اربعین 1394

تاریخ برگزاری: 13940906

اربعین 1394

هماهنگ کننده (مادر خرج):

احمد نظری

شماره همراه: 09127499246

پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

شماره کارت بانک ملی: 6037991887764367

جانشین:

مهدی ورکش

راهنما:

ستونهای نجف تا کربلا

گزارش نویس:

راضیه خجسته پور -

مخابرات:

مرضیه کشاورز

پشتیبان:

محمد نصرآبادی (مستقر در تهران): 09354477458

عکاس:

رقیه خجسته پور -

محیط زیست

امیر حسین رجبی

مهمانان:

احمد شاکری، محی الدین شاکری، یحیی شاکری، علی اصغر رضایی، سید مصطفی میرتاج الدینی، علیرضا انجلاس، امیر حسین رجبی، زهرا غلامی، فائزه محتشم، اعظم نظری، زهرا سادات آقایی، ریحانه صفوی

مهمانان:


سطح برنامه:

سنگین

تاریخ و ساعت تجمع:

ساعت 4:30 صبح، جمعه 6 آذر 1394

محل تجمع:

فرودگاه مهرآباد، ترمینال 4 (پرواز شماره 830 شرکت آسمان)

تاريخ و محل برگشت:

تاریخ برگشت (رسیدن به تهران) 13 لغایت 16 آذرماه با توجه به شرایط و موقعیت زمانی و در اختیار سرپرست برنامه

اقامت:

چادر، حسنیه، موکب، منزل، مسافرخانه، پیاده رو، کنار خیابان و یا هر جایی که فکرش را بکنید دور از ذهن نیست.

مهلت ثبت نام:

تمام شد.
هزینه برنامه با توجه به وسیله نقلیه (زمینی، هوایی و یا قطار) و هزینه های جانبی، حدود 600 تا 800 هزار تومان می باشد. هزینه های تحمیلی پیش بینی نشده، در صورت بروز به این مبلغ اضافه خواهد شد. (هزینه قطعی پس ازمراجعت به تهران، حداکثر ظرف یک هفته اعلام میگردد)

توضیحات و تذکرات:

 

لطفا شماره های عراقی خود و مسئولین برنامه و پشتیبان مستقر در تهران را در اختیار خانواده قرار دهید. برای تماس از ایران به جای 077 می بایست 0096477 شماره گیری شود. حتما شماره های مسئولین برنامه و هم گروهی های خود را قبل از سفر در گوشی با کد 077 ذخیره کنید.

 

احمد نظری (سرپرست)

07720238311

مهدی ورکش (جانشین)

07720238284

محمد نصرآبادی (پشتیبان مستقر در تهران)

09354477458

مرضیه کشاورز (مخابرات)

07720238406

 مجید قاری حیدری (مسئول گروه یک)

 07720238389

 سید محمد حسین آقایی پور (گروه دو)  07720208001
 عباس کلهر (گروه سه)  07720207999
 فاطمه عفتی (جانشین گروه یک و مسئول گروه بانوان)  07720207993

 

نکات:

* این مجموعه سعی خود را برای برگزاری این سفر انجام میدهد اما هیچ تضمینی در اجرای برنامه نیست. ممکن است چند روز قبل از اربعین به هر دلیلی از برگزاری سفر به صورت دسته جمعی منصرف شویم که دراین صورت هزینه ها را مسترد میکنیم و هر کسی تمایل داشت میتواند با افراد یا گروههای دیگری سفر کند. ممکن است حتی برای هماهنگی با افراد دیگر هم زمان نداشته باشید. پس لطفا این موضوع را جدی بگیرید.

* تعداد نهایی و تعداد خانمها بسته به تعداد حضور اقایان دارد. پس همه چیز تا لحظات اخر متغیر خواهد بود.

* همراه داشتن پاسپورت همیشه و همه جا حتی هنگام تجدید وضو الزامی است. ( حتما کوله کمری یا کیف کوچک زیپ دار که بتوان از گردن آویزان نمود برای قرار دادن پاسپورت و پول نقد به همراه داشته باشید ).

* لازم است آمادگی پیاده روی این مسیر را در طول سه روز و حتی در شرایطی کمتر از سه روز و پیاده روی شبانه را داشته باشید.

* در طول پیاده روی نجف تا کربلا امکان استفاده از وسایل نقلیه بین راهی برای اعضای مجموعه وجود ندارد. خواهشا به این امید که هر جا خسته شدیم سوار میشویم ثبت نام نکنید.

 

* خانمها حتما از پوشش چادر استفاده میکنند.

* این سفر با تمام معنویتی که دارد سختی های خودش را دارد. هر نوع سختی که فکرش را بکنید. اگر بار اولتان است از روی این بند به راحتی رد نشوید و با دوستان با تجربه خود مشورت نمایید.


 

 

در ضمن دنبال راحتی و سفر گل گشت نباشید. راحتی و اسایش اصلا با این سفر جور در نمی‌آید. سفر کربلا به هر حال سخت است. سفر کیش که نمی‌روید. با مشهد هم خیلی فرق دارد. مخصوصا اگر عزم پیاده روی دارید. از الان خودتان را برای لذت سختی در راه حسین (علیه السلام) آماده کنید که بسیار دلچسب است.

نکات قبل از سفر:

کاروان‌های مختلفی برای پیاده‌روی اربعین و نیمه شعبان ثبت نام می‌کنند. اینم بگم که حج و زیارت به صورت پیاده کاروانی ندارد و این کاروان ها هیچ کدام تحت نظر حج و زیارت نیستند. لذا همه شان تعهد میگیرند که جانتان پای خودتان است. (اصلا نگران نباشید به ریسک جانی ش کاملا می ارزد)

اگر گذرنامه ندارید یا گذرنامه تان کمتر از ۶ ماه اعتبار دارد سریع بجنبید که آمدنش کمی طول میکشد. اول از سایت پلیس + ۱۰ مدارک گذرنامه را چک کنید و با مدارک بروید به پلیس + ۱۰.

از فرصت بیکاری در اتوبوس برای خواندن ادعیه، حفظ قرآن، گوش دادن به روضه و… استفاده کنید. فراگیری زبان عربی هم خیلی توصیه می‌شود.

برای همه افراد داشتن سیم کارت عراقی لازم است. در این خصوص به صورت گروهی عمل خواهد شد.

برای خرید به قدر ضرورت اکتفا کنید سعی کنید بیشتر از فضای ایام اربعین لذت ببرید. اگر خریدتان سنگین باشد ممکن است سرپرست مجبورتان کند آنها پس دهید و یا از خیرشان بگذرید. این سفر، سفر خرید و سوغاتی آنچنانی نیست. قبلا عرض کردیم که با زیارت معمولی فرق میکند.

- در این سفر توقع زیارت چه در نجف و چه در کربلا را نداشته باشید. زیارت ما پیاده روی تا کربلاست.

تمام مسیر پر از موکب است. عراقی ها واقعا در این مواقع سنگ تمام میگذارند. مخصوصا در اربعین. همه نوع خوراکی، محل اسکان، دستشویی، حمام، مشت و مال، انواع نوشیدنی، انواع دارو و…

با اوصافی که گفته شد نیاز به وسایل چندانی برای بین راه نیست. فهرستی که برای بین راه پیشنهاد میشود از قرار زیر است:

پیاده روی فرصت خوبی است برای ذکر گفتن. حتما تسبیح همراه ببرید. از معدود فرصت های شما برای خواندن زیارت عاشورا با صد لعن و صد سلام همین پیاده روی است. از دستش ندهید. اگر جمعی باشد چه بهتر، در مسیر بلند بخوانید.

در زمان خوابیدن در موکب‌ها حواستان به کوله و موبایلتان باشد.

هر بار که برای استراحت یا نماز می‌ایستید، پاهایتان را مخصوصا کف آن را ماساژ دهید. ترجیحا با آب بشویید. به پشت خوابیده و پاها را به دیوار تکیه دهید تا خون جمع شده برگردد. کفش را هم که یادتان نرفته. حتما باید مسیری برای هوا داشته باشد.

 

 

مختصری از برنامه و زمان بندی تقریبی:

روز جمعه ششم آذر 94:

حرکت از فرودگاه مهرآباد به مقصد اهواز

حرکت به سمت یکی از مرزهای خروجی کشور به سمت عراق
انجام عملیات خروج از کشور

ورود به کشور عراق و عزیمت به سمت نجف اشرف

 

شنبه:

اقامت در نجف یک تا دو شب. در صورت امکان زیارت مسجد سهله و مسجد کوفه در نجف.

حرکت به طرف ابتدای مسیر پیاده روی به سمت کربلا و شروع پیاده روی

رسیدن به کربلا و اقامت در روز قبل از اربعین یا روز اربعین.

اقامت در کربلا تا بعد از اربعین و زیارت

حرکت به سمت یکی از مرزها در یکی از تاریخهای اعلام شده

اطلاعات مربوط به مسیر پیاده روی

میزان مسافت :90 کیلومتر

تعداد ستون ها : ۱۴۵۲ ستون

فاصله بین هر ستون : ۵۰ متر ( ۲۰ستون =۱ کیلومتر)

زمان لازم برای پیاده روی کل مسیر: ۲۰ تا ۲۵ ساعت (متوسط روزی ۷ تا ۸ ساعت)

زمان تخمینی سفر پیاده : ۳ روز

شرایط و مراحل ثبت نام در برنامه:

شرایط ثبت نام:

*** شرایط ثبت نام در این برنامه با شرایط درج شده در سمت چپ صفحه ی سایت - که شرایط ثبت نام در برنامه های رسمی گروه است- متفاوت میباشد که به این شرح است:
این برنامه در قالب برنامه های رسمی گروه محسوب نمیشود و کاملا به صورت شخصی برگزار میگردد. ولی برای هماهنگی در سفر یک نفر به عنوان سرپرست مشخص شده است تا دچار هرج و مرج در سفر نشویم. سرپرست هیچ مسئولیتی ندارد چون برنامه کاملا شخصی است. کسانی که در برنامه ثبت نام میکنند مانند آن است که خودشان راهی سفر هستند ولی برخی هماهنگی ها به صورت جمعی انجام میگیرد. از سایت گروه فقط به عنوان منبع اطلاع رسانی استفاده میشود.

- با توجه به توضیحات بالا، سرپرست برنامه افراد شرکت کننده را از میان اعضای گروه از بالاترین سطح تا سطح اعضای ثابت انتخاب مینماید. تاکید میگردد انتخاب افراد از بین اعضای گروه یا ارجاع به برخی قوانین گروه، دلیل بر برگزاری برنامه از طرف گروه نمیباشد.

- کسانی که مشمول بند فوق نمیباشند، برای ثبت نام از طریق ایمیل به سرپرست اعلام آمادگی مینمایند تا در مورد آنها تصمیم گیری شود. اولویت در خصوص این دسته از عزیزان با کسانی است که توسط اعضای گروه معرفی و تایید شوند. موضوع ایمیل کلمه "اربعین" ذکر شود و در متن ایمیل مشخصات کلی، مختصری از فعالیتهای ورزش، نحوه آشنایی با گروه و نام افراد معرف را بفرمایید.

*** ثبت نام در برنامه و واریز وجه، به منزله انعقاد عقد صلح با سرپرست است. سرپرست مبالغ دریافتی را در هر زمینه که صلاح بداند هزینه میکند و از این بابت رضایت طرفین با انعقاد صلح، حاصل میشود.

اعلام آمادگی برای افراد آزاد است. فرصت اعلام آمادگی تا دهم محرم الحرام میباشد. شرایط عمومی و احتصاصی افراد شرکت کننده بعدا اعلام میشود.

*** دوستانی که اسامی آنها در قسمت داوطلبین قرار میگیرد، کسانی هستند که اعلام آمادگی شرکت در برنامه نموده اند و از طرف سرپرست، ثبت نام قطعی آنها بلا مانع است و لازم است بعد از اعلام سرپرست به آنها، نسبت به قطعی نمودن ثبت نام خود اقدام نمایند. مابقی دوستان باید منتظر اعلام پیش برنامه یا انجام اقدامات خاص مانند آشنایی با نرم افزارهای جی پی اسی قابل نصب بر روی گوشی موبایل و مواردی از این دست باشند. ممکن است بعد از انجام این امور حضور آنها قطعی نشود.

مراحل ثبت نام:

- مطالعه کلیه موارد گفته شده در این صفحه و مشورت با زائرین سالهای گذشته و اطمینان از تحمل سخت ترین شرایط ممکن.

- اعلام آمادگی از طریق پیامک به سرپرست برنامه.

- واریز هزینه برنامه علی الحساب 600 هزار تومان به شماره کارت سرپرست بعد از گرفتن تاییدیه از سرپرست. (هزینه تهیه ویزا و دینار مورد نیاز در عراق با خود دوستان است.*** برای کسانی که طبق قوانین گروه، مهمان محسوب میشوند سی درصد به هزینه تمام شده اضافه میگردد).

*** چنانچه در طول سفر به هر علتی(گم شدن، خستگی، مصدومیت و ...)، فرد از گروه جدا شود، هزینه ای به وی مسترد نخواهد گشت.

- گرفتن ویزای انفرادی  در اسرع وقت بعد از اعلام سرپرست در صورت نیاز

- تهیه دینار مورد نیاز برای استفاده شخصی در طول سفر

- واریز فیشهای مورد نیاز برای خروج از کشور مانند عوارض خروج و شهرداری در صورت اعلام

رصد نمودن سایت یا صندوق پیامک گوشی همراه خود برای مراحل بعدی

 * در صورت ثبت نام و عدم موفقیت در گرفتن ویزا تا زمان حرکت، چنانچه با توجه به ثبت نام فرد هزینه ای شده باشد، از مبلغ واریزی کسر و مابقی هزینه به وی مسترد میگردد.

 اطلاعات برنامه ممکن است تا لحظات آخر ویرایش گردد و ثبت‌نام کنندگان ملزم به چک کردن این اطلاعات می‌باشند. تغییرات 12 ساعت قبل از شروع برنامه از طریق پیامک ارسال می گردد.

سایر لوازم مورد نیاز:

- گذرنامه دارای اعتبار به همراه ویزای مسافرتی به کشور عراق.

- پوشاک مناسب فصل

- جیره خشک همراه، مقداری نبات، نمک، مقداری عسل، لیوان شخصی، وسایل شخصی مسافرتی (مسواک خمیر دندان، حوله، چفیه، شامپو، صابون خمیری و ژل شستشو)

- همراه داشتن داروهای ضروری و شخصی، قرص های مسکن و ضد اسپاسم، چسب باند، باند کشی، قرص جوشان ویتامین ث، پودر ضد اسهال(او آر اس).

- کوله پشتی مناسب (به هیچ عنوان از ساک دستی یا مسافرتی استفاده نمکنیم).
- پماد مناسب برای تاول و عرق سوز.

- کفش راحت و مناسب که قبلا بارها آن را پوشیده باشید. تاول و پا درد جزء جدا نشدنی برنامه است. پس با انتخاب کفش مناسب این مورد را کاهش دهید. برای برخی دمپایی راحتی و برای برخی کتونی سبک بسیار نرم بهترین گزینه است. در این خصوص با دوستانی که سالهای گذشته رفته اند مشورت کنید.

- دمپایی سبک و مقاوم

- مهر سبک (به خاطر سنگین نشدن وسایل از آوردن چادر نماز و سجاده و مانند آن خود داری نمایید.)

 * در عین توجه به آوردن ره توشه مورد نیاز و ره توشه پیشنهادی به این نکته هم توجه داشته باشید که از وسایل مسافرتی استفاده کنید کوله شما از حد معمول سنگین تر نشود. در صورت مشاهده کوله سنگین تر از حد معمول (نهایتا 7 کیلو)، شاید مجبور شوید وسایلتان را این طرف مرز رها کنید.

** به هیچ عنوان غیر از پاسپورت هیچ کارت شناسایی دیگری همراهتان نباشد. حتی کارت کتابخانه. از پوشیدن لباس خاکی، بسیجی، عراقی و مانند آن خود داری شود.
توضیحات:
 
* سعی کنید وسایل کم وزنی را با خود حمل کنید. نیازی به همراه داشتن غذا یا آب نیست چون مقدار زیادی غذا و آب در مسیر موجود است.  
* مقداری داروی اساسی برای ۲ یا ۳ روز پیاده روی همراه داشته باشید. مانند قرص سرماخوردگی، پماد برای باز شدن عضلات پا، باند کشی برای بستن پا در صورت نیاز، و… البته تعدادی کلینیک های کوچک و کمپ های درمانی در طول مسیر وجود دارند.
* خانمها از چادری استفاده کنند تا امکان انداختن کوله باشد. انواع چادرهای لبنانی و ملی مناسب است.
* به هیچ عنوان از کیف دستی اسفتاده نکنید. استفاده از کوله پشتی مناسب الزامی است.
 برای جلوگیری از سرماخوردگی لباس های مناسب به همراه داشته باشید: جوراب، دستکش، کلاه، پوشش گوش، کاپشن پلار و لباس گرم. البته بنابر تجربه هوا در طول روز مناسب و در شبها حسابی خنک است. لباسهای گرمتان را حتی الامکان جوری انتخاب کنید که دکمه یا زیپ داشته باشد و قابلیت کم یا زیاد کردن لباسهایتان را در طول مسیر داشته باشید. خانمها بهتر است، پارچه ای نرم مشکی مستطیل که جلوی صورت را بگیرد تهیه کرده و کش دوخته و چیزی شبیه پوشیده درست کنند تا در طول مسیر از سرما و گرد و غبار محافظت کند.


ره توشه پیشنهادی:

 * به همراه داشتن کیسه خواب گرچه اجباری نیست، اما شدیدا توصیه میشود به همراه داشته باشید. وزن کیسه خواب نهایتا یک کیلو و پانصد گرم بیشتر نباشد. اگر کیسه خواب نمیاورید، ملحفه سبک به همراه داشته باشید.

* میتوانید یک قرآن، دعا و زیارت جیبی و یا مداحی مورد علاقیتان به همراه داشته باشید. البته بهتر است این ها را درموبایل خود داشته باشید تا درحال پیاده روی گوش فرا داده یا بخوانید.

*  دوربین عکاسی یا فیلم برداری و مانند آن . امکان شارژ دستگاههای شارژی در موکب های بین راه وجود دارد. در این سفر تصاویر بی بدیلی میتوانید شکار کنید.

* قلم و کاغذ

* سه راهی بیسیم برای پریز برق. (هر چند نفر یه دونه سه راهی داشته باشن خوبه. ممکنه پربزهای برق مشغول باشه و مجبور شوید تو نوبت بمونید).

 

 

 

لینک هواشناسی

 

شهر نجف

 

شهر کربلا

 

 

توضیحات کاربردی

تذکرات:

 

ثبت‌نام در برنامه و واریز وجه به منزله قبول اطلاع کامل از قوانین گروه و تعهد به رعایت دستورات سرپرست و نیز به منزله انعقاد عقد صلح با سرپرست برنامه می‌باشد. موضوع عقد صلح پرداخت هزینه در قبال اجرای برنامه طبق شرایط اعلام شده است و سرپرست می‌تواند هزینه دریافتی را با هماهنگی مسئول گروه، در هر موردی که صلاح بداند هزینه نماید و از این بابت رضایت طرفین با انعقاد صلح، حاصل میشود.. تمامی نکات ارائه شده‌ی کتبی و شفاهی از طرف سرپرست به عنوان شروط ضمن عقد در نظر گرفته میشود.

سرپرست اختیار دارد با توجه به وضعیت آب و هوا، اعمال سیاستهای ترافیکی، امنیتی، اخلاقی و...از طرف مراجع ذی‌صلاح، هدف آموزشی، وضعیت‌بدنی و فنی همنوردان و یا هر نوع عامل خارج از اختیار سرپرست، برنامه را کنسل و یا با برنامه‌ای دیگر در همان منطقه یا منطقه نزدیک به آن جایگزین نماید. در این صورت نیز بازگرداندن تمام یا مقداری از هزینه برنامه با تصمیم سرپرست خواهد بود.

همنوردان به غیر از کارت بیمه ورزشی فدراسیون پزشکی ورزشی که برای شرکت در هر برنامه الزامی است و می بایست تهیه نمایند، از طرف گروه تحت پوشش هیچ نوع بیمه‌ی دیگری نمی‌باشند. مسئولیت عمل به تعهد در قبال کارت بیمه ورزشی صادره از فدراسیون پزشکی ورزشی به عهده گروه نمی‌باشد.

سرپرست در ثبت‌نام همنوردان ملزم به رعایت نظرات کمیته فنی می باشد و از هیچ آداب و ترتیب دیگری مانند اولویت ثبت‌نام و ... تبعیت نخواهد نمود.

به منظور استفاده در انواع رسانه ها، سایت و فضاهای مجازی دیگر و بعضا در حوزه نشر و ...، در تمامی برنامه ها، فیلم و عکس گرفته میشود. فلذا عزیزانی که تمایل ندارند تصویرشان پخش شود، خودشان دقت نمایند که داخل کادر نباشند و یا با استفاده از دستمال سر و ... صورت خود را بپوشانند. تصویربردار و ... مسئولیتی در این خصوص ندارند.

لطفا تقاضای پرداخت وجه را در روز اجرای برنامه به صورت نقدی نفرمایید.

همنوردان محترم چنانچه به هر علتی از برنامه انصراف دهند، هیچ‌گونه وجهی مسترد نمی‌گردد مگر در شرایط خاص با صلاحدید سرپرست.

حداقل پانزده دقیقه زودتر از زمان اعلام شده در محل قرار حاضر شوید. چنانچه لحظاتی پس از زمان اعلام شده رسیدید، مسئولیت آن به عهده خودتان می باشد و طبیعی است که هیچ وجهی مسترد نمیگردد.

اجازه صعود به افراد در هر نقطه از برنامه با صلاحدید سرپرست داده می‌شود و تمامی افراد ملزم به رعایت این نکته می‌باشند.

درصورت نیاز بازدید از وسایل همنوردان توسط سرپرست، در ابتدای برنامه یا حین برنامه انجام خواهد شد.

اطلاعات مورد نیاز از قبیل دمای هوا، سرعت باد، بارش و هرگونه اطلاعات دیگر در خصوص منطقه و نحوه صعود را از طریق سایتهای معتبر یا هر طریق دیگر به دست آورید و به غیر از لوازم مورد نیاز اعلام شده توسط سرپرست، لوازم متناسب با شرایط برنامه را به همراه داشته باشید. مسئولیت ملاک قراردادن این اطلاعات با شرکت کنندگان است.

هرگونه سؤال یا ابهامی را در مورد برنامه می‌توانید در وقت مقتضی از سرپرست برنامه بپرسید.

اطلاعات برنامه ممکن است تا لحظات آخر ویرایش گردد و ثبت‌نام کنندگان ملزم به چک کردن این اطلاعات می‌باشند. تغییرات 12 ساعت قبل از شروع برنامه از طریق پیامک ارسال می گردد.

 


 

شرایط ثبت نام:

مطالعه کامل قوانین و آیین نامه داخلی گروه و توضیحات این برنامه

 

مراحل ثبت نام:

1- ابتدا می بایست در سایت لاگین نمایید چون پس از وارد کردن نام کاربری و گذرواژه، شماره تماس سرپرست و ... قابل رویت می‌باشد و امکان ارسال کامنت فعال می گردد.
2- احراز شرایط شرکت در برنامه از طریق مطالعه سایت (برای اعضا) و ارسال پیامک حاوی صعودهای شاخص و آخرین صعودهایتان به سرپرست و استعلام نظر ایشان (برای مهمانان).

3- ارسال کامنت در صفحه برنامه (برای اعضا) یا پیامک به سرپرست (برای مهمانان) با محتوای: "قوانین و آیین نامه های گروه و تمامی شرایط برنامه ..... مورخ ..... را مطالعه کرده، قبول دارم و داوطلب شرکت در برنامه هستم."
4- در صورت تایید سرپرست، اسم شما توسط ایشان در لیست داوطلبین برنامه درج خواهد شد.
5- به صفحه لیست اعضاء مراجعه نمایید. (دوستانی که اسامی شان در لیست نیست و مهمانان محترم و همنوردانی که حق عضویت عقب افتاده دارند، می بایست هزینه مهمان پرداخت نمایند)
6- با توجه به توضیحات بالا هزینه مهمان یا اعضاء را به شماره کارت سرپرست واریز نمایید.
7- ارسال پیامک واریز وجه برای سرپرست، شامل مشخصات فیش واریزی و چهار رقم آخر کارت مبدا
8- دریافت پیامک تایید ثبت نام از سرپرست یا اضافه شدن اسم شما در لیست همنوردان یا مهمانان

بدیهی است چنانچه مراحل فوق به پایان نرسد ثبت نام شما ناموفق می‌باشد.

 


اگر در برنامه شب مانی در چادر داشته باشیم:
نکات لازم در مورد چادر :

1- همنوردان گرامی مطالب مربوط به کمپ و چادر زدن را از دو مقاله اصول برقراری کمپ و اصول ابتدایی کمپینگ درکوهستان مطالعه بفرمایید.(مخصوصا دوستانی که تجربه شب مانی در طبیعت را نداشتند): 
2- قبل از برنامه چادر خود را چک بفرمایید و از سالم بودن تمامی قسمتهای آن اطمینان حاصل کنید.
3- قبل از کوله چینی حتما قسمتی برای چادر خود در نظر داشته باشید چون تعدادی از دوستان در شروع برنامه چادر را تحویل می گیرند.
4- برای آوردن اجاق خوراک پزی، کتری و .. با هم چادری خود هماهنگ یا وسایلی که دارید به بنده اطلاع دهید تا هماهنگ کنم.
5- در ضمن برای حمل چادر و چادر زدن حتما با هم همکاری لازم را داشته باشید.
6- زیر انداز عایق برای کف چادر فراموش نشود.

 

در برنامه هایی که بامداد و یا ابتدای روز شروع می شود، پس از صرف صبحانه در محل قرار حاضر شود. به همین ترتیب برنامه هایی که بعد از ظهر و شامگاهان اجرا می شود، نهار و شام را قبل از زمان تجمع میل نمایید.

 در برنامه هایی که پس از اذان آغاز میگردد، بعد از ادای نماز در محل قرار حاضر شوید.

 

 

اگر در برنامه شب مانی در چادر داشته باشیم:

تقسیم بندی چادر :

نکات لازم در مورد چادر :

1-      همنوردان گرامی مطالب مربوط به کمپ و چادر زدن را در این قسمت مطالعه بفرمایید.(مخصوصا دوستانی که تجربه شب مانی در طبیعت را نداشتند): 

2-      قبل از برنامه چادر خود را چک بفرمایید و از سالم بودن تمامی قسمتهای آن اطمینان حاصل کنید.

3-      قبل از کوله چینی حتما قسمتی برای چادر خود در نظر داشته باشید چون تعدادی از دوستان در شروع برنامه چادر را تحویل می گیرند.

4-      برای آوردن اجاق خوراک پزی، کتری و .. با هم چادری خود هماهنگ یا وسایلی که دارید به بنده اطلاع دهید تا هماهنگ کنم.

5-      در ضمن برای حمل چادر و چادر زدن حتما با هم همکاری لازم را داشته باشید.

6-      زیر انداز عایق برای کف چادر فراموش نشود.

خدمات:

خدمات این سفر همه اش " برکات الحسن عیه السلام " است که در طول سفر آشنا خواهید شد. این مجموعه، کوچکترین تعهدی در قبال وسیله نقلیه، خوراک، اسکان یا هر نوع خدمات دیگری ندارد. این موضوع را بیش از حد جدی بگیرید.

مشروح گزارش :

نویسنده گزارش آخرین اخبار دریافتی از کاروان اربعین:
نصرآبادی (مستقر در تهران 09354477458)


با سلام و عرض ادب، سعی می شود اخرین اطلاعات و اخبار دریافتی از دوستان کاروان را در این بخش اضافه کنم.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------

آخرین خبر دریافتی

 

 

پایان سفر با فرود هواپیمای حامل زائرین کاروان سفراربعین ورکش در تهران: ساعت 18 عصر روز شنبه 14 آذرماه 1394

 

پرواز از شهر اهواز به سمت تهران: ساعت پرواز 17 روز شنبه از اهواز

 

عبور از مرز چزابه و ورود به ایران:  ساعت 21:00 امروز جمعه کاروان از مرز چزابه  وارد ایران شدند و پس از اقامه نماز به سمت اهواز حرکت میکنند! (الحمدلله همه سالم و سرحال هستند). امشب دوستان در اهواز اقامت دارند و فردا(روز شنبه) ساعت 16:30 دقیقه با هواپیما به سمت تهران عازم خواهند بود.

 

روز جمعه (وداع با کربلا)، ساعت 9:30 دقیقه صبح: کربلا را به مقصد چزابه ترک کردیم، همگی سالمیم،بدون هیچ مشکلی، پیام بعدی انشاله از ایران

 

روز پنج شنبه (اربعین به وقت عراق): سحرگاه حضور در بین الحرمین به صورت گروهی، ساعت 13 هم زیارت حضرت حر (ره)، حضور در نخلستان پس از زیارت حضرت حر، شب: حضور در حرم جهت زیارت آخر --- همه خوب و سلامت هستند الحمدلله--

سلام، ما همگی سالم و سلامت رسیدیم کربلا و  در یک خانه هماهنگ شده مستقر شدیم: امروز چهارشنبه 10 دقیقه بامداد

 

 ادامه حرکت کاروان از عمود 890 به سمت کربلا (توقفگاه بعدی کربلا) : ساعت 3:30 بامداد سه شنبه 

استقرار در عمود 890، استراحت و ادامه حرکت از فردا صبح: روز دوشنبه ساعت 18

ادامه حرکت کاروان به سمت کربلا از موکب طریق الحق: ساعت 3 بامداد روز دوشنبه

حرکت از از منزل ابواحسان در نجف و قرارگرفتن در مسیر پیاده روی نجف- کربلا: ساعت 9:45 صبح روز یکشنبه

حضور کاروان در حرم حضرت امیر (ع) : هم اکنون ساعت 16 روز شنبه  
ورود به شهر مقدس نجف و استقرار در منزل ابواحسان: ساعت 20 دقیقه بامداد روز شنبه 
عبور از مرز چزابه : ساعت 14:30 دقیقه روز جمعه
حرکت از اهواز به سمت چزابه
رسیدن به اهواز: ساعت 8 صبح روز جمعه
حرکت از تهران به سمت اهواز: ساعت 6:40 دقیقه صبح روز جمعه

 

 

 

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

نام برنامه: پله پله تا سلام بر ...

تاریخ اجرای برنامه: 6 تا 14 آذر 1394 مصادف با 14 تا 22 صفر 1437

سرپرست: آقای احمد نظری

جانشین: آقای مهدی ورکش

همنوردان:

خانم ها: مائده جهانشاهی، مریم حسینی، راضیه خجسته پور، رقیه خجسته پور، فاطمه عفتی، مرضیه کشاورز، فهیمه نجفی، زکیه نظری، عاطفه نظری.

آقایان: سید محمد حسین آقایی پور، مرتضی امامی کوشا، مهدی بشیری، محمد رضا پورهاشمی، محمد صالح خندق آبادی، مجید قاری حیدری، عباس کلهر.

مهمانان:

خانم ها: زهرا سادات آقایی، ریحانه صفوی، زهرا غلامی، فائزه محتشم، اعظم نظری.

آقایان: علیرضا انجلاس، امیر حسین رجبی، علی اصغر رضایی، احمد شاکری، محی الدین شاکری، یحیی شاکری، سید مصطفی میرتاج الدینی.

دوستانی که در بخش هایی از مسیر همراه ما بودند: مسعود خباز و الهه زاهدی، یاسر قدسی و امید عباسی، محمد حسین فردوسی، حسین و زینب حقانی، محمد رضا وحیدی و زهرا مهدوی، احمد، محمد مهدی، زینب و فاطمه کریمی، بلال وثوق.

نوع و سطح برنامه: پیاده روی سنگین

شروع و پایان برنامه: فرودگاه مهرآباد ترمینال 4 (شروع)، ترمینال 2 (پایان)

مسیرها:

 

چزابه- نجف: چزابه- المشرح- العماره- عکیل- ناحیه الفجر- عفک- دیوانیه- شامیه- ابوصخیر- نجف

کربلا - چزابه: کربلا-حیدریه-کفل- ابوصخیر- شامیه - دیوانیه - عفک - ناحیه الفجر - عکیل - العماره - المشرح چزابه

وضعیت آب و هوایی هنگام اجرای برنامه: آسمان آبی و صاف.

وسایل مورد نیاز: کفش، صندل یا هر نوع پاپوش راحت، لباس مناسب ، کوله پشتی، کیف کمک های اولیه (دارو و مواد التیام بخش)، جیره خشک، لیوان، وسایل بهداشتی شخصی، کیسه خواب و مهمتر از همه اینها عشق.

مراكز امدادي، پناهگاه ها و جانپناه هاي موجود در منطقه :چادرهای هلال احمر جهت امداد رسانی و تا دلتان بخواهد موکب جهت شب مانی.

امكانات منطقه: هر چیز برای زائر نیاز باشد پیش پیش برکاتش را فراهم کرده اند. ( کلیه امکانات رفاهی و بهداشتی)

منابع تامین آب آشامیدني: آب برکات الحسین به صورت بسته بندی ترجیحا.

هزینه: هزینه سفر برای اعضای گروه با احتساب هزینه ویزا ۷۶۰ و برای میهمانان عزیز ۸۶۰ هزار تومان است. (120 هزار تومان هزینه ویزا)

 

زمانبندی

روز اول جمعه 6 آذر 1394 (14 صفر 1437)

تجمع

4:30

پرواز از تهران

6:50

اهواز

7:45

حرکت از فرودگاه اهواز به سمت مرز

8:45

پیاده روی بخاطر شلوغی جاده

12- 11:45

حرکت با اتوبوس های شهرداری

12:20-12

نماز و ناهار. مرکز مین زدایی

14-13

مرز چذابه

14:30

ورود به خاک عراق از مرز چزابه

16:00

المشرح

16:50

منزل ابو احسان

23:15

روز دوم شنبه 7 آذر (15 صفر)

حرکت به سوی وادی السلام و زیارت حرم امیرالمومنین

11:00

تجمع برای برگشت به سوی محل اسکان

18:30

روز سوم یک شنبه 8 آذر (16 صفر)

حرکت از منزل ابو احسان

9:10

جاده اصلی

9:25

ستون 110

11:5

نماز. موکب حسینه بقیه الله (ستون 158)

12:45-12:00

موکب طریق الحق ( ستون 357)

16:10

روز چهارم دوشنبه 9 آذر (17 صفر)

حرکت

3:00

نماز صبح. ستون 474

5:45- 5:25

استراحت. ستون 542

6:50- 7

صبحانه. ستون 585

7:35

استراحت. ستون 642

8:45

نماز و ناهار. ستون 710

13-12

موکب فاطمه ستون 901

موکب شاه چراغ ستون 899

17

روز پنجم سه شنبه 10 آذر (18 صفر)

حرکت

3:20

گیت کربلا

4:30

نماز. ستون 987

6- 5:20

ستون 1171. ترحب بزوارها الکرام

10:10

استراحت چادرهای هلال احمر. ستون 1180

11:15- 10:30

موکب امام سجاد. نماز و ناهار. ستون 1230

14:30- 12:10

چایی و کیف روبروی فلافلی

15:45

نماز مغرب. ستون 40

18:15 - 17:30

منزل

23:30

روز ششم چهارشنبه 11 آذر (19 صفر)

سلام بر حسین (ع)

11

روز هفتم پنج شنبه 12 آذر (20 صفر)

زیارت اربعین

3

زیارت جناب حُر بن یزید زیاحی

14

گردش در نخلستان

16

 

 

روز هشتم جمعه 13 آذر (21 صفر)

حرکت

7

گاراژ

8:30

حرکت

8:55

عبور از مرز

21

اهواز

24

روز نهم شنبه 14 آذر (22 صفر)

نماز. زیارت علی بن مهزیار

13-12

ناهار

15- 13:30

پرواز

18- 17

 

و اربعین آغاز راه بود، آغاز تغییر بود. هنگامی که همه فکر و ذکرشان سفر بود، طلبیده شدن تنها دغدغه و دادن سلامی هر چند از دور تنها آرزو. وقتی خیال همه راحت شد و برگشتند، روزها و شب ها به یاد سفر هر چه یادگار آورده بودند را دوباره و صد باره دیدند و شنیدند و حس کردند. تصویر پروفایلشان در شبکه های اجتماعی بوی اربعین می داد و ذکرشان اربعین بعدی بود و اینگونه چراغ اربعین را همچنان روشن نگه داشتند در دل اما...

کم کم همه چیز به روال عادی باز می گردد، عکس ها به قبل از سفر، فکرها و ذکرها هم همچنین. اما کاش ما همان آدم قبل از سفر نشویم، کاش بعضی چیزها را تا اربعین بعد حفاظت کنیم، حال و هوای سفر، مهربانی ها، فداکاری ها، از خود گذشتگی ها، خلق نیکو و دست گرفتن برای رسیدن به مقصد. چرا که اربعین آغاز تغییر است و آغاز تمرین، تمرین برای بهتر شدن، تمرین برای نفس کشیدن در دولت موعود.

 

هیچی معلوم نیست

اگر چه سرپرست برنامه اربعین از ابتدا یک جمله را به کرات و وضوح بیان کرده اند و شعار سفر امسال اربعین گروه شده، جمله معروف : "هیچی معلوم نیست"- معلوم نیست بریم، معلوم نیست بیایم، معلوم نیست کِی بریم، معلوم نیست کِی بیایم، معلوم نیست کجا بریم!!!- اما وقتی مقایسه می کنیم، سال به سال تدارکات سفر اربعین پیشرفت می کند، از 3 ماه قبل مباحث مربوط به آن در جلسه مطرح می شود، برنامه روی سایت می رود و علاقمندان اظهار تمایل می کنند. اما.... باز هم "هیچی معلوم نیست"!!!

اصلا زیبایی این سفر به همین است، از یک سال قبل درباره آن فکر می کنی و تصمیم می گیری، چه بسا تا لحظه پایانی همه چیز را مهیا کنی، اما تصمیم با میزبان است و واقعا "هیچی معلوم نیست".

گفتم که لااقل ز علامات مومنین

این یک علامت است مرا اربعین رسید[1]

دعوت کننده به این معروف نیز دعوتش را متفاوت بیان کرده، دعوتی به ایمان به مومن بودن[2]، اما این بخش عقلی دعوت است.

شبیـه جـام، که دنـبال باده آمــده است

بـرای رفعِ عـطــش دل به جـاده آمده است[3]

جایی کسی می گفت: "اربعین مجلس روضۀ خود ارباب است. در حسینیه‌ای به وسعت کربلا. با دسته‌های عزاداری که آغازش نجف اشرف و پایانش نینواست. مجلس روضۀ ارباب باید باشکوه باشه. اربعین مجلس روضه‌ای است که خود ارباب گرفته‌اند و خواسته‌اند که همۀ دوستانشون بیایند. شاید امام حسین(ع) به این دلیل که خواهرشون زینب(س) اربعین می‌آید کربلا، مجلس روضه گرفته‌اند که خواهر را تسلی بدهند، خواهر احساس غریبی نکند."[4]

 

حب الحسین یجمعنا

دینی که در آن نماز را می توان از بیم جان نیمه کاره گذاشت، چرا زیارت امام حسین را با احتمال خطر هم سفارش کرده، آن هم نه یک بار مثل حج واجب، که هر چه می توانی. اینکه خون خدا همه چیزش متفاوت است حتما حکمتی دارد و پندی برای ما، باشد که جوینده باشیم و یابنده. هیچ کس اربعین ندارد جز حسین (ع)، هیچ معشوقی این همه عاشق پیاده از هر صنف و دسته ای ندارد جز او. پیاده و سواره، با سواد و بی سواد، غنی و نیازمند، پیر و خرد و جوان، سفید و سیاه و زرد، باتوان و ناتوان، زن و مرد و هزاران متناقض دیگر.

حالا تمام دغدغه ام این شده حسین

این اربعین کرب و بلا می بری مرا!!

با تمام این مقدمه ها ما هم دوست داشتیم از دعوت شدگان باشیم و البته شروع داستان هر کدام از ما متفاوت است و شنیدنی. اما آنچه بین بیشتر همسفران مشترک است، دادن پیامکی به سرپرست و اعلام حضوری در سایت و پس از آن قرار گرفتن نام در میان داوطلبان زیارت.

گروه تلگرامی اربعین94 راه اندازی می شود و اطلاعیه ها می آیند. اطلاعیه شماره 1: ویزا، زحمت ویزای گروهی را آقای حیدری می کشند. اطلاعیه بعدی هم می آید و اعلام رضایت قلبی در سلامت عقل با پیامک به سرپرست و جانشین انجام می شود. ارسال اطلاعات به آقای خندق آبادی برای ثبت نام در سایت و بالاخره اطلاعیه حساب و کتاب و بسیاری اطلاعیه های دیگر از حفظ شعر تا وصیتنامه و سفارشات لازم به ورثه قانونی.

هر بار نامی در گروه تلگرامی اضافه و کم می شود، نشان آن است که همسفری... . تا لحظات آخر زائران کم و زیاد می شوند، برخی معجزه آسا می آیند و برخی به مصلحت در لحظات پایانی خط می خورند و در نهایت لیست نهایی آن شد که دانی!!

روزها و ساعت ها نا مشخص اند و تغییر می کنند، تا بالاخره روز رفتن نهایی می شود. وعده ما: جمعه 6 آذر، ساعت 4:30، ترمینال4، فرودگاه مهرآباد.

راحتی سفر امسال از اینجا مشهود است، بخشی از سفر که تا سال گذشته برای خودش دردسری بود، حالا به یک سفر هوایی کوتاه تبدیل شده است. سیم کارت های عراقی تهیه شده در آخرین جلسه گروه تقسیم می شوند و همه شماره هایشان را در دفتر می نویسند، شب پیش از حرکت تصویر شماره های ضروری و گروه بندی ها ارسال می شود. 3 گروه ده نفره، به سرپرستی آقایان حیدری، آقایی پور و کلهر.

تذکرات و اخطارها برای اضافه بار داده شده، کوله بالای هفت کیلو مساوی با خداحافظی با وسایل اضافی و رهایی وسایل در فرودگاه!!

 

پله اول: جمعه 6 آذر 1394، 14 صفر 1437[5]

طبق وعده همه قبل از اذان صبح آمده اند، برخی با بدرقه کننده و برخی تنها، دوستی که همیشه شگفت زدمان می کند (خانم یوزباشی) هم برای بدرقه آمده با توشه و قرآن. کوله ها با ترازوی نامرئی سرپرست سنجیده می شوند و اجازه عبور می گیرند و قبل از حرکت برگه های شماره تلفن های ضروری هر گروه، تصویری از ویزای گروهی و با تعجب پلاکمان را تحویل می گیریم (یک طرف پلاک ها نام و کد ملی است و در سمت دیگر "کنار قدم های جابر"). نماز صبح را در فرودگاه مهرآباد می خوانیم و خداحافظی و پرواز شماره 830 آسمان ساعت 6:50 در انتظار ماست. حدود یک ساعت بعد، 7:45 پرواز به سلامت پایان می پذیرد و اتفاقی عجیب انتظارمان را می کشد. کوله ها می چرخند و به صاحبشان می رسند، اما یک کوله مقصد دیگری انتخاب کرده و نزدیک یک ساعتی ما را معطل خودش می کند، صاحب کوله هم با بزرگواری از خیر کوله می گذرند و سفر را ادامه می دهند (خدا را شکر که پاسپورتشان در کوله نبود). اتوبوس بیرون فرودگاه منتظر است تا به سمت مرز چزابه (چذابه) حرکت کنیم. ساعت 8:45 اتوبوس به سمت مرز حرکت می کند و اینگونه یک روز سال قبل را چند ساعته طی طریق می کنیم. فرصت برای انتقال و تمرین بر روی برنامه مَوِریک فراهم می شود، این یکی از نشانه های زائران کوهنورد استJ

هر چه به مرز نزدیکتر می شویم حال و هوای جاده اربعینی تر می شود، هوای بهاری خوزستان، حسینی شده، چندین سال است که خوزستانی ها هم مثل عراقی ها موکب برپا می کنند و چای و قهوه به زائران می دهند، تا خستگی سفر از تن به در کنند. از "بستان" که می گذریم و به مرز نزدیک می شویم، انبوه خودروهای شخصی پارک شده کنار جاده خودنمایی میکند و البته ترافیک خودروهای موجود در جاده ما را به پیاده روی در "طریق الحسین" می کشاند. 11:45 دقیقه پیاده روی مختصری در جاده داریم، همچون دیگر زائران، 15 دقیقه بعد دوباره به بخش بی ترافیک جاده می رسیم که برای تردد زائران، اتوبوس های شهرداری از شهرهای مختلف در نظر گرفته شده اند. ما هم سوار می شویم و 20 دقیقه ای هم سواره به سوی مقصد می رویم و پس از آن دوباره پیاده روی.

3 پرچم آبی "یا امیر المومنین حیدر" ابتدا (آقای رضایی)، میان ( آقای بشیری) و انتهای (آقای انجلاس) گروه را مشخص می کنند. یک طرف جاده را موکب ها پوشانده اند، از شهرهای مختلف آمده اند و موکب برپا کرده اند برای خدمت به زوار الحسین. گاهی دونفر روی صندلی ایستاده اند و از زیر قرآن می گذراندت، گاهی یکی بی هوا دستمال به کفشت می کشد و گاهی کسی با اصرار خوراکی می دهد، اربعین واقعا عجیب است!!!

ساعت 13 به مرکز رفاهی شهرداری تهران می رسیم، بنا بر قرار وسایل را می گذاریم گوشه ای تا 20 دقیقه ای نماز بخوانیم و برگردیم، پس از بازگشت هم هدایت می شویم به اولین برکات الحسین البته از نوع ایرانی اش و قرمه سبزی اش در موکب بستانی ها و دوباره مرکز رفاهی. ساعت 14 حرکت می کنیم به سوی پایانه مرزی چزابه و اندکی بعد در پایانه مرزی که شلوغ هم نیست بر اساس شماره های ویزای گروهی به صف می شویم و دوستانمان که ویزای انفرادی دارند از صف کناری می گذرند. قبل از عبور هم تذکرات درباره اطمینان از خوردن مهر خروج و ورود داده می شود. ساعت 14:30 از پایانه خارج می شویم، حدود 500-600 متری نقطه صفر مرزی را طی می کنیم، در انتهای آن چند افسر عراقی نشسته اند و با هلا بیکم یا زوار خوش آمد می گویند. از پایانه عراق هم که می گذریم انبوه برکات الحسین به چشم می خورد و شاید اکثر دوستان همانجا اولین فلافل برکات را هم نوش جان می کنند.

بیرون پایانه می نشینیم منتظر سرپرست و خودرویی به سوی نجف. محو تماشای آسمان زیبای عراقیم که امسال به ریزگردها ویزا نداده و خوردن پفک شیرین عراقی که به حرکت خوانده می شویم. با خواندن گزارش سال پیش منتظر هر وسیله ای هستیم، من جمله کامیون. خیلی از کامیون ها فریاد می زدند "مجاناً". اما سفر تشریفاتی ما ادامه دارد، ساعت 16 در وسیله نقلیه ای بین میدل باس و اتوبوس (سیاره باظرفیت 30 نفر ) راحت می نشینیم و به سوی نجف می رویم. آقای آقایی نیم ساعت تغییر ساعت ها را یادآوری می کنند. در حال حرکت که هستیم دوستان اندکی از خاطرات سال گذشته می گویند و خوشحالی جمع موجب تعجب راننده می شود!!!

سرپرست اشاره کوچکی به حضور نویسنده ای میان جمع می کنند و خواهشی مبنی بر نوشتن سفرنامه، آقای نویسنده اما آرام نشسته اند. ایشان به همراه 2 پسرشان برای زیارت آمده اند، اتفاقا یکی از آنها با یازده سال سن کوچکترین زائر گروه ما است. المُشَرَح را 10 دقیقه به 5 رد می کنیم، برکات الحسین های بسیاری نصیبمان می شود در میان راه و یکی از زائران با سابقه می گوید که عراقی ها کل سال خرج اربعین را جدا می گذارند، اینجا مردم حتی حساب و کتابی جدا برای حسین (ع) دارند!! هوا تاریک شده بعد از "العماره" حوالی "عکیل" در موکبی توقف می کنیم برای نماز. موکبی که در آن توقف کرده ایم ساختمانی است در دل بیابان، چیزی به خاطر می آورد این موکب و سایر موکب ها، به گمانم این موکب ها حکایت ما شیعیان است، موکب هایی که با چادر برپا می شوند و بعد هم زود جمع می شوند، حکایت آن دسته که همان دهه اول به یاد امام اند و در شام غریبان با امام خداحافظی می کنند تا سال بعد، این موکب های بلوکی و آجری اما حکایت آنهایی که دلشان قرص هست به پشتوانه او اما گاهی خالی از سکنه می شود، درست مثل همین موکب ها که در دیگر ایام خالی اند و مخروبه، کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا را صاحبدلی جنگ مدام خیر و شر در قلب ما می دانست.

اگر این ها را به حساب منبر بعد از نماز بدانید، پس بگویم که علی رغم انتظار میزبان نجفی و برنامه قبلی، آنها که اصلا نیاز به ذکر جنسیتشان نیست در رودربایستی صاحبان موکب لقمه ای بر می گیرند، این هم شام پس از منبرJ در اولین برخورد درگیر محبت خدام الحسین می شویم، یکی آب می آورد و یکی سجاده و البته همه درگیر محبت کس دیگریم و چون "هر که سپاس مردم نعمت دهنده را نگوید، سپاس خدای بزرگ را نگفته است[6]. " اولین تشکر را برای صاحبان این موکب می خوانیم.

أنتمُ الشُّرفاءْ ...أنتمُ الكُرماءْ

خِدمَةً للحُسينْ ... تَبذُلُونَ العَطاءْ

يا حسين يا حسينْ ...يا ضِيا كُلِّ عينْ

زادَكُمْ ربُّنا ... نِعمةً و هَناءْ

شاكِرونَ لكمْ ...كُلَّ هذا السَّخاءْ

يا حسين يا حسينْ ...يا ضِيا كُلِّ عينْ

حرکت می کنیم به سوی نجف و خانه آشنای ابو حسان، همو که ندیده برای همه آشناست و تا ساعت 23:15 دقیقه انتظار مهمان را کشیده اند. آقایان در طبقه همکف و خانم ها در طبقه دوم اتاقی که در اصل خانه عروس ابوحسان است، ساکن می شوند. سفره شام آماده است به سبک عراقی، چند نوع غذا و سبدهای پر از میوه، شرمنده محبتشان می شویم و از خجالت سفره در می آییمJ

 

پله دوم: شنبه 7 آذر 1394، 15 صفر 1437

در نجف سینه بی قرار از عشق  

گفت لا یمکن الفرار از عشق[7]

قبل از برنامه سنگ ها را وا کنده اند سرپرست محترم و طبق قرار قبلی به علت شلوغی و مسائل دیگر برنامه ای برای زیارت مسجد کوفه و سایر اماکن مقدسه نداریم، فقط از ترس سنگ شدن سلامی به امیرالمونین (ع) نصیبمان می شودJ

دوستان نه تنها از خجالت شام که از خجالت خواب هم در می آیند و در نتیجه پس از صرف صبحانه ای مفصل با صمون[8] عراقی و زیتون، ساعت 11 صبح (ظهر) با سه خودروی ون به سمت حرم حضرت علی (ع) حرکت می کنیم. از ون که پیاده می شویم دوباره مَوِریک و نقطه زنی خانه ابو حسان و اتمام حجت که اگر گم شدید چه کنید، یا گم نشوید یا با هم گم شوید و ...J

پیاده به سمت وادی السلام می رویم، چند دقیقه ای از پیاده رویمان گذشته که حی علی الصلاه، در چمن های کنار خیابان "علی بن ابیطالب (ع)" روی فرشی از نایلون زیر آفتاب "گنه سوز[9]" نجف نماز را به جماعت می خوانیم. پس از نماز آقای آقایی شارژهای دیناری سیم کارت عراقی را بین متقاضیان تقسیم می کنند، ظاهرا در بین راه به سختی می توان شارژ پیدا کرد. حال و هوای نجف هم حسینی است، همه جا موکب و مهمان نوازی، اما امروز چیزی از برکات الحسین نصیبمان نمی شود (البته این بخش شخصی است، چرا که حتما نصیب دیگرانی شده ).

به سوی وادی السلام یکی از بزرگترین شهرهای مردگان می رویم، واقعا شبیه شهر است، اتاق و خانه و کوچه و... . ابتدا به زیارت هود و صالح پیامبران الهی می رویم و سپس از میان کوچه ها و قبور به زیارت جناب قاضی. یس می خوانیم بر مزارش به امید دیدار دوباره. نگاهی به یک قبر زیر زمینیِ دست جمعیِ پر از طاقچه می اندازیم، فقط طاقچه ها ها از حد معمول گودترند و بجای عکس متوفی خود متوفی در آن جا می شود.

باید ولى شناخت سپس جان به کف گذشت

باید براى کرببلا از نجف گذشت[10]

وادی السلام این روزها حسابی شلوغ است، هر کس برای زیارت اربعین آمده احتمالا سری هم به این جا می زند. مقصد بعدی مقام امام زمان (عج) و امام صادق (ع( است، خانه ای با حیاطی کوچک که حالا مملو از شیعیان است، لبنانی ها با نظم ستودنیشان در حال خواندن دعا هستند و عده ای در انتظار فرصت برای بجا آوردن نماز. خروج از وادی السلام به سختی صورت می پذیرد، جمعیت زیاد است و راه باریک و در این میان صدایی که به گوش می رسد در نوع خود شنیدنی است، مداحی های هندی و پاکستانی و عربی با شور عجیب و غریبشان!!!

چند دقیقه ای از 15 گذشته که همه رو بروی هتل "ضیافه الامین" هستیم و ساعت بازگشت هم از 18 تغییر کرده و نیم ساعتی به آن افزوده شده است.

راز خلقت همه پنهان شده در عین علی است     

کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی است[11]

از ضلع شمالی حرم یعنی باب طوسی وارد می شویم، بیرونِ حیاط جمعیت غوغا می کند، جایی برای کفش ها و امکان همراه بردن آنها نیست و انبوهی کفش و دمپایی تلمبار شده اند، هرچه به این طرف و آنطرف نگاه می کنیم چاره ایی نمی یابیم جز دفن کفش ها زیر زمین!!!

السلام علیک یا ساقی

من علیک السلام می خواهم[12]

پس از سلامی در میان انبوه جمعیت بهترین جایی که نصیبمان می شود مسجد عمران بن شاهین است که سمت راست باب طوسی است و مخصوص خانم ها، از ایوان مسجد خوب که دقت کنی شاید نور ضریح امام از میان در و پنجره های مشبک به چشمانت برسد و ما به سلامی از همین دور قناعت می کنم. بعد از نماز جماعت هم از مسجد خارج می شویم و نمی دانم در شلوغی جمعیت وداع می کنیم یا نه.

در محل قرار حاضر می شویم و پس از زیارت، کام خود به "دهین[13]" شیرین می کنیم. راه رفته را باز می گردیم و پیاده تا گاراژ "بغداد" می رویم و سوار همان سیاره باظرفیت ( گنجایش سی و اندی زائر دارد) می شویم، یک همراه جدید به گروه اضافه شده ( آقای فردوسی نوجوان) که تا ساعاتی قبل از ورود به کربلا هم پا به پای گروه می آیند. مقصد خانه ابوحسان است، دوباره تذکراتی مبنی بر ذخیره شماره همراه عراقی دوستان و سرپرستان می گیریم. به منزل ابوحسان که می رسیم سفره ها پهن شده اند و انتظار ما را می کشند. باز هم چند نوع غذا (کباب، دلمه و چندین خورشت تا رشته های پلویی روی برنج که حکم زرشک ما را دارد ) و سبدهای میوه و شرمندگی از زحمت صاحبخانه. بعد از شام به طبقه دوم می رویم و مشغول آماده کردن سوغاتی می شویم تا ما هم اندکی از خجالت صاحبخانه در بیاییم. میزبان هم می آید و نظاره گر است. سفره ای قلمکار که سوغاتی یکی از دوستان است، روی زمین پهن می شود و باقی وسایل روی آن چیده می شوند. ام حسان و دخترها و عروس ها آمده اند و ما برایشان انتم الشرفاء می خوانیم و عکس یادگاری می اندازیم.

 

پله سوم: یک شنبه 8 آذر 1394، 16 صفر 1437


صحرا به صحرا، کو به کو ، داریم نم نم میرویم

پشت سر هم، دم به دم ، آدم به آدم میرویم[14]

صبح همراهان جدیدی به ما اضافه شده اند. آقای خباز و خانم همسر، آقای قدسی و دوستشان آقای عباسی. ساعت 9 پس از خوردن صبحانه و آماده کردن پاها ( به توصیه دوستان هر کدام به طریقی با چسب زینک از تاول های احتمالی پیشگیری می کنیم ) برای گام نهادن در جاده، کوله ها را بر دوش می گذاریم و عازم می شویم، پیش از آن اما انتم الشرفاء می خوانیم و عکس یادگاری می گیریم. صاحبخانه پیش تر گفته در میان همسایه ها به میزبانی زوار مباهات می کند. اجرکم عندالله.

پشت سر: مرقد مولا، روبرو: جاده و صحرا        

بدرقه با خود حيدر پيش رو، حضرت زهرا

10 دقیقه ای مراسم خداحافظی و عکاسی طول می کشد و 15 دقیقه ای هم در میان کوچه ها و خیابان ها تا می رسیم به خیابان اصلی. ابو حسان حق میزبانی را تمام می کنند و تا جاده اصلی (طریق المطار الحولی السریع) ما را بدرقه می کنند. از کنار موکب ها می گذریم، زائران پیاده در حرکتند و ما نیز به جویبار رونده زائران ملحق می شویم.

من ترک چایی کرده بودم سالیانی         

موکب به موکب اربعین چایی خورم کرد

کمتر از یک ساعت از پیاده روی گذشته که اولین موکب با صندلی های پلاستیکی اش ما را می خواند به اولین چای موکب، آقایان هم اولین ماساژ عراقی امسال را تجربه می کنند. دوباره انتم الشرفاء و خداحافظی. کودکان عراقی در اربعین بازی های کودکانه شان را تعطیل می کنند و عشق بازی با حسین (ع) را تمرین می کنند. کودکانی که عطر می زنند کف دست زائران تا بوی بهشت بگیرند، آنها که دستمال می دهند برای اشک بر حسین، آنان که دعوت می کنند زائران خسته را به استراحت. تنها شرط ورود به بازی عشق حسین را شاید بتوان روی پا ایستادن دانست. زائران هم سعی می کنند هوای این کودکان را داشته باشند و یادگاری هایی برای تشویق آنان همراه خود بیاورند. جویبار به رود نزدیک می شود، 11:5 در کنار رود توقف می کنیم. آیه الکرسی میخوانیم و دوباره اتمام حجت، اگر گم شدید، تماس بگیرید، خود را به یک خانواده یا کاروان ایرانی برسانید، در ساعات مشخص شده در برگه ها در کربلا و میدان ساعت باشید، ویزا، پاسپورت و پول نقدتان را لحظه ای از خود دور نکنید و ... .

کنار قدم های جابر، سوی نینوا رهسپاریم 

ستون های این جاده را ما، به شوق حرم می شماریم[15]

مسافت 80 کیلومتری نجف تا کربلا با 1452 تیر، عمود و یا ستون با فاصله 50 متری از هم مشخص شده اند. البته این تعداد ستون ها تا حرم ابوالفضل العباس ادامه دارند. اماستون های دیگری هم هست، 182 ستون که از داخل نجف شروع شده اند، بعد از خروج از محدوده جغرافیایی شهر نجف و ورود به طریق یا حسین، به اتمام می رسند و ستون ها دوباره از شماره یک آغاز می شوند.

مسیر نجف به کربلا به نوعی شامل 4 خط است، دو خط ابتدا و انتها متعلق به زائران پیاده نجف به کربلا و بالعکس و دو خط وسط متعلق به خودروها است. تیرها یا ستون های مشهور جاده هم در میان این دو خط قرار گرفته اند. در ایام پیاده روی اربعین به واسطه جمعیت زیاد زوار، خط خودرو نجف به کربلا هم به زائران پیاده اختصاص می یابد. مسیر مخصوص پیاده روی را مسیر برکات الحسین می نامیم، چون 99 در صد پذیرایی ها در آن خط است. برنامه گروه ما توقف و سرشماری در ستون های با دو رقم انتهایی 42 است.

راهى شدن، دریا شدن، یعنى کمال قطره ها        

ما هم به راه افتاده ایم و جانب یم میرویم[16]

ما از ستون 110 به رود جاری زائران می پیوندیم، حالا شور اربعین را بیشتر درک می کنیم. اولین شمارش در ستون 142 صورت می گیرد. با الله اکبر اذان (ساعت 12) در اولین موکب مناسب یعنی موکب حسنیه بقیه الله به مدت 45 دقیقه توقف می کنیم. پس از نماز هم دعوت می شویم به چای لیموی عراقی و آقای آقایی هم چند کاسه ای حلوای عراقی که البته فکر می کنند سمنو است، غنیمت می آورند. جناب آقای آقایی در سفر صاحب چفیه جادویی هستند، از خوردنی تا نوشیدنی احتمال خارج شدن هر نوع خوراکیی از چفیه هست. تا صحبت از آب و خوراک هست، اضافه کنم که طبق توصیه ها سعی شد اصلا از آب های غیر بسته بندی استفاده نکنیم و حتی مراقب ذخائر آبیمان هم باشیم. آب ها در بسته بندی به شکل لیوان و بطری در اختیار زائران قرار می گیرد. گه گاهی در میان برکات الحسین میوه هم تقسیم می شود. اما آنچه به خاطر مانده دومین ناهار برکاتی است که از دستمان رفت و در پاسخ، سرپرست محترم دوستان را به سبک زندگی اسلامی ایرانی می خوانند که در آن وعده ناهار نداریمJ

استراحت ها و شمارش ها تکرار می شود، عقب دار (آقای امامی کوشا) از گروه جدا شده اند و به وطن بازگشته اند. پرچم های بزرگ هیئت ها و دسته ها از کنارمان می گذرند، هر کدام نامی دارند و نقش بسته آن نام بر دل حاملش لابد، برخی آنقدر بزرگند که صورتمان را نوازش می کنند، ناخود آگاه یاد این جمله می افتم که بعضی از بزرگان به سیاهی های امام حسین چشم و دل متبرک می کرده اند، بعضی گوشه پرچمی که از کنارشان می گذشت را گره می زدند، نمی دانم به نیت حاجت بود یا دلشان را گره می زدند.

ساعت 16:10 در موکب طریق الحق واقع در ستون 357 اطراق می کنیم. برای ما سال اولی ها قدری عجیب است، فکر می کردم تا شب راه می رویم، اما هنوز هوا روشن است که توقف می کنیم. نکته همین است، یافتن موکبی با امکانات مناسب قبل از غروب آفتاب. قسمت مخصوص خانم ها شامل یک اتاق بزرگ، حیاطی کوچک و قسمتی است مخصوص خدام که پس از گذشتن از دو اتاق تو در تو به آشپزخانه می رسد. امکانات رفاهی غیر منتظره ای در موکب می بینیم، ماشین لباسشویی!!! اولین شب خوابیدن در موکب تجربه جالبی است، از عزاداری بعد از شام توسط زوار عراقی تا خدمات متنوع خدام که واقعا آدم را متعجب می کند. هر چه طلب کنی به دیده منت برایت فراهم می کنند. البته طلب ما که با ایما و اشاره و کلمات بین المللی استJ

بعد از نمازمغرب و عشا، شام را می آورند، کمی دقت می کنیم و در کمال تعجب می بینیم که شام کله پاچه است با تیلیت و ترشی در کنار آن. انتظار کله پاچه در موکب را نداشتیم، بماند که حاجت یکی از زائران بوده و ایشان همین شب اولی حاجت روا شده اندJ خانم حقانی و دوستانشان غافلگیرمان می کنند و شب به گروه می پیوندند و البته در روزهای بعد هم در رفت و آمدند. بعد از شام به دنبال آبجوش به آشپزخانه رفتیم، تجربه جالبی بود. غذای خدام کتلت بود، تعارف کردند، با همان ایما و اشاره و ما هم منتظر آب جوش. با یک کلمه فارسی "بنشین"، دعوت شدیم به نشستن در میان خدام. دختر نوجوانی که روبرو نشسته بود اشاره کرد که فارسی می فهمد و خیلی دوست داشت با هم صحبت کنیم، خجل شدیم از عربی ندانیمان. تنها کلمه یا جمله عربی بجز "شکرا" و تعارفات مرسوم، "شِسمُک؟" بود به معنی "اسمت چیست؟" این جمله هم که مخاطبش مشخص است، خردسالان چون پرسش و پاسخ ادامه پیدا نمی کندJ به دخترک 5 ساله ای که حالا روبرویمان ایستاده می گویم، همان یک جمله را "شسمک؟""عَطفان" مادرش همو که تک کلمه فارسی "بنشین" را گفته، دست و پا شکسته می گوید که ساکن ایلام است و عطفان در ایران مهدکودک می رود!!! دوباره می پرسم"اسمت چیه؟""نازنین". عطفان عراقی، نازنین ایرانی!!!

آب جوش را که می گیریم از محبتشان تشکر می کنیم و در ساعات پایانی شب سری به برکات الحسین می زنیم و از فلافل برکات هم بهره مند می شویم، در کمال تعجب فلافل بسیار بهداشتی است، حتی سُس را هم با دستکش هم می زنندJ قرار فردا 3 صبح است.

 

پله چهام: دو شنبه 9 آذر 1394، 17 صفر 1437

وقتی که در نگاه تو مقصد حرم شود

پاگیر جاده می شود آن دل که عابر است[17]

ساعت 3 صبح اندکی منتظر برادران می مانیم، در این وقت سحر می توان چای نوشید اما برای صبحانه هنوز زود است. از کنار موکب نان رضوی که میگذریم، شیر کاکائو و کیک مهمان امام رضا (ع) می شویم، به وقت اذان که نزدیک تر می شویم، زوار نماز شب خوان توجهمان را جلب می کنند. با صدای اذان توقف می کنیم برای نماز صبح. در موکبی نزدیک ستون 474، 20 دقیقه توقف می کنیم برای نماز از ساعت 5:25 صبح روز دوم جاری شدنمان در رود اربعین.

بعد از نماز همچنان در جاده برکات می رویم و انرژی ذخیره می کنیم و بعد برای سرعت بخشیدن به خط سرعت می رویم و با دعای عهد جناب فرهمند، فرهمند می شویم و پس از آن زیارت عاشورا به صورت زنده توسط آقایان بشیری و قدسی خوانده می شود. در بیشتر مسیر مسئولیت باند به عهده جناب عبدالحسینی است، که عجیب آدم را یاد بیسیم چی های دوره جنگ می اندازند و البته بلندگو خودش از جنگ آمده چون خسته است و با این همه وقتی که صرف شارژش می شود، بازدهی آنچنانی ندارد!!!

اينجا هر كي هرچي داره نذر حسين كرده          

هرستوني كه رد ميشيم سيل جوونمرده

ده دقیقه به 7 تا 7، پای ستون 542 پس از شمارش استراحت می کنیم. طلوع خورشید فرصتی برای عکاسی از زائران و پرچم ها را می دهد. و نظاره زائران، از کنارشان که می گذری فرصتی برای دقت نیست، اما کمی دورتر که می نشینی ....

مادری کودک خود را به سبد انداخته

تا که در راه حرم حضرت موسی گردد

به تماشا می نشینیم، صحنه زائرانی که با کالسکه و چمدان چرخ دار و حتی سبدهای پلاستیکی میوه وسایلشان را می کشند. مقصد که مشخص باشد، دوری و سختی راه معنی ندارد با پای دل می روند این دل از دست دادگان.

شــریک ذرّه ای از دردِ خانواده ی توست         

کسی که در پی او خــانواده آمـده است[18]

کودکانی که با طناب پارچه ای به مادر وصل شده اند تا گم نشوند، کودکانی که در کالسکه خواب حرم می بینند و لبخند می زنند و بسیاری صحنه های ناب دیگر. همه فقط می روند به امید سلامی و ان شا الله علیک السلامی.

دوباره حرکت می کنیم در خط سرعت تا استراحت بعدی که 35 دقیقه بعد است در ستون 585، اطلاع می دهند که فلافل و نیمرو برای صبحانه مهیاست. کنار جدول کوله ها را می گذاریم و به دنبال روزی برکاتی می رویم. آنچه در میان برکات امروز می بینیم و جالب است تعمیرات رایگان کالسکه هاست، برکات گاهی خدمت است، گاهی خلق نیکو. همه که می آیند، حرکت می کنیم دوباره، امروز توقف ها بیشتر است و امداد رسانی ها هم. آقایان کمی از کوله بار خانم ها بر دوش می کشند. اجرکم عندالله.

پای پیاده ای دل تا کربلا سفر کن         

با یاد کاروانش چندی تو هم به سر کن[19]

ساعت یک ربع به 9 کنار ستون 642 برای شمارش و استراحتی روی جدول ها می نشینیم، استراحت طولانی می شود، ظاهرا برای یکی از همراهان مشکلی پیش آمده، گرفتگی عضلات، که در چنین پیاده روی عادی است. خانم حسینی سمت پزشکی می گیرند و کمک می کنند، اما دوستمان نیاز به استراحت بیشتری دارند، حدود یک ساعتی منتظر می مانیم و حرکت می کنیم، اما دوست زائرمان و خانم حسینی و آقایان نظری و خندق آبادی در موکب می مانند و ساعت 11 با ماشین خود را به محل شب مانی می رسانند.

اين باديه را از شوق شما دويده

پيش از خود من، قلبم به حرم رسيده

با اذن امام هشتم

با لطف كريمه ي قم

راهي شده اند اين مردم[20]

گروه به حرکت خود ادامه می دهد تا ستون 657 که آهوی دلمان در بیابان های نجف ضامنی می یابد آشنا، آستان قدس با استفاده از بنرهای رنگی در ابعاد وسیعی حرم امام رضا را شبیه سازی کرده، تا دل همه پر بکشد سوی مشهد الرضا.

تا ساعت 11 پیاده روی ادامه دارد و حدود ستون 690 زیر سایه چادر یکی از موکب ها استراحت می کنیم، جانشین محترم (آقای ورکش) پیشنهاد می دهند که برای بررسی موکبی که هماهنگ شده، یک گروه پیشرو تشکیل شود به سرپرستی جناب حیدری. به همراه آقایان کلهر، بشیری و رجبی و خانم عفتی برای بررسی موکب پیشنهادی می رویم. از خط سرعت هم خارج می شویم و به خط مجاور می رویم تا باز هم سریعتر از جمعیت برویم البته بدویمJ یک ساعته 110 ستون را طی می کنیم و برای نماز و استراحت یک باره توقف می کنیم در ستون 800، تا موکبی که آقای آقایی گفته اند، 99 ستون مانده، بعد از نماز آقای حیدری اطلاع می دهند که سرپرست و خانم ها به موکب رسیده اند و نیاز به عجله نیست، ما هم جدا می شویم، ناهار برکات هم روزیمان می شود و قرار بعدیمان ستون 842 است، پس از چند دقیقه ای انتظار آقایان می آیند و به سوی ستون 899 موکب شاه چراغ حرکت می کنیم.

شکر خدا که غذاى فراوان رسانده اند

زوار شاه تشنه که تشنه نمانده اند[21]

در میان راه صحنه های خدمت به زوار را برای چندمین بار می بینم، کسی روی زمین در میان جمعیت نشسته و سینی روی سرش گذاشته، تا زائران پیاده غذا و یا خرما از سینی بردارند. آب و غذا فراوان است و از برکت سفره اربعین آنچه به چشم دنیایی ما آمد، جمع شدن همه بر یک سفره بود از مستمندان عراقی تا داراترها. در رویای شباهت توصیف زندگی در دولت موعود و اربعینیم که گاهی با دیدن غذاهای نیمه خورده در کنار جاده از خواب می پریم. کاش هر کدام از ما زائران به سهم خود شکر این فراوانی نعمت را بجا آوریم و با شیطان برادری نکنیم[22].

به موکب در حال ساخت شاه چراغ می رسیم، پرده ای که البته حکم در دارد را کنار میزنیم و داخل می شویم، جا برای همه نیست و تا بقیه نیامده اند، تصمیم بر این می شود که خانم ها بمانند و آقایان در حیاط موکب کناری بخوابند، اما در جستجو برای یافتن امکانات بیشترخانم عفتی و خانم دکتر موکبی بزرگ در ستون 901 پیدا می کنند و خانم ها به موکب فاطمه که متعلق به خیریه سید محمد سعید حکیم است نقل مکان می کنند. سالنی چند صد متری در ابتدای موکب است که همانجا به تعداد نفرات و مهمانان شب جا رزرو می کنیم، در حیاط موکب چندین سوله دیگر به چشم می خورد که صاحبان موکب سعی کرده اند بر اساس زبان و ملیت جدا کنند، مثلا یک سوله ترک های ترکیه و آذربایجان یا سوله لبنانی ها... . این موکب هم کاملا مجهز و تمیز است، پتو و تشک به تعداد کافی هست، هر چند ما کیسه خواب داریم. 4 نفری منتظر بقیه خانم ها هستیم و مراقب جاهای رزرو شده که:

دوستانمان در ستون 710، برای نماز و ناهار دو ساعتی توقف می کنند و چون از بابت جا خیالشان راحت است، توقف هایی میان راه دارند و ساعت 17 بالاخره به موکب می رسند. پس از نماز مغرب و عشا، سفره پهن می شود و شام امشب مرغ بریان و چیپس استJ بعد از شام باز هم زائران گروه گروه مشغول خواندن زیارت عاشورا و عزاداری می شوند و به گروه ما هم خبر می رسد که اگر نیاز به تیمار دارید به چادر هلال احمر روبروی موکب مراجعه کنید. ما هم برای یافتن چای و دیدن تیمار داری سری می زنیمJ

چادر از طرف پاکستان برپا شده و پزشکان و پرستاران پاکستانی هستند، به یاد دورانی که می گویند در ایران پزشک هندی و پاکستانی بوده حس کنجکاوی ما گل می کند، به درِ چادر که می رسیم بخارات ویسک همه جا را گرفته، چندین نفر با هم مشغول کار هستند و سمت چپ چادر هم بنری که نام مشکلات معمول زائران به سه زبان فارسی، عربی، انگلیسی نوشته شده، البته یک خانم ایرانی هم کار ترجمه انگلیسی را به عهده گرفته، دیدنش خالی از لطف نبود. اجرکم عندالله.

 

پله پنجم: سه شنبه 10 آذر 1394، 18 صفر 1437

آسمون ها عزادار غمه   

چشامون خیره سمت پرچمه

ساعت حرکت را به خانم ها دیرتر اعلام کرده اند به جبران تاخیر روز پیش، ساعت 3:20 حرکت می کنیم. مثل روز گذشته عده ای مشغول نماز شب، عده ای هم پای پیاده و برخی استراحت می کنند. به اولین ایست شهر کربلا می رسیم، اما هنوز خیلی راه داریم، خانم ها پشت سر خانم عفتی با یک پرچم از گیت رد می شوند. منتظر می شویم تا همه بیایند، ساعت 4:30 از پشت گیت حرکت می کنیم. ساعت 5:20 دقیقه دوباره صدای اذان و شستشوی جان در موکبی واقع در ستون 987، 40 دقیقه ای توقف می کنیم. باز هم مثل روز قبل صبحانه و دعای عهد و زیارت عاشورا.

حدود ساعت 9 پس از یکی از توقف ها باز هم گروه پیشرو تشکیل می شود به سرپرستی آقای حیدری و همراهی آقایان کلهر و بشیری، خانم عفتی و آقای آقایی با خانواده. این گروه حدود ظهر به کربلا می رسند و آقای آقایی برای یافتن محلی برای اسکان شب از گروه جدا می شوند. چندین خانه هم می بینند، حتی به دنبال جای مناسب برای اجاره هم در مناطق مختلف شهر می گردند، اما جای مناسبی پیدا نمی شود. زحمات آقای علمیه (از همراهان گروه در سال گذشته که امسال توفیق خدمت رسانی به زوار دارند) هم از روز گذشته بی نتیجه مانده است، اما بالاخره جایی امن، نزدیک حرم و دارای فضای مناسب و مجزا برای خانم ها و آقایان (نکاتی که در زمان جستجو مدنظر بوده) پیدا می شود.

هم در نجف هم کربلا پرچم بدست زینب است

هر جا که پرچم میرود دنبال پرچم میرویم[23]

سرشماری در ستون های 1042 و 1142 انجام می شود، شعریه[24] هم روز آخری جزو برکات است و البته لَبلَبی[25] معروف را هم اضافه کنید به برکات. امروز خانم ها فرصت پرچم داری می یابند و به حضرت زینب اقتدا می کنند اما حال آن زینب افتان و خیزان کجا و ما کجا. قطره ها جز باریدن کاری ندارند، به دریا نزدیک می شوند و هر لحظه بر جمعیتشان افزوده می شود. حالا زیارت اربعین های چاپ شده هم بین زوار پخش می شود، زیاراتی که از ایران آمده و سوغات کریمه است تا زیارات عراقی که کودکان پخش می کنند و این یعنی....

نذر کردم دور تسبیحی بخوانم اهدنا

تا صراطم اربعین افتد به سمت کربلا

هر سال می گویند جمعیت بیشتر از سال گذشته است، اما از همه به بهترین نحو میزبانی می کند حسین (ع) و شاید امام زمان که همه به دعوت پدر او آمده اند[26] و خدا خیر خواه ماست که محبت و زیارتش را در دلمان نهاده[27] تا ما را در کنار هم جمع کند. که شعار اربعین البته وحدت است و در پرچم امسال اربعین هم در نظر گرفته شده، پرچم تمام کشور های اسلامی حول نام حسین (ع) و الله اکبر و آیه مشهور وعتصموا نقش بسته اند، اما آنچه امسال ستون ها را مزین کرده، تصاویر شهدای حشد الشعبی (بسیج مردمی) است. هر ستون یک شهید و هر شهید پرچمی برای جهاد و انتظاری برای مصلح، انتظاری نه از جنس نشستن بلکه از جنس خروش و جوشش.

غم تو با دل من شد عجین

اشک توی چشامون و ببین

رویائیه که کربلا باشم

من اربعین

ساعت 10:10 در ستون هزار و صد و هفتاد یکم بالاخره تابلوی سبز کربلا را می بینیم که روی آن نوشته: "ترحب بزوارها الکرام" . و هنگامی که این تابلو دیده شد و ثبت شد نوای عجین شدن غم او هم با دل ما عجین شده بود. ساعت 10:30 به چادرهایی که هلال احمر (ستون 1180) برای استراحت برپا کرده می رسیم، یکی از چادرها را تصرف می کنیم و 45 دقیقه ای با خیال راحت استراحت می کنیم. دکتر هم دوباره دست به کار می شود و برکاتی هم می رسد در این میان، یک جعبه پرتقال J

به سمت طور قدم می زنــم شبیهِ کـلیــم ‏                   بگو به کفش ، که بی استفاده آمده است

حرکت می کنیم دوباره با پای پیاده، پای برهنه راه رفتن را اگرچه در این چند روز دیده ایم، اما حالا بیشتر می بینیم، دلدادگان هر چه به مقصد نزدیکتر می شوند، قلبشان تندتر می زند و سبکبارتر می شوند به احترام معشوق. کمک ها و کوله گیری بجای دست گیری ادامه دارد، هر لحظه بر جمعیت افزوده می شود. اذان ظهر گفته می شود همه مشغول نمازند و ما هنوز جای مناسبی برای توقف پیدا نکرده ایم، تا اینکه در ستون 1230 ام و موکب امام سجاد توقف می کنیم برای استراحتی چند ساعته، گروه پیشرو رفته اند به جستجو و بقیه گروه عجله چندانی ندارند.

اگر چه عازم قبر شهید کربلا هستیم

به هر موكب، نمك گير امام مجتبى هستيم[28]

وضعیت بهداشتی موکب باز هم ما را با مهربانی خدام بیشتر آشنا می کند، وقتی به دنبال آبی برای وضو به حیاط پشتی می روی و دوباره این داستان که اینجا هیچ چیز خصوصی نیست برایت تکرار می شود. تا نماز می خوانیم، ساعت ناهار گذشته و پیدا کردن برکات الحسین اندکی دشوار می شود، اما شیرین است با زبان ایما و اشاره و اینکه در دل قول می دهی که سال بعد ان شا الله اگر طلبیده شدی حداقل کلمات اساسی را یاد بگیریJ از این موکب و آن موکب برکاتی می جوییم عجیب، در حیاط چند موکب آن طرف تر خانم ها مشغول پختن نان هستند و نان تازه می رسد و لطف می کنند و آبگوشتی که از ناهار مانده را در ظرف یک بار مصرفی می ریزند. یک تجربه داشت این ناهار برکاتی، اگر از ساعت ناهار گذشت خودتان را خسته نکنید، صبر کنید و ساعت 3 و4 عصر که دوباره برکات رونق گرفت روزی خود را بجوییدJ

ساعت 2:30 طبق وعده آماده می شویم و البته در این فرصت سیب زمینی سرخ شده و دسر رنگارنگ برکاتی هم زینت بخش انتظار ماست. قبل از حرکت آخرین مهمان در رفت و آمد هم اضافه می شوند، جناب آقای وثوق. از جاده برکات می رویم و برای چای توقف می کنیم، در یکی از این توقف ها در ستون 1268 موکبی برای ماندن پیشنهاد می شود و جانشین محترم تاکید می کنند به ذکر این نکته در گزارش. موکب دارها با "هله بیکم یا زوار ابو سجاد" و "هله یا زوار ابو سجاد" خوش آمد می گویند. کنیه ابو سجاد را از این جا به بعد بیشتر می شنویم، در ابتدا چنان سریع می گویند که فقط سجادش را می شنویم و تعجب می کنیم، با کمی دقت متوجه "ابو" هم می شویم که اصلا بخاطر همین ابو است که "ز سمت نجف هزار طایـفه چــون بنده زاده آمده است[29] "

تا این ستون ها را مثل علم دیدی

با ذکر یا عباس بی روضه باریدی[30]

اگر چه ستون ها تا 1452 ادامه دارند تا حرم حضرت سقا، ستون 1294 به سمت خیابان میثم تمار می رود ما هم از همین خروجی با ستون ها وداع می کنیم و ستون های جدید را شروع می کنیم، دوباره از نو. حالا برکات و کودکان برکات به دست تغییر کرده اند، گِل به نشانه عزا. تا روزهای قبل گاهی کودکان عطر می زدند کف دست زائران اما چون همه چیز اربعین متفاوت است، زائر اربعین شایسته است با نشانه ای از اندوه و پریشانی در لباسش برای همدردی با زینب (س) به کرب و بلا وارد شود.

تا که انگور شود مِی ، دو سه سالی گذرد

تو به شش ماه شدی ناب ترین باده ی عشق

جلوتر میرویم و کنار جدول می نشینیم، چای موکب خودش می آید در استکان های کوچک عربی و اندکی بعد صدایی از پشت سر توجهمان را جلب می کند، 2 کودک زیر کوله های بر زمین افتاده مقوا می گذارند تا کثیف نشوند!!! دوباره دیدن دلدادگان در حرکت، کودکان در کالسکه و پیاده، دیدن گهواره های خالی.

بعد از استراحت نسبتا طولانیمان حرکت می کنیم و برای نماز در موکبی نزدیک ستون 40 توقف می کنیم، بعد از نماز از موکب بیرون می آییم و منتظر خبر می شویم، دوباره موریک و نقطه زنی خانه کربلا و نصب هد لامپ بر بالای پرچم و شروع حرکت. حدود ساعت 20 در ستون 90 گروه پیشرو را می بینیم و چند دقیقه ای استراحت می کنیم و دوباره حرکت در خیابان میثم تمار و ....

خرم آن لحظه که مشتاق به یاری برسد

آرزومند نگاری به نگاری برسد[31]

روی مجسر الامام العباس اولین نمای گنبد حضرت سقا دل زائران پیاده را می برد، چنان دلبریی که برخی همانجا سجده شکرشان را به جا می آورند. روضه "سلام ای بی کفن شه دور از وطن" دل ها را حسینی می کند. قدم قدم قدم 137276 قدم[32] برداشته ایم، اما...

این کاروان نه سنگ، نه دشنام دیده است

اکرام دیده، سفره ی اطعام دیده است[33]

روی پل بعدی (جسر الحسین) باز هم سلام می دهیم به حضرت سقا، کوله ها را تحویل گاری می دهیم و حالا سبک بارتریم. در خیابان های شلوغ کربلا می رویم ، دیگر اقیانوس شده جمعیت زائران، اقیانوسی با بیش از 20 و چند میلیون قطره.

زن هاى این پیاده روى غم نداشتند

یک لحظه ترس در دل خود هم نداشتند[34]

در میان شلوغی جمعیت لطف برادرانه همراهانمان در حفاظت از ما ستودنی است و باز هم یادآور خواهری که ... . درمیان کوچه های شلوغ کربلا و برکات الحسین فراوانی که میبینیم، چیزی جلب توجه می کند، یادداشتی بر روی مقوا که بر پیشخوان سیب زمینی سرخ شده برکاتی است،" برای شفای کودک بیمار دعا کنید، نذر صاحب برکات برای شفای بیمار است" (اللهم اشف کل مریض)

درشهر تو هر چیز دهد مزه ی باده        

انگور ... رطب ... یا که همین چایی ساده

جلوی هتل "مناسک الدولی" توقف می کنیم، احتمالا موکب امشب اینجاست، اما نمیدانم چرا بعد از چای درِ هتل و عکس یادگاری تصمیم عوض می شود J چند باری از گیت عبور می کنیم و دوباره کوله ها را تحویل می گیریم و به سوی محل شب مانی می رویم و البته راهنمای محترممان (آقای آقایی) به واسطه زحمات فراوان در این راه دچار خستگی مفرط شده اند و پس از مداوای سرپایی توسط سرپرست و جانشین ما را به سوی منزل هدایت می کنند.

بالاخره ساعت 23:30 به منزل می رسیم. قبل از ورود به منزل توضیحاتی می دهند مبنی بر اینکه صاحبخانه لطف کرده اند و ما را خارج از ظرفیت پذیراییشان به سبب نسبت فامیلی با یکی از هم گروهی ها پذیرفته اند. خانم صاحبخانه ایرانی الاصل است و همه فرزندانش فارسی را به عنوان زبان مادری خوب یاد گرفته اند. آقایان به طبقه بالا که مخصوص پذیرایی از زوار است، هدایت می شوند و ما مهمان لطف صاحبخانه در منزلشان می شویم.

ای که میبخشی تو با انگشتری انگشت خویش

دست خالی رد مکن ما را ز کویت یا حسین (ع )

با اینکه دیر وقت است، مشغول شستن لباس می شویم تا اندکی گرد سفر برکنیم. پس از آن هدیه ای برایمان می رسد دیدنی، صاحبخانه شب اولی استقبال عجیبی می کند، یک جعبه انگشتر مقابلمان می گذارند و می گویند که این انگشترها همان است که نذر حضرت ارباب می کنند و در ضریح می اندازند و حالا در دست ما هستند!!!

 

پله ششم: چهار شنبه 11 آذر 1394، 19 صفر 1437

بیچاره اون که حرم رو ندیده

بیچاره تر اون که دید کربلاتو

بیدار که می شویم (این بیداری های لنگ ظهر قاعدتا خواب بعد از نماز صبح استJ) میزبان صبحانه را آماده کرده اند و ما را شرمنده می کنند. بقیه دوستان هم هدیه های مخصوص را می گیرند. بعد از صبحانه حدود ساعت 11 برای سلام دست جمعی و شناسایی راه تا حرم همگی حرکت می کنیم. خدا را شکر امسال خیلی به حرم نزدیک هستیم، این را همه زائران سال گذشته می گویند. چند ساختمان را نشانه گذاری می کنیم و البته محل و زمان قرار گمشده ها (که باز هم خدا را شکر تا کنون کسی گم نشده) تغییر می کند به هتل سفیر کربلا، نیم ساعت قبل و بعد از اذان. تقاطع خیابان محیط و شهدا گوشه دنجی پیدا می کنیم و "السلام علیک یا ابا عبدالله"... . حال زیارت اولی ها و چند بار آمده ها خیلی متفاوت نیست، همه به آرزویشان رسیده اند و از حالا آرزوی زیارت بعد....

کمی جلوتر می رویم اما جمعیت اجازه نمی دهد و خانم ها بر می گردند، در راه ناهار برکاتی هم نصیبمان می شود و برای نماز به خانه می رویم. شلوغی به حدی هست که خانم ها تقریبا خانه نشین شوند، البته تلویزیون به طور زنده تصاویر حرمین و بین الحرمین را نشان می دهد. بعد از ظهر دور هم می نشینیم و اندکی از تفاوت های فرهنگی با میزبان صحبت می کنیم و البته حلوای عراقی از روضه همسایه برایمان می رسد. خانواده خباز قرار است امشب و آقای قدسی و همراهشان فردا کربلا را ترک کنند، دوست ما ناراحت است از این سلام کوتاه و بقیه دلخوش اند به وعده سحر.

 

پله هفتم: پنج شنبه 12 آذر 1394، 20 صفر 1437 پله آخر

دوست دارم که کودک دلم

گم شه تو شلوغی حرم

در عراق امروز اربعین است، همان روزی که همه به امید زیارتش می آیند. بهترین زمانی که بتوان نزدیکتر رفت نیمه شب و سحر است، بنا به قرار قبلی ساعت 3 خانم ها به اتفاق جناب سرپرست، جانشین و مداح راهی می شوند، تا هر کجا که بشود. این بار اما نزدیکتر می رویم، در همان خیابان شهدا و با خاطری آسوده تر زیارت نامه می خوانیم و البته زیارت اربعین. بعد از بررسی سرپرست، از گیت عبور می کنیم و به بین الحرمین می رسیم.

گفتمش : شیرین ترین حالی که داری چیست ای عین و بصر ؟    

گفت : إجلس ، روضة العباس (ع) احلی مِن عسل ...

سیل جمعیت چنان است که "احلی من عسل" نصیبمان نمی شود و به سلامی کوتاه قناعت می کنیم به حضرت سقا و صاحب اربعین. بر می گردیم به سمت منزل و در راه حلیم برکات روزیمان می شود، البته پیش از رفتن هم بعضی از دوستان حلیم برکاتی میل کرده اند.

بیماری چند نفری از همراهان سبب تجویز شلغم می شود برای گروه. خانه نشینی ادامه دارد، نزدیک ظهر در جستجو به موکب امام رضا (ع) می رسیم. چون داخل موکب می شویم برای پرسش، گرمای درون چادر، شکر نعمت به یادمان می آورد و سپاس از میزبان واقعی و واسطه.

"حُر" کن مرا که جان من از شرم پر شده

من را که راه نیست به جمع "حبیب" ها

ظهر اربعین اما زیارت جناب حُر نصیبمان می شود، حدود ساعت14 خلاف جهت شلوغی حرکت می کنیم، سوار سطوطه[35] می شویم، مسیر کوتاه است، اما دو بار دیگر هم ناچاریم سوار و پیاده شویم. امروز دوست کربلایی سرپرست (آقا حسین) ما را همراهی می کنند. نیم ساعتی جناب حر بن یزید ریاحی را زیارت می کنیم. با یک ون بر میگردیم، نزدیکی های منزل پیاده می شویم و از آنجایی که اکثر زائران این گروه علاقه فراوان به طبیعت دارند حالا هر جا که باشد، نخلستان ها توجه شان را جلب می کند و فکری جرقه می زند. به درون کوچه ای پر از نخلستان می رویم، دری باز است و پس از کسب اجازه وارد می شویم. نخلستانی زیبا که البته بجز نخل درختان دیگری هم دارد، درختان خرمالو بیش از هرچیز تعجب برانگیزند در آب و هوای عراق. چند عکس یادگاری می گیریم و از باغ خارج می شویم، دوستانمان که دیرتر می آیند دست پُر هستند و هر کدام مهمان شده اند به یک نارنج. امسال هوای عراق فوق العاده تمییز بود و خبری از ریزگرد و خاک های معمول نبود، بجز زمان برگشت مان از نخلستان که طوفان مختصری به راه افتاد. پس از خوردن شام برکات، در یک شب نشینی دوستانه با صاحبخانه، دوباره صحبت های فرهنگی گل می کند و از آنجا که آشپزی هر کشور بخشی از فرهنگ آن کشور است، دوستان به یک شام کربلایی که ترکیبی از باقالی و تخم مرغ است دعوت می شوند، در پایان این مراسم فرهنگی هم سوغات کوچکی که به نیت میزبان آورده اند را برای تشکر اهدا می کنند.

 

یک روز پس از اربعین: جمعه 13 آذر 1394، 21 صفر 1437

شبهای جمعه میگیرم هواتو                  اشک غریبی میریزم براتو

چند نفر از خانم ها دوباره عزم حرم می کنند، زیارت شب جمعه. در ساعات اولیه بامداد جمعه تا بین الحرمین می روند و قبل از سحر برمی گردند . خوش به سعادتشان.

برگ زردی با سماجت شاخه را چسبیده بود

دست های خویش و دامان تو ام آمد به یاد

رفتنی باید برود، حتی اگر نخواهد، از روز پیش گفته اند که از فردا موکب ها کم کم جمع می شوند، زینب به مدینه می رود و زائران به منزل. حالا ظاهرا جزو زائرین بوده ایم، مومن شده ایم به حسین؟؟؟ از امروز اگر در کربلای دلمان عاشورا شد، حُر می شویم آیا؟؟؟

اسير بود و دويد و رسيد و حُر شد او                                  و گفت حرف دلش را زبان چشم ترش

 

 پله پله آمدیم تا آسمان هفتم تا اربعین، نمی خواهیم راه رفته را بازگردیم، می خواهیم در اوج بمانیم با دلهایی که مومن شده اند با زیارت اربعین و دل خوشیم که دست خالی نمی رویم[36].

لبها معطر است سلام علی الحسین

ساعات آخر است سلام علی الحسین[37]

 

 

ساعت 7 صبح کوله بر می داریم و عکس یادگاری می اندازیم و حرکت می کنیم، تعدادی از موکب ها جمع شده اند، آخرین چای صبحانه موکب را می نوشیم. از خیابان محیط خلاف جهتی که برای سلام می رفتیم، حرکت می کنیم، و با گذشتن از خیابان امام مهدی (عج) دوباره به خیابان میثم تمار می رسیم و همان پل های آشنا، به "مجسر الامام العباس (ع)" که می رسیم، خورشید می تابد اما برای ما ماه درخشان تر است. السلام علیک یا قمر بنی هاشم.

تصمیم عشق بود که شمشیرهای ظهر

از ماه تو هزار هلال آفریده اند !

روی پل با "آبروی دو عالم " با "برادر زینب" وداع می کنیم در حالیکه گوشه ای از گنبد سقا را می بینیم و یاد "احلی من عسلی" که نچشیدیم، می افتیم. ساعت 8:30 به گاراژ (جوده) می رسیم ولی چون هنوز وسیله مناسب پیدا نشده، روی زیراندازی می نشینیم، گاراژ حسابی شلوغ است، خیلی ها منتظرند مثل ما. بالاخره یه سیاره با ظرفیت پیدا می شود، کوله ها روی سقف چیده می شوند و سوار می شویم، به سمت جاده نجف. جاده ای که تا دو روز پیش پیاده و سواره میلیون ها نفر در آن تردد می کردند حالا همان بیابان قبل از ازبعین شده، جاده برکات تقریبا تعطیل است، اما هنوز بعضی موکب ها پذیرایی می کنند از زائران من جمله همان موکبی که نزدیک اذان ما در آن توقف کردیم. موکب تقریبا شلوغ است و ناهار قیمه نجفی. بعد از ناهار بر می گردیم به همان جاده معروف نجف- کربلا، راننده به موازات جاده اصلی از جاده های فرعی می رود، ابتدا کمی نگران می شویم، خصوصا وقتی همسفر آراممان از خوابش می گوید و اینکه توسط داعشی ها شهید شده ایمJ

سال گذشته دوستانمان در مسیر برگشت هم سختی فراوان دیده اند و حسابی گرسنگی کشیده اند، اما امسال میزبان سنگ تمام گذاشته، چرا که برایمان عصرانه هم آماده کرده است. حدود ساعت 15 حوالی الفجر نرسیده به العماره در دل بیابان موکبی متوقفان می کند و آخرین چای و بیسکویت برکات هم روزیمان می شود.

به سیاق سال گذشته همسفر آراممان شعری در رسای برادر سرپرستشان تدارک می بینند، امسال بر وزن "پشت سر مرقد مولا"

وقت اذان آقای آقایی از یحیی (کوچکترین زائر گروه) می خواهند که اذان بگوید و ناگهان همه شگفت زده می شویم و به گمانم پیشنهاد دهنده هم غالگیر می شود، وقتی موذن "اذان انتظار[38]" را به زیبایی سر می دهد.

بعد از العماره در موکبی توقف می کنیم برای نماز، آقای آقایی برای بررسی شرایط پیاده می شوند و به دلیل نبودن برق محل را مناسب نمی دانند، اما موکبدار بر سَر خود می زند و دلش می شکند و این دل شکستن به صفحه تلفن همراه آقای آقایی هم سرایت می کند. اما خادمان با اصرار ساندویچ های کتلت را به داخل ماشین می آورند و پخش می کنند.

حدود ساعت 20 به مرز چزابه می رسیم، و تا ساعت 21 از مرز عبور می کنیم و دوباره به مرکز مین زدایی می رویم برای نماز. هوا بسیار سرد است، تصور چنین سرمایی را نداریم، بعد از نماز به دنبال چادر هلال احمر می رویم و در کمال تعجب در روز پس از اربعین چادری در کار نیست، به سمت چادر اورژانس هدایت می شویم، نام و سن را می پرسند و مشکلمان را و یک شیشه شربت و دو سه قرص می دهند و می گویند با هم بخورید!!!

با یک مینی بوس به سمت اهواز می رویم و ساعت 24 به محل اقامت می رسیم که یکی از همسفران (آقای رجبی) هماهنگ کرده اند. بعد هم یک کارتون تی تاب در ادامه برکات شام و صبحانه ما می شود.

 

دو روز پس از اربعین: شنبه 14 آذر 1394، 22 صفر 1437

حدود ساعت 11 با یک دستگاه اتوبوس به سمت حرم علی بن مهزیار اهوازی (از اصحاب امام هتم تا یازدهم) می رویم و نماز ظهر را به جماعت اقامه می کنیم. پس از نماز هم برای بجا آوردن فریضه ناهار به رستوران دعوت می شویم. پس از کش و قوس های معمول در رستوران ها که منویی می آورند چندین و چند صفحه، اما به سفارش که می رسد نصف صفحه غذا ندارندJ بالاخره ناهار می خوریم.

بعد از ناهار هم به سمت فرودگاه حرکت می کنیم و به انتظار پرواز 2613 هواپیمایی نفت می نشینیم. پرواز با اندکی تاخیر انجام می شود و ساعت 18 به استقبال کنندگان سلام می کنیم. در میان استقبال کنندگان اما خانم ها شمالی و یوزباشی دوباره ما را غافلگیر می کنند. بعد از تحویل گرفتن کوله ها و تشکر و خداحافظی دوباره برمیگردیم سر خانه اول و شمارش روزهای باقی مانده تا اربعین، حالا بیشتر حال زائران سال های پیش را می فهمیم!!!

کوله فراری هم به صاحبش برمی گردد و سخن آخر...

گفته بودي كه حرم ميبرمت ممنونم

از پذيرايي و لطف و كرمت ممنونم

خواب خوش بود كه آخر تو محقق كردي

اربعين پاي پياده حرمت ممنونم

 



[1] شاعر: میلاد عرفان پور

[2] امام حسن عسكرى (ع) : نشانه‏ هاى مؤمن پنج چيز است: 1 ـ خواندن پنجاه و یک رکعت نماز در شبانه روز (منظور نمازهای روزانه و نوافل آنهاست که 51 رکعت می شود) 2 ـ زيارت اربعين 3 ـ انگشتر به دست راست كردن 4 ـ بر خاك سجده كردن 5 ـ بسم الله الرحمن الرحيم را بلند گفتن. وسائل الشيعه، ج 10 ص 373 و نيز التهذيب، ج 6 ص 52

[3] شاعر: محمد قاسمی

[4] سخنرانی آقای پناهیان

[5] مبنای تاریخ قمری، کشور عراق است.

[6] امام رضا(ع)

[7] شاعر: حمید رضا برقعی

[8] نوعی نان لوزی شکل که در تنورهای مخصوص پخته می شود.

[9] تاریک شده دلم زبی تقوایی...                       گرمای گنه سوز نجف می خواهم

[10] شاعر: محمد جواد پرچمی

[11] شاعر: حمید رضا برقعی

[12] شاعر: حمید رضا برقعی

[13] نوعی حلوای عراقی

[14] شاعر: علی اکبر لطیفیان

[15] شاعر: محسن رضوانی

[16] شاعر: علی اکبر لطیفیان

[17] شاعر: میثم داوودی

[18] شاعر: محمد قاسمی

[19] شاعر: میلاد عرفان پور

[20] شاعر: محسن رضوانی

[21] شاعر: محمد جواد پرچمی

[22] همانا اسرافكاران برادران شياطین اند و شيطان همواره نسبت به نعمت های پروردگارش ناسپاس بوده است. آیه 27، سوره اسراء

[23] شاعر: علی اکبر لطیفیان

[24] نوعی دسر عراقی با رشته.

[25] نوعی سوپ نخود عراقی شبیه نخود آب.

[26] امام حسن عسكرى (ع) : نشانه‏ هاى مؤمن پنج چيز است: 1 ـ خواندن پنجاه و یک رکعت نماز در شبانه روز (منظور نمازهای روزانه و نوافل آنهاست که 51 رکعت می شود) 2 ـ زيارت اربعين 3 ـ انگشتر به دست راست كردن 4 ـ بر خاك سجده كردن 5 ـ بسم الله الرحمن الرحيم را بلند گفتن. وسائل الشيعه، ج 10 ص 373 و نيز التهذيب، ج 6 ص 52

 

[27] امام صادق (ع) : هر کس که خدا خیرخواه او باشد محبت حسین (ع) و زیارتش را در دل او می اندازد و هر کس که خدا بدخواه او باشد کینه و خشم حسین (ع) و خشم زیارتش را در دل او می اندازد. وسائل الشیعه، ج 10 ص388.

[28] شاعر: محسن رضوانی

[29] بزرگ زاده ی عالم ، ببین ز سمت نجف        هزار طایـفه چــون بنده زاده آمده است (شاعر: محمد قاسمی)

[30] شاعر: میلاد عرفان پور

[31] شاعر: امیر خسرو دهلوی

[32] امام صادق (ع) فرمودند: هرکس که با پای پیاده به زیارتش بشتابد خداوند به ازای هر گام او برایش یک کار نیک نوشته و یک کار بد او برداشته و یک درجه به وی می‌دهد. و در حدیث دیگر : هرکس که با پای خود به زیارت قبر حسین (ع) رود خداوند در برابر هر گام او و هر قدمی که برمی دارد و بر زمین نهد ثواب آزاد کردن بنده‌ای از فرزندان اسماعیل(ع) می‌دهد.

[33] شاعر: محمد مهدی سیار

[34] شاعر:محمد جواد پرچمی

[35] موتورهایی با گاری مسقف یا غیر مسقف برای حمل مسافر.

[36] امام باقر (ع) فرمودند: حسين، بزرگ مرد كربلا، مظلوم و رنجيده خاطر و لب تشنه و مصيب ‏زده به شهادت رسيد. پس خداوند، به ذات خود، قسم ياد كرد كه هيچ مصيبت‏ زده و رنجيده خاطر و گنهكار و اندوهناك و تشنه ‏اى و هيچ بَلا ديده ‏اى به خدا روى نمى‏ آورد و نزد قبر حسين علیه السلام دعا نمى ‏كند و آن حضرت را به درگاه خدا شفيع نمى ‏سازد، مگر اين‏كه خداوند، اندوهش را برطرف و حاجاتش را برآورده مى‏ كند و گناهش را مى‏ بخشد و عمرش را طولانى و روزى ‏اش را گسترده مى ‏سازد. پس اى اهل بينش، درس بگيريد! (مستدرک الوسایل و مستنبط المسایل ج10 ، ص239 - بحارالأنوار(ط-بیروت) ج 98، ص 46، ح 5)

 

[37] شاعر: میلاد عرفان پور

[38] مبدع اذان انتظار آقای کاظم زاده است.

نظرات (38)

  • محبوبه محسنی

    محبوبه محسنی

    01 خرداد 1395 at 08:39 |
    مجددا و به مناسبت گزارش برنامه ، زیارت همه ی زوار کربلا و اباعبدالله قبول

    امیدوارم رزق هر لحظه ی مجریان برنامه اربعین که شرایط رو برای راهپیمایی عاشقان فراهم می کنند ، زیارت اباعبدالله باشه .
  • اعظم یوزباشی

    اعظم یوزباشی

    26 ارديبهشت 1395 at 16:32 |
    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام به دوستان ورکشی:))
    سلام و خداقوت ویژه خدمت دوست نازنینم خانم خجسته پور ارشد :) (هرچند کوچیکه هم دوست گل ما هستن)
    از روایت زیبای اربعینتون بسیار بسیار لذت بردم ...اشک ریختم ...دوباره خوانی کردم و باز لذت ...
    تکیه کلام اخرحرفاتونو قرض می گیرم و میذارم اخر دعام و میگم :
    از محبت اباعبدالله الحسین ع و زیارتشون ....از ارادت خالصانه و معرفت به ساحت بلندشون ...
    "روزیمان بیش باد "
    ماجور باشین و برقرار :)
  • راضیه خجسته پور

    راضیه خجسته پور

    16 آذر 1394 at 13:12 |
    السلام علیک یا ثار الله
    سفره با برکت اربعین هر سال گسترده می شود و هر کس به قدر بضاعت بهره مند، خدا را شکر که امسال ما نیز جزء روزی خوران سفره پر نعمت ابا عبد الله بودیم.
    ان شا الله خداوند به بانیان و برگزار کنندگان این سفر سلامتی و توان مضاعف و خیر کثیر عطا کند که با وجود خطرات و مشکلات فراوان همچنان مسبب خیر هستند.
    همچنین از تمامی زائران محترمی که باری از دوش دیگران برداشته یا برادرانه در تسهیل عبور و مرور کوشیدند، بی نهایت سپاسگزارم. اجرکم عندالله.
    روزیمان بیش باد.
  • فرشته عرب گل

    فرشته عرب گل

    16 آذر 1394 at 10:46 |
    عرض سلام و احترام دارم خدمت زائران حسینی
    الحمدلله که به سلامت رفتید و برگشتید

    خدا قوت به همه همه تون
    زیارت تون قبول حق

    همواره در زیر سایه رحمت حق باشیم
  • محمد رضا چاوشی

    محمد رضا چاوشی

    16 آذر 1394 at 10:36 |
    سلام به همه دوستان زائر و مجاور عتبات عالیات و عرض زیارت قبولی به همشون.
    انشا الله روزی برسه که کاروان گروه ورکش رو برای عرضه یاری به حضرت حجت سلام االله علیه و کمک به قیامشون ،همراهی کنیم.
  • سید محمد حسین آقایی پور

    سید محمد حسین آقایی پور

    15 آذر 1394 at 23:01 |
    با سلام خدمت همه دوستان
    لطفا دوستان با دقت و تأمل بخونند
    عرض زیارت قبولی خدمت همه زائران اربعین
    و آرزوی توفیق زیارت اربعین برای همه عاشقان
    امروز صبح رفتم اداره سرکار
    دیدم همکاران در خلال زیارت قبولیشون یه جورایی برخورد می کنند!!
    یه مقدار عجله دارن...
    یه مقدار ناراحتند...
    یه مقدار استرس...
    لابلای صحبتهاشون گفتن آقای ... (همکارمون) برادرش فوت کرده
    خب طبیعیه که برای همکارمون ناراحت شدم
    حدود ساعت 9 صبح همکارمون اومد اداره و طبق رسم اداری، از طبقات مختلف اداره برای عرض تسلیت به ایشون می اومدند.
    بعد از گذشت ساعتی وقتی کمی سرش خلوت شد، یکی از دوستان در مورد چگونگی فوت برادرش پرسید.
    ایشون گفت برادرم برای زیارت اربعین عازم کشور عراق شد و سه روز قبل از اربعین با ماشین خودش رو به کربلا رسوند
    ایشون در سلامت کامل جسمی و روحی و سنی حدود پنجاه سال بسیار قوی هم بود
    وقتی برای زیارت حضرت عباس (ع) وارد حرم می شوند، در نزدیکی ضریح دچار تنگی نفس می شوند و یک لحظه از حال می روند و در کمال ناباوری در زیر پاهای سایر زائرین جان می دهند.
    با کلی دردسر و معطلی باوجود حضور چند نفر از اقوام و آشنایان و حمایت و کمک کنسولگری ایران و کنسول عراق در کرمانشاه و ارائه وکالت و... بالاخره موفق شدند سه روز پیش پیکر ایشون رو تحویل بگیرند و تدفین کنند.
    نتیجه گیری این موضوع با شما...
    اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
    • محبوبه اسماعیل پور

      محبوبه اسماعیل پور

      16 آذر 1394 at 01:03 |
      با سلام و عرض ادب و زیارت قبول خدمت همه زائران ابا عبدالله(ع)
      نتیجه ..... اینکه عشق امام حسین در نجات انسانهاست نه هلاکشون برای زیارت حرم (به هر قیمت)... که زیارت با دله و عمل نه فقط حضور.... نتیجه اینکه گاهی دومی عشق نیست! خیال عشقه (وقتی با حق الناس و آزار دیگران همراه بشه)
      انشاله خدا رحمتشون کنه و امام حسین (ع) شفیع همه زائرینشون باشن و خدا عاقبت همه را ختم بخیر کند.
  • سید احمد موسوی

    سید احمد موسوی

    15 آذر 1394 at 20:23 |
    سلام و درود بر دوستان زیارت کننده امیر مومنان علیه السلام و سید الشهدا علیه السلام. ان شا الله زیارت با معرفت حضرات معصومین مکررا نصیب و روزیتان گردد.
  • محبوبه محسنی

    محبوبه محسنی

    14 آذر 1394 at 18:44 |
    به به !

    عرض :

    1- سلام
    2- خیر مقدم و خوش اومدین
    3- زیارت قبول
    4- خدا قوت
    5- ان شاءالله زیارت های مجدد قسمتتون بشه خیلی زود
    6- خدا رو شکر که همگی سالم و سلامت بر گشتید.

    خدمت زوار گرامی ......

    و همچنین عرض تشکر و سپاس فراوان از جناب آقای نصرآبادی به جهت اعلان اخبار دوستان !
    .

    و عرض ان شاءالله دیگه بالاخره شیرینی ما رو بدید خدمت جناب آقای آفایی پور بزرگوار و خانواده ی محترم :)
  • عبدالله عزیزالهی

    عبدالله عزیزالهی

    14 آذر 1394 at 12:27 |
    سلام بر همه زائران عزیز اربعین حسینی.

    از فرصت استفاده می کنم و به همه عزیزان و اعضای گروه شهید ورکش که امسال میهمان سفره با برکت اربعین حسینی بودند " زیارت قبول " عرض میکنم.

    همینطور از آندسته از دوستان خوبم که بهر نحو ممکن زحمت کشیدند و قبل از عزیمت ، سنت حسنه " خداحافظی و کسب حلالیت " را عملی نمودند هم تشکر فراوان دارم!

    خوشحال هستم که همگی در سلامت کامل هستید.

    همگی مآجور هستید انشاءالله!
  • محبوبه اسماعیل پور

    محبوبه اسماعیل پور

    12 آذر 1394 at 16:17 |
    سلام به خانوم فقهی و همه کربلایی های عزیز
    التماس دعای فراوان :)
  • اعظم یوزباشی

    اعظم یوزباشی

    11 آذر 1394 at 22:34 |
    می گویم از کنار زیارت نرفته ها

    بالا گرفته کار زیارت نرفته ها

    اشک و نگاه حسرت و تصویر کربلا

    این است روزگار زیارت نرفته ها

    امسال اربعین همه رفتند و مانده بود

    هیات در انحصار زیارت نرفته ها

    انگار بین هیات ماهم نشسته بود

    زهرا به انتظار زیارت نرفته ها

    در روز اربعین همه ما را شناختند

    با نام مستعار «زیارت نرفته ها»


    می گفت :
    محبت حسین علیه السلام از کیمیا بالاتر است ،


    چه اینکه کیمیا مس را تبدیل به طلا می کند؛


    و محبت حسین علیه السلام ذغال وجود و قلب سیاه


    را تبدیل به چیز بسیار با ارزشی که قیمتی برایش متصور نیست .

    روزیمان باد ..
  • محبوبه محسنی

    محبوبه محسنی

    10 آذر 1394 at 09:24 |
    همرهان رفتند و من از کاروان جا مانده ام
    وای من کز کاروان رفته بر جا مانده ام

    دوستان با صفا رفتند و من دربین خلق
    چون صفا و راستی مهجور و تنها مانده ام

    هردم از سرگشتگی چون گرد میپیچم به خویش
    همرهان رفتند و من تنها به صحرا مانده ام

    چار موج غم ز هرسو در میان دارد مرا
    چون خسی حیران و سرگردان به دریا مانده ام

    شکوه ی دنیای باطل با کدامین کس کنم
    منکه از حق نیز بیکس تر به دنیا مانده ام

    کور از ره مانده ام دور از دلیل افتاده ام
    دردمند خسته ام دور از مسیحا مانده ام
  • اکرم بیگلری

    اکرم بیگلری

    08 آذر 1394 at 19:39 |
    یا ابا عبدالله /خیره به عکس زیر لب می گویم/اربعین نزدیک است/آبروداری کن.....التماس دعا دوستان گزیده.ما ماندیم حسرت زیارت دوست.آقا بطلب یاران به جا مانده را
  • محبوبه اسماعیل پور

    محبوبه اسماعیل پور

    06 آذر 1394 at 00:38 |
    سلام
    خدا نگهدارتون سلام ما رو هم برسونید التماس دعا از همتون. از همگی قبول باشه انشاله.
  • مهدی بشیری

    مهدی بشیری

    05 آذر 1394 at 15:31 |
    السلام علیک یا ابا عبدالله
    هرکه دارد سر سودای خدا بسم الله
    هرکه دارد غم مهمانی ما بسم الله
    میزبانان حرم منتظر مهمانند
    هر که خواهد حرم اهل بکا بسم الله
    میهمان خانه ی ارباب کرم کرب و بلاست
    ایهاالناس سوی آل عبا بسم الله
    رحمت واسعه اینجاست سر کوی حبیب
    هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله
    ماه ها منتظر کرب و بلایش بودیم
    هرکه دارد طلب خون خدا بسم الله
    در رکاب پسر فاطمه باید جان داد
    هرکه خواهد شود اینگونه فدا بسم الله
  • سید احمد موسوی

    سید احمد موسوی

    05 آذر 1394 at 13:43 |
    سلام و درود خدا بر سالار شهیدان و محبین اهل بیت سلام الله علیها
    ان شاءالله سفری با معرفت و همراه با سلامتی، روزی همه دوستان و همراهانشان شود و نایب الزیاره جاماندگان از این سفر پر خیر باشید.
    در آخر امیدوارم خدا به شما توفیق عنایت کند که ما را هم در کربلا ببینید... :)یا علی
  • شقایق صنعتگران

    شقایق صنعتگران

    05 آذر 1394 at 08:58 |
    سلام به همه دوستان و زائران کربلا
    امیدوارم سفرتون به خیر و سلامتی باشد.
    التماس دعا برای همه جاماندگان از کاروان عشاق.
    سلام ما را هم به امامان خوبی برسانید.
  • محمد حسین کلهر

    محمد حسین کلهر

    01 آذر 1394 at 14:05 |
    به به
    ان‌شاءالله که قسمت همه آرزومندان بشه
    التماس دعا از همه دوستان
  • محبوبه محسنی

    محبوبه محسنی

    26 آبان 1394 at 15:30 |
    نامه ایی به ارباب بی کفن

    به : ریاست محترم بخش بی قراری های دل ، سایه سر ، حضرت اباعبدالله سلام الله علیه

    از : کربلای دل عاشقی دل سوخته

    با سلام و صلوات خاصه و آرزوی سلامتی فرزند موعودتان
    احتراما
    پیرو دعوت قبلی اتان به آن بهشت بی مثال و آن منزلگاه سرگشتگی و به جهت ماندن یک فقره دل روبروی ایوان طلای حرمتان
    و یک جفت چشم در حوالی حریمتان .....
    و یک هوا آشفتگی کنار بیرق و علمتان .....
    و یک عمر تپش در کنار روضه هایتان ......
    در خواست آن دارم که دگر بار ، با عنایت خداوند و خواست قلب مبارکتان منت بر سر نهاده ، دعوت به آن وادی جنونمان کنید که نزدیک است جان دادنمان از این غم فراق شبهای زیارتی تان فرا رسد ....
    که آرام گیرد سرگشتگی ها و بی قراری ها و تپش های قلبمان و همچنین جانی دوباره گیرد این دست ها از لمس ضریح شش گوشه تان .....
    خواهش و تمنا دارم دعوتنامه ام را مهر کنید ، امیر قلبم ، دل در هوای کرب و بلا دست و پا میزند.....
    با تقدیم همه جان و روح و هستی ام
    آدرس گیرنده : عراق ، کربلا ، خیابان بین الحرمین ، ورودی باب القبله ، ضریح شش گوشه حضرت سید الشهدا علیه السلام
  • سید محمد حسین آقایی پور

    سید محمد حسین آقایی پور

    25 آبان 1394 at 14:38 |
    موکب به موکب از تو فقط حرف می زنند
    این شور و عشق و زلزله آتشین توست

    در قتل تو حرارتی از جنس آتش است
    شوق زیارت تو الفبای دین توست
  • مریم حسینی

    مریم حسینی

    29 مهر 1394 at 20:15 |
    سلام حسینی هستم یک داوطلب
  • فهیمه نجفی

    فهیمه نجفی

    27 مهر 1394 at 08:45 |
    سلام
    منم میام ایشالا
    • اعظم امیروثوقی

      اعظم امیروثوقی

      19 آبان 1394 at 23:12 |
      نخیر لازم نکرده .... چیه هر سال شما راهی میشی؟چه معنی داره؟
      • اعظم امیروثوقی

        اعظم امیروثوقی

        19 آبان 1394 at 23:18 |
        • اعظم امیروثوقی

          اعظم امیروثوقی

          19 آبان 1394 at 23:19 |
          می بینم که اسمتم اون بالا نزدن
          • فهیمه نجفی

            فهیمه نجفی

            24 آبان 1394 at 11:00 |
            الان دیگه اضافه شد :)
  • صفورا محمدی

    صفورا محمدی

    26 مهر 1394 at 09:57 |
    سلام انشاالله امسال من هم میخوام شرکت کنم... میبرید منو؟؟
  • محمّدرضا پورهاشمی

    محمّدرضا پورهاشمی

    25 مهر 1394 at 22:58 |
    سلام
    سرپرست، منم ميبرين با خودتون؟!
  • محمدصالح خندق آبادی

    محمدصالح خندق آبادی

    25 مهر 1394 at 07:53 |
    حالا تمام دغدغه ام این شده حسین
    این اربعین کرببلا می بری مرا؟

    سلام
    ان شاءالله برای زیارت اربعین قصد دارم با گروه همراه بشم.
  • فرشته عرب گل

    فرشته عرب گل

    23 مهر 1394 at 22:19 |
    سلام و شب بخیر
    ا
    ن شاءالله منم میخوام، برنامه اربعین رو شرکت کنم.
    (البته دو روز پیش هم عرض کرده بودم که فرمودید اینجا اعلام کنم)
  • امیرحسین بابالو

    امیرحسین بابالو

    19 مهر 1394 at 13:27 |
    سلام علیکم
    محدودیت سنی که نداره؟؟؟
    اگه محدودیت سنی نداشته باشه بنده هم می ایم
  • رحیم ابوالقاسمی مقدم

    رحیم ابوالقاسمی مقدم

    18 مهر 1394 at 16:30 |
    سلام ان شاالله اگه اجازه بدید منم به اتفاق همسر و دخترم که تا اون موقع ان شاالله حدودا 5ماهش میشه میایم
    قول میدیم که هر جا دیدم که داریم دست و پا گیر میشیم از گروه جدا بشیم، تا گروه به خاطر ما توی معذوریت نیفته
    ما یه بار تجربه این سفر رو داشتیم و با شرایطش آشناییم.
    در بزم وصالش همه کس طالب دیدار / تا یار که را خواهد و میلش به که باشد
    • مرضیه کشاورز

      مرضیه کشاورز

      24 مهر 1394 at 08:39 |
      دختر 5 ماه تونو به صورت پیاده با اون همه آلودگی میخواین ببرین کربلا؟!
      من فکر نمی کنم این کار درست باشه.
      شما هر بیماری بگیرین یا هر مشکلی براتون پیش بیاد بدنتون مقاومه اما یه نوزاد 5 ماهه اصلا این سفر براش اوکی نیست.
      فکر نمیکنم خود امام حسین (ع) هم راضی به این کار باشن. عشق و علاقه یه چیزیه منطقی فکر کردن هم یه قسمت دیگه ست. این نظر من بود ایشالا که کار درست رو انجام بدین و پشیمونی براتون به بار نیاره.
      و من الله توفیق!
  • محبوبه محسنی

    محبوبه محسنی

    14 مهر 1394 at 11:55 |
    کاش بالاخره بعد از شش سال تحریم کربلای منم لغو کنن ...کاش
  • راضیه خجسته پور

    راضیه خجسته پور

    13 مهر 1394 at 16:01 |
    حالا تمام دغدغه ام این شده حسین(ع) این اربعین کرب بلا میبری مرا؟؟
    ان شا الله اگه بطلبن ما هم مشتاقیم.
    ما: راضیه و رقیه خجسته پور
  • سمیه چیتی

    سمیه چیتی

    13 مهر 1394 at 01:41 |
    سلام انشالله بنده مي ام☺

نظر بدهید

لطفا عضو سایت شوید تا بتوانید نظر بدهید.