کویر و کلوت های شهداد،دشت گندم بریان و دیدنیهای کرمان، 21 تا 24 بهمن 1393

تاریخ برگزاری: 13931121

کویر و کلوت های شهداد،دشت گندم بریان و دیدنیهای کرمان، 21 تا 24 بهمن 1393

هماهنگ کننده (مادر خرج):

فاطمه عفتی

جانشین:

سیدمحمدحسین آقایی پور

گزارش نویس:

راضیه خجسته پور - اعظم یوزباشی

امداد و نجات

مهری کبیری

مخابرات:

فاطمه جاوید

پشتیبان:

آقای جعفری

عکاس:

علیرضا صالحان - حنانه شمالی - رقیه خجسته پور

مهمانان:

آقای داوود فدایی - حسن علی محمدی - خانم المیرا کیانپور

 

نوع برنامه:

طبیعت گردی

سطح برنامه:

متوسط

تاریخ و ساعت تجمع:

21 بهمن - ساعت 14:15 دقیقه

محل تجمع:

مترو ترمینال جنوب

تاريخ و محل برگشت:

مترو ترمینال جنوب

اقامت:

چادر ، کمپ کویری

برنامه های جانبی:

ارائه مطالبی در مورد طب سنتی و تغذیه در زمستان توسط خانم کبیری

مهلت ثبت نام:

ظرفیت تکمیل شد.

هزینه برنامه:

200000 تومان

مختصری از برنامه و زمان بندی تقریبی:

21 بهمن : ساعت14:15 دقیقه حرکت از مترو ترمینال جنوب

22 بهمن : پیمایش کویر - بازدید از کلوت ها و شب مانی در کویر

 

لینک هواشناسی کمپ کویری

 

23 بهمن : آبگرم سیرچ ( احتمال شب مانی در کپرهای آبگرم سیرچ ) یا بازدید از آرامگاه شاه نعمت الله ولی ، باغ شازده  و شب مانی در ماهان

 

لینک هواشناسی ماهان

 

لینک هواشناسی سیرچ

 

24 بهمن : بازدید از مجموعه گنجعلی خان  و برگشت به تهران

 

لینک هواشناسی کرمان

توضیحات و تذکرات:

همنوردان خوبم :

_ دراین برنامه پذیرش میهمان نداریم و مختص اعضای گروه می باشد.

_ اعضا گروه کسانی هستند که حداقل در یک جلسه و یک برنامه گروه شرکت کرده باشند و حق عضویت خود را تا کنون پرداخت نموده اند.

_ دوستانی که قصد ثبت نام دارند و تا کنون در هیچ برنامه ای شرکت نکردند باید تا قبل از پایان مهلت ثبت نام حداقل در یک برنامه شرکت نمایند.

_ دوستانی که ثبت نام کردند حداکثر تا اول بهمن هزینه برنامه را واریز و پیامک بفرمایید.

_ اگر لوازم مورد نیاز برنامه از جمله چادر ، کیسه خواب و.. را ندارید حتما تا قبل از اجرای برنامه تهیه نمایید گروه هیچ تعهدی بابت تهیه این لوازم به عهده ندارد.

_ برنامه به صورت یک تور گردشگری اجرا نمی شود و در قالب یک گروه کوهنوری میباشد ، بنابراین باید آمادگی لازم جهت برپایی کمپ و شب مانی در هوای سرد کویر را داشته باشید.

 

تقسیم بندی چادر :

آقایان :

همتایی ، چراغی ( چادر همتایی) - احمدی ، صالحان ، آقایی پور ( چادر احمدی ) - فدایی ،فوقانی ( چادر فدایی ) ، حسینی مهر ، فراهانی فر ( چادر فراهانی )

خانم ها :

عفتی ، میرزاخانی ، جاوید (چادر عفتی ) - شمالی ، عباس زاده، اسماعیل پور (چادر شمالی) - موحدیان ، کیانپور ( چادر احمدی ) - کبیری ، یوزباشی  ( چادر چراغی )- راضیه و رقیه خجسته پور ( چادر آقایی )

 

دوستان عزیز توجه بفرمایید وعده های غذایی شام و صبحانه روز اول ، پوشاک مناسب و دیگرلوازم موردنیاز خود را به صورت جداگانه همراه داشته باشید چون در طول مسیر حرکت تا کرمان به کوله دسترسی ندارید.

خواهشمند است تمام خریدها و لوازم مورد نیاز در طول برنامه را قبل از تجمع در مترو ترمینال جنوب تهیه بفرمایید چون در طول سفر و همچنین در کرمان زمانی برای خرید در نظر گرفته نشده است.

لازم به توضیح است که نظم و انضباط گروهی و همکاری دوستان در طی برنامه بسیار مهم و از اصول کوهنوردی است و باعث اجرای بهتر برنامه طبق زمانبندی از قبل تعیین شده می گردد.

دوستانی که تمایل دارند با هم چادری خود در مورد وسایل خوراک پزی و غذا هماهنگی داشته باشند و شماره ایشان را ندارند ، لطفا با بنده تماس بگیرند.

سایر لوازم مورد نیاز:

کفش و پوشاک مناسب فصل( گورتکس - پلار - دستکش- کلاه - ) ـ کوله پشتی دو روزه ـ کیسه خواب - زیرانداز - چادر ( با هماهنگی سرپرست ) - چراغ پیشانی و باتری اضافه ـ کارت بیمه ورزشی سال جاری - کیف کمک های اولیه - کیت بقاء - غذا به مدت برنامه - بطری آب ، تنقلات و ..

ره توشه پیشنهادی:

دوربین عکاسی - وسایل خوراک پزی - فلاکس چای - وسایل لازم برای آبگرم - صندل یا دمپایی

توضیحات کاربردی

تذکرات:

 

ثبت‌نام در برنامه و واریز وجه به منزله قبول اطلاع کامل از قوانین گروه و تعهد به رعایت دستورات سرپرست و نیز به منزله انعقاد عقد صلح با سرپرست برنامه می‌باشد. موضوع عقد صلح پرداخت هزینه در قبال اجرای برنامه طبق شرایط اعلام شده است و سرپرست می‌تواند هزینه دریافتی را با هماهنگی مسئول گروه، در هر موردی که صلاح بداند هزینه نماید و از این بابت رضایت طرفین با انعقاد صلح، حاصل میشود.. تمامی نکات ارائه شده‌ی کتبی و شفاهی از طرف سرپرست به عنوان شروط ضمن عقد در نظر گرفته میشود.

سرپرست اختیار دارد با توجه به وضعیت آب و هوا، اعمال سیاستهای ترافیکی، امنیتی، اخلاقی و...از طرف مراجع ذی‌صلاح، هدف آموزشی، وضعیت‌بدنی و فنی همنوردان و یا هر نوع عامل خارج از اختیار سرپرست، برنامه را کنسل و یا با برنامه‌ای دیگر در همان منطقه یا منطقه نزدیک به آن جایگزین نماید. در این صورت نیز بازگرداندن تمام یا مقداری از هزینه برنامه با تصمیم سرپرست خواهد بود.

همنوردان به غیر از کارت بیمه ورزشی فدراسیون پزشکی ورزشی که برای شرکت در هر برنامه الزامی است و می بایست تهیه نمایند، از طرف گروه تحت پوشش هیچ نوع بیمه‌ی دیگری نمی‌باشند. مسئولیت عمل به تعهد در قبال کارت بیمه ورزشی صادره از فدراسیون پزشکی ورزشی به عهده گروه نمی‌باشد.

سرپرست در ثبت‌نام همنوردان ملزم به رعایت نظرات کمیته فنی می باشد و از هیچ آداب و ترتیب دیگری مانند اولویت ثبت‌نام و ... تبعیت نخواهد نمود.

به منظور استفاده در انواع رسانه ها، سایت و فضاهای مجازی دیگر و بعضا در حوزه نشر و ...، در تمامی برنامه ها، فیلم و عکس گرفته میشود. فلذا عزیزانی که تمایل ندارند تصویرشان پخش شود، خودشان دقت نمایند که داخل کادر نباشند و یا با استفاده از دستمال سر و ... صورت خود را بپوشانند. تصویربردار و ... مسئولیتی در این خصوص ندارند.

لطفا تقاضای پرداخت وجه را در روز اجرای برنامه به صورت نقدی نفرمایید.

همنوردان محترم چنانچه به هر علتی از برنامه انصراف دهند، هیچ‌گونه وجهی مسترد نمی‌گردد مگر در شرایط خاص با صلاحدید سرپرست.

حداقل پانزده دقیقه زودتر از زمان اعلام شده در محل قرار حاضر شوید. چنانچه لحظاتی پس از زمان اعلام شده رسیدید، مسئولیت آن به عهده خودتان می باشد و طبیعی است که هیچ وجهی مسترد نمیگردد.

اجازه صعود به افراد در هر نقطه از برنامه با صلاحدید سرپرست داده می‌شود و تمامی افراد ملزم به رعایت این نکته می‌باشند.

درصورت نیاز بازدید از وسایل همنوردان توسط سرپرست، در ابتدای برنامه یا حین برنامه انجام خواهد شد.

اطلاعات مورد نیاز از قبیل دمای هوا، سرعت باد، بارش و هرگونه اطلاعات دیگر در خصوص منطقه و نحوه صعود را از طریق سایتهای معتبر یا هر طریق دیگر به دست آورید و به غیر از لوازم مورد نیاز اعلام شده توسط سرپرست، لوازم متناسب با شرایط برنامه را به همراه داشته باشید. مسئولیت ملاک قراردادن این اطلاعات با شرکت کنندگان است.

هرگونه سؤال یا ابهامی را در مورد برنامه می‌توانید در وقت مقتضی از سرپرست برنامه بپرسید.

اطلاعات برنامه ممکن است تا لحظات آخر ویرایش گردد و ثبت‌نام کنندگان ملزم به چک کردن این اطلاعات می‌باشند. تغییرات 12 ساعت قبل از شروع برنامه از طریق پیامک ارسال می گردد.

 


 

شرایط ثبت نام:

مطالعه کامل قوانین و آیین نامه داخلی گروه و توضیحات این برنامه

 

مراحل ثبت نام:

1- ابتدا می بایست در سایت لاگین نمایید چون پس از وارد کردن نام کاربری و گذرواژه، شماره تماس سرپرست و ... قابل رویت می‌باشد و امکان ارسال کامنت فعال می گردد.
2- احراز شرایط شرکت در برنامه از طریق مطالعه سایت (برای اعضا) و ارسال پیامک حاوی صعودهای شاخص و آخرین صعودهایتان به سرپرست و استعلام نظر ایشان (برای مهمانان).

3- ارسال کامنت در صفحه برنامه (برای اعضا) یا پیامک به سرپرست (برای مهمانان) با محتوای: "قوانین و آیین نامه های گروه و تمامی شرایط برنامه ..... مورخ ..... را مطالعه کرده، قبول دارم و داوطلب شرکت در برنامه هستم."
4- در صورت تایید سرپرست، اسم شما توسط ایشان در لیست داوطلبین برنامه درج خواهد شد.
5- به صفحه لیست اعضاء مراجعه نمایید. (دوستانی که اسامی شان در لیست نیست و مهمانان محترم و همنوردانی که حق عضویت عقب افتاده دارند، می بایست هزینه مهمان پرداخت نمایند)
6- با توجه به توضیحات بالا هزینه مهمان یا اعضاء را به شماره کارت سرپرست واریز نمایید.
7- ارسال پیامک واریز وجه برای سرپرست، شامل مشخصات فیش واریزی و چهار رقم آخر کارت مبدا
8- دریافت پیامک تایید ثبت نام از سرپرست یا اضافه شدن اسم شما در لیست همنوردان یا مهمانان

بدیهی است چنانچه مراحل فوق به پایان نرسد ثبت نام شما ناموفق می‌باشد.

 


اگر در برنامه شب مانی در چادر داشته باشیم:
نکات لازم در مورد چادر :

1- همنوردان گرامی مطالب مربوط به کمپ و چادر زدن را از دو مقاله اصول برقراری کمپ و اصول ابتدایی کمپینگ درکوهستان مطالعه بفرمایید.(مخصوصا دوستانی که تجربه شب مانی در طبیعت را نداشتند): 
2- قبل از برنامه چادر خود را چک بفرمایید و از سالم بودن تمامی قسمتهای آن اطمینان حاصل کنید.
3- قبل از کوله چینی حتما قسمتی برای چادر خود در نظر داشته باشید چون تعدادی از دوستان در شروع برنامه چادر را تحویل می گیرند.
4- برای آوردن اجاق خوراک پزی، کتری و .. با هم چادری خود هماهنگ یا وسایلی که دارید به بنده اطلاع دهید تا هماهنگ کنم.
5- در ضمن برای حمل چادر و چادر زدن حتما با هم همکاری لازم را داشته باشید.
6- زیر انداز عایق برای کف چادر فراموش نشود.

 

در برنامه هایی که بامداد و یا ابتدای روز شروع می شود، پس از صرف صبحانه در محل قرار حاضر شود. به همین ترتیب برنامه هایی که بعد از ظهر و شامگاهان اجرا می شود، نهار و شام را قبل از زمان تجمع میل نمایید.

 در برنامه هایی که پس از اذان آغاز میگردد، بعد از ادای نماز در محل قرار حاضر شوید.

 

 

اگر در برنامه شب مانی در چادر داشته باشیم:

تقسیم بندی چادر :

نکات لازم در مورد چادر :

1-      همنوردان گرامی مطالب مربوط به کمپ و چادر زدن را در این قسمت مطالعه بفرمایید.(مخصوصا دوستانی که تجربه شب مانی در طبیعت را نداشتند): 

2-      قبل از برنامه چادر خود را چک بفرمایید و از سالم بودن تمامی قسمتهای آن اطمینان حاصل کنید.

3-      قبل از کوله چینی حتما قسمتی برای چادر خود در نظر داشته باشید چون تعدادی از دوستان در شروع برنامه چادر را تحویل می گیرند.

4-      برای آوردن اجاق خوراک پزی، کتری و .. با هم چادری خود هماهنگ یا وسایلی که دارید به بنده اطلاع دهید تا هماهنگ کنم.

5-      در ضمن برای حمل چادر و چادر زدن حتما با هم همکاری لازم را داشته باشید.

6-      زیر انداز عایق برای کف چادر فراموش نشود.

خدمات:

_ هزینه  ایاب و ذهاب

_ هزینه ورودیها به اماکن دیدنی کرمان

_ هزینه آبگرم

مشروح گزارش :

سفرنامه* کویر و کلوتهای شهداد، ماهان و کرمان

 

*گفتم سفرنامه آخه گزارش نباید طولانی باشه (شرحی از آنچه دیدیم، شنیدیم، گفتیم، بوییدیم، چشیدیم و لمس کردیم.)

 

برنامه ای از نوع طبیعت گردی متوسط

 

ظهر سه شنبه 21 بهمن 93 ترمینال جنوب برنامه شروع شد و درصبح شنبه 25 بهمن 93 ترمینال جنوب برنامه پایان یافت.

 

چی باید همراهمون باشه: کفش و پوشاک مناسب، چادر با هماهنگی، کیسه خواب، کیت بقاء، زیرانداز، چراغ پیشانی، وسایل پخت و پز، خوردنی و آشامیدنی به دلخواه.

 

هوا خوب بود. تهران بارونی. کویر خشک. شب سرد. ظهر کرمان (اواخر) بهار. 

 

200 هزار تومان هزینه سفر.

 

جاهایی که رفتیم:

 

کاروانسرای شفیع آباد

 

واقع در بخش تکاب شهداد کرمان، قدمت این کاروانسرا به دوره قاجار می رسد. بنا عبارت است از یک دروازه ورودی با دو برج در کناره های آن، چهار برج در چهار گوشه کاروانسرا، یک فضای چند اتاقه در بالای دروازه، عمارتی ستون دار یک طبقه در ضلع جنوبی کاروانسرا و اتاق هایی که دور تا دور کاروانسرا وجود داشته اند. این اتاق ها در برخی قسمتها وجود ندارند که ظاهرا تخریب شده اند، کاروانسرا در حال بازسازی است [1] و در آینده به عنوان اکو موزه مورد بهره برداری قرار خواهد گرفت.[2]

روستاى سيرچ

سيرچ يکى از چهار آبادى بزرگ بخش شهداد است که در ناحيهٔ خوش آب و هواى کوهستانى بر سر راه شهداد - کرمان قرار گرفته است. فاصلهٔ آن تا شهر کرمان ۸۰ کيلومتر و تا مرکز بخش شهداد ۲۵ کيلومتر است. سيرچ از قديم محل ييلاق بخش گرمسيرى و کويرى شهداد و آبادى‌هاى تابعهٔ آن بوده و بهارستان نام داشت. ييلاق مذکور در ارتفاع ۱۵۵۰ مترى در درهٔ رودى به همين نام قرار دارد و جمعيت آن در تابستان به علت موقعيت تفرجگاهى به بيش از ده هزار نفر مى‌رسد. سيرچ چشم‌اندازى زيبا، پوشيده از توده‌هاى انبوه درختان دارد. در مرکز سيرچ چندين درخت کهنسال سرو و چنار نيز وجود دارد[3].  (ص61 )

 

باغ شاهزاده ماهان

 

این باغ که در 6 کیلومتری ماهان قرار دارد، به دستور عبدالحمید میرزا فرمانفرما حاکم کرمان در اواخر دوره قاجاریه احداث شد. عمارت زیبای این باغ دارای قسمت های مختلف از جمله سردر، عمارت شاه نشین و حمام است. از قسمت های ارزشمند این باغ نحوه آبرسانی و حوض های آب آن است که به صورت پلکانی است.[4](ص89)

 

 شاه نعمت الله ولی

 

ساخت آستانه شاه نعمت الله ولی در نيمه اول قرن نهم يعني سال 840 هجري قمري آغاز و طي 6 قرن تا اواخر قرن چهاردهم ادامه يافته است.

 

 اين ساختمان که نشانه اي از فرهنگ پربار معماري ايران است، در ابتدا به صورت يک تک بنا با گنبدي رفيع بر فراز فضائي چهار گوش درون باغ بزرگي بوده که بعدها بناهاي ديگري به آن افزوده شده است. عمارت تاريخي مرقد شاه نعمت الله ولي، صحن ها و رواقهاي اطراف آن حدود 6 هزار متر مربع وسعت دارد. اين عمارت شاهکاري از هنر معماري شش قرن اخير با تلفيقي از فضاي معماري مقبول و باغ سازي بسيار فرح انگيز و صفائي عارفانه است.

مرحوم دکتر حميد فرزام در کتاب ' تحقيق در احوال و نقد آثار و افکار شاه نعمت الله ولي' نوشته: نخستين کسي که فرمان داد گنبد و بارگاهي رفيع و مجلل بر مرقد شاه ولي بنا کنند، سلطان احمد شاه بهمني پادشاه دکن هندوستان بود که از مريدان و هواخواهان خاص او بشمار مي رفت'.
وي افزوده: کتيبه کهن و تاريخي بسيار گرانبهاي سر در مزار شاه ولي که يادگار اخلاص و ارادت بي شائبه سلطان احمد شاه و فرزند او به آن عارف بزرگ نامي است، هنوز هم پس از 5/5 قرن زينت بخش آستان شاه ولي است'.

 

درهاي ورودي آستانه که پنج جفت مي باشند احتمالا در هندوستان ساخته شده و به ماهان آورده شده اند. در ساخت اين درها با نقوش هندسي خاتم کاري شده، قطعاتي از عاج فيل به کار رفته است.
در کتيبه ورودي بقعه که داراي ارزشهاي هنري فراواني است ضمن اشاره به پي ريزي بناي اصلي آستانه توسط پادشاه دکن هندوستان سال احداث بنا 840 هجري قمري ذکر شده است.
مقبره که در ابتدا بصورت يک تک بنا در ميان باغي وسيع قرار داشته داراي تزئينات نماسازي و کاشيکاري در نماي خارجي بوده است. هم اکنون نيز قسمتي از اين نماسازي با کاشيکاري معرق و زيبا با نقش اسليمي و رنگهاي لاجورد، فيروزه اي، سفيد و طلايي در سر در غربي مقبره مشهود است.

 

دو مناره بلند، رواق شاه عباسي و دارالحفاظ، سردر محمد شاهي، صحن وکيلي، صحن اتابکي و صحن ميرداماد از جمله قسمتهاي مختلف آستانه شاه نعمت الله ولي مي باشند.
صحن وکيل الملکي از يادگارهاي محمد اسماعيل خان نوري وکيل الملک است که از صفا و معنويت خاصي برخوردار مي باشد.

 

در قسمت فوقاني دهليز ورودي موزه شاه نعمت الله ، در سمت شمال آن کتابفروشي و در ضلع جنوب غربي مقبره امير نظام گروسي سياستمدار ، اديب و چهره نامدار عصر قاجار قرار دارد.
حوض چند ضلعي وسط اين صحن که معمولا با گلدانهاي شمعداني زينت يافته از صفاي خاصي بهره مي برد. بقعه شاه نعمت الله نيز داراي طاق گنبدي و مزين به نقاشي هاي روي گچ مي باشد .
در اين محل قبر مرتفعي به طول سه متر و چهل سانتيمتر و عرض دو متر قرار دارد.
روي سنگ مرمري که آخرين پوشش قبر است آيه تطهير و اطراف آن نام 12 امام نوشته شده است.
چله خانه: در ضلع جنوب غربي رواق پشت حرم فضاي کوچک و محقري است که شاه ولي حداقل يک چله ( چهل شبانه روز) را در آن سپري کرده و در اين مدت به عبادت و عبوديت مشغول بوده است و احتمالا قبل از عصر صفویه ساخته شده که در زمان احداث رواق آن را حفظ نموده اند. تزئینات داخل آن بنا به تنوع رنگها مربوط به دوران بعد از تیموریان است.

 

رواق شاه عباسي نيز در سال 998 هجري قمري در عهد شاه عباس ساخته شده و بر سر در اين رواق نام مقدس 12 امام روي فولاد و بصورت برجسته حکاکي شده است.
صحن ميرداماد که به صحن شاه عباسي نيز معروف است در زمان سلطنت ناصرالدين شاه تعمير و بازسازي شد.

 

صحن حسينيه يکي ديگر از صحن هاي آستانه شاه نعمت الله ولي است که با مناره هايي هر يک به طول 42 متر در ضلع غربي آن در زمان محمد شاه قاجار بنا شده است.
صحن اتابکي آخرين صحني است که احداث شده و حوض بزرگ مستطيل شکلي با چهار باغچه در اطراف، در وسط آن قرار دارد.

 

اين صحن در زمان 'علي اصغر خان اتابک' صدراعظم ناصرالدين شاه و با وجوه اهدايي او ساخته شد و داراي رواقهايي در اطراف است.

 

در اثر زلزله سال 1360 بخشي از قسمت فوقاني گنبد آستانه فرو ريخت و شکافهايي در آن ايجاد شد که با اصول فني توسط سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان کرمان بازسازي شد.

 

يکي از اشياي با ارزش آستانه پته اي (شال سوزن دوزي شده) است که توسط دهها زن در مدت سه سال براي روانداز مقبره شاه ولي دوخته شده است. طول اين روانداز پته 405 و عرض آن 265 سانتيمتر است.

 

تعدادي کشکول مزين به خط و نقش، تعدادي تبرزين حکاکي شده به همراه شمشير مرصع با جلد چرمي، سپرهاي متعدد از پوست کرگدن و فولاد، کتابهاي خطي و چاپ سنگي و چاپي کم نظير، تعدادي پته، ترمه و شال، ظروف چيني و بلور از جمله اشياي ارزشمندي هستند که در موزه آستانه شاه نعمت الله ولي نگهداري مي شوند. [5]

 

کرمان

 

موقعیت جغرافیایی:

 

بنا به مندرجات اکثر کتب تاریخی، بنای اولیه شهر کرمان در دامنه کوههای "مسجد صاحب الزمان" حدود قلعه دختر و قلعه اردشیر ( واقع در شرق شهر فعلی کرمان) بوده و پایه آن در دوره پادشاهی اردشیر بابکان گذارده شده است... بقایای بناهای موجود گواه بر این است که لااقل در زمان اردشیر بابکان در همین محل شهری آباد با قلعه هایی مهم وجود داشته است که در آن زمان نامش "گواشیر" بوده است. برخی گویند: گواشیر مخفف "کوره اردشیر" می باشد چه، "کوره" بمعنی "شهر" است[6]. (ص18)

 

 وجه تسمیه

 

نام کرمان را در کتیبه‌های داریوش می‌توان دید. در آنجا کرمان نام ناحیه‌ای است که از آن چوب یاک برای کاخهای هخامنشی حمل می‌شود. نوشته‌های یونانی هم آن را کرمان خوانده و مردم کرمان را تیره‌ای از پارسیان گفته‌اند. از ریشه کر (کر به اوستا و کری به سانسکریت) چندین واژه سانسکریت در دست است. کرمن به معنی کار و کوشش و وظیفه و نیز کارکن و کوشا، کرمینه به معنی ماهر و استاد، کرمان بندا به معنی کاربنده یا وظیفه‌شناس و واژه‌های دیگر که از کرمان ساخته شده‌اند. همه معنی کار و کوشش را می ‌رسانند. ریشه دیگر کر که به اوستایی "کر" به سانسکریت "کری" تلفظ می‌شود و به معنی بریدن و کشتن و جنگیدن است و واژه‌های کارد، پیکار و کارزار نیز از آن است. اگر چه کرمان در گذشته نام‌های دیگری چون بوتیا، کرمانیا، گواشیر و... داشته، اما در مجموع این نظر که نام کارمان (کار به معنی تلاش و سازندگی، و مان بمعنی محل و مکان) در طول زمان به کرمان تبدیل شده بیشتر مأنوس و منطقی است، چرا که اصولاً زندگی سخت و دشوار در کویر، همتی بزرگ و والا و تلاشی افزون را می‌طلبیده. بالا آوردن آب از چند ده متری عمق زمین، کشت و زرع در زمین‌هایی که هر از چندگاه یک بار زیر توفان شن مدفون می‌شده‌اند و... ادامه حیات با چنین وضعیتی کار آسانی نبوده و نیست. در فرهنگ آنندراج می‌خوانیم: کریمان پدر نریمان آن شهر را به نام خود بنا نهاده. در اوستا و سانسکریت، کرمان یعنی کوشا و نریمان، یعنی مردانه[7].

 

 گنبد جبلیه

 

در شرق کرمان در امتداد خیابان زریسف، به طرف مسجد صاحب الزمان، گنبد سنگی بزرگی برپاست که به "گنبد گبری" نیز شهرت دارد. پلان گنبد هشت ضلعی است و طاقنماهای متعددی دارد. مصالح آن سنگ و گچ است و گنبد آن که الحاقی به نظر می رسد از آجر ساخته شده است. تاریخ دقیق و نحوه کاربرد بنا روشن نیست. شیوه سبک معماری آن گویای تعلق آن به اواخر عصر ساسانی است که یا احتمالا اوایل اسلام تعمیر و مرمت شده و یا با الهام از معماری ساسانی بنا گردیده است[8].(ص87)

 

 گنبد مشتاقیه (سه گنبد)

 

گنبد مشتاقیه که به سه گنبد نیز شهرت دارد، در فلکه مشتاقیه کرمان قرار دارد و در دوره قاجاریه احداث شده است. سه گنبد بر روی سه مقبره به نام مشتاق علیشاه، شیخ اسماعیل و کوثر علیشاه بنا گردیده است. مشتاق علیشاه از متصوفه قرن سیزدهم هجری است که در اواخر زمستان 1206 هجری قمری سنگسار شده است. گفته می شود که جرم مشتاق این بود که قرآن را با نوای سه تار می خوانده است. گنبدی که بر روی مزار مشتاق قرار دارد، در 1260 هجری قمری بنا گردیده است. ازجمله آثار هنری مقبره فوق کاشی کاری و تزئینات داخلی آن است[9].(ص88)

 

 حمام گنجعلی خان و موزه مردم شناسی

 

حمام گنجعلی‌خان برای تمامی جهانگردان و افرادی كه از كرمان بازدید می‌كنند به یادماندنی است. این حمام مجموعه‌ای از تلفیق هنر معماری و كاربرد مصالح گوناگون با فضایی متناسب است. بنای حمام با كاشی‌كاری، نقاشی گچبری، مقرنس‌كاری و كاربندی‌های زیبا، بسیار ظریف است. سردر ورودی این حمام نیز با نقاشی‌های زیبای عصر صفوی تزئین شده است. معمار این مجموعه و حمام استاد محمد سلطانی یزدی بوده است.

 

حمام گنجعلی‌خان 16 متر طول و 30 متر عرض دارد. مساحت آن با متعلقات 1380 متر است. طول صحن گرمخانه 6/25 متر، عرض آن 7/5 متر و وسعت آن 44/8 مترمربع است.
این حمام دارای دو بخش رختكن و گرمخانه است. در غرفه‌های رختكن با ایجاد قرینه‌سازی در ایوان‌‌ها، ایوانچه‌ها و ستون‌های سنگی، فضای مناسب و زیبایی را به وجود آورده‌اند. دقیق‌ترین موضوع قابل توجه در معماری گرمخانه پیروی و هم‌شكلی سنگ‌های كف گرمخانه با ساختمان سقف است. اگر سقف به شكل لوزی است، سنگ مقابل كف آن نیز لوزی است.
رختكن حمام به 6 غرفه تقسیم می‌شود كه هر غرفه آن مخصوص یك صنف جامعه، یعنی سادات،‌ روحانیون، خوانین، رعایا، اعیان و بازاری‌ها بوده است و در حال حاضر در هر غرفه یك یا دو مجسمه از شمایل هر یك از طبقات یاد شده به نمایش گذاشته شده است.
بخش گرمخانه شامل یك حوض آب سرد است با طاقی شبیه خیمه كه هشت ستون حمام بر زیبایی آن می‌افزاید. سیستم كانال‌كشی آب و فواره‌ها چنان دقیق طراحی و اجرا شده است كه از عجایب معماری حمام محسوب می‌شود. یكی دیگر از عجایب حمام «سنگ ساعت زمان» آن است.
این حمام تا 60 سال پیش دایر بود و در حال حاضر كاركرد توریستی دارد و همه روزه به خصوص در ایام تعطیل، تعداد زیادی از بازدیدكنندگان را به سوی خود جلب می‌كند.(ص4-73)

 

 این حمام در سال 1350پس از تعمیرات لازم و تهیه مجموعه هایی از وسایل سنتی حمام، همراه با صحنه ها و پیکرهایی از شیوه و نحوه حجامت، سرتراشی و چگونگی آداب و تشریفات استحمام برای نخستین بار به موزه مردم شناسی تبدیل شد.[10]

  

زمان بندی

 

سه شنبه 21/11/1393

 

تهران. ترمینال جنوب. حرکت

14:45

عوارضی. توقف

16:45

عوارضی اول کاشان

18:40- 18:10

نایین. شام

21:55- 21:20

 

چهارشنبه 22/11/1393

 

کرمان. شروع جستجو برای مسجد

5

نمازخانه مسافربری. نماز

6:15-5:40

بعد از تونل سیرچ. توقف

9-8:45

شهداد

9:40

کویر

10:45

شروع پیمایش

11:5

توقف . نماز

12:30-12:15

استراحت

14:20- 14

استراحت

15:15-15

پایان پیمایش

15:45

حرکت

16:10

رودشور. توقف

17:20-16:20

روستای شفیع آباد

18

کاروانسرای شفیع آباد

18:30

آموزش نجوم

22

 

پنج شنبه 23/11/1393

 

بیدار باش

5

حرکت

7

آبگرم

10:25-8:30

حرکت از آبگرم

10:45

باغ شازده

15:15- 12:20

شاه نعمت الله ولی

15:30

 

جمعه 24/11/1393

 

حرکت از ماهان

7:45

کرمان. تخت درگاه قلی بیگ

8:15

عمارت مشتاق (سه گنبد)

9:30- 9:15

مجموعه گنجعلی خان(حمام)

9:40

گنبد مشتاقیه. نماز ظهر

11:50

حرکت از رستوران

12:50

توقف. نماز و شام

19:30-18:45

 

شنبه 25/11/1393

 

تهران. ترمینال جنوب

5:30

 

 زندگی در دنیا، توقفی کوتاه در سفر ابدی ماست.

 

سه شنبه 21 بهمن

 

زمان حرکت در کمال ناباوری ساعت 14:15 ترمینال جنوب اعلام میشه، تا فردا صبح برنامه پیمایش انجام بشه و از برنامه عقب نمونیم. تمام دوستان تلاششون رو می کنن تا به موقع برسن، علی رغم این تلاشها در یه روز بارونی دیر رسیدن دور از انتظار نیست، همه اینها رو گفتم که بدونین با نیم ساعتی تاخیر حرکت می کنیم( و این تاخیر به جریمش می ارزه شایدم باید بگم جریمش به تاخیرش). همه شاد و خرم از بارش بارون و شروع سفر سوار بر میدل باس. قدممون خوب بود!!! ما داریم میریم بارون داره میاد، خدا رو شکر. بارندگی تا قبل از قم ادامه داره و البته گاهی قطرات بارون از سقف می چکن تا بودنشون رو یادآوری کنن، تا کسی نخوابیده بهترین فرصته برای معارفه.

 

خانم ها: محبوبه اسماعیل پور، فاطمه جاوید(مخابرات)، راضیه خجسته پور، رقیه خجسته پور(عکاس)، حنانه شمالی(عکاس)، الهام عباس زاده (مسئول فرهنگی)، فاطمه عفتی (سرپرست)  مهری کبیری طرقی (امداد و نجات)، المیرا کیانپور، شقایق موحدیان، عفت میرزاخانی، اعظم یوزباشی.

 

آقایان: سید محمد حسین آقایی پور(جانشین)، سید مهدی احمدی، محسن چراغی،علیرضا صالحان(عکاس)، داوود فدایی، حمید فوقانی، حسن علی محمدی، حسین همتایی.

 

زوج جوان گروه: مرضیه فراهانی فر و مصطفی حسینی مهر.

 

 اولین توقف: 16:45 تا 17

 

بعد از عوارضی قم توقفی جهت استفاده از سرویس بهداشتی و پر شدن فلاسکهای چای داریم و البته با هماهنگی سرپرست در بیشتر سرویس های بین راهی چند دستگاه وسیله بازی (سرسره، تاب، الاکلنگ) گذاشته بودن تا بچه ها از ماشین پیاده میشن حوصلشون سر نره و از زمانشون نهایت استفاده رو ببرن!!! هوای خنک و فلاسکای پر و لیوان های خالی که به جلو ماشین میرن و به همت دوستان پر بر می گردن

 

تنها کارایی که وقتی تو راهیم انجام میدیم خوردن، خوابیدن، صحبت با دوستان و البته به همت سرپرست و مسئول محترم امداد و نجات برپایی کارگاه آموزشی طب سنتی و البته پاسخ به سوالاتِ، همچنین عباداتی چون فکر، ذکر، مطالعه رو هم میشه به بعضیا نسبت داد و شنیدن هر نوع شنیدنی به تنهایی و محروم کردن دوستان از آن یا محروم کردن دوستان از خود شایدم خود از دوستان اینو گفتم که بدونین ساعتای طولانی تو راه چطور گذشته.

 

دومین توقف: 18:10 تا 18:40

 

عوارضی اول کاشان . اقامه نماز .

 

سومین توقف: 21:20 تا 21:55

 

نایین. شام. بیرون یه رستوران زیرانداز نارنجی گروه بانی خیر میشه و همه رو دور هم جمع میکنه ، بعد از شام حرکت می کنیم. به کارهایی که میشه تو راه انجام داد یه سرگرمی دیگه (با توجه به ورودمون به منطقه کویری ایران و شب کویر که معرف حضور هست، با ستاره های فراوون و زیباش و آسمون و زمین پهناورش) اضافه میشه: "نگاه کن" و "دیدیم".

 

چهارشنبه 22 بهمن

 

چهارمین توقف: 5:40 تا 6:15

 

ساعت تقریبا 5 صبحِ و کم کم همه از خواب بیدار می شیم. میگن شهر کرمانیم و به دنبال مسجد برای اقامه نماز صبح. اما ... هر چی می گردیم هیچ مسجدی باز نیست در نتیجه بعد از حدود 40 دقیقه جستجو به نمازخونۀ شرکت مسافربری رضایت داده و نماز صبح رو به جا میاریم. و قبلِ حرکت سرپرست داشتن آب رو یادآوری می کنن و اینکه احتمالا تا فردا آب نداریم. دوباره فلاسک ها پر شدن و همه آماده خوردن صبحونه.

 

پنجمین توقف: 8:45 تا 9

 

بعد از تونل سیرچ توقفی برای استفاده از سرویس بهداشتی داریم. تونل سیرچ جاییه که تقریبا مرز بین سردی و گرمی، کوهستان و کویر در استان کرمانِ. بعد از تونل یه سرویس بهداشتی بسیار بزرگ و تمیز هست که، هر مسافری رو غافلگیر می کنه، من جمله ما رو  دوستان همه تاکید می کنن که حتما تو گزارش درباره وجود چنین مکانی با ذکر دقیق آدرس یاد کنید.

 

ششمین توقف: 9:40

 

به شهر شهداد می رسیم و توقف کوتاهی جهت صرف گازوئیل داریم. 40 کیلومتری شمال شرق این شهر خونه های کلوخی هستند که کسی در اونها زندگی نمی کنه و قراره ما چند ساعتی رو اونجا سپری کنیم. جانشین با وسائل پیشرفته ای که همراه آورده اند گروه را مستفیذ می کنن و چند فیلم مستند درباره کلوت های شهداد، نبکاها (بچه ها گفتن باکلاس تره) یا همان گلدان های کویری پخش می کنن و خودشون هم توضیحاتی میدن.

 

هفتمین توقف: 10:45 تا 16:10

 

 

کلوت. بالاخره می رسیم. بعضی از بچه ها یه کوله سبک بر میدارن و بعضیا هم بی کوله راه میفتن. به دل کویر می زنیم و پیش بینی 5 ساعت پیمایش میشه. در زندگی میدل باسی ما در این چند روز خانم کبیری کلی چیزای جدید به ما یاد دادن در مورد طب سنتی و کلی بیشتر از اون با حوصله جواب سوالا رو دادن و توصیۀ ایشون که فرمودن باید برای دفع سودای بدن با پای کاملا برهنه (بدون کفش و جوراب) راه بریم. الان کسائیکه تصورشون از کویر همون رملا و شنای نرمِ که راه رفتن روشون کلی لذت بخشه، میگن خوب چی بهتر از این!!! اما باید بگم کویر شهداد یه مساحت کوچیکیش رمل و شنای نرم، مساحت زیادی سنگ ریزه و مساحت بیشتری نمکزارای نرم و دوست داشتنی که  پا رو روش میذاشتی، انگار رو خار راه می رفتی!!!!! شاعر کرمونی میگه:

 

قدمها مومی و صحرای تفته                                  خدا می داند و آنکس که رفته

 

 یه ربع طول می کشه تا بچه ها حاضر بشن و راه بیافتیم. همون ابتدای مسیر مراسم 22 بهمن به همت خانم عباس زاده برگزار میشه و البته با همکاری سایر دوستان. ایشون زحمت کشیدن و کلی کاغذ رنگی تهیه کردن و بادکنک به رنگای پرچم ایران. چند تا عکس می گیریم و راه می افتیم.

 

چون برنامه کاملا تفریحیه اصراری بر داشتن یه صف منظم از طرف سرپرست نیست. آدم یاد صحنه برهوتی برزخ البته تو فیلمای ایرانی می افته!!! یه ربع از ظهر گذشته برای نماز رو به کعبه توقف می کنیم و برهوت دل رو به نسیم یاد خدا آباد می کنیم. مسیر طولانی ماشین سواری شب گذشته و ناهمواری مسیر توقف بعدی رو در ساعت 2 رقم می زنه. حدود 20 دقیقه ای در سایه یکی از کلوتا استراحت می کنیم ( چرت میزنیم). یکی از همراهای ما که از جوونای دیروزه وقتی جوونای امروز خستن و چرت می زنن، بدنشون رو با حرکات کششی گرم یا شاید سرد می کنن☺

 

 

راه می افتیم و پا بر دل تفتیده کویر میذاریم. (اینم لمس کردنی های سفر) پیشنهاد رفتن بر بام یکی از کلوتا پذیرفته میشه و همه روی کلوت می ایستیم و دستامون رو به نشانه اتحاد و شاید فتح بام کلوت بالا میاریم و عکاسا این لحظه تاریخی رو در قاب دوربینشون (البته رم دوربینشون!) ثبت می کنن. عکاسا!!!

از دیگر ویژگیای منحصر به فرد این سفر حضور 3 عکاس رسمی و البته دوربینای شخصی بقیه بچه هاس و بعد می فهمیم حتما یه چیزی به دل سرپرست افتاده که برای هر سمت چند نفرو مامور به خدمت کردن!!!

 

اندکی پیمایش و دوباره سایۀ کلوت... قسمت آخر کلوت پیمایی و کویر گردی واقعا برزخِ. همه در صحنۀ گستردۀ برزخ گونۀ کویر مسیرهای متفاوتی رو به سمت هدف مشترکی پیش می گیرن و پایان بخش بازدید کلوتیمونم، کلوتای تخم مرغیه (∩∩∩)، تخم مرغای خاکی رنگی که در سطح کویر پراکندن. کلوتای قبلی این شکلی بودن (▲▲▲).

شبیه برج هایی که کسی توشون زندگی نمیکنه، میگن اولین بار که یه گرون خارجی پاشون به اینجا رسیده شب بوده و فکر کردن به یه شهر خالی از سکنه وارد شدن صبح که هوا روشن میشه متوجه میشن که این یه پدیده طبیعیه. (اینم یه دیدنی سفر)

 

هشتمین توقف: 17:20 تا 18:20

 

 

رود شور. ساعت 4 و ده دقیقه حرکت می کنیم و دوستان ناهارشون رو شروع می کنن، 10 دقیقه ای از حرکت ماشین میگذره که نوید رسیدن به رودشور داده میشه، از ما انکار و از روسا اصرار!!! پیاده شدن همان و استراحت اجباری همان☺ کنار رودشور میشینیم نه زیاد ولی کمی شبیه کشتی به گل نشسته و ناغافل میدل باس محترم ما رو ترک می کنن. ایشون هم ناهارشون دیر شده میرن و یه ساعت بعد پر گازوئیل تشریف میارن. ازین فرصت یک ساعته برای صحبت درباره دنیای پر مشغله و گل بازی استفاده می کنیم (یه فرصت دیگه که به کودک درون بجز اسباب بازیای کنار سرویس بهداشتی داده میشه☺)

 

نهمین توقف: 18 تا .... فرداصبح

 

قبل از شروع بنا بود شب اول رو در کمپ کویری سپری کنیم، اما طی تماس هایی که با سرپرست گرفته می شد اول خبر نبود برق، بعدم آب داده شد و کورسوی امید برای گذروندن شبی درکپر خاموش شد و روستای شفیع آباد توسط بچه های بالا به عنوان اقامتگاه شبانه انتخاب میشه که الحق و الانصاف خیلیم قشنگِ. تجربه خوابیدن در کاروانسرای شفیع آباد که قراره اکو موزه بشه و هنوز در مرحلۀ مرمتِ. از رود شور که حرکت می کنیم 40 دقیقه بعد روستای شفیع آباد تکابیم و نیم ساعتیم تو ماشینیم تا هماهنگیا انجام بشه. ساعت 6 و نیم عصر هوا تاریکه که از ماشین پیاده میشیم و ابهت درِ کاروانسرا رو مشاهده می کنیم و در تاریکی مطلق وارد میشیم.

 

طبقۀ دوم برای اقامت انتخاب میشه، شاه نشین یا جایگاه رعیت، بهار خواب یا مناسب زمستان هر چی هست اقامت درایوانی بی حفاظ با آسمان بی نهایت پرستاره کویر، هدیۀ خداست به مسافران. متاسفانه کاروانسرا برق نداره که البته به همت چراغ پیشونی دوستان رفت و آمد میسر میشه. از میانۀ حیاط کاروانسرا نهر آبی رد میشه که با بلوکای سیمانی کانال کشی شده و پاهای نه چندان خسته و انشا الله بدون سودای دوستان رو پذیراست. آبی دلچسب برای زدودن خاک از صورت و پاها و جوراب ها. مسجد روستا روبروی کاروانسراست و شارژ روحی و موبایل همنوردان به راحتی تامین میشه. سرویس بهداشتی نیمه ساز مسجد هم هست. چادرها در داخل ساختمان و حیاط طبقه دوم برپا میشن و البته بعضی از دوستان هم ترجیح میدن شب رو زیر سقف آسمون، زیر نور ستاره ها به صبح برسونن. مستقر که میشیم به فکر تهیه و طبخ (شام و ناهار) می افتیم. بعد از تقویت قوا عده ای برای خواب آماده میشن و بعضیا هم به گشت و گذار در کاروانسرا می پردازن. جانشین مراسم رو با چند وسیله آتش بازی بی خطر شروع می کنن و حسن ختام هم آموزش نجوم توسط آقای صالحانِ، همنوردا سر به هوا میشن و دنبال ستاره ها می گردن. (اینم یکی از دیدنیای سفر)

 

پنج شنبه 23 بهمن

 

خواب کویری ساعت 5 صبح 5شنبه به پایان می رسه و بعد از جمع آوری چادرها و صبحانه و عکاسی ساعت 7 با کاروانسرای روستای شفیع آباد خداحافظی می کنیم و کاروانسرا رو به سمت آبگرم روستای سیرچ ترک می کنیم. البته حمایت ها و دلسوزی های محیط زیستی خانم جاوید هنگام سوار شدن به ماشین و تذکر در باب حمل زباله ها تا تهران هم از اتفاقات این روزِ.

 

دهمین توقف: 8:30 تا 10:45

 

از همون راهی که اومدیم بر می گردیم و به سمت روستای ییلاقی سیرچ میریم. برگ درختا ریخته و زمانی هم برای تماشای سرو کنهسالش نداریم. جاده های پر پیچ و خم و خلوت روستا به سمت آبگرم رو طی میکنیم و به آبگرم مدرن که شکل استخر شده می رسیم. استخر کمی پایین تر ازسطح جاده است و اطرافش به طور پلکانی سکوهایی برای نشستن خانواده ها در نظر گرفته شده. سمت راست هم کپرهایی برای اقامت هست.

 

سمت چپ چندتایی پله می خوره بالا میره و به امامزاده سلطان حسن شاه و بی بی خاتون میرسه که دوستان بعد از استخر و آب تنی یه زیارتی هم می کنن. ساعت 8 و نیم میرسیم آبگرم و بعد از تهیه بلیط دوستان تنی به آب می زندد و گرد کویر و کلوت از تن به در می کنند. ساعت 10 و نیم رضایت میدن و دل از آب می کنن و خود را برای مهمانی شازده آماده می کنند.

 

یازدهمین توقف: 12:20 تا 15:15

 

 

شاهزاده اینبار کوه نیست، تازه گردنشم کج نیست. شاهزاده ای قجری و یحتمل پر ابهت دستور ساخت بهشتی یا نگینی در دل کویر داده. باغ شازده یکی از زیباترین باغ های ایرانیه با یه معماری شاهکار و پلکانی. فواره های طبقاتی، درختان سر به فلک کشیده که به شکوه باغ افزودن. معماری فراموش شده ایرانی که خونه رو مکانی امن برای اهلش میدونه و عمارت اصلی رو انتهای باغ میسازه. عمارتی سفید که عمر شازده قد نداده توش بمونه!!!! این نکته رو هم اضافه کنم که این جناب شازده فرمانفرما که دستور ساخت باغ رو میدن خودشون ساکن و حاکم جای دیگه ایی بودن و داستانی هست که میگه وقتی ایشون فوت می کنن استاد کاشی کار در حال اتمام بنا و نصب کاشی های سَردَر بوده و فقط 3 تا کاشی مونده بود تا ساخت بنا تموم بشه، اما به محض شنین خبر فوت شازده بنا رو نیمه کاره رها می کنه!!!!!!!!!!!

 

از اونجایی که شازده عمرش کفاف نداد باغ رو اجاره دادن☺

 

انتهای باغ رستورانِ، بعد از گشت و گذار در باغ، چون جناب شازده از تک و تا افتادن هر کی غذا میل داره، باید دنگی پول غذاشو حساب می کنه! شازده هم شازده های قدیم ☺

 

درمورد رستوران هم این نکته قابل ذکره که دو تا سالن با تزیینات سنتی و زیبا در داخل ساختمان و تعدادی تخت در حیاط برای صرف غذا موجود می باشد.

 

"بُز قُرمه" غذای سنتی کرمانِ که شامل گوشت کوبیده و کشک و گردوِ (اینم یکی ازچشیدنیای سفر)

 

باغ شازده خلوت نیست چون برا خود کرمانی ها هم محل تفریح و گشت و گذار محسوب میشه ، در هر حال باغ زیباییست و دیدنش خالی از لطف نیست از باغ که بیرون اومدیم بساط دست فروش ها چیزایی داشت که همه دیده بویم از انجیر، گردو، توت خشک، آلو و ترشی جات اما چیزی بود که ما ندیده بودیم! "بیدمشک" تازه که البته برای ما تازگیم داشت، ظاهرا کرمانی ها بیدشک تازه رو توی چای استفاده می کنن که بعدا می چشیم☺(بیدمشک باید تو یخچال نگهداری بشه، درنتیجه نشد بخریم)

 

 دوازدهمین توقف: 15:30تا.... فردا صبح

 

باغ شازده تقریبا 6 کیلومتری ماهانِ. میدل باس محترم به سمت ماهان حرکت می کنه و یه ربع بعد ...

 

بر مرقد شاه نعمت الله ولی                       

دیدم که نوشته اند با خط جلی

کاین پیکر خفته اندرین خاک عزیز

شاهی است ولی گدای درگاه علی

 

 از ماشین پیاده میشیم و لیدر محلی هم به گروه اضافه میشه (دختر عموی خانم اسماعیل پور).

 

جناب شاه نعمت الله ولی که اتفاقا خیلیم اهل سفر بودن از عرفای قرن نهمن و سلسله نعمت اللهی توسط ایشون ایجاد شده، هم دوره حافظ بودن و اتفاقا بده بستانی هم با ایشان داشتن چنانکه میگن، وقتی ایشون این شعر رو سرودن:

 

ما خاک راه را به نظر کیمیا کنیم

صد درد را به گوشهٔ چشمی دوا کنیم

 

 حافظ می گه:

 

آنان که خاک را به‌ نظر کیمیا کنند

آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند؟

 

و همچنین مشهوره که آرزوی آرزومندان برآورده میشه در زیارت ایشون. چنانکه در کتیبه ای که در قسمت پائین سردر و بالای در ورودی با کاشی معرق شعری به خط ثلث نوشته شده که بیت اولش گواه این مسئله است.

 

هر که بر این در نهد سر از ره صدق و نیاز

حاجت او را برآرد پادشاه کارساز

  

مقبره شاه نعمت الله شامل چندین صحن و رواقِ و چهار در از چهار رواق به حرم باز میشن که همه درهای منبت کاری و خاتم کاری شده هستن و هدیه پادشاه هند که از ارادتمندان ایشون بودن. نکته جالب اینه که در شمالی که به رواق شمالی باز میشده به وسیلۀ پنجره فولادی مسدود شده تا به احترام حضرت شاه ولی از بالای سر ایشون کسی وارد حرم نشه. اشعار و آیات فراوانی که دور تا دور صحن ها و رواق ها نوشته شده هر کدوم حکمت و داستانی داره. در صحن ها هم حوض های زیبا و درختان تنومند جلوه گری می کنن.

 

زیارتی می کنیم و بیرون میایم و جایی توجهمان رو جلب می کنه، در جنوب ایوان وکیل الملکی فضایی با نرده های چوبی وجود داره که چند پله از سطح بالاترِ و چند نفری نشستن و چای می نوشن. دوستان ما هم وارد میشن و کم کم همه گروه دور تا دور میشینن و پیرمردی که خادم این قسمته ازمون با چای و سپس کلمپه پذیرایی می کنه. دیوارها آجرین و قاب عکس صاحب قبر به دیوار آویزون شده، "امیر نظام گروسی". حاکم کرمان در دوره قاجار که در سال 1317 فوت می کنن و وصیت کرده بودن که اینجا دفن بشن. پیرمرد خادم پس از پذیرایی با لهجه شیرین کرمانی درباره ایشان توضیحات مختصری میدن و اینکه یه جورایی به کرمان تبعید شدن و اتفاقا مردم کرمانم خیلی از کارای ایشون راضی بودن (یکی از شنیدنی های سفر). چند دقیقه ای همه دور هم و دور امیر نظام جمع و دوباره متفرق میشیم. گشتی در یه حیاط دیگه می زنیم و کتابفروشی و فروشگاه صنایع دستی جاهایی هستن که یه نگاهی میندازیم. میریم بیرون و گشت کوتاهی اطراف مزار در شهر ماهان می زنیم و به اصرار همراه محترم برمی گردیم تا دنبالمون نگردن. به محض ورود با زوج گروه مواجه میشیم که به اصرار خودشون می خواستن شیرینی ازدواج بدن!!!! بستنی رو برمیداریم و تشکر می کنیم و اینگونه میشه که اولین شیرینی برنامه به طور کاملا داوطلبانه گرفته میشه ☺

 

سوار میدل باس میشیم و میریم تا ایشون گازوئیل میل کنن. از گشت گازوئیلی که بر می گردیم، موقع نمازِ. همنوردا به 2 گروه تقسیم میشن یه گروه برای نماز میرن حرم و گروهی از کوله ها و وسائل که به کنار دیوار ضلع دیگر مقبره تکیه داده شدن محافظت می کنن. چند چادری هم برپا میشه کنار دیوار!!! در این بین یه گروه دیگه یعنی خانم کبیری و آقایان احمدی و چراغی به دنبال تامین جریمشون هستن و به طور کاملا کاملا تاکید می کنم کاملا داوطلبانه تصمیم میگرن شام رو به عنوان جریمه تاخیر 3 نفرشون تقبل کنن.

 

شام چی داریم؟؟؟؟ کشک بادمجان با نون ماهانی تازه (یکی دیگه از چشیدنی های سفر). شام دلچسبی در کنار همنوردان و در این میان یکی از عکاسان مرتب از مسئول محترم امداد و نجات تقاضای چای ترش می کنن، که البته این درخواستا تا پایان سفر ادامه داشت ولی ایشون روی ترش چای ترش رو زیارت نکرد که نکرد! بعد از شام اکثر مغازه های ماهان تعطیل شده بود و چون بخش مهمی از شهر گردی دیدار از بازارهای شهرِ، تنها عطاری که باز بود رو بچه های گروه مورد حمله قرار دادن و انواع شناخته شده و ناشناخته گیاهان داروئی رو خریدن (اینم یکی از بوئیدنی های سفر) بعد از خرید خانم جاوید و بعضی از بچه ها تصمیم میگرن جلسه کوتاهی در مقبره شاه نعمت الله ولی داشته باشن که ما هم همراه میشیم.

در این زیارت شبانه در حالیکه افراد حاضر کمتر از عدد انگشتان دستن، خادم مهربون مقبره شروع می کنن به لهجه شیرین کرمانی برامون توضیحاتی درمورد بنا و شخص شاه نعمت الله میدن و درهایی رو به رومون باز می کنن که خیلی فلسفه جالبی دارن، مثلا دری که زنجیری به بالای اون آویزونه و ایشون می گن که این زنجیر شبیه کلمه "الله" است و در قدیم کسائیکه وارد می شدن دو طرف زنجیر رو می گرفتن و تعظیم کنان وارد میشدن. درهای زیبا و کوبه های زیباتر از چیزهاییه که واقعا جلب توجه می کنن و سقف که تو معماری اسلامی نماد آسمونه به گمانم و بسیار زیبا مُذَهَب شدن به نقش های بهشتی.  

 

یکی از کشفیات شبانۀ ما اتاق 2در 3 ایست که خادم نشونمون میده و یه قبر مرمری وسط اتاقِ که متعلق به یکی از مریدان جناب شاه و مشایخ سلسله نعمت اللهی بوده به نام "سلطان ابو الوفا". این اتاق در ضلع جنوبی رواق عباسیِ. سقف اتاق بسیار زیباست و شبیه کلاه صوفیان رنگ آمیزی شده و سمبل تاج 12 ترک سید است. دیواره ها هم تماما با رنگهای گیاهی نقاشی شدن که البته خادم توضیح میدن بخاطر سیل سال 1311 شمسی نقاشیهای پایین دیوار پاک شدن. این اتاق به "چلّه خانه" هم معروفه (گویا با چهل مغز بادام چهل شبانه روز را سپری نموده و یک نوبت با یک وضوچهل شبانه روز به ریاضت و عبادت مشغول بوده اند[11](ص198).)

 

گشت و زیارت شبانه تموم میشه و خادم میخوان در مقبره رو ببندن که بیرون میایم. همنوردا آخرین چای شبونه رو هم دم می کنن. به چادر های رنگارنگمون در پناه دیوار، پناه میبریم، برای خوابی آسوده. البته اگه از سرما یخ نکنی  که .... و فردا صبح نشنوی که زیر پات زمین هم سردش شده و لزریده اونم نه کمی بلکه چیزی حدود 4 ریشتر ناقابل.

 

جمعه 24 بهمن

 

صبح بیدار میشیم و خدا رو شکر زنده ایم☺همنورد محترم کرمانیمون به همراه راهنمای محلی شب رو در منزل یکی از بستگانشون سپری می کنن و به جبران ترک گروه این بار دیگه واقعا داوطلبانه ما رو به صبحانۀ کرمانی دعوت می کنن (چشیدنی دیگۀ سفر) مربای به ارگانیک☺ (بِه مال حیاط خونشون بود) در کاسۀ چینی، چندین قالب کره، یه قابلمه املت کرمانی (وجود سیر نشان از تفاوت فرهنگی املتا داشت) و چای بیدشک (که قبلا ذکر خیرش بود). نون تازه رو هم به نون های ماهانی اضافه می کنیم که نمیدونیم عکاس داوطلبانه گرفته بودن یا واقعا داوطلبانه!!!

 

یه ربع به 8 از میزبان بابت صبحانۀ تمام و کمالشون تشکر می کنیم و همراه با میزبان به سمت کرمان حرکت می کنیم.

 

سیزدهمین توقف: 8:15

 

خوشا باد عنبر نسیم سحر               

که بر خاک کرمانش باشد گذر

خوشا وقت آن مرغ دستانسرای       

که دارد در آن بوم ماوا و جای

 

همونطور که از شعر خواجوی کرمانی برمیاد، نیم ساعت طول میکشه تا از ماهان به کرمان برسیم. از شرق کرمون وارد میشیم و تخت درگاه قلی بیگ اولین مکان تاریخیه که به دیدارش میریم.

 

عمارتی زیبا که متعلق به درگاه قلی بیگ از امرای اواخر دوره صفویه است (ص35)[12]. رئیس ایل افشار کرمان بودن و مقبرشون روبروی قلعه دخترِ. کوهنوردی!!! مختصری می کنیم حدود 100 متر شاید کمتر شایدم بیشتر و به قله میرسیم. به طور اتفاقی 2 دبیر بازنشسته که احتمالا برای پیاده روی صبح جمعه اینجا رو انتخاب کردن راهنمای ما میشن و توضیحاتی درباره وجه تسمیه کرمان و درگاه قلی بیگ میدن. اینکه در قدیم "کارمانیا" به معنی محل کارزار بوده کرمان. توضیحاتی درباره نحوه مرگ درگاه قلی بیگ هم دادن که طبق تحقیقات آنچه ایشون گفتن، نحوه قتل اجدادشون بوده. این بخش به نقل از کتاب تاریخ کرمان:

 

"در اواخر سنه یکهزار و یکصد و پنجاه و نه موکب والا از اصفهان از راه نی ریز به صوب کرمان ننضت فرمود. در اوائل صفر سنه یکهزار و یکصد و شصت در خارج گواشیر، که دارالملک کرمان است، در پای چنار موسوم به چنار مرزبانی که اکنون آن چنار هنوز برجاست، منزل نمود، سرادق ظلم و تعدی برکشیده، خیمه جور و اعتساف برپای کرد. خاندانقلی بیگ نایب الحکومه کرمان که مدتها در آن ولایت توطن داشت (احفاد خاندانقلی بیگ در کرمان به نام خاندانب و کلانتری خاندانی در ماهان معروفند از اولاد او یکی هم درگاه قلی بیگ بود که مقبره او در مشرق کرمان به تخت درگاه قلب بیگ معروف است) و ضیاع و عقار کلی در بلده و بلوکات حاصل کرده، با اینکه آن بیچاره تا بلوک انار که اول خاک کرمان است استقبال نموده پیشکش و بارخانه کرامند از نظر والا گذرانیده، اولیای دولت را فرداً فرد نُزل و ما حَضَر فرستاده سیورسات و مایحتاج اردو را حتی سیر و پیاز فراهم آورده و فوق رغبت داده، در حالتی که به هیچ وجه بهانه برای قتل و مصادره او نبود.

 

روز دویم ورود، به خاندانقلی بیگ فرمود که چند سال قبل من تو را دیدم لاغر و باریک اندام بودی، چه کردی که بَطین و سَمین شدی؟ عرض کرد طبیبی کرمانی معجونی برای من ترکیب نمود، مداومت آن سبب فربهی بنده گردید! شاه پرسید اجزای آن چه بوده؟ بیچاره ادویه معجون را یک یک برشمرد تا به شیره مغز گنجشک رسید. آن ظالم قهار، کج خلق گردیده به فراشان غضب امر فرمود او را باریک نمائید! بنا به حکم همایونی بر دیوار باغی که نزدیک سراپرده شاهی بود سوراخ تنگی کرده سرخاندانقلی بیگ را از سوراخ بیرون آورده طنابهای محکم بر آن سر و گردن بستند و سر دیگر طنابها را به دو گاو بسته و چوب به گاوها زدند، سر خاندانقلی بیگ بیچاره با بیشتر اعصاب و عروق آن کنده شد... (667-670)[13]"

 

چیزای دیگه ای که ایشون گفتن هم درباره معروف بودن مردان کرمان به جنگاوری و شجاعت بود و از توطئه انگلیس برای گرفتار کردن مردم کرمان به مواد افیونی یا اینکه در زمین صاف روبرو شاهزادگان و نجبا چوگان بازی می کردن و یا اینکه تا چند سال پیش آسیاب آبی زیبایی در پایین دست بوده.

 

همچنین توقف کوتاهی در گنبد جبلیه داریم که برخی معتقدن از شیر شتر در ساخت اون استفاده شده، که چون موزۀ سنگی که داخل گنبدِ، تعطیله، از بیرون گنبد رو تماشا می کنیم و به سمت توقفگاه بعدی میریم.

 

چهاردهمین توقف: 9:15 تا 9:30

 

گنبد مشتاقیه یا سه گنبد، مقصد دیگۀ ماست. حیاط و حوض و درختان سر به فلک کشیده و تنومند هم که وجوه مشترک زیبای این سفرن که چشم از دیدنشون سیر نمیشه. بازم خادمی مهربون با لهجه شیرین کرمونی ما رو دعوت می کنن و دور قبر مشتاق میشینیم و خادم نحوه قتلشون رو توضیح میدن. که در کتابای تاریخی اینطور اومده:

 

" درین سال، که سنه یکهزار و دویست و پنج بود، روز بیست و یکم ماه رمضان، در وقتیکه بیگلر بیگی بشهر بابک بود، درویش مشتاقعلی شاه اصفهانی را در جامع گواشیر به فتوای ملا عبد الله مجتهد و امام جمعه کرمان بکشتند.(717)[14]"

 

همنوردا بعد از چند روز دوری از خونه دلشون برا میوه لک زده که، جانشین با یک کیسه سیب شسته وارد میشن و به همه تعارف می کنن.

 

پانزدهمین توقف: 9:40 تا 11:40

 

 

مقصد بعدی بازار و مجموعه گنجعلی خانِ که ما فقط از حمومش بازدید می کنیم که حالا به موزه مردم شناسی تبدیل شده، مجسمه های مومیائی که آداب و رسوم حمام کردن در گذشته رو نشون میدن و باعث میشن خانم کبیری توضیحاتی درباره نحوه صحیح حمام از نظر طب سنتی بدن، ساعت سنگی شگفت انگیزی که زمان رو نشون میداده به سادگی با یک سنگ مرمر و حرکت خورشید.

 

 بعد از بازدید از حمام ادامۀ بازارگردی و خرید از عطاری برنامه همنورداست. زیره کرمان به اندازه کافی معروف هست که همنوردا رو به دنبال بوی خودش به عطاریا بکشونه و البته دیگر سوغاتی های کرمان قوتو و ... اصل!!!

 

"پته" رو دوز سنتی کرمان هم همه جا زینت بخش دیوارهاست. بعد از خرید، به دنبال راهی برای خروج و البته میل فالوده معروف کرمانی هستیم. با راهنمای محلی از چند خیابون و چهارراه رد می شیم تا به یه فالوده فروشی معروف برسیم، هوا کمی حالت تابستونی گرفته، عرق ریزان به فالوده فروشی میرسیم اما .... فالوده تعطیل!!!!! زمستون فالوده نداریم، این پاسخ فروشندس به قوم شکست خورده که کلی به امید فالوده پیاده روی کردن. قانع میشیم و فالوده نخورده سوار ماشین میشیم تا ناهار تموم نشده به ناهار برسیم!!

 

شانزدهمین توقف: 11:50 تا 12:15

 

  چند دقیقه ای به اذان ظهر مونده که به گنبد مشتاقیه بر میگردیم تا نماز رو اونجا بخونیم که الحمد لله همینطور هم میشه. بعدِ نماز همه به رستوران هدایت میشن که خیلی هم نزدیکه به سه گنبد.

 

هفدهمین توقف: 12:15 تا 12:50

 

با این ناهار که صرف میشه، الان یه شبانه روزِ که غذا مهمونیم. این بار سرپرست ما رو به منوی باز رستوران دعوت کردن. انواع خورشت ها+ مرغ+ کباب کوبیده. رستوران خلوته، غذاهای انتخابیمون رو طبقه دوم رستوران صرف می کنیم. موقع خروج از صف آدمایی که منتظر غذان و به دم در رسیده، متوجه میشیم با راهنمایی راهنمای محلی چه رستوران خوبی رو انتخاب کردیم.

 

و اما از هر چه بگذریم سخن کلمپه خوشتر است... این سوغات کرمان که ما هم کلی وعده دادیم و طمع کردیم تا از بهترین کلمپه فروشی تهیه کنیم. راهنما هر چی تلاش می کنن موفق نمیشن بالاخره ظهر جمعس مردم رفتن خونه هاشون!!! یکی از همنوردا هم آدرس میدون آزادی کرمان رو گرفتن برای خریدِ یه کلمپه خوب، تا میدون آزادی تهران هم خبری از کلمپه نیست که نیست. از شهر کریمان بی نصیب خارج میشیم.

 

دوباره میدل باس سواری شروع میشه و خواب و چای و ...

 

در بین راه توقفی برای سرویس بهداشتی داریم که از آخرین فرصتهای بازی، دوستان استفاده می کنن و تاب و سرسره و ... و البته جام والیبال آقایان هم در همین چند دقیقه برگزار میشه.

 

تو مسیر بازگشت بازم خانم کبیری توضیحاتی دربارۀ نحوۀ صحیح خوردن و آشامیدن در فصل زمستون با در نظر گرفتن طبایع میدن و البته جلسه با پاسخ به سوالات به اتمام میرسه.

 

چند نفری هم یه کار جدید پیدا کردن! کیا؟ عکاسا. عکاسای محترم جلسه نقد و بررسی و بازآموزی و دانش افزایی برقرار کردن که البته گاهی بعضی دوستان با اصرار و یواشکی یه عکسی میدیدن. در این جلسه با توجه به قانون جهانیه"اول خانوما" عکسای خانم های عکاس مشاهده و مورد تشویق واقع شد و چون نوبت به جناب آقای عکاس رسید، کاشف به عمل اومد که نمیدونیم چرا و چگونه حافظه دوربینشون گم شده:( این خبر ناگوار جمعی رو داغدار عکس های برنامه کرد و نزدیک بود تقاضای ویدئو چک سفر که نه کلا تکرار سفر داده بشه، که ایشون بزرگوارانه از خیر حافظه گذشتن. (دیدین سرپرست یه چیزی به دلش افتاده بود)

 

هجدهمین توقف: 18:45 تا 19:30

 

20 کیلومتری مهریز توقف شام و نمازی داریم. وقتی برمی گردیم تو ماشین با انبوهی سورپرایز یا حرکت غافلگیر کننده مواجه میشیم، خانم اسماعیل پور همچنان به مهمان نوازی یا دیگه باید بگیم همنورد نوازی ادامه میدن و با دادن بستنی همنوردا رو غافلگیر می کنن و آقای صالحان هم ظاهرا برای آنکه مرحمی بر زخم گم شدن حافظه بذارن خودشون و بقیه رو به بستنی دعوت می کنن. (اینم سه تا بستنیِ سفر)

 

همه خیالشون راحتِ کاری ندارن و مشغول استراحتن بجز جناب احمدی که بنا به دلایل امنیتی فقط تشکر می کنیم ازشون و خدماتشون رو به صورت دقیق ذکر نمی کنیم.

 

شنبه 25 بهمن

 

نوزدهمین توقف: 5:30 تهران تا .... سفر بعد 

 

صبح روز شنبه دقیقا همون جایی که سوار شدیم با کوله باری کمی سنگین تر پیاده میشیم. درسته کلمپه نخریدیم اما کلی خاطره شیرین و شاید چند خاطره کمتر شیرین همراهمونن.

 

با تشکر از همه دوستانی که در این سفر همراه ما بودن. به امید سفرهای آتی.

 


[2] خبرگزاری میراث فرهنگی

[3] استان کرمان. حسن زنده دل. تهران: نشر ایرانگردان، 1377.

[4] استان کرمان. حسن زنده دل. تهران: نشر ایرانگردان، 1377.

[5] سایت بخشداری ماهان

[6] از قلعه دختر تا دقیانوس. محمد دانشور. کرمان: مرکز کرمان شناسی، 1381.

[7] ویکی پدیا

[8] استان کرمان. حسن زنده دل. تهران: نشر ایرانگردان، 1377.

[9] استان کرمان. حسن زنده دل. تهران: نشر ایرانگردان، 1377.

[10] استان کرمان. حسن زنده دل. تهران: نشر ایرانگردان، 1377.

[11] پیر ماهان:زندگی، اندیشه و سلوک شاه نعمت الله ولی. مصطفی قدیمی ماهانی. کرمان: خدمات فرهنگی کرمان، 1382.

[12] از قلعه دختر تا دقیانوس. محمد دانشور. کرمان: مرکز کرمان شناسی، 1381.

[13] تاریخ کرمان . احمد علی خان وزیری . تهران: علمی، 1370.

[14] تاریخ کرمان . احمد علی خان وزیری . تهران: علمی، 1370.                                                            

 

نظرات (34)

  • علیرضا صالحان

    علیرضا صالحان

    26 اسفند 1393 at 21:20 |
    wowwwwwwwwwwwwwwww!!!!!!!!
    Great report.
    • راضیه خجسته پور

      راضیه خجسته پور

      27 اسفند 1393 at 10:24 |
      Thanks for your attention
  • محبوبه اسماعیل پور

    محبوبه اسماعیل پور

    26 اسفند 1393 at 18:39 |
    سلام به همه همنوردان و ممنون از گزارش نویس محترم برنامه که گزارش خیلی خوب و کامل و خاطه انگیزی نوشتن...
    البته من هنوز به خاطر اون شبی که شما یخ زدید و ما یخ نزدیم عذاب وجدان دارم!!!
    هر چند اگر اون شب واقعاً 4 ریشتر زلزله اومده شما جای امن تری رو برای خواب انتخاب کرده بودید!!:)
    پیشاپیش سال نو رو به همه دوستان تبریک عرض میکنم با آرزوی سلامتی و سعادت برای همگی*:)
    • راضیه خجسته پور

      راضیه خجسته پور

      27 اسفند 1393 at 09:55 |
      سلام سال نو شما هم پیشاپیش مبارک :)
      ما هم کنار دیوار چادر زده بودیم پس خیلی تفاوتی با خونه نداشت :)
      بازم ممنون بابت همنوردنوازیتون:D
  • اعظم یوزباشی

    اعظم یوزباشی

    26 اسفند 1393 at 17:59 |
    سلام بر همه
    عارضم خدمت گزارش نویس باحوصله و دقیق برنامه :
    جانا ! سخن از زبان ما می گویی ...
    حق مطلب را ادا کردید به اکمل وجه :)
    ممنون از شیوایی بیان و گزارش دلنشین تان(شکلک گل لطفا)
    یادآوری خاطرات شد .
    موید باشید .
    • راضیه خجسته پور

      راضیه خجسته پور

      27 اسفند 1393 at 09:51 |
      سلام
      تشکر بابت حوصله ای که به خرج دادین و سفرنامه رو خوندین:)
      البته کاملتر هم می تونست باشه که دیگه کتاب می شد:D
      با آرزوی سفرهای بهتر و بیشتر :)
  • علیرضا صالحان

    علیرضا صالحان

    12 اسفند 1393 at 10:18 |
    با سلام
    از تمامی دوستانی که در این مدت با ارسال پیام تسلیت موجب تسلی خاطر بازماندگان و شادی آن عزیز سفر کرده(حافظه دوربین)شدند کمال تشکر را دارم.
    (نفری 30 فریم طلبتون،ان شاءالله تو سفرهای بعدی)
  • محبوبه اسماعیل پور

    محبوبه اسماعیل پور

    11 اسفند 1393 at 11:31 |
    باسلام و عرض ادب خدمت همه همنوردان و دوستان محترم
    ظاهراً و خوشبختانه اين برنامه مرور زمان نداره!
    پس بنده هم با تأخير تشكر و قدر داني ميكنم از زحمات سرپرست و جانشين و همه همنوردان و دوستان خوب و محترم اين برنامه
    و عذرخواهي از اينكه نتونستيم ميزبان خوبي براي دوستان باشيم...
    و تشكر ويژه از عكاساي هنرمند برنامه كه عكساي خيلي زيبايي رو از اين برنامه برامون به يادگار گذاشتن.ممنون از همگي.
  • اعظم یوزباشی

    اعظم یوزباشی

    10 اسفند 1393 at 21:15 |
    در ادامه ی سلسله سپاس ها چند مورد مهم که جا ماندند :
    1 - سپاس از مسئول امداد و نجات خانم کبیری برای امداد رسانی فوق العاده شان در ماشین و غیره که "رشک و اشک" برخی دوستان را برانگیخت:)
    و البته برپایی کلاس آمورشی سیارشان به هنگام برگشت ...دست مریزاد !
    2 - تشکر فراوان از آقایانی که در جابجایی کوله ها کمکمان کردند علی الخصوص جناب احمدی که کوله های 20 - 30 کیلویی را مثل پر ...دقیقا مثل پر! در هوا می چرخاندند :) ممنون
    3 - قدر دانی از خانوم اسماعیل پور و متعلقاتشون که دعوتمون کردند شام آخر رو خدمتشون سرو کنیم و در معیتشان خانه های تاریخی راین را دید بزنیم -بازدید کنیم- :) حیف که نشد...و روز آخر رسما لیدرمون شدند و سفر رو برامون قشنگ تر کردند
    (فسوس و فغان از
    آه و افسوس از فالوده ای که خواستیم و روزی مان نشد:(
    سرپرست در صودت امکان رسیدگی کنند ...:)
    جمیعا اجرکم عندالله
  • الهام عباس  زاده

    الهام عباس زاده

    09 اسفند 1393 at 16:59 |
    Great Pictures...

    Great Photographers...

    Good Old Days...

    8->
    • اعظم یوزباشی

      اعظم یوزباشی

      09 اسفند 1393 at 20:05 |
      با سلام خدمت هم نوردان بالقوه و بالفعل ...
      1-با تاخیر : ابراز رضایت از تجربه ی خاص کویر (روح و جسم توامان) ، تشکر از سرپرست و سمت دار ها(جانشین.عکاسان .پشتیبان .گزارش نویس و .....راننده!!!!!)
      سپاس از هم سفران مهربان و صبور و چند نقطه :)
      2-ابراز تاسف از گمگشتگی رم جناب صالحان ،که دیگر به کنعان (کسره) دوربینشان باز نخواهند آمد و سپاس از روحیه ی بالای صاحب رم...تسلیت ما را هم در فقدان آن "عزیز سفر کرده" بپذیرید گرچه ما خود نیز داغداریم ...

      3-خانم عباس زاده !شنیده بودم انسان وقتی در اوج هیجان قرار می گیرد به زبان حقیقی و مادری ش تکلم می کند ...
      ابراز احساسات خارجکانه تان را به حساب تسلط تان بر زبان آن ور آبی بگذاریم یا خارجی بودنتان :))).؟
      4- سپاس ویژه از خود خدا که اجازه داد چرخ عارفانه بزنیم و ببینیم و بخندیم و داراتر شویم از سفر ...باشد که پختگی ...
      یاحق
      • الهام عباس  زاده

        الهام عباس زاده

        10 اسفند 1393 at 10:03 |
        سلام

        خواستم مراتب ابراز احساسات و بزرگداشت عکس ها و عکاسان و مکان و مخلوقاتی که دیدیم رو بیان کنم و برای خرق عادت در قالب الفاظ جدیدی خودش آمد!

        چخ گزل عکسلار...!
        چخ بیوک عکاسلار...!
        چخ گزل گونلار...!

        البته این به زبان پدری ام بود! مشتاق باشید به زبان مادری ام بیان کنم ؟؟؟ :)‌
      • مرضیه کشاورز

        مرضیه کشاورز

        09 اسفند 1393 at 21:41 |
        مادر جان به زبان مورد علاقه ی من کاری نداشته باشا :دی
        لاو ایت :)
        • اعظم یوزباشی

          اعظم یوزباشی

          10 اسفند 1393 at 21:01 |
          همچنان سلام خدمت دوستانم ا.ع و میم کاف .
          از ابراز علاقه و احساس و خرق عادتتان تشکر می کنم ...باشد که بیش :)
          الحمدلله که سایتمان دارد به یکی از قوی ترین "چند زبانه ها " تبدیل می شود ...
          بشماریم : فارسی ، عربی ، انگلیسی ، ترکی ...گرچه زمزمه هایی ایتالیک نیز به گوش رسیده ست .
          موید باشیم
          :)
  • محسن چراغی

    محسن چراغی

    04 اسفند 1393 at 09:21 |
    سلام همنورد
    جا داره از تمامیه دوستانی که در هرچه بهتر برگزار شدن این برنامه ،چه اجرا و پشتیبانی وچه دوستانی که با حضورشون گرمی بخش سردیه قلب کویر شدن ، تشکر کنم.
    آقای صالحان ،دوستت دارم
    نه بخاطر عکسات
    بلکه بخاطر انرژی مثبتات.
    • علیرضا صالحان

      علیرضا صالحان

      07 اسفند 1393 at 11:59 |
      جناب چراغی عزیز؛ سلام.
      از حسن نظر شما متشکرم،
      لطفتان مستدام.
  • سید مهدی احمدی

    سید مهدی احمدی

    03 اسفند 1393 at 18:10 |
    سلام و درود به همه ورکشی ها.از همه همنوردان،بویژه سرپرست و جانشین محترم برنامه تشکر می کنم که اوقات خوب و بیاد ماندنی را در این برنامه به یادگار گذاشتند. حیف و صد حیف که در انتهای سفر حافظه دوربین آقای صالحان گم شد و کلی تصویر حرفه ای از دست رفت. ضمنا" منتظر مشروح گزارش سفر با عکس و جزییات هستیم. به امید برنامه های دیگر در کنار شما عزیزان و کسب تجربه از محضرتان. یا علی
  • سید مهدی احمدی

    سید مهدی احمدی

    03 اسفند 1393 at 18:10 |
    سلام و درود به همه ورکشی ها.از همه همنوردان،بویژه سرپرست و جانشین محترم برنامه تشکر می کنم که اوقات خوب و بیاد ماندنی را در این برنامه به یادگار گذاشتند. حیف و صد حیف که در انتهای سفر حافظه دوربین آقای صالحان گم شد و کلی تصویر حرفه ای از دست رفت. ضمنا" منتظر مشروح گزارش سفر با عکس و جزییات هستیم. به امید برنامه های دیگر در کنار شما عزیزان و کسب تجربه از محضرتان. یا علی
  • مصطفی حسینی مهر

    مصطفی حسینی مهر

    27 بهمن 1393 at 21:00 |
    با عرض سلام وادب
    تشکر فرواون از همه ی اعضای گروه محترم شهید ورکش که در این سفر به یاد ماندنی بهترین همسفر ما بودند و بهترین ها رو فراهم کردند بویژه سرپرست گروه وجانشین محترم.
    سلامتی،موفقیت وشادکامی همه اعضای گروه محترم شهید ورکش
    شادی روح بلند وآسمانی شهدا صلوات
  • سید محمد حسین آقایی پور

    سید محمد حسین آقایی پور

    26 بهمن 1393 at 21:53 |
    سلام
    الحمدلله رب العالمین بابت این همه هستی
    تشکر از سرپرست محترم و کلیه همسفران گرامی

    راستی بعضیا می گفتن مشقیه، اینها رو هم ببینید
    http://www.shabnamnews.com/earthquakes#eq1273
    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931124000031

    بازم الحمدلله علی کل حال
  • شقایق موحدیان

    شقایق موحدیان

    26 بهمن 1393 at 21:09 |
    باز هم یک سفر زیبا و خاطرات به یادماندنیش.
    محبت و صبوری سرپرست محترم.شب بیداری و همراهی با راننده خوش اخلاق توسط جانشین محنرم. حضور پر خیر و برکت آقای احمدی،دست و دلوازی عروس و دوماد و خانواده اسماعیلی، حضور پر هیجان عکاسان گروه،مباحث مفید محقق گیاهی،غذاهای رنگین و لذیذ همسفران.لحظات شیرین شهداد و آبگرم و کرمان و... همه و همه سفر را به یادماندنی و شیرین نمود. درود و سلام بر تمامی همسفران خوش سفر.
    • سید مهدی احمدی

      سید مهدی احمدی

      03 اسفند 1393 at 18:16 |
      خواهش میکنم نظر لطف شماست. فقط کاش تو ایست و بازرسی نایین سگ آقا پلیسه می اومد تو ماشین جانشین را گاز میگرفت یکم می خندیدیم. آخه تو این سفر اصلا" شلوغکاری نکردم نزدیک بود افسردگی بگیرم
  • راضیه خجسته پور

    راضیه خجسته پور

    26 بهمن 1393 at 17:38 |
    سلام و سپاس
    خدا را شکر بابت نعمت سفر که روزیمان شد.

    گرچه لذت صعود و کوهنوردی و پیمایش های سنگین به واسطه محک زدن توانایی خود بی بدیل است، اما از سفر نباید غافل شد که انسان هنر در کنار هم بودن را بیش از پیش تمرین می کند، باشد که سر بلند شویم.
    بسیار سفر باید تا پخته شود خامی...
    .
    .
    .
    .
    ما که نپختیم یه شبم یه کمی یخ کردیم:D پس به امید سفرهای آتی تشکرات خود را از:
    -سرپرست صبور و محترم که در جهت پختگی ما برنامه های خوب میزارن و خیلیم تلاش می کنن؛
    -جانشین محترم بابت زحماتشون؛
    -دکتر گروه که یه دوره فشرده طب سنتی آموزش دادن و صبورانه سوالاتمون رو پاسخ دادن؛
    -عکاسان محترم که خاطرات ما رو در قاب تصویر ماندگار کردن؛
    -همسفرانی که با شام و بستنی و ... پذیرای سایرین بودند؛
    -تمام همسفران که در این سفر صبورانه در کنار ما بودن؛
    -خانواده محترم اسماعیل پور بابت صبحانه ویژه و چای ویژه ترشان
    اعلام می کنیم.

    و در نهایت ضمن تشکر مجدد از او که آغاز و انجام همه چیز به دست اوست، طلب بخشش می کنیم از او و از آنان که در این سفر با سخنی یا عملی موجب تکدر خاطرشان شدیم.
    شکر به عدد شن های کویر و بیشتر
  • علیرضا صالحان

    علیرضا صالحان

    25 بهمن 1393 at 16:29 |
    با سلام
    سرپرست گرامی، دست اندرکاران محترم و دوستان همنورد عزیز؛ از اینکه در مدت این برنامه لحظاتی خوش و به یادماندنی را به خاطراتم اضافه نمودید کمال تشکر را دارم،پوزش بنده را از بابت گم شدن حافظه دوربینی که یکایک شما خوبان در نقش بستن و شکل گرفتن قاب تصویر آن سهیم بوده اید بپذیرید، گرچه نقش خوبی شما دوستان از دفتر خاطرات پاک نخواهد شد.

    با سپاس
    صالحان
  • علیرضا صالحان

    علیرضا صالحان

    25 بهمن 1393 at 16:29 |
    با سلام
    سرپرست گرامی، دست اندرکاران محترم و دوستان همنورد عزیز؛ از اینکه در مدت این برنامه لحظاتی خوش و به یادماندنی را به خاطراتم اضافه نمودید کمال تشکر را دارم،پوزش بنده را از بابت گم شدن حافظه دوربینی که یکایک شما خوبان در نقش بستن و شکل گرفتن قاب تصویر آن سهیم بوده اید بپذیرید، گرچه نقش خوبی شما دوستان از دفتر خاطرات پاک نخواهد شد.

    با سپاس
    صالحان
  • الهام عباس  زاده

    الهام عباس زاده

    25 بهمن 1393 at 09:17 |
    بسم الله الرحمن الرحیم

    و امروز همان روزی است که سفر به انتهای خود رسید :(

    خدا رو برای درک تمامی زیبایی هایی که روزیمان کرد و این زیبایی ها را همراهی جان های همراه زیباتر کرد بی نهایت سپاس گزارم.

    و خدا را شکر برای دیدن هایی که جان بخشید

    از حضور محترم مهربان و صبور خانم عفتی که برنامه های بی نظیری رو با ایشون تجربه کردم، بسیار سپاس گزارم. انشالله خدا بهشون خیر کثیر ببخشند :)‌

    و از تلاش ها و پیگیری های مداوم جناب آقای آقایی پور که حقیقتا باید بهشون خدا قوت گفت :)‌ تشکر می کنم

    و همچنین تشکر از عکاسان محترم گروه، امداد و نجات و زوج محترم همراه، و تمام همسفرانی که حضورشان عین خیر بود و خوبی

    و الحمد رب العالمین 8->
  • اعظم یوزباشی

    اعظم یوزباشی

    23 بهمن 1393 at 16:41 |
    سلام به همه ی دوستان ورکشی
    جای همگی خالیه اینجا...
    کویرش ، آسمونش ،آب و هواش، دیدنی ها و شنیدنی ها و گشتنی هاش بکر بکر بکره...
    :))
    یاحق
  • مهری کبیری طرقی

    مهری کبیری طرقی

    17 بهمن 1393 at 20:35 |
    معرفی اتاق فکر تجارت ایران
    اتاق فكر تجارت ایران (کارافرین24)با حمایت های بانوي كارآفرين ايران و جهان اسلام و یکی از صد بانوی تاثیرگذار تاریخ صد سال گذشته تاریخ ایران سرافراز سرکار خانم مهندس سیده فاطمه مقيمي، یكي از اعضای اتاق بازرگانی، صنايع، معادن و کشاورزی تهران بنیان گذاشته شده است. با توجه به ضعف پوشش اخبار در حیطه کارافرینی و ضعف اطلاع رسانی ایجاد اشتغال پایدار وایجادکاروکسب نو ودانش بنیان در حوزه بنگاهای خرد ومتوسط وکلان نقش ایفا خواهد کرد.و در یک فعالیت عملی در قالب یک پایگاه خبری وتحلیلی وچند منظوره در حوزه کارافرینی طراحی وعملیاتی گردید.زبان وسیستم ترجمه گر نیز به کمک بسط این ایده امد.که با این نوع طراحی انعطاف پذیرومشارکتی با استفاده از پتانسیل تمام کارافرین وتخصص های مرتبط این مجموعه بهره خواهد برد.


    فلسفه اتاق فکر

    ه طور كلي نقش اوليه اتاق‌هاي فكر، ايجاد پل بين جهان ايده و عمل مي‌باشد. واژه Think tank يا اتاق فكر براي اولين بار به طور رسمي در ايالات متحده و در خلال جنگ جهاني دوم مطرح شد، اما اصطلاح Think tank براي اشاره به فضاهاي خاص و امني كه طراحان و استراتژيست‌هاي نظامي براي تبادل نظر در آن اجتماع مي‌كردند، استفاده مي‌شد. با گذشت زمان كاربرد اين اصطلاح نيز گسترده‌تر شد و حوزه معنايي وسيع‌تري را دربرگرفت.

    نسل اول اتاق‌هاي فكر ايالات متحده، موسسات مطالعاتي و تحقيقاتي بودند كه در دهه اول قرن 20 باهدف انجام پروژه‌هاي آكادميك، تربيت نخبگان سياسي، جهت دهي غيرمستقيم سياست‌هاي دولت بدون جهت‌گيري سياسي و يا گرايش به جناح سياسي خاص شكل گرفتند.موسسه دست راستي آمريكن اينترپرايز (The American Enterprise) ، مهمترين نمونه‌هاي نسل اول اتاق‌هاي فكر در ايالات متحده مي‌باشند.نسل دوم اتاق‌هاي فكر در ايالات متحده تقريبا همزمان با پايان جنگ جهاني دوم پا به عرصه وجود نهادند. جهت‌گيري اين اتاق‌هاي فكر باتوجه به شرايط جديد بين‌الملليبسيار متفاوت با نسل اول اتاق‌هاي فكر بود. موسسه اربن (Urban Institute) نمونه‌ای از اتاق‌هاي فكر نسل دوم ايالات متحده مي‌باشند.
    سل سوم اتاق‌هاي فكر تقريبا تحولي عظيم در موسسات مطالعاتي تحقيقاتي به وجود آوردند. اين نسل از اتاق‌هاي فكر همزمان با اوج مصرف‌گرايي و سرمايه‌داري در آمريكا به وجود آمدند. تلاش عمده اين نسل از اتاق‌‌هاي فكر، يافتن بازار مناسب براي محصولات به اصطلاح روشنفكرانه و عالمانه خود بود. موسسه كاتو (CATO 1997) نمونه‌اي از اتاق‌هاي فكر نسل سوم آمريكا مي‌باشند.
    2- ضرورت‌هاي وجود اتاق فكر

    يكي از آسيب‌هاي جدي در حوزه مديريتي، گرفتار شدن تصميم گيرندگان در گير و دار مسايل اجرايي روزمره است. تا وقتي مديران سرگرم طي روال‌هاي از پيش تعيين شده ، شركت در جلسات، پاسخگويي به مراسلات و مانند اينها هستند، فرصت چنداني براي تفكر و انديشه نخواهند يافت و در خوشبينانه‌ترين حالت، اگر هم فرصت اين كار را بيابند در تصميم‌گيري ، تكيه بر تفكر منفرد دستيابي به موفقيت را تضمين نمي‌كند، بنابراين لازمه عبور از اين چالش، ايجاد ساختاري است كه بتوان از طريق آن فكر را غني و بارور ساخت.

    پس مي‌توان گفت كه اتاق فكر، مركزي مطالعاتي پژوهشي است كه در آن مطالعات و تحقيقات كاربردي انجام مي‌شود و براي حل مسايل، خلق ايده‌هاي جديد و تدوين ايده‌‌هاي كلي شكل گرفته و پيشنهادهاي خام به سياست‌ها و برنامه‌هاي دقيق و قابل اجرا تبديل مي‌شود.

    نقش ارزشمند اتاق‌‌هاي فكر در تعاملات سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و تاثير مثبت آن در توسعه و ارتقاي سازمان‌ها، به‌ويژه سازمان‌هاي ارايه دهنده خدمات به قشرهاي متفاوت جامعه، باعث شده است كه اين تشكيلات غير‌ساختارمند گذشته، امروزه جايگاهي در ساختار سازمان‌ها پيدا كند.

    3- ویژگی های اتاق‌هاي فكر

    اتاق های فکر دارای چهار ويژگي‌عمده می باشند که عبارتند از:

    1-جمع انديشي.
    2-توليد فرآورده‌هاي فكر و انتقال به مخاطب
    3-معطوف بودن كوشش‌ها به مسايل روز
    4-درگير نشدن در مسايل اجرايي و تشريفات رسمي سياستگزاري
    روح حاكم بر فعاليت اتاق‌هاي فكر و آنچه كه در بطن تمام فعاليت‌هايي كه در اتاق‌هاي فكر صورت مي‌گيرد، بايد معطوف به تصميم‌سازي و استراتژي‌پردزاي بر روي مسايل روز جامعه باشد. مسايلي كه اگر به آنها پرداخته نشود، مشكلاتي براي حل و آينده مجموعه به جاي مي‌گذارد.

    سازندگان اتاق فکر

    با توجه به خصوصیات ذاتی اتاق های فکر، افرادی که در اتاق فکر شرکت می کنند عبارتند از:

    · افرادی با روحیه پژوهشگری وتحقیق بالا

    · گروهی از نخبگان و مشاوران متخصص بین رشته ای باسابقه، نابغه، پر توان، باهوش
    · دارای روحیه خلاق ونوآوروعلاقمند به کار گروهی

    · بهره گیر از تفکر جمعی در تصمیم گیری امور عمومی
    · دارای تعهدوبه ویژه به تصمیماتو افکار حاصله

    · بازبینی مستمرومنظم جلسات ومباحث برای مصون ماندن از آسیب های احتمالی

    · روحیه صبر وشکیبایی به دلیل طولانی بودن فرایند حصول نتیجه از اتاق فکرو دارای احساس مسئولیت نسبت به گروه خودونتیجه آن تا لحظه حل مشکل مطرح شده
  • طیبه طاهری

    طیبه طاهری

    12 بهمن 1393 at 14:40 |
    تحلیل جالب وبلاگ سپنج کوه در مورد حادثه بهمن در قله ساکا. لینک مطلب :
    http://sepanjkooh.persianblog.ir/
  • مهری کبیری طرقی

    مهری کبیری طرقی

    07 بهمن 1393 at 23:25 |
    پذیرش متقاضیان عضویت در مرکز رشد فناوری نخبگان پارک فناوری پردیس

    صاحبان طرح‌های فناور در حوزه‌های برق و الکترونیک، مکانیک پیشرفته، فناوری اطلاعات و ارتباطات، تجهیزات پزشکی، مواد نوترکیب و محیط زیست، برای عضویت در مرکز رشد فناوری نخبگان پارک فناوری پردیس می‌توانند به سایت پارک به آدرس : http://techpark.ir مراجعه نمایند.
    مرکز رشد فناوری نخبگان با دراختیار قراردادن فضای استقرار برای شرکت‌های عضو و فراهم آوردن امکان استفاده از مشاوران متخصص و با تجربه، شرکت‌های نوپا را در تجاری‌سازی طرح‌های خود یاری می‌رساند.
    مهلت ارسال درخواست‌ها تا 15 بهمن ماه تمدید گردید.
    سایت اتاق فکر تجارت ایران
    • الهام عباس  زاده

      الهام عباس زاده

      14 بهمن 1393 at 10:58 |
      سلام خانم کبیری عزیز
      از اطلاع رسانی خوبتون تشکر می کنم :)
  • شقایق موحدیان

    شقایق موحدیان

    02 بهمن 1393 at 14:28 |
    ایشاالله اردوی دانشگاه کنسل بشه منم بتونم بیام.
  • الهام عباس  زاده

    الهام عباس زاده

    28 دی 1393 at 14:59 |
    شب کویر ،سرشار از خداست.

    اگر شبی نیمه شبی دلی به کویر بسپاری،و صدای راه رفتن خرامان ِ ستارگان را بشنوی،و درخشش هزار خورشیدیِ آسمان کویر را ببینی، و کهکشان را،و جاده های شفافِ قلبِ آسمان را،و شهاب ها ی خطِ نور کشان را بیابی،و آن خاموشی سِحرآمیز پر غوغا را بشنوی،ونَفَس ِبادِ نمکین کویر را،مشک فشان،ببویی،و جوان شدن دمادم عالَم پیر را باور کنی،و سماع صوفیانه روح را احساس کنی،خواهی دانست که شب کویر ،سرشار از خداست،و کویر،گوشه ای از ملکوت ِخداوند است....

    کاش که در کناره کویر جای مان بدهند...
    «ص ۴۱-۴۲ کتاب مردی در تبعید ابدی»
  • حمید فوقانی

    حمید فوقانی

    23 دی 1393 at 20:36 |
    سلام
    متمنی است اسم اینجانب ویکنفرمهمان راثبت فرمایید
    باتشکر

نظر بدهید

لطفا عضو سایت شوید تا بتوانید نظر بدهید.