِ" توش هه!!
            • مرضیه کشاورز

              مرضیه کشاورز

              22 تیر 1393 at 12:53 |
              شما تا قیام قیامتم دلیل و منطق بیارین که دعوتیه من میگم نیست! دلایل خودمو دارم. حالا بگذریم. حتی اگه نیم میلیاردم اپسیلونم حرف شما درست باشه و دعوتی باشه، امام رضا (ع) شما رو دعوت کنه مارو دعوت نکنه، خوش به حالتون :D اختیار خونه شو داره دیگه، زوری که نیست... البته به مقدار نیم میلیاردم اپسیلونا :)
              • عاطفه نظری

                عاطفه نظری

                23 تیر 1393 at 00:58 |
                خانم کشاورز عزیز، هدف ازین بحثها، القاء کردن عقایدمون به همدیگه نیس که!فقط ی سری حرفا و عقاید ردو بدل میشه و خدایی نکرده هیچ کدومش جسارت بر عقاید دیگری نیس،همه ک مث هم نیستن...
                این حرف شما بابی شد برای گفتگو و آشنایی با شما دوست عزیز.
                انشاءالله قسمت بشه و بتونیم تو برنامه ها جنابعالی رو زیارت کنیم (و از نزدیک مفصل بحث کنیم!!!)
                • مرضیه کشاورز

                  مرضیه کشاورز

                  23 تیر 1393 at 01:05 |
                  عاطفه ی عزیز به هر حال هر آدمی یه نظری داره، حرف شما کاملا درسته.
                  این مورد آخر که گفتید اصولا از محالات عالم امکان :) ولی اگر فرصتی دست داد و از نزدیک همو دیدیم بدم نمیاد بازم بگم دعوتی نیسسسستتتت :))
                  در پناه حضرت حق...
                  وقت بخیر و تمام!
                  در ضمن من به علامت سوال حساسیت دارم :))
                  • مرضیه کشاورز

                    مرضیه کشاورز

                    23 تیر 1393 at 01:06 |
                    منظور علامت تعجب بود :)
                    • عاطفه نظری

                      عاطفه نظری

                      23 تیر 1393 at 01:15 |
                      قربان شما! نظرلطفتونه!
                      اگ "دعوتتون"کنم،بازم تشریف نمیارید؟!!!
                      (علامت تعجبای من ب معنای "مزاح" بودن حرفم هست، بجای شکلک این علامتو میذارم، البته باید از ی دونه بیشتر باشه تا در حکم مزاح بودن قرار بگیره!!!)
              • فاطمه جاوید

                فاطمه جاوید

                22 تیر 1393 at 17:37 |
                مرضیه عزیزم سلام

                حال واحوال؟؟؟

                خوبه بالاخره تو سایت گروه شمارو میبینیم وگرنه تو برنامه ها,تو جلسه,تو افطاری!!!هیچ جا پیداتون نیست

                دوست من :متاسفانه ما

                1/گرفتار افراط و تفریطیم که به قول مولی سلام الله علیه ریشه در جهل داره
                الجاهل اما مفرط(باکسر راء)او مفرط(با فتح راء)

                2/ خودمون را که بزرگترین و عجیب ترین موجود نظام هستی نمی شناسیم و از ظرقیت بینهایت خودمون و بسیاری از قابلیتهای منحصر به فردی که داریم اصلا خبری نداریم

                خویشتن نشناخت مسکین آدمی ***از فزونی آمد وشد درکمی

                خویشتن را آدمی ارزان فروخت***بود اطلس ,خویش بر دلقی بدوخت!!!!

                3/ امامان معصوم مان راهم نشناختیم ,از اندیشه متعالی آنان که که مطابق معارف بینظیر قرآن کریم است ,بی خبریم ,زیارت میکنیم ولی معارف بلند جامعه کبیره را نمی دانیم ,معنای حقیقی "ولی الله" را نمی دانیم

                امام صادق علیه السلام میفرمایند:

                لو ددت ان اصحابی ضربت رئوسهم بالسیاط حتی یتفقهوا (اصول کافی ج1 ص 31)

                دوست دارم باتازیانه به سر یارانم بزنم تا "تفقه کنند"

                تفقه یعنی فهم عمیق در دین

                تفقه یعنی رمز گشایی از باطن دین

                تفقه یعنی درک معارف عقلی و مافوق عقلی دین

                تفقه برای همه لازم است چون ما "آدم"ایم و توانایی داریم در اعماق و بواطن خود و دیگران سیر کنیم

                دوست من :اگر ما امام را بشناسیم معنی دعوت را هم متوجه میشویم

                دعوت امام از دوستدارنش یعنی طلب معرفت دینی

                یعنی ترک گناه و لهو ولعب

                یعنی معرفت و ذکر ویاد حق

                یعنی گذشتن از دنیای فریبکار

                یعنی یافتن حقایق نظام هستی

                در یک کلام معرفت قرآن کریم

                مرضیه جان مشتاق دیدار

                اما نه در سایت بلکه در برنامه ها,جلسه گروه ,افطاری و....
                • مرضیه کشاورز

                  مرضیه کشاورز

                  22 تیر 1393 at 20:28 |
                  سلام خانوم جاوید عزیز
                  طاعات و عباداتتون هم قبول حضرت حق :)
                  شما لطف دارین نسبت به من
                • فاطمه جاوید

                  فاطمه جاوید

                  22 تیر 1393 at 17:41 |
                  تذکر :این کامنت در جواب دوستم مرضیه کشاورز نگاشته شد
                • فاطمه جاوید

                  فاطمه جاوید

                  22 تیر 1393 at 17:41 |
                  تذکر :این کامنت در جواب دوستم مرضیه کشاورز نگاشته شد
              • طیبه طاهری

                طیبه طاهری

                22 تیر 1393 at 16:34 |
                در راستای تایید نظر خانوم کشاورز به مطلبی اشاره می کنم که دوست عزیزی در وبلاگش آورده بود:
                خیلی از افراد هستند که با وجود اینکه انسانهای بسیارپاک و بی گناهی هستند تا به حال حتی به یک مکان زیارتی هم نرفته اند.اگه بخواهیم این طوری که دوستان استدلال می کنند( بحث طلبیدن و دعوت و ...) به قضیه نگاه کنیم آیا میشه این طور نتیجه گیری کرد که ائمه از این افراد متنفرند؟!!؟؟
                و بالعکس هستند خیلی از افرادی که اعمالشون هرگز مورد قبول نیست ولی تو همه مناسبتهابه مکان های زیارتی از جمله مشهد مقدس تشریف می برن. ایا میشه این طور نتیجه گیری کرد که ائمه به این افراد علاقه مند بوده واونهارو طلبیدند؟؟؟
                من هم تصور می کنم این هامعیارهای مازمینی هاست وقالبهایی که برای خودمان ساخته ایم ...به یقین حساب هادرآن سوی دیدمادیگرگونه است..........
                لینک مطلب : http://azizemanhasanam.blogfa.com/
                پست درج شده در تاریخ چهاردهم تیرماه 1393
            • اعظم یوزباشی

              اعظم یوزباشی

              20 تیر 1393 at 20:43 |
              من فكر مي كنم ديگه بهتره اين بحث ادامه دار نشه و دعا كنيم اونايي كه نميان از جمله خود من توي يك موقعيت نزديك شرايط رفتن براشون مهيا بشه و اونايي هم كه شرايطش الان فراهم شده بتونن سفر خوب و پربركتي داشته باشن و براي بقيه ي دوستاشون دعا كنند و نايب الزياره باشن :-))
  • احمد نظری

    احمد نظری

    18 تیر 1393 at 11:05 |
    سلام
    یاد یکی از برنامه های مشهد گروه تو دو یا سه سال پیش افتادم. نزدیک حرم یه جایی اجاره کرده بودیم. از محل اسکان تا صحن گوهرشاد، اگر قدمزنون میرفتیم ده دقیقه بیشتر فاصله نبود. تو هر سوئیتی هم یه تلویزیون بود که به رسم معمول بیشتر سوئیت ها، دو تا شبکه بیشتر نمیگرفت که یکیش برفکی بود و لاجرم اون یکی شبکه رو میدیدم. دم غروب بود... همه ی آقایون سیبیل تا سیبیل تو سوئیت نشسته بودیم و اختلاط میکردیم. کم کم مقدمات اذان و مناجات از اون شبکه داشت پخش میشد. وقتی که حمره ی مشرقیه از قمه الراس گذشت، صدای ماندگار مرحوم موذن زاده ندا داد :
    توکلت علی الحی الذی لایموت و الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یَتَّخِذْ صَاحِبَةً وَ لا وَلَدا وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَرِیکٌ فِی الْمُلْکِ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ کَبِّرْهُ تَکْبِیرا... الله اکبر االله اکبر... حین اذان تصاویر زنده از حرم امام رئوف پخش میشد و صحن به صحن و رواق به رواق رو نشون میداد...
    سکوتی روحانی فضای اتاق رو پر کرده کرده بود و اشک تو چشمان برخی دوستانمون حلقه زده بود و محو تماشای و استماع تلویزیون شده بودن...ظریفی در آن میان با حسرت آهی کشید و شاید اشکی پاک کرد و گفت : " خوشا به سعادت اونایی که الان مشهد الرضاتوی حرم هستن..." ظریف تر دیگری نگاهی به وی انداخت و گفت : اگه بیای کنار پنجره و رو نوک انگشتای پات بلند بشی به راحتی گلدسته های حرم رو میبینی...وانگهی همین الان هم که راه بیفتی به نماز جماعت مغرب میرسی" باز سکوت فضای اتاق رو فرا گرفت... این بار اما سکوت از نوع دیگری بود... و چند لحظه بعد انفجار صدای خنده ی حضار ساختمون رو لرزوند...نشون به اون نشون که ظریف اول و ظریف دوم و راوی و بقیه دوستان همونجا وضو گرفتن و نمازشون رو خوندن و هیچ کدوم حرم نرفتن...
    غرض از نقل این حکایت این بود ممکنه آدم ده دقیقه با حرم فاصله داشته باشه و ...
    • مرضیه کشاورز

      مرضیه کشاورز

      18 تیر 1393 at 13:45 |
      مرسی خیلی خوب بود :)
    • احسان مهدی‌زاده

      احسان مهدی‌زاده

      18 تیر 1393 at 13:11 |
      احمد ترکیدم از خنده... :)
      • محمدحسن جباری

        محمدحسن جباری

        18 تیر 1393 at 13:27 |
        احسان جان "احمد" جانشین گروه ورکش و در این برنامه مسئول امداد و نجات هستند!
        لذا ... داره!
        منبعد ایشان را به یکی از الفاظ ذیل خطاب بفرمایید:
        "احمد آقا ... خطاب بفرمایید
        یعنی خالی صداشون نکنید!
        تشکر :)
        • عاطفه نظری

          عاطفه نظری

          19 تیر 1393 at 15:41 |
          آخر-عاقبت خوشی نداره...
          اونم در این حد..
          اللهم "اُنقُص" .. را!(بیاد لا تنقُصِ نئور!!!)
          • محمدحسن جباری

            محمدحسن جباری

            22 تیر 1393 at 12:37 |
            استغفر الله العظيم الذي لا اله الا هو الحي القيوم وأتوب اليه!
            .
            نه شان من .. نه احمد با این حرفا ... میشه همش واقعیت بود...
            اگه بنا بود احمد با این حرفا ... بشه الان اسم من تو میهمانا نبود!
            لذا بجای بیان تنقص و زِد و ... نقوص فنی خود را اصلاح بفرمایید
            باتشکر
            • عاطفه نظری

              عاطفه نظری

              23 تیر 1393 at 00:30 |
              لا اله الا الله!!
              حرف بنده "کاملا" مزاح بود! جنابعالی خیلی جدی گرفتید!
              چشم،سعی می شود نقوص فنی، "تنقص" شود!!!
        • احسان مهدی‌زاده

          احسان مهدی‌زاده

          19 تیر 1393 at 13:40 |
          آخه موضوع اینه که با .. از این حرفا نداریم...دوست چندین ساله ایم خوب...ولی شما می فرمایید چشم...

          ن... :D یه داستانی داره که خودش در جریانه... ;)
  • عاطفه نظری

    عاطفه نظری

    17 تیر 1393 at 17:48 |
    السلام علیک یا علی بن موسی الرضا!
    من ب لطف نگاهت ای باران
    سوی مشهد زیاد می آیم
    دست بر روی سینه هر بار از -
    سمت باب الجواد می آیم
    اللهم الرزقنا...
    • زکیه نظری

      زکیه نظری

      19 تیر 1393 at 01:48 |
      کسی قدم به حرم، بی مدد نخواهد زد
      بدون واسطه، دم از احد نخواهد زد
      گدای کوی رضا شو که این امام رئوف
      به سینه‏ ی احدی، دست رد نخواهد زد
    • عاطفه نظری

      عاطفه نظری

      17 تیر 1393 at 17:53 |
      اصلاحیه:
      اللهم ارزقنا...
      از بس این کلمات عربی "ال" داره دیگه ماهم عادت کردیم!!
    • اعظم یوزباشی

      اعظم یوزباشی

      17 تیر 1393 at 17:52 |
      لايك !
      يعني فك كنم تا روزي كه دوستان تشريف ببرن مشهد چند تا جگر سوخته ي اساسي رو بسازن تو تهرون ...
  • محمدحسن جباری

    محمدحسن جباری

    17 تیر 1393 at 16:32 |
    وسلام نام خداست
    پایان رمضان با مشهدالرضا...
    از دید دیگه ای به این برنامه نگاه می کنم!
    ثبت نام شدن یا نشدن مهم نیست!
    کسایی که روز حرکت سوار قطار می شن آقا و مولامون علی ابن موسی الرضا دعوتشون کرده...
    یا امام رضا تازه مشهدت بودم اما دلم برای حس زیبای گوهرشاد تنگ شده...
    دلم برای حرمت تنگ شده...
    ان شاء الله میایم پابوست...
    تو این رمضان پاکمون کنید و اجازه بدید با قلبی آرام اذن دخول بخوانیم...
    به حق جواد الائمه
    • امیر فتاح زاده

      امیر فتاح زاده

      17 تیر 1393 at 17:15 |
      انشالله که قسمتمون میشه و میریم خدمت امام رضا .
      و از همون جا امضای کربلامون رو هم میگیریم :)
      • اعظم یوزباشی

        اعظم یوزباشی

        17 تیر 1393 at 17:33 |
        كاملا بي منظور:‌
        خدايا ! به ما مهرباني بده
        دلي ساده و آسماني بده
        • امیر فتاح زاده

          امیر فتاح زاده

          17 تیر 1393 at 17:40 |
          اگر بی منظور بود پس چرا در پاسخ کامنت بنده گفتید :(
          • محمدحسن جباری

            محمدحسن جباری

            17 تیر 1393 at 17:55 |
            امیر ساده نگذر از این موضوع یه منظوری وجود داشته!
            • امیر فتاح زاده

              امیر فتاح زاده

              17 تیر 1393 at 18:36 |
              اون که صد در صد ولی خب چیکار میشه که کرد که کار ما جز گذشت و مهربانی نیست
            • عاطفه نظری

              عاطفه نظری

              17 تیر 1393 at 18:01 |
              مراقب برخی "فتنه گران" باش!
              تا انشاءالله امام رضا(علیه السلام) شفای "عاجل" عنایت فرمایند!!
              • اعظم یوزباشی

                اعظم یوزباشی

                17 تیر 1393 at 18:19 |
                بهرحال خداوند "سريع الحسابه " . وظيفه ي ما اما دعا كردنه براي هدايتشونه ...

                از هر كرانه رها كرده ام هزار تير دعا
                باشد كزآن ميانه يكي كارگر شود
    • اعظم یوزباشی

      اعظم یوزباشی

      17 تیر 1393 at 17:11 |
      ببخشين آقاي جباري ميخواستم تشكر كنم از ديد متفاوت شما .... يعني كارستون كردين ها :
      "کسایی که روز حرکت سوار قطار می شن آقا و مولامون علی ابن موسی الرضا دعوتشون کرده..."
      اوناييم كه سوار نمي شن ،لابد ول معطل ديگه ؟؟ بله ؟؟
      يعني عميقا و دقيقا و شديدا دل من يكي كه سوخت !
      گله تونو از راه دور به امام رضا عرض كنيم خوبه ؟
      گفتم الان چه دلداري اي ميخوان بدن اونايي كه نميان رو ...
      • محمدحسن جباری

        محمدحسن جباری

        17 تیر 1393 at 17:31 |
        سرکار خانم یوزباشی غیر از این فکر می کنین؟
        باید دعوت کنن تا بریم...
        شاید بعضی ها ثبت نام هم بکنن اما آقا دعوت نکنن...
        و خیلی ها دقیقه ی نود جایگزین بشن!
        به هر حال تا دل آدم نسوزه دعوت نمی شه...
        آقا به دل سوخته نگاه می کنن...
        گله نکنین از راه دور چون مجبور می شم وقتی رسیدم مشهد از نزدیک زیرآبتونُ بزنم ;)
        این به اون در...
        • ملیحه سادات آقایی پور

          ملیحه سادات آقایی پور

          17 تیر 1393 at 21:54 |
          دقیقا درست گفتید. اونایی که مثل ما سوار قطار میشن آقا دعوتشون کرده اونم به طور ویژه و این نشون دهنده ی این هست که ما از بندگان خاص خداوند هستیم.
          و اینکه این برنامه جایگزین نداره چون از قبل بلیت تهیه میشه
        • مرضیه کشاورز

          مرضیه کشاورز

          17 تیر 1393 at 20:51 |
          سلام آقای جباری
          شاید خیلی ها هم ثبت نام کنن و برن اما امام رضا دعوت نکرده!
          فکر نمیکنم فقط زیارت امام رضا شرط باشه...
  • الهام عباس  زاده

    الهام عباس زاده

    17 تیر 1393 at 10:48 |
    در مدح حضرت رضا علیه‌السلام:

    هژبر بیشهٔ امکان نهنگ لجهٔ ایمان
    ولی ایزد منان علی عالی اعلا

    امام ثامن ضامن حریمش چون حرم آمن
    زمین از حزم او ساکن سپهر از عزم او پویا

    نهال باغ علیین بهار مرغزار دین
    نسیم روضهٔ یاسین شمیم دوحهٔ طاها
    .
    .
    .
    رخش پیرایهٔ هستی دلش سرمایهٔ هستی
    وجودش دایهٔ هستی چه در مقطع چه در مبدا

    ملک را روی دل سویش فلک را قبه ابرویش
    به‌گردکعبهٔ کویش طواف مسجدالاقصی

    جهان را او بود آمر چه در باطن چه در ظاهر
    به امر او شود صادر ز دیوان قضا طغرا

    کند از یک شکرخنده هزاران مرده را زنده
    چنان‌کز چهر رخشنده جهان پیر را برنا

    ردای قدس پوشیده به حزم نفس‌کوشیده
    به بزم انس نوشیده می وحدت ز جام لا
    .
    .
    .
    تو جسم شرع را جانی تو در عقل راکانی
    توگنج‌کان یزدانی تو دانی سر ما اوحی

    تو دانایی حقایق را تو بینایی دقایق را
    تو رویانی شقایق را ز ناف صخرهٔ صمّا

    ترا از ماه تا ماهی ز حق پروانهٔ شاهی
    گر افزایی وگرکاهی نباشد ازکست پروا

    زمان را از تو افزایش زمین را از تو آسایش
    روان را از تو آرامش خرد را از تو استغنا

    اگر لطف تو ای داور نگردد خلق را رهبر
    ز آه خلق در محشر قیامتها شود بر پا
    (میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی)
    • اعظم یوزباشی

      اعظم یوزباشی

      17 تیر 1393 at 16:35 |
      عجب قصيده ي شورانگيزي ....
      دوستان ِ‌ !
      هواي جامونده ها را داشته باشين محضر ِ‌امام رضا ع ...
      تويي تو ..عزت من
      ولي نعمت من
      كليد جنت من
      ذكر نامت
      تويي حج فقيران
      آبروي ايران
      تا وقتي هستي سلطان
      من غلامت

      "عجيب" دلم امام رضا خواست ...
  • ملیحه سادات آقایی پور

    ملیحه سادات آقایی پور

    15 تیر 1393 at 23:04 |
    هر قطاری در جهان از شوق، سوتش ممتد است

    آرزویش بودنِ در خطِّ تهران - مشهد است . . .
  • احسان مهدی‌زاده

    احسان مهدی‌زاده

    12 تیر 1393 at 21:47 |
    درود دوستان...

    می بینم که جمعتون جمعه و روحتون کمه... :D متاسفانه به دلیل تلاقی با عید فطر نمی تونم خدمتتون باشم...خواستم مراتب ارادت خودم رو تقدیم بکنم...انشاالله به سلامت برین و برگردین. جای ما هم خالی کنین و دعا هم فراموش نشه. ضمن این که با توجه به افزایش نظری «یون» گروه، قطعا سفری پر از عدالت و شجاعت و شفاعت برگزار خواهد گردید.

    منتظر اصابت ترکش های مربوطه هستیم. با سپاس ;)
    • عاطفه نظری

      عاطفه نظری

      13 تیر 1393 at 20:31 |
      قابل باشیم دعاگوی همه "جنّیون" هستیم،لاسیّما جن مسجد سوباتان!!
      قطعا جای سوباتانیانی ک در این جمع حضور ندارن خیلی خالی است.
      علما، فقها و فضلای گروه شهید ورکش، حضور "نظریون" رو واجب کفایی کردن، ما هم برای ابلاغ رسالتمون داریم این سفر رو میریم، ک اگر نرویم رسالت خود را ابلاغ نکرده ایم!!
      البته با این پارچ و تغاری ک دوستان برای شهادت ما در نظر گرفتن فک نکنم تا اونموقع زنده بمانیم..
      • احسان مهدی‌زاده

        احسان مهدی‌زاده

        14 تیر 1393 at 10:10 |
        لاسیّما جن مسجد سوباتان!!...این دقیقا یعنی چی؟؟ یه کم زیر دیپلم لطفا... :D

        با توجه به این که برای نوشیدن شربت شهادت مذکور، نی های باریکی از جنس ذرت که قابل بازگشت به طبیعت نیز باشد، تدارک دیده شده بنابراین انشاالله تا آن زمان مشکلی نخواهد بود و می توانید رسالت مربوطه را ابلاغ بفرمایید...شماره پیگیری یادتون نره... :D
  • زهرا شیردلی

    زهرا شیردلی

    11 تیر 1393 at 12:19 |
    همه دوستانی که عازم این برنامه هستید امیدوارم به همگی خوش بگذره و از مهمتر التماس دعا رفین حرم منم دعا کنید نشد که تو این برنامه باهاتون همراه باشم اما امیدوارم هم رمضان پربرکتی داشته باشید هم سفر خوب و به یاد ماندنی بازم میگم رفتید حرم سلام منم به آقا برسونید خصوصا خانم عفتی !!
    حق یارتون
  • مرضیه کشاورز

    مرضیه کشاورز

    07 تیر 1393 at 09:36 |
    سلام خانوم عفتی منم میام
    گوشیتون خاموش بود تنها راه دسترسی این بود :)
  • علیرضا طالقانی

    علیرضا طالقانی

    06 تیر 1393 at 13:05 |
    سلام به همگی
    من و همسرم هم با تمام قوا داریم غرغر هامونو جمع و جور می کنیم که انشاالله در خدمت باشیم... :-)
  • زهرا شیردلی

    زهرا شیردلی

    06 تیر 1393 at 11:22 |
    ببخشید همون داوطلب
  • زهرا شیردلی

    زهرا شیردلی

    06 تیر 1393 at 11:20 |
    منم دواطلب
    • امیر فتاح زاده

      امیر فتاح زاده

      06 تیر 1393 at 11:22 |
      زمان ثبت نام هم تموم شده بعد شما تازه وارد مرحله ی شک یعنی داوطلبی شدین ؟!
  • الهام عباس  زاده

    الهام عباس زاده

    03 تیر 1393 at 12:13 |
    خوشحالم که میبینم جمعی از اهالی "از نئور به سوباتان" ایندفعه قصد پیمایش "از روستای دربادام تا انتهای دره دربادام" را دارند.
    زنده باد برنامه های از به ای D:
    زنده باد سرپرست برنامه های از به ای D:
    p-:>
    • محمدحسن جباری

      محمدحسن جباری

      17 تیر 1393 at 18:33 |
      عاااااااااااااالی بود
    • الهام عباس  زاده

      الهام عباس زاده

      03 تیر 1393 at 12:16 |
      دوستان "نئور به سوباتان"ی خانواده نظری حضور ندارند. ایندفعه میتوانید با خیال راحت و بدون ترس از سوال و جواب شدن و محکمیت ناعادلانه حضور به هم برسانید
      D:
      • امیر فتاح زاده

        امیر فتاح زاده

        03 تیر 1393 at 12:18 |
        از کجا میدونید حضور ندارن .
        • الهام عباس  زاده

          الهام عباس زاده

          03 تیر 1393 at 12:24 |
          خب این دعوت من برای شرکت بود تا دوستان به دلیل اینکه خانواده نظری علی الخصوص ناظر حقوقی شون خانم نظری نیستند ثبت نام کنند، تا ظرفیت پر بشه
          • عاطفه نظری

            عاطفه نظری

            03 تیر 1393 at 12:53 |
            خانم عباس زاده هر چی فکرشو میکنم می بینم برنامه بدون دادگاه ناعادلانه نمیشه. باید بیام!!
            شما هم ب لیست محکومین اضافه شدید با این نظراتتون. امروز ب حساب شما هم رسیدگی خواهد شد!! جلسه رو ی کم دیرتر شروع کنید تا منم برسم!! کسی از اون مکان خارج نمیشه تا بد جلسه گروه جلسه دادگاه تشکیل بشه!
          • امیر فتاح زاده

            امیر فتاح زاده

            03 تیر 1393 at 12:29 |
            آهان پس خانم عفتی اسم خانواده نظری رو ننوشتن که برنامه پر بشه ؟!؟
            به نظرم تو هر برنامه ای احمد نظری باشه اون برنامه زودتر پرمیشه چون به بچه ها بیشتر خوش میگذره . !
            • عاطفه نظری

              عاطفه نظری

              03 تیر 1393 at 12:48 |
              آقای فتاح زاده لطفا قبلش ی " لا حول و لا قوه الا بالله"ی بخونید ، بد نیس!!!
              طبق این فتوا دیگه واجب شده ما حضور داشته باشیم! جا واسه ما بذارید ما اومدیم!!!
              • الهام عباس  زاده

                الهام عباس زاده

                03 تیر 1393 at 13:00 |
                لا حول و لا قوه الا بالله
                ماشالله
                دیگه از این بهتر نمیتونستم دعوتتون کنم خانم نظری :)
                شما نباشید کی بچه ها رو زیر نظر بگیره و ریز جزئیات خوب و بدشون رو در بیاره بد در غالب نوشته ای بس زیبا اون رو به نثر بنویسه
                از الان منتظر حضور شما در از به ای ها هستیم
                :)
          • الهام عباس  زاده

            الهام عباس زاده

            03 تیر 1393 at 12:29 |
            ببینید چقدر زود به دعوت من لبیک داده شد!! :))))
            آقای نصرآبادی داوطلب اسمشون به لیست داوطلبین شرکت در برنامه اضافه شد :))
  • مرضیه کشاورز

    مرضیه کشاورز

    02 تیر 1393 at 14:42 |
    منم میخوام بیام. یعنی دیگه نمیتونم اسم بنویسم خانوم عفتی؟
  • امیر فتاح زاده

    امیر فتاح زاده

    03 خرداد 1393 at 22:56 |
    از دره ای که پارسال بردین از بچه ها خیلی تعریف شنیدیم ، این دره یعنی از پارسالی بهتره ؟
  • زهرا شیردلی

    زهرا شیردلی

    03 خرداد 1393 at 13:52 |
    دوستان کاش برنامه را طوری تظیم می کردید که به عید فطر نمی افتاد
  • مرضیه کشاورز

    مرضیه کشاورز

    23 تیر 1393 at 01:28 |
    از این همه لطف ممنونم. چشم در اولین فرصت سعی میکنم یه برنامه شرکت کنم که هم خانوم جاوید شرکت کنن هم شما :))

نظر بدهید

لطفا عضو سایت شوید تا بتوانید نظر بدهید.